تنگ نظر ها بخوانند....
تنگنظر ممکن است یک فرد باشد و یا گروهی باشد حاکم بر محیطی. تنگنظر اگر هنرمند است هنرمندی است غیرخلاق اگر مدیر است مدیری است خشک و عصبی و غیرخلاق انعطاف و اگر پدر خانه است خانهاش جوی خشک و نخواستنی دارد و اگر فردی است عادی در روابطش با دیگران متکی بر بخل و حسادت است و از همه عیب میگیرد. و اما تو تو در کجای زندگیات تنگنظری؟! چشم دیدن رشد کدامیک از اطرافیانت را نداری؟ آیا نگاه تو هم مثل نگاه تنگنظر اخم دارد و با کلامات نیش و زخم زبانی میزنی؟
تنگنظر تماموقت خود را به نفی و انکار همهچیز و همه کس اختصاص میدهد. تنگنظری را میتوانید در هر سطح از زندگی ردیابی کنید در جامعه ما هم تنگنظری حاکم است. تنگنظر گاهی پدر است و گاهی مادر گاهی مدیر است و گاهی دکتر و مهندس. تنگنظری ربطی به سطح تحصیلات ندارد البته تنگنظر هوش عقلانی بالایی دارد ولی هوش عاطفی و انسانیاش بسیار ضعیف است.
تنگنظرها به اخلاق تا آنجا احترام میگذارد که قانون خود نوشتهاش حکم میکند. او ناخودآگاه همه جهان را به شکل مینیاتوری کوچک در ذهن خود تصویر میکند. ذهن او امکانات رشد ندارد و واژههای گفتمانش همیشه تکراری است. کاری جز ایجاد اختلال در طبیعت ندارد. تنگنظر سیگنال ضعیف به طبیعت ارسال میکند و انرژیهای منفی تولید مینماید. آرزوهای او همه متمرکز بر آن است که کسی به آرزوهایش نرسد. در اتوبان جهان تنگنظر از غافله سرعت عقب است و هیچ هیجان خلاقی در او مشاهده نمیشود.
تنگنظر در شهر شلوغ ما امروز الفاظ را در اختیار دارد. خود میبرد میدوزد و البته خود هم میشکافد! او با واژههای بیریشه خود میکوشد تا انسانهای خلاق را تحقیر کند و در گفتار و منش آنها اغتشاش راه بیاندازد. او هنرمندان مردن را زیر سبیلی رد میکند. تنگنظر به انواع شگردهای توصیف و تحقیر اجتماعی مسلط است. شیوههایش بر اساس سبک مالیخوالیسم بنا شده است و به انواع شیوهها به تولید ادبیات نفرت و دورویی میپردازد. تنگنظر پیشینه تاریخی دارد. او گرفتار نفس است. او حتی از تحسین یک کودک هم ابا دارد چرا که همه تبریکها را برای خودش میخواهد او نمیخواهد با تمجید خود دل کسی را خوش کند. حاصل کار و کارنامه همه باید تحقیری باشد که او میخواهد. بافت سلولی او به انسانهای عهد نبود میخورد اما قیافه خود را به لحاظ فرم به مدرنیسم میکشاند. او دوست ندارد مردم شاد و سرخوش باشند تنگنظر مست توتیای سخن خویش است و خود را دانشمندی میداند که براساس شبهههای خود اسرار جهان را فاش مینماید. تنگنظر حقیری است که به گدایی شهرت و ثروت و شهوت نشسته است. اگر قرار باشد که جهان بر مدارهای خیال او استوار باشد مردابها جاری و پروانهها پرپر خواهند شد. خاک حاصلخیز نخواهد بود و خانه آرزوها با چوبدست شعبده او هر آن خراب خواهد شد.
تنگنظر اگر ادیب است به ادبیات شهر آشوب دل بسته است و اگر کشتیگیر است همیشه به فکر بارانداز مخالف! او میخواهد همه ساکت باشند تا فقط او صحبت کند. او همچون آتشفشانی فعال ولی خاموش است و شجاعت عجیبی در شکست خوردن و انضباط شدیدی در هرج و مرج دارد.
در هر یک از انسانها شکلی از تنگنظری خودنمایی میکند و این نوع نگرش میتواند جلوی هر نوع پیشرفت و ترقی را بگیرد. فرد تنگنظر هم ترسو است هم خسیس است و هم طمعکار. فرد تنگنظر کلکسیونی ار گرههای کور در سراسر زندگیاش را در درون خود جمع کرده است. از نگاه تنگنظر بغض و کینه میبارد. او فردی است متعصب و سرخست. او دوست ندارد کسی رشد کند و به شکلهای مختلف جلوی رشد اطرافیانش را میگیرد او همیشه در حال مقایسه است و فراموش کرده دست خداوند است که فراتر از همه چیزهای دیگر در زندگی جاری است. تنگنظر ادعاهای بسیار دارد ولی مساحتش بسیار کم است و به خاطر همین تا ابد در شکنجه به سر میبرد. او گمکردهای دارد که اسم آن را نمیداند. او سرگشتهایست که در خروارها رویای نابالغ گرفتار آمده. تنگنظر بازتاب شرطی انسانهای غیرمتمدن است.
چنین فرد یا افرادی گاهی در مقامی هستند که میتوانند برای من و تو تصمیمگیری کنند تنگنظرها امروز نگاهشان جنگی است و در حریم زمین کار انسانها را به درماندگی و استیصال کشاندهاند.
تنگنظرها اگر ادیب است به ادبیات شهر آشوب دل بسته است و اگر کشتیگیر است همیشه به فکر بارانداز مخالف! او میخواهد همه ساکت باشند تا فقط او صحبت کند. او همچون آتشفشانی فعال ولی خاموش است و شجاعت عجیبی در شکست خوردن و انضباط شدیدی در هرج و مرج دارد.
در هر یک از انسانها شکلی از تنگنظری خودنمایی میکند و این نوع نگرش میتواند هر سیستمی را متوقف کند. در خانه مدرسه سازمان و جامعه تنگنظری میتواند جلوی هر نوع پیشرفت و ترقی را بگیرد. فرد تنگنظر هم ترسو است هم خسیس است و هم طمعکار. فرد تنگنظر کلکسیونی از گرههای کور در سراسر زندگیاش را در درون خود جمع کرده است. از نگاه تنگنظر بغض و کینه میبارد. او فردی است متعصب و سرسخت. او دوست ندارد کسی رشد کند و به شکلهای مختلف جلوی رشد اطرافیانش را میگیرد او همیشه در حال مقایسه است و فراموش کرده دست خداوند است که فراتر از همه چیزهای دیگر در زندگی جاری است. تنگنظرها ادعاهای بسیار دارد ولی مساحتش بسیار کم است و به خاطر همین تا ابد در شکنجه به سر میبرد. او گم کردهای دارد که اسم آن را نمیداند. او سرگشتهایست که در خروارها رویای نابالغ گرفتار آمده. تنگنظرها بازتاب شرطی انسانهای غیر متمدن است.
چنین فرد یا افرادی گاهی در مقامی هستند که میتوانند برای من و تو تصمیمگیری کنند تنگنظرها امروز نگاهشان جنگی است و در حریم زمین کار انسانها را به درماندگی و استیصال کشاندهاند.
تنگنظرها
برچسب: ،