خريدار روغن سوخته و خريد روغن سوخته بصورت ليتري و بشكه اي خريدار روغن سوخته و خريد روغن سوخته بصورت ليتري و بشكه اي .

خريدار روغن سوخته و خريد روغن سوخته بصورت ليتري و بشكه اي

چگونه بفهميم كه به ما دروغ ميگويند؟

ابوالقاسم رجب با اين مقدمه مقاله‌اي را درباره راه‌هايي براي شناسايي افراد دروغگو نوشته كه بخش‌هايي از آن در ادامه مي‌آيد:

چرا دروغ مي‌گوييم؟


جز در موارد خاص كه شخص دروغگو از رفتارش بي‌آنكه به دنبال كسب منفعتي باشد لذت مي‌برد، پيوسته براي دروغ‌هايمان به دنبال دلايلي قانع كننده مقابل وجدان خويش مي‌گرديم.
ترس از دست دادن يا ميل به دست آوردن فردي كه به او علاقه‌منديم، موقعيت شغلي يا اجتماعي مناسب و… مهم‌ترين انگيزه‌هاي دروغ‌هاي كوچك و بزرگ هستند.
روان‌شناسان بر اين باورند كه بيشتر دروغ‌هاي ما به منظور محافظت از روابط اجتماعي‌مان است. هنگامي‌كه همسرتان از شما درباره بزرگي دماغش سوال مي‌كند ممكن است واكنشي كاملا صادقانه در قبال پرسش او نداشته باشيد زيرا احساس مي‌كنيد شايد باعث رنجش خاطر او شويد.
از سوي ديگر نبايد فراموش كرد جز در موارد استثنا و درمورد افرادي كه با توجه به اعتقادات مذهبي قوي‌اي كه دارند و مبرا از خطا هستند، كسي كه ادعا كند در طول زندگي‌اش دروغ نگفته دروغگوي بزرگي است. بي‌ترديد همه ما از روي اجبار يا به اختيار خودمان دروغ‌هايي در زندگي مي‌گوييم اما گاهي افرادي پيدا مي‌شوند كه در اين زمينه افراط مي‌كنند. روان‌شناسان دانشگاه داندي اسكاتلند رفتار چنين انسان‌هايي را مورد مطالعه قرار داده و عللي برايشان برشمرده‌اند.

پنج عامل دروغگويي


بيماري دروغگويي: نداشتن درك صحيح از كار درست و غلط و نداشتن حس پشيماني پس از آزار ديگران از ويژگي‌هاي اصلي اين‌گونه بيماران است. چنين افرادي بسيار حرفه‌اي دروغ مي‌گويند و به هيچ وجه احساس بدي نسبت به عمل خود ندارند و اصولا با عذاب وجدان بيگانه‌اند.

عادتي به نام دروغگويي: براي چنين افرادي هميشه دروغ اولين گزينه است؛ حتي اگر برايش دليلي قانع كننده وجود نداشته باشد. تجربيات و خاطرات دوران كودكي افراد دروغگو- نظير زندگي در محيط فاسدي كه دروغ ضرورت ادامه حيات و زندگي نسبتا راحت آنها بوده است- باعث مي‌شوند آنها در هر سن و سالي هم كه باشند به طور ناخودآگاه دروغگويي را ترجيح دهند.

خودشيفتگي: نارسيسيت‌ها دروغ مي‌گويند تا نزد ديگران محترم شمرده شوند و بزرگ‌تر از آنچه هستند جلوه كنند.

بي‌ثباتي شخصيتي: معمولا زندگي افرادي كه چنين خصوصيتي دارند با بي‌بندوباري اخلاقي همراه است. آنها براي فرار از احساس گناه و شرمي كه نسبت به اعمال و مسووليت‌ناپذيري خود دارند در دروغگويي افراط مي‌كنند.

دروغ‌هاي نمايشي: «حالم اصلا خوب نيست، به زودي مي‌ميرم» و «اگر تركم كني خودم را مي‌كشم» از اين قبيل دروغ‌هاست كه غالبا براي جلب حس ترحم يا عشق و محبت اطرافيان گفته مي‌شود. اين دروغ‌ها لزوما منعكس‌كننده احساسات واقعي شخص نيست.


چگونه دروغ‌سنج خوبي باشيم؟

روان‌شناسان توصيه‌هايي مي‌كنند كه دانستن آنها مي‌تواند به شما كمك كند:

ـ‌ به حركات ظاهري او توجه كنيد: تنها به يك فاكتور مثلا استرس داشتن فرد توجه نكنيد چرا كه ممكن است شخصي راست بگويد ولي هنگام صحبت كردن عصبي به نظر برسد. قبل از اينكه سوال بپرسيد- بدون آنكه جلب توجه كنيد- حالات اوليه وي نظير ميزان نگراني، عصبانيت، ارتباط چشمي و پلك زدن وموقعيت دست‌هايش را به خاطر بسپاريد.

ـ‌ مقايسه كنيد: كليد فهميدن اينكه شخصي دروغ مي‌گويد يا نه در اين است كه پس از سوال كردنتان- درست طول زمان كوتاهي كه اطلاعات در مغز طرف مقابل پردازش مي‌شود تا جواب شما را بدهد- تغييرات رفتاري‌اي را كه در مرحله پيش به خاطر سپرده‌ايد بررسي كنيد. توجه داشته باشيد فرصت مقايسه را از دست ندهيد زيرا احتمالا پس از گذشت اين زمان طلايي فرد به تسلطي نسبي روي رفتارش خواهد رسيد.

ـ‌ به حرف‌هاي او خوب گوش كنيد:گاهي اوقات توجه به حالات بدن و ريز شدن در رفتار طرف مقابل كمك شاياني به شما نمي‌كند. در اين‌گونه موارد دقت در گفته‌هاي شخص، بهترين راهنماست. دروغگوها معمولا بيش از حد به جزئيات بي ربط مي‌پردازند. آنها سعي مي‌كنند با اين كار ذهن مخاطبشان را از موضوع اصلي دور كنند تا دروغشان كمرنگ جلوه كند. فراموش نكنيد كه دروغگو فراموشكار است و احتمال اينكه متناقض صحبت كند بسيار زياد است.

ـ‌ چند دقيقه مكث كنيد: براي بيشتر مردم دروغ گفتن امري سخت و استرس زاست و هيچ اتفاقي مثل سكوتي كه ميان پاسخ او و سوال بعدي‌تان برقرار مي‌كنيد عذاب‌آور نيست. سعي كنيد در اين لحظات ميزان عصبانيت و نگراني‌اش را بسنجيد.

ـ‌ بحث را عوض كنيد: بي‌ترديد شيرين‌ترين زمان براي دروغگو لحظه‌اي است كه احساس كند دروغ به پايان رسيده و در كارش موفق بوده است. تغيير بحث توسط شما احتمالا لبخندي بر لبان دروغگو مي‌نشاند. در اين هنگام بازگشت به مبحث قبلي مانند ضربه پاياني يك بوكسور براي ناك اوت كردن حريفش است و با خشم مضاعف او همراه خواهد بود.


تشخيص فرد دروغگو از شخص راستگو جزء علايق مشترك همه ماست و به قولي «لذتي كه در گرفتن مچ شخص دروغگو هست در دروغ گفتن نيست».

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۰۹ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

قبل از امتحان بنويسيد

نوشتن، ترس پيش از امتحان را كاهش مي‌دهد

روانشناسان دانشگاه شيكاگو روش ساده‌اي را براي كاهش ترس از امتحان توصيه مي‌كنند. آنها به اين نتيجه رسيده‌‌اند كه اگر پيش از امتحان ترس‌هايمان را بر روي كاغذ بياوريم ترس‌كاهش پيدا مي‌كند و نتيجه‌ي بهتري به دست مي‌آوريم.

افزايش ضربان قلب، بي‌خوابي و مغزي كه انگار ديگر كار نمي‌كند از علائمي است كه بسياري آنها را پيش از انجام يك آزمون تجربه كرده‌اند. ترس از امتحان باعث كاهش تمركز مي‌شود و مانند فيلتري در حافظه دست‌يابي مجدد به آنچه كه فراگرفته شده را دشوار مي‌سازد.

چگونه مي‌توان آزمون‌ها را از احساسات منفي رها كرد؟ چگونه مي‌توان با تمركزي بيشتر، از نتيجه‌ي بهتري برخوردار شد؟

پاسخ اين سئوال‌ها را سيان بايلوك و جراردو راميرز، دو روانشناس دانشگاه شيكاگو، پس از انجام يك آزمايش تحقيقاتي ارائه كرده‌اند. به عقيده‌ي آنان براي رهايي از ترس امتحان بايد اضطراب‌هاي خود را بر روي كاغذ بياوريم.

اين محققان گروهي از دانشجويان را براي انجام آزمايش‌هاي خود انتخاب كرده و از آنها خواستند، در دو امتحان تستي رياضي پياپي شركت كنند.

در نخستين مرحله تنها از دانشجويان خواسته شد، نهايت تلاش خود را براي يافتن پاسخ‌هاي صحيح به كار ببرند. در دومين مرحله فشار بيشتري بر دانشجويان وارد آمد تا اين مرحله حالت امتحاني جدي به خود بگيرد.

محققان به دانشجويان گفتند، در صورت برخورداري از نمره‌ي بالا مي‌توانند، به عنوان پاداش پول دريافت كنند. همچنين اين نمره با نمره‌ي دانشجويي ديگر جمع خواهد شد و بنابراين نمره‌‌ي جداگانه‌ي هر دانشجو بر روي ميانگين نتيجه‌ي اين امتحان تأثير خواهد گذاشت. افزون بر اين به دانشجويان گفته شد كه از آنها به هنگام انجام اين امتحان فيلم‌برداري مي‌شود.

دانشجويان را به ۳ گروه تقسيم كردند. اولين گروه بايد ۱۰ دقيقه منتظر دريافت برگه‌ي امتحان مي‌ماند بي‌آنكه كاري كند.

دانشجويان دومين گروه بايد در اين ۱۰ دقيقه در باره هر چه كه مي‌خواستند مطلبي مي‌نوشتند، غير از اين امتحان.

اما از سومين گروه خواسته شد كه در اين مدت راجع به احساساتشان در مورد اين امتحان بنويسند.

نتايج اين تحقيق

دانشجويان گروه اول كه در ۱۰ دقيقه‌ي پيش از امتحان دست به هيچ كاري نزدند و همچنين دانشجويان گروه دوم كه راجع به مسايل مختلف نوشتند در مرحله‌ي دوم نتيجه‌‌اي بدتر از مرحله‌ي اول به دست آوردند.

اما گروه سوم كه ترس‌ها و احساسات مربوط به اين امتحان را بر روي كاغذ آورد، به مراتب نمره‌ي بهتري نسبت به مرحله‌ي اول كسب كرد.

اين تحقيق را محققان بر روي دانش‌آموزان يك دبيرستان نيز انجام داده‌اند. در اين مورد نيز نتيجه‌اي مشابه به دست آمد. نتيجه‌اين بود كه نوشتن ترس‌هاي مربوط به امتحان نهايي باعث شد كه اين دانش‌آموزان هم نمره‌ي بالاتري به دست بياورند.

محققان همچنين بر اين نظرند كه نوشتن ترس‌ها در هر مورد كه باشد موجب مي‌شود كه ترس كاهش پيدا كند.

كساني كه عادت كرده‌اند، قسمت‌هايي از زندگي خود را در دفترچه‌اي به نام "خاطرات" بنويسند، آگاهانه يا ناآگاهانه از اين مسئله بهره‌ خواهند برد، چرا كه نوشتن احساسات ناخوشايند، شدت آنها را كاهش مي‌دهد.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۰۸ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

تقويت حافظه با روشهاي ساده

1-مكالمه و حرف زدن

هنگامي كه شما با يك نفر مشغول صحبت كردن هستيد، احساس رضايتمندي مي كنيد. تحقيقاتي در دانشگاه ميشيگان راجع به انواع مختلف ارتباطات كلامي و اثر آنها بر روي مغز انجام گرفته است. اين تحقيقات نشان داده كه صحبت هاي منفي هيچ فايده اي ندارند. در حالي كه اگر مكالمه اي مفيد صورت گيرد، افراد مكالمه كننده عملكرد اجرايي و ادراكي خوبي را به دست مي آورند و اين عملكردها همان حافظه مي باشد.

تحقيقات ديگري بر روي مكالمات سودمند و معني دار انجام شد و محققان به اين نتيجه رسيدند كه فرد مكالمه كننده بيشتر سعي مي كند كه فكر طرف مقابل را بفهمد و حتي صحبت هاي بعدي را حدس بزند كه اين كار باعث تحريك منطقه اي در مغز مي گردد كه وابسته به حافظه است.

2- نداشتن استرس

آيا تا به حال براي شما اتفاق افتاده است كه به آشپزخانه برويد و از خودتان بپرسيد كه چرا من اينجا هستم و چه كاري مي خواستم انجام دهم؟ اين يكي از مشكلات رايج حافظه مي باشد كه از استرس منشا مي گيرد.

هنگامي كه شما استرس داريد، هورمون كورتيزول در مغز افزايش مي يابد و حافظه كوتاه مدت را از بين مي برد

پس بهتر است به مغزتان آموزش دهيد كه در صورت مواجهه با استرس و عصبانيت، بهتر عمل كند. مديتيشن و تنفس عميق باعث دوري از استرس و آرامش فرد مي گردد.

3- يادگيري يك زبان ديگر

محققان به اين نتيجه رسيده اند كه يادگيري يك زبان جديد بر روي قدرت حافظه اثر فوق العاده زيادي دارد. تحقيقات نشان داه است افرادي كه با بيشتر از دو زبان صحبت مي كنند (مثلا فارسي و تركي)، كمتر قدرت حافظه خود را در طول زندگي از دست مي دهند.

در ضمن هر چه قدر تعداد زبان هايي كه فرد مي تواند با آنها صحبت كند بيشتر باشد، كاهش حافظه كمتر است؛ براي مثال، فردي كه به 4 زبان و بيشتر مي تواند صحبت كند، نسبت به فردي كه به 2 زبان صحبت مي كند، پنج بار كمتر دچار مشكلات حافظه مي گردد. و يا فردي كه به 3 زبان حرف مي زند، نسبت به فردي كه به 2 زبان حرف مي زند، سه بار كمتر دچار مشكلات فهمي مي گردد.

پس از همين امروز تصميم بگيريد يك زبان ديگر را هم بياموزيد تا حافظه تان قوي تر گردد.

4- نوشيدن آب چغندر

آب چغندر حافظه را تقويت مي كند. آب چغندر داراي نيترات مي باشد كه در بدن تبديل به نيتريت مي شود و باعث تسريع در جريان خون و اكسيژن رساني بيشتر مي شود.

تحقيقات نشان داده است كه ديوانگان و افرادي كه قدرت فهم كمي دارند، فاقد اكسيژن در منطقه خاصي از مغز مي باشند. نيترات مي داند كه كدام قسمت از بدن نياز به جريان خون بيشتر و اكسيژن بالاتري دارد. پس اين نظريه ثابت شد كه غذاهاي غني از نيترات مانند: چغندر، كلم، كرفس و اسفناج مي توانند قدرت فهم را افزايش دهند و باعث تقويت مغز و فكر گردند.

5- رژيم غذايي مديترانه اي

رژيم غذايي مديترانه اي سرعت كاهش فهم و حافظه را در افراد بزرگسال كم مي كند. به طور كلي، افرادي كه بيشتر از سبزيجات تازه، حبوبات، روغن زيتون و ماهي استفاده مي كنند، كمتر دچار كاهش فهم مي شوند.

6- وقفه تنفسي در خواب (آپنه خواب)

آپنه خواب باعث بيدار شدن فرد در نصف شب مي گردد. اگر اين مشكل را درمان نكنيد، باعث خواب آلودگي و فراموشي مي گردد. افراد مبتلا به آپنه از اكسيژن كافي محروم هستند كه اين امر، بر روي قشر خاكستري مغز (بافت عصبي مغز) اثر منفي مي گذارد. بيشترين اثرات منفي نيز در قسمت حافظه مي باشد.

7- بيماري قلبي

اگر شما داراي كلسترول بالا و فشار خون بالا باشيد، علاوه بر احتمال بروز بيماري هاي قلبي در شما، مغزتان نيز در معرض خطر قرار دارد. 10 تحقيق در انجمن اعصاب شناسي در امريكا انجام شد و نشان داد افرادي كه در معرض خطر بيماري قلبي وجود دارند، داراي نقصان عملكردهاي ادراكي هستند و برعكس.

8- ورزش مغز

مغز نيز همانند عضلات، نياز به ورزش دارد. اگر آرنج دست چپ تان به مدت 6 ماه بي تحرك باشد، براي آن چه كار مي كنيد؟ مغز نيز همانند آن است.
بهترين راه براي تقويت حافظه، استفاده روزانه از آن است؛ براي مثال اگر براي شما حفظ كردن شماره هاي تلفن سخت است، براي حفظ كردن آنها وقت بگذاريد. بعد از چند وقت مي بينيد كه تمام شماره هاي تلفن را حفظ هستيد



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۰۶ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

يك خاطره ........

خاطره اي از دوران دانشجويي و درسي ماندگار در نوع برقراري ارتباط

اولين روزهاي ورود به دانشگاه بود كه استاد شهرناز مرتضوي تنها روانشناس بين فرهنگي ايران و از اساتيد سالخورده و بنام در اين زمينه، در اولين جلسه درس روانشناسي عمومي و بعد از معرفي و آشنايي با تك تك دانشجويان، جملات خود را اينگونه آغاز كرد: دانشجويان عزيز من به عنوان استاد و شما به عنوان دانشجو اين موضوع را بدانيد كه ما به همديگر نياز داريم ، من به محبت و توجه شما نياز دارم و شما هم به محبت و توجه من ، من از شما توقع دارم كه به گفته هاي من توجه كنيد و شما هم بايداز من انتظار داشته باشيد كه با تمام قوا تلاش كنم تا اطلاعات خود را به شما منتقل نمايم....

بعد از سالها جملات استاد برايم معناي ديگر دارد و مناسب ديدم تا اين خاطره و درس را براي شما خوانندگان عزيزم بنويسم. آري! ايشان در ابتداي كارشان به بهترين شيوه توانستند با ما ارتباط برقرار كنند و با بيان اين جمله كه "من هم به محبت و توجه شما نياز دارم  " شان و مقام دانشجويان خود را بالا برد و با بيان جملاتي ساده و محبت آميز مسئوليتي را به دوش ما گذاشت كه تا آخرين روزهاي دانشگاه ، ما سعي مي كرديم به اين مسئوليت احترام گذاشته و با رفتارمان ثابت كنيم كه ما هم قدر اين اعتماد را مي دانيم و سعي خواهيم كرد اين انتظار را برآورده نمائيم و از همه مهمتر حد و حدود داشتن انتظار استاد از دانشجو و دانشجو از استاد را با شيوه اي محبت آميز بيان نمود و با اين شيوه و رفتار ، آنچنان به قلبهاي دانشجويان  نفوذ كرد كه دانشجويان تا آخرين روزهاي فارغ التحصيلي از محبت و شفافيت استاد سخن ميگفتند و كمتر كسي پيدا مي شد كه درسهاي استاد را نخواند و نخوانده سر كلاس و امتحان حاضر شود. براي اينكه از استاد خجالت مي كشيديم و از اينكه استاد مرتضوي يك لحضه از ما دلخور شود ، مي ترسيديم. باور كنيد آنچنان به ايشان علاقمند شده بوديم كه غيبت در كلاس استاد برايمان معني نداشت و اكثر دانشجويان در امتحان دروس استاد مرتضوي با نمرات بالا و با توان خودشان قبول مي شدند و همه اينها را مديون نوع برقراري ارتباط و  شيوه بيان صادقانه ايشان بوديم .

در مقابل اساتيدي هم بودند كه باتوجه به اينكه اساتيد بنام و توانمندي بودند ، ولي در شروع برقراري ارتباط از موضع بالا و قدرت با دانشجويان خود برخورد مي كردند و با ندادن نمره ، حذف از ليست به دليل غيبت از كلاس دانشجويان را تهديد مي كردند و بعضاً دانشجويان از اين اساتيد مي ترسيدند و شايد  به واسطه اين ترسها ، درسهاي خود را مي خواندند ولي تاثير محبت و نوع برقراري ارتباط استاد مرتضوي ، طوري بود كه دروسي را كه با ايشان پاس مي كرديم ، بعد از 14 سال هنور در ذهن و خاطر ما باقي مانده است، ولي دروسي را كه با ساير اساتيد كه در برقراري ارتباط اوليه با دانشجويان خود مشكل داشتند، گذرانديم ، آنچنان كه بايد در ياد و خاطرمان نمانده است.

البته لازم به يادآوري است كه اساتيد دروس روانشناسي به دليل نوع تحصيلاتي كه داشتند اكثراً رابطه خوبي با دانشجويان خود داشتند و در اين زمينه موفق بودند ، اساتيدي مثل دكتر سيما فردوسي ، دكترشهريار شهيدي ، دكتر مينا كاري ، دكتر عصمت دانش و ..... كه ياد و خاطر آنها براي من بسيار ارزشمند و ماندگار مي باشد.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۰۵ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

30 مشخصه افراد موفق

1- فرصت‌هايي را مي‌بينند و پيدا مي‌كنند كه ديگران آنها را نمي‌بينند.

2- از مشكلات درس مي‌گيرند، در حالي كه ديگران فقط مشكلات را مي‌بينند.

3- روي راه‌حل‌ها تمركز مي‌كنند.

4- هوشيارانه و روشمندانه موفقيت‌شان را مي‌سازند، در زماني كه ديگران آرزو مي‌كنند موفقيت به سراغ‌شان‌ آيد.

5- مثل بقيه ترس‌هايي دارند ولي اجازه نمي‌دهند ترس آنها را كنترل و محدود كند.

6- سوالات درست را به شيوه صحيح از خود مي‌پرسند. سوال‌هايي كه آنها را در مسير مثبت ذهني و روحي قرار مي‌دهد.

7- به ندرت از چيزي شكايت مي‌كنند و انرژي‌شان را به خاطر آن از دست نمي‌دهند. همه چيزي كه شكايت كردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسير منفي‌بافي و بي‌ثمر بودن است.

8- سرزنش نمي‌كنند (واقعا فايده‌اش چيست؟- آنها مسووليت كارهايشان و نتايج كارهايشان را تماما به عهده مي‌گيرند.

9- وقتي ناچارند از ظرفيتي بيش از حد ظرفيت‌شان استفاده كنند هميشه راهي را براي بالا بردن ظرفيت‌شان پيدا مي‌كنند و بيشتر از ظرفيت‌شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو كارآمدتري استفاده مي‌كنند.

10- هميشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامي كه اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه‌ريزي كرده و فكر مي‌كنند تا وقتي كه كارشان را انجام مي‌دهند استرس كمتري داشته باشند.

11- خودشان را با افرادي كه با آنها هم فكر هستند، متحد مي‌كنند. آنها اهميت و ارزش قسمتي از يك گروه بودن را مي‌دانند.

12- بلندپرواز هستند و دوست دارند حيرت‌انگيز باشند. آنها هوشيارانه انتخاب مي‌كنند تا بهترين نوع زندگي را داشته باشند و نمي‌گذارند زندگي‌شان اتوماتيك‌وار سپري شود.

13- به‌وضوح و دقيقا مي‌دانند كه چه چيزي در زندگي مي‌خواهند و چه نمي‌خواهند. آنها بهترين واقعيت را دقيقا براي خودشان مجسم و طراحي مي‌كنند به جاي اينكه صرفا تماشاگر زندگي باشند.

14- بيشتر از آنكه تقليد كنند، نوآوري مي‌كنند.

15- در انجام كارهايشان امروز و فردا نمي‌كنند و زندگي‌شان را در انتظار رسيدن بهترين زمان براي انجام كاري از دست نمي‌دهند.

16- آنها دانش‌آموزان مدرسه زندگي هستند و همواره براي يادگيري روي خودشان كار مي‌كنند.
آنها از راه‌هاي مختلفي مثل تحصيلات آموزشگاهي، ديدن و شنيدن، پرسيدن، خواندن و تجربه كردن ياد مي‌گيرند
.

17- هميشه نيمه پر ليوان را مي‌بينند و توانايي پيدا كردن راه درست را دارند.

18- دقيقا مي‌دانند كه چه كاري بايد انجام دهند و زندگي‌شان را با از شاخه‌اي به شاخه‌اي ديگر پريدن از دست نمي‌دهند.

19- ريسك‌هاي حساب‌شده‌اي انجام مي‌دهند؛ ريسك‌هاي مالي، احساسي و شغلي.

20- با مشكلات و چالش‌هايي كه برايشان پيش مي‌آيد سريع و تاثيرگذار روبه‌رو مي‌شوند و هيچ وقت در مقابل مشكلات سرشان را زير برف نمي‌كنند. با چالش‌ها روبه‌رو مي‌شوند و از آنها براي پيشرفت خودشان بهره مي‌برند.

21- منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمي‌مانند تا آينده‌شان را رقم بزند. آنها بر اين باورند كه با تعهد و تلاش و فعاليت، بهترين زندگي را براي خودشان مي‌سازند.

22- وقتي بيشتر مردم كاري نمي‌كنند؛ آنها مشغول فعاليت هستند. آنها قبل از اينكه مجبور به كاري بشوند، عمل مي‌كنند.

23- بيشتر از افراد معمولي روي احساسات‌شان كنترل دارند. آنها همان احساساتي را دارند كه ما داريم ولي هيچ‌گاه برده احساسات‌شان نمي‌شوند.

24- ارتباط‌گرهاي خوبي هستند و روي رابطه‌ها كار مي‌كنند.

25- براي زندگي‌شان برنامه دارند و سعي مي‌كنند برنامه‌شان را عملي كنند. زندگي آنها از كارهاي برنامه‌ريزي نشده و نتايج اتفاقي عاري است.

26- در زماني كه بيشتر مردم به هر قيمتي مي‌خواهند از رنج كشيدن و بودن در شرايط سخت اجتناب كنند، افراد موفق قدر و ارزش كار كردن و بودن در شرايط سخت را مي‌فهمند.

27- ارزش‌هاي زندگي‌شان معلوم است و زندگي‌شان را روي همان ارزش‌ها بنا مي‌كنند.

28- تعادل دارند. وقتي از لحاظ مالي موفق هستند، مي‌دانند كه پول و موفقيت مترادف هم نيستند. آنها مي‌دانند افرادي كه فقط از نظر مالي در سطح مطلوبي قرار دارند، موفق نيستند. اين در حالي است كه خيلي‌ها خيال مي‌كنند پول همان موفقيت است. ولي آنها دريافته‌اند كه پول هم مثل بقيه چيزها يك وسيله است براي دستيابي به موفقيت.

29- اهميت كنترل داشتن روي خود را درك كرده‌اند. آنها قوي هستند و از اينكه راهي را مي‌روند كه كمتر كسي مي‌تواند برود، شاد مي‌شوند.

30- از خودشان مطمئن هستند.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۰۵ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

خودتان را تست كنيد


۱) يك فروند هواپيما در مرز آمريكا و كانادا سقوط مي‌كند. بازماندگان از سقوط را در كجا دفن مي‌كنند؟
.كانادا – آمريكا – هيچ‌كدام

۲) يك خروس در بام خانه‌اي كه شيب دوطرفه دارد، تخم مي‌گذارد. اين تخم از كدام طرف مي‌افتد؟
شمال – جنوب – هيچ‌كدام

۳) خانمي‌عاشق رنگ قرمز است و تمام وسايل‌ او به رنگ قرمز است. او در آپارتماني يك طبقه كه قرمزرنگ است، زندگي مي‌كند. صندلي و ميز او قرمزرنگ است.تمام ديوارها و سقف آپارتمان قرمزرنگ هستند. كفپوش آپارتمان و فرش‌ها نيز قرمزرنگ هستند.تلويزيون هم قرمز رنگ است. سريع پاسخ دهيد كه پله‌هاي آپارتمان چه رنگي هستند؟
قرمز – آبي – هيچ‌كدام

۴) پدر و پسري را كه در حادثه رانندگي مجروح شده بودند، به بيمارستان مي‌برند.پدر در راه بيمارستان فوت مي‌كند ولي پسر را به اتاق عمل مي‌برند. پس از مدتي دكتر مي‌گويد من نمي‌توانم اين شخص را عمل كنم، به علت اينكه او پسر من است.آيا به نظر شما اين داستان مي‌تواند صحت داشته باشد؟
آري – خير – هيچ‌كدام

۵ ) اگر چهار تخم‌مرغ، آرد، وانيل، شكر، نمك و بيكينگ پودر را با همديگر مخلوط كنيد، آيا كيك خواهيد داشت؟
آري – خير – هيچ‌كدام

۶) آيا مي‌توانيد از منزلتان بالاتر پرش كنيد؟
آري – خير – هيچ‌كدام

۷) يك كيلوگرم آهن چند گرم سنگين‌تر از يك كيلو گرم پنبه است؟
۱گرم – ۱۰۰گرم – هيچ‌كدام

۸ ) مردي به طرف يك پليس كه در حال جريمه كردن اتومبيل بود، مي‌رود و التماس مي‌كند كه پليس جريمه نكند ولي آقاي پليس قبول نمي‌كند. به پليس نه يك بار بلكه هشت بار بد دهني مي‌كند.جواب دهيد كه اين مرد چند بار جريمه خواهد شد؟
۸ بار – ۹بار – هيچ‌كدام

۹ ) اگر تمام رنگ‌ها را با هم مخلوط كنيد، آيا رنگين كمان خواهيم داشت؟
آري – خير – هيچ‌كدام

۱۰) گرگي به بالاي كوه مي‌رود تا غرش شبانه‌اش را آغاز كند.چه مدت طول مي‌كشد تا به بالاي كوه برسد؟
دو‌شب – پنج‌شب – هيچ‌كدام

۱۱) اگر به‌طور اتفاقي وارد كودكستان دوران كودكي‌تان شويد، آيا قادر به خواندن نوشتن و انجام جدول ضرب خواهيد بود؟
آري – خير – هيچ‌كدام

۱۲) آيا امكان دارد يك نفر سريع‌تر از رودخانه مي‌سي‌سي‌پي شنا كند؟
آري – خير – هيچ‌كدام

۱۳) آقاي بيل اسميت و خانم ژانت اسميت از هم طلاق مي‌گيرند. پس از مدتي خانم ژانت اسم اوليه خود را پس مي‌گيرد.با اين حال، پس از پنج سال با اينكه هنوز از آقاي بيل اسميت طلاق گرفته است، دوباره خانم ژانت اسميت مي‌شود. آيا اين قضيه امكان‌پذير است؟
آري – خير – هيچ‌كدام

۱۴) آقاي جيم كوك مشكوك به قتل است ولي وقتي كه پليس از او سوال مي‌كند كه در موقع قتل كجا بوده است، آقاي جيم مي‌گويد در خانه مشغول تماشاي سريال مورد علاقه‌ام بوده‌ام. حتي جزئيات سريال را براي پليس شرح مي‌دهد.آيا اين موضوع ثابت مي‌كندكه آقاي جيم بي‌گناه است؟
آري – خير – هيچ‌كدام

۱۵) يك شترمرغ تصميم مي‌گيرد كه به وطنش بازگردد.چه موقع براي پرواز او به جنوب مناسب است؟
بهار – پاييز – هيچ‌كدام

۱۶) جمله بعدي صحت دارد.جمله قبلي غلط است.آيا اين قضيه منطقي است؟
آري – خير – هيچ‌كدام

۱۷) آيا امكان دارد كه يك اختراع قديمي‌قادر باشد كه پشت ديوار را به ما نشان دهد؟
آري – خير – هيچ‌كدام

۱۸) اگر بخواهيد يك نامه به دوست‌تان بنويسيد، ترجيح مي‌دهيد با شكم پر يا با شكم خالي بنويسيد؟
پر – خالي – هيچ‌كدام

● پاسخنامه


۱) هيچ كدام. بازماندگان كه زنده هستند نيازي به دفن كردن ندارند.
۲) هيچ كدام.خروس كه تخم نمي‌گذارد!
۳)هيچ كدام.آپارتمان يك طبقه كه راه پله ندارد!
۴) آري. اگر اين سوال را نتوانستيد جواب دهيد، واي بر شما.دكتر يك خانم جراح است يعني اين شخص مادر پسر است!
۵) خير، شما پيش از اينكه كيك داشته باشيد بايد آن را بپزيد !
۶) آري،.بپريد و ببينيد كه خانه شما چقدر مي‌پرد!
۷) هيچ كدام. يك كيلوگرم آهن با يك كيلوگرم پنبه به طور دقيق برابر هستند.
۸) هيچ كدام. خودرو به آن مرد تعلق ندارد.
۹) خير.رنگ خاكستري خواهيد داشت.
۱۰) هيچ‌كدام. گرگ پيشتر بالاي كوه است.
۱۱) آري، شما فقط از كودكستان ديدن مي‌كنيد و با همين شرايطي كه الان داريد فقط وارد كودكستان شده‌ايد.
۱۲) آري، چون كه رودخانه‌ها كه قادر به شنا كردن نيستند!
۱۳) آري ژانت با يك آقاي ديگر كه فاميل‌اش اسميت بوده، ازدواج كرده است.
۱۴) خير.چون كه ممكن است اين سريال تكراري باشد و او پيشتر اين سريال را ديده باشد.
۱۵) هيچ كدام.شتر مرغ كه قادر به پرواز نيست.
۱۶) هيچ كدام. چون كه جملات متضاد هم هستند.
۱۷) آري.پنجره يك اختراع قديمي‌است كه به وسيله آن مي‌توان پشت ديوار را مشاهده كرد!
۱۸) هيچ كدام.بهتر است كه يك نامه عاشقانه را با قلم و كاغذ بنويسيد و با شكم نمي‌توان نامه نوشت!


● تفسير آزمون


▪ اگر تعداد جواب‌هاي صحيح شما بين صفر تا ۵ بود، معنايش اين است كه شما به طرز وحشتناكي به جزئيات بي‌توجهيد. حواستان كجاست؟

▪ اگر تعداد جواب‌هاي درست بين ۶ تا ۱۰ بود، نسبتاً بد نيست، اگرچه اين نشان مي‌دهد كه چندان به جزييات توجه نمي‌كنيد. شايد داريد به مسايلي توجه مي‌كنيد كه بقيه به آنها توجه نمي‌كنند. خدا كند اين‌طور باشد!

▪ اگر تعداد جواب‌هاي درست شما بين ۱۱ تا ۱۵ بود، بسيار خوب است.شما خوب به جزييات توجه مي‌كنيد. خدا خيرتان بدهد!

▪ اگر تعداد جواب‌هاي صحيح شما بين ۱۶ تا ۱۸ بود، يعني شما يك پا شرلوك هولمز هستيد. احسنت!



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۰۴ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

حسادت كابوس زندگي

ولي بدون تعارف بايد گفت كه شهر ما يك ويژگي منفي هم دارد كه همه ما به آن پي برده ايم و يكي از دلايل عقب ماندگي شهرمان را وجود اين خصيصه مي دانيم . اين ويژگي چيزي نيست بجز حسادت كه يك هيجان و رفتار منفي است و جالب است كه همه ما وقتي دلايل عقب ماندگي شهرمان را بررسي و در باره اشت صحبت مي كنيم ، به راحتي اقرار مي كنيم كه : " آقا ما حسوديم و چشم ديدن پيشرفت جوانان و همشهريان خودمان را نداريم " آيا به راستي اين گونه است؟

در اين نوشته بنده سعي نمودم اين ويژگي رفتاري را از منظر روانشناختي مورد بررسي قرار دهم.

حسادت چيست؟

يكي از رذايل اخلاقي كه علماء اخلاق از آن نهي كرده اند؛ رذيله حسادت است. حسد صفت بسيار زشتي است كه آدمي را به پست‌ترين مرحلۀ رذالت مي‌رساند تا جايي كه شخص حسود آرزوي زوال نعمت از ديگري را دارد. در اين باره د ر تعريف حسد راغب اصفهاني در مفردات مي‌گويد «حسد آرزوي زوال نعمت از كسي است كه سزاوار داشتن آن نعمت است و شخص حسود علاوه بر آرزوي قلبي چه بسا كوشش در زوال آن نعمت مي‌كند.»

حسادت يك هيجان منفي است ولي اين هيجان مي تواند سمت و سوي مثبتي هم داشته باشد ، كه به آن غبطه مي‌گويند. غبطه در واقع همان حسادت است اما هيجان منفي توليد نمي‌كند. ما وقتي كه يك دانشمند ايراني را مي‌بينيم كه در يك المپياد علمي جايزه مي‌گيرد ممكن است به او غبطه بخوريم؛ در واقع حسادت و غبطه يك احساس هستند فقط جهت‌شان با هم فرق مي‌كند.

حسادت جهتش به سمت شخص ديگر است. اما غبطه جهتش به سمت خود فرد است. مثلا ما وقتي به يك فرد زيبا حسادت مي‌كنيم در دل مي‌گوييم اي كاش زيبايي اش زايل شود اما وقتي غبطه مي‌خوريم مي‌گوييم من بايد ورزش كنم تا تناسب اندام پيدا كنم و پوستم شاداب شود، تا ظاهرم بهتر شود. در واقع حسادت مثل يك زخم است كه وقتي زخمي شدي ديگر زخمي‌ شده‌اي، اما مي‌تواني با دسترسي به يكسري راهكارها وجودت را واكسينه كني كه كمتر زخمي شوي و طوري حركت كني كه تيرهاي حسادت كمتر روي تنت بنشيند.

حسادت زماني كه در حد اعتدال باشد، احساسي كاملا طبيعي است.اين حس همچنين مي‌تواند به حالتي بيمارگونه، افراطي، خفقان‌آور و غيرقابل تحمل درآيد و سلامت رواني و زندگي زناشويي را به خطر اندازد.
بنابر يك تحقيق كانادايي، گروهي از بزرگسالان از ميان مهم‌ترين مشكلات زناشويي، حسادت را در رده دوم اين گروه قرار دادند. چنانچه اين حس كه در حد اعتدالش، جزء لاينفك رابطه عاشقانه بين زن و مرد به شمار آيد، زماني كه از حد خود خارج شده و به حالتي افسار گسيخته در آيد، براي زوجين مضر خواهد بود.

راه از بين بردن حسادت چيست؟

راهش اين است كه توانايي‌هاي خود را بشناسيم و آنها را تقويت كنيم.

اما ما هر چقدر توانايي‌هاي خود را تقويت كنيم و آنها را شكوفا كنيم همچنان همه افراد از لحاظ توانايي در يك سطح نيستند و همين امر خود سبب ايجاد حسادت مي‌شود!

اگر هر انساني توانايي‌هاي خود را بشناسد و در مسير آنها هم حركت كند آن وقت اين اتفاق نمي‌افتد آن موقع پذيرش خودت به همان صورت كه هستي آسان‌تر است. به گمان من اشخاصي كه حسادت مي‌كنند معمولا توانايي‌هاي خود را ناديده مي‌گيرند. من جمله‌اي از گوته‌ نقل مي‌كنم كه مي‌گويد موفقيت يعني اينكه آنچه را كه مي‌خواهي به دست آوري اما خوشبختي آن است كه از آنچه به دست آوردي لذت ببري. بنابراين نكته‌‌اي كه هست به نظر من، اگر فردي توانايي‌هاي خود را شناخته باشد و آنها را شكوفا كند، خواه‌ناخواه به يك درجه از پذيرش نفس مي‌رسد.

حال فرض كنيد يك نفر توانايي‌هايش را كاملا شكوفا كند اما از اينكه توانايي‌هايش در حد متوسط است ممكن است احساس نارضايتي كند و قطعا اين نگرش در او حسادت ايجاد خواهد كرد!

اگر فردي با توانايي‌هاي متوسط نهايت تلاش خود را بكند و توانايي‌هاي خود را به اوج برساند ميزان حسادتش به شدت كاهش خواهد يافت. ولي عمدتا حسادت در اشخاصي ايجاد مي‌شود كه بيشتر از اينكه تلاششان را معطوف به پرورش توانايي‌هاي خود بكنند معطوف به اين مي‌كنند كه ببينند زندگي ديگران چه دستاوردي داشته است. اين افراد منتظر اين هستند كه سعادت در خانه‌شان را بزند و از اينكه شانس در خانه ديگران را زده هميشه گله‌مند هستند

چه كنيم كه حسادت تبديل به غبطه شود؟

بايد يك مقدار ذهنمان را از آموزه‌هايي‌كه اجتماع به ما تحميل مي‌كند منفك كنيم و يك بار ديگر واژه‌هايمان را خودمان تعريف كنيم. ما در بمباران تبليغاتي عجيب و غريبي قرار داريم. بدون آنكه خودمان بدانيم ارزش‌ها با ابزارهاي مختلف به ما تلقين مي‌شود؛بنابراين موفقيت را فقط در شكل خاصي مي‌پذيريم. ما اگر بتوانيم وقتي كه حسادت مي‌كنيم دريابيم كه اين حسادت ناشي از يك ناخشنودي از وضع موجود است و بعد وضع مطلوب و ايده‌آل را كه مي‌تواند ما را خشنود كند در ذهنمان تعريف كنيم طبيعتا راه هم پيش روي ما گذاشته مي‌شود.

اما هميشه اين‌طور نيست، گاهي اوقات ما ايده‌آل‌ها را براي خودمان تعريف مي‌كنيم اما به آنها نمي‌رسيم!

در اين مرحله بايد تعريف‌هايمان را از ايده‌آل مورد بازنگري قرار دهيم. مثلا در دوره‌ ما همه دنبال اين بودند كه دكتر و مهندس شوند؛ اين در حالي است كه ممكن است همه توانايي يك فرد در اين باشد كه مثلا يك آشپز ماهر شود. در جوامع صنعتي هر حرفه و هر تخصص جايگاه خود را دارد اما در جامعه ما فقط يكسري پوزيشن‌هاي خاص اعتبار دارند بنابراين، اين اشخاص هم ايده‌آل‌هايشان همان مي‌شود كه جامعه به آنها ديكته كرده است.

منابع:

http://www.pezeshkan.org

http://www.pajoohe.com/



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۰۳ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

تاثير طرز فكر مثبت بر سلامتي ما

به تازگي محققان اثبات كرده ‌اند كه نوع رفتار ما در برابر هستي، به ويژه نگاه مثبت يا منفي ‌اي كه به آن داريم، بيش از آنچه فكر مي ‌كنيم مي ‌تواند بر سلامت ما تاثيرگذار باشد.

تحقيقات دكتر بكالوي، استاد دانشگاه علوم اجتماعي ييل، نشان داد كه داشتن ديد مثبت بر سلامت ما تاثير شگرفي دارد. او پس از زير نظر گرفتن 660 فرد كه پرسش‌ نامه ‌‌اي را در سال 1975 ميلادي پر كرده بودند و در آن از نوع نگاه شان به پيري سخن گفته بودند و بررسي سن فوت هر يك از آن ها به اين نتيجه رسيد: "افرادي كه ديد مثبتي به پيري داشتند، به طور ميانگين 5/7 سال بيشتر از كساني كه نگاهي منفي به آن داشتند، عمر كردند."

يك تحقيق كه در سال 2003 ميلادي در دانشگاه ويسكونسين مديسون انجام شد، نشان داد واكسن آنفلوانزا بر آن هايي كه نگاه مثبتي به زندگي دارند، تاثير بيشتري دارد.

در اين پژوهش 52 فرد زير نظر گرفته شدند و به آن ها واكسن آنفلوانزا تزريق شد اما پيش از آن، پزشكان از داوطلبان خواستند به يك خاطره خوب و يك خاطره بد فكر كنند و فعاليت مغزي آن ها ثبت شد.

كساني كه بيشتر وقت خود را صرف فكر كردن به يك خاطره خوب كرده بودند تا يك خاطره بد، سمت چپ كورتكس جلوي مغزشان (كه مسئول احساسات مثبت است)، فعال ‌تر بود و 6 ماه بعد، ميزان پادتن مقابله با ويروس در بدن‌ شان، در مقايسه با ساير افراد، بيشتر بود.

خوش ‌بين‌ ها كمتر درد مي‌ كشند

داشتن نگاه مثبت به زندگي حتي مي‌ تواند بر تجربيات فيزيكي هم تاثير بگذارد. طبق تحقيقي كه در سال 2005 ميلادي در دانشكده پزشكي ويك ‌فارست انجام شد، به اثبات رسيد كه نوع نگاه ما به دنيا حتي بر ميزان دردي كه حس مي‌ كنيم هم تاثير مي‌ گذارد. در اين تحقيق، داوطلباني كه به آن ها گفته مي ‌شد قدرت تحمل درد بالاتري دارند و بدن ‌شان قوي ‌تر است، در واقع، واكنش كمتري به درد نشان مي ‌دادند. به عبارت ديگر، فكر آدم‌ ها مي‌ تواند مانند يك مورفين در بدن عمل كند.

نتيجه تفكر منفي

همان ‌طور كه تفكر مثبت براي سلامت خوب است، آيا تفكر منفي مي ‌تواند براي سلامت مضر باشد؟ اين، سوالي است كه در بسياري از كتاب ‌هاي قرن حاضر به آن پرداخته شده اما هنوز جوابي قطعي و علمي براي آن نيافته ‌اند.

عقايد بسياري وجود دارد كه طبق آن، استرس و افسردگي يكي از دلايل ابتلا به سرطان است. برخي بررسي ‌ها رابطه بين استرس و افزايش احتمال ابتلا به سرطان را به اثبات رسانده‌ اند اما اين موضوع در همه موارد مصداق ندارد. برخي بررسي‌ ها نشان داده ‌اند بين ابتلا به سرطان پستان در زنان و مرگ همسر يا جدايي از او رابطه وجود دارد.

پيش از اين، تحقيقات روشن كرده بودند كه نوع احساسات ما مي‌ تواند بر سلامت قلب مان تاثير بگذارد. به عنوان مثال، افسردگي مي ‌تواند سبب بروز ناراحتي ‌هاي قلبي شود و استرس نيز مي ‌تواند احتمال بروز انواع سرطان را افزايش دهد.

كشف رابطه بين نوع نگاه و شيوه زندگي

نگاه مثبت مي‌ تواند بر شيوه زندگي تاثيرگذار باشد. وقتي شما بدبين هستيد و هميشه استرس داريد، طبيعتا به تغذيه خود توجه چنداني نمي‌ كنيد، ورزش نمي ‌كنيد و خوب نمي ‌خوابيد و شايد به مصرف مواد مضري مانند سيگار نيز گرايش پيدا كنيد.

اين شيوه زندگي درنهايت مي‌ تواند داراي عوامل خطرسازي باشد كه احتمال ابتلا به انواع سرطان و بيماري‌ هاي قلبي را افزايش مي ‌دهد. محققان مي ‌گويند شايد يكي از راه‌ هاي درمان بيماري‌ ها قبول همين موضوع باشد كه احساسات ما بر بيماري‌ هاي جسمي تاثير مي ‌گذارند و ما با شناخت و درمان اين احساسات مي ‌توانيم ناراحتي ‌هاي جسمي ‌مان را برطرف كنيم.

نگاه مثبت بايد دروني باشد

نگاه مثبت به زندگي به اين معني نيست كه لزوما انسان مثبتي باشيد يا سعي كنيد وقايع غيرقانوني و ناراحت‌ كننده را ناديده بگيريد. وقتي به شما گفته مي‌ شود كه يك بيماري حاد داريد يا دچار يك مشكل بزرگ شده‌ ايد، طبيعي است كه آزرده شويد و احساس ناراحتي و شكست كنيد، اما با نگاهي مثبت به مسايل زندگي مي ‌توانيد خوش ‌بيني را در وجودتان دروني كنيد.

به اين ترتيب، مي‌ توانيد با مسايل زندگي سرسختانه روبه‌ رو شويد و آن ها را حل كنيد. به عنوان نمونه، فرد مبتلا به التهاب مفاصل كه ديد مثبت دروني ندارد، ممكن است هنگامي كه از باز كردن درب يك بطري عاجز مي‌ ماند، بگويد: "من آدم بي‌ فايده ‌اي شده‌ ام!" اما آن كه ديد مثبت دروني دارد، اين ناتواني را مي ‌پذيرد و به سراغ اموري مي‌ رود كه قادر به انجام آن ها است. داشتن ديد مثبت صرفا داشتن نگاه منتقدانه به تفكرات منفي نيست؛ بلكه توجه بيشتر داشتن به دوست داشتني ‌هاي زندگي و گرايش بيشتر به سمت آن ها است. سعي كنيد ملودي زندگي خودتان را بسراييد؛ آن ‌گونه كه انگار مي‌ خواهيد با آن برقصيد. خودتان را از گذشته رها كنيد؛ صفحات كتاب زندگي ‌تان را ورق بزنيد و زندگي تازه‌ اي را شروع كنيد.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۰۲ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

غلبه بر اضطراب و افسردگي بدون نياز به دارو

اگرچه بروز اين حالت‌هاي رواني گاهي اوقات در زندگي انسان امرعادي و طبيعي هستند اما اگر استمرار پيدا كرده و دائمي شوند، توان لذت بردن از زندگي را از انسان سلب مي‌كنند.

افسردگي از پيامدهاي اصلي ناكامي در روابط، امور مالي و سلامتي است. آمارها نشان مي‌دهد كه بيش از 120 ميليون نفر در جهان به افسردگي مبتلا هستند.

از آنجا كه بسياري از مردم براي غلبه بر اضطراب و افسردگي به ساده‌ترين راهكار يعني مصرف داروهاي شيميايي ضدافسردگي متوسل مي‌شوند، در اين مقاله متخصصان علوم روانشناسي در امريكا چند روش حياتي و به خصوص طبيعي را براي مقابله با اين اختلالات توصيه مي‌كنند.

بنا برگزارش جديد سايت اينترنتي كامن هلت، اين هفت اقدام ساده و طبيعي براي غلبه بر اضطراب و افسردگي عبارتند از:

1- حتما هر روز براي مدت زماني در تماس با نور طبيعي و در فضاي آزاد قرار بگيريد. از آنجا كه الگوي زندگي مدرن امكان فعاليت در فضاي باز را از انسان سلب كرده است، اگر بتوانيد حدود 20 دقيقه بدون عينك آفتابي در معرض نور طبيعي روز قرار بگيريد، تفاوت فاحشي را در حال روحيه خود شاهد خواهيد بود.‌

2- رژيم غذايي را انتخاب كنيد كه از همه نظر مناسب باشد. مطالعات نشان مي‌دهد كه افراد افسرده بيشتر از شيريني و نوشيدني‌هايي مثل قهوه و الكل استفاده مي‌كنند، بنابراين دو دستورالعمل ساده را براي يك تغذيه سالم انجام دهيد:

-‌ مصرف غلات سبوس‌دار، ميوه و سبزي و ماهي و مرغ را افزايش دهيد.

- خوردني‌هاي بسيار محرك مثل قهوه و الكل را حذف كنيد.

3- با افراد مثبت انديش ارتباط بگيريد. در واقع صحبت كردن با كسي كه روحيه مثبت دارد، در اين زمينه موثر است اما تاثير بيشتر و عميق‌تر زماني حاصل مي‌شود كه شما در يك اجتماع شاد قرار بگيريد و از حمايت خانوادگي بهره‌مند شده و در لذت‌هاي خود سهيم شويد.

4- فعال باشيد و روزانه ورزش كنيد. نيم ساعت فعاليت بدني منظم به شما كمك مي‌كند به اضطراب و افسردگي غلبه كرده و خواب بهتري داشته باشيد.

5- مواد مغذي بهبود دهنده خلق و خوي را به رژيم غذايي خود بيفزاييد. صرفا مرغوب بودن وعده غذايي شرط كافي براي رساندن تمام ريزمغذي‌هاي ضروري به بدن نيست مگر اينكه بتوانيد با يك انتخاب مناسب، تعادل هورمون‌هاي بدن را برقرار سازيد. بنابراين توصيه مي‌شود كه ويتامين D و مكمل‌هاي زير را در برنامه غذايي خود بگنجانيد:

-‌ روغن ماهي امگا -3 حاوي EPA وDHA كه به بهبود خلق، افزايش سطح سروتونين، تعادل هورموني و درمان افسردگي كمك مي‌كند.

-‌ ويتامين ب كمپلكس كه براي سلامت اعصاب ضروري است اما نكته مهم اينكه ويتامين‌هاي گروه ب با مصرف الكل، كافئين، نيكوتين، با استرس و مصرف غذاهاي فرآوري شده و قندي تخريب مي‌شود.

-‌ ويتامين C همراه با بيوفلاوونوئيدها كه ميزان آن در بدن افراد افسرده 30 درصد كمتر است. بعلاوه استرس، سيگار، ‌آسپرين، داروهاي ضدبارداري و بسياري از داروهاي ديگر نياز ما را به ويتامين C افزايش مي‌دهد.

- مولتي ويتامين و املاح مختلف بويژه كلسيم، منيزيم و روي كه خلق را تثبيت مي‌كنند و كمبود آنها موجب عصبيت، تحريك پذيري، نوسانات خلقي و افسردگي مي‌شود.

- استراحت و خواب كافي داشته باشيد. مصرف كافئين و محرك‌ها خواب خوب را از شما سلب مي‌كند. به علاوه توصيه مي‌شود براي خواب مناسب دستورالعمل‌هاي بهداشتي مربوط به آن را ياد بگيريد.

6- تمركز روي جنبه‌ها و موضوعات مثبت را ياد بگيريد. اين كار نياز به تمرين، استمرار و مداومت دارد اما اگر به يك عادت تبديل شود، مي‌تواند براي هميشه زندگي شما را بهتر و زيباتر كند.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۰۲ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

راههاي ساده مقابله با عصبانيت



1- يك نفس عميق بكشيد:
مطمئنم اين جمله را بارها شنيده ايد... يك نفس عميق بكشيد و تا ده بشماريد. اما من به شما توصيه مي كنم يك نفس عميق كشيده ، اجازه دهيد كه تا عدد ده كه در دل مي شماريد بازدم تان بيرون بيايد ، يعني به صورت آهسته نفس تان را بيرون دهيد! اين توصيه يك دليل فيزيكي دارد: ديافراگم به بدن دستور مي دهد كه آهسته آرام بگيرد.

2- اجازه بدهيد زمان كمي بگذرد
از موقعيتي كه شما را عصباني كرده است دور شويد ؛اگر لازم است به حمام يا دستشويي برويد. براي چند دقيقه كاري كنيد كه حواستان را پرت كند و مشغولتان كند. مي توانيد كمي راه برويد تا كمي آرام شويد.

3- يك چشم انداز از موقيعت در ذهن خود تصور كنيد
از موقعيت كنوني خود فاصله بگيريد و با خود فكر كنيد كه فردا يا هفته بعد يا سال بعد چه خواهد شد. مي توانيد اين كار را تكرار كنيد.

4- به اين فكر كنيد كه واقعا چكار مي خواهيد بكنيد
به اين فكر كنيد كه واقعا مي خواهيد چكار كنيد. عصبانيت مانع درست فكر كردن مي شود. پس آرام باشيد و به آينده فكر كنيد.

5- منفجر شدن را متوقف كنيد
از عصبانيت منفجر شدن به اين معني نيست كه مي توانيد به اوج رسيده و حرف تان را به كرسي بنشانيد. پس اين كار را بس كنيد.

6- چند تكنيك ساده كاهش استرس تمرين كنيد
تحقيقات دانشمندان شان داده كه استرس هاي روزانه باعث عصبانيت زودهنگام مي شود ، پس اگر به كمك تكنيك هاي كاهش استرس ، آنها را روزانه از بين ببريد ، ديگر روي هم انباشته نشده و منفجر نمي شويد!

7- در مورد عصبانيت و كنترل خشم نكات بيشتري ياد بگيريد
ياد بگيريد كه چگونه بايد عصبانيت خود را كنترل كنيد و بر آن پيروز شويد. مي توانيد از منابع اينترنتي يا كتابهاي روانشناسي كمك بگيريد.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۰۱ توسط:123 موضوع: نظرات (0)