خريدار روغن سوخته و خريد روغن سوخته بصورت ليتري و بشكه اي خريدار روغن سوخته و خريد روغن سوخته بصورت ليتري و بشكه اي .

خريدار روغن سوخته و خريد روغن سوخته بصورت ليتري و بشكه اي

اشتباهاتي كه مشاجره را بدتر مي كند

۱-. اجتناب از دعوا به طور كل:
به جاي صحبت كردن درمورد مشكلات در يك جو آرام و توام با احترام برخي افراد سعي مي كنند هيچ چيز درمورد مشكلات و دليل ناراحتي خود به طرف مقابل نگويند و بعد آن را يكباره به صورت عصبانيتي وحشتناك بيرون مي دهند. اين به نظر راهي كم استرس تر مي آيد-كه بخواهيد به طور كل از بحث و مشاجره دوري كنيد—اما معمولاً استرس بيشتري براي هر دو طرف ايجاد مي كند چون با آن انفجار عصبانيت، تنش، خشم و مشاجره بيشتري بين دو نفر ايجاد خواهد شد. پس بهتر اين است كه به راحتي و با آرامش خاطر درمورد مشكلات خود با هم بحث كنيد.

2. حالت دفاعي گرفتن:
بعضي ها به جاي اينكه گله و شكايت هاي طرف مقابل را با ديدي منتقدانه و با ميل شخصي مورد توجه قرار دهند و نقطه نظرات او را درك كنند، سعي مي كنند هرگونه اشتباه و خطاي خود را انكار كنند و به هيچ طريق زير بار نمي روند كه ممكن است خودشان موجب بروز مشكل شده باشند. شايد به نظر برسد كه انكار مسئوليت استرس را در كوتاه زمان كمتر مي كند اما در طولاني مدت موجب بروز مشكلات بسياري خواهد شد.

3. تعميم افراطي
بعضي ها وقتي اتفاقي مي افتد كه چندان به مذاقشان خوش نيست با عموميت دادن آن مشكل را بيرون مي دهند. هيچوقت جملات خود را با "تو هميشه...." يا "تو هيچوقت..." مثل "تو هميشه دير مياي خونه" يا "تو هيچوقت كارايي كه من دوست دارم را انجام نميدي" شروع نكنيد. كمي مكث كنيد، فكر كنيد و ببينيد آيا اين جمله ها واقعاً صحت دارد. همچنين هيچوقت با پيش كشيدن مشكلات قديمي سعي نكنيد كه مشاجره را بدتر كنيد.

4. حق داشتن
اگر بخواهيد فكر كنيد كه براي هر كاري روش "درست" و روش "غلط" وجود دارد، و روش شما هميشه "درست" است، رابطه تان خراب خواهد شد. هرگز نخواهيد كه طرفتان هم مثل شما به قضايا نگاه كند و اگر ديدگاه آنها متفاوت بود، جنگ و جدال راه نيندازيد. هميشه به دنبال مصالحه باشيد و يادتان باشد كه هيچوقت يك روش "درست" يا "غلط" محض وجود ندارد و ممكن است هر دو نقطه نظر كاملاً صحيح باشند.

5. روانكاوي
بعضي ها به جاي اينكه درمورد افكار و احساسات طرف مقابلشان سوال كنند، فكر مي كنند كه مي دانند كه طرفشان به چه چيز فكر ميكند يا درمورد يك مسئله خاص چه احساسي دارد و معمولاً هم اين تفسيرها منفي است. مثلاً وقتي طرفشان دير سر قرار مي آيند، پيش خودشان فكر مي كنند كه براي او اهميت ندارند. اين كار دشمني و سوءتفاوم بين دو طرف ايجاد مي كند.

6. گوش ندادن
بعضي افراد حرف به جاي اينكه خوب به حرفهاي طرف مقابلشان گوش كنند و حرفهاي او را درك كنند، موقعي كه طرفشان مشغول صحبت كردن است، حرف او را قطع مي كنند، چشمانشان را اينطرف و آنطرف مي گردانند يا به آنچه خودشان مي خواهند در جواب بگويند فكر مي كنند. اينكار باعث مي شود نتوانيد به خوبي از نقطه نظرات طرف مقابلتان مطلع شويد. هيچوقت اهميت گوش دادن به حرفهاي همديگر را دست كم نگيريد.

7. تقصير را گردن ديگري انداختن
بعضي افراد با انتقاد از طرف مقابل و مقصر دانستن او براي موقعيت حاضر با مشكل برخورد مي كنند. هيچوقت ضعف هاي خود را قبول نمي كنند و به هر قيمتي كه شده دربرابر آن ايستادگي مي كنند چون فكر مي كنند با قبول ضعف هايشان از اعتبارشان كم مي شود. به جاي اين رفتارها بايد سعي كنيد هر دعوا و مشاجره را فرصتي بدانيد براي بررسي منتقدانه وضعيت، ارزيابي نيازهاي هر دو طرف و رسيدن به يك راه حل كه به هر دو كمك كند.

8. سعي در برنده شدن در دعوا
هدف از بحث بين دو نفر بايد درك متقابل و رسيدن به توافق نظر يا راه حل باشد كه نيازهاي هر دو طرف در آن ملاحظه شود. اگر سعي داريد نشان دهيد كه طرف مقابلتان چه اشتباهاتي انجام داده است، احساسات او را دست كم بگيريد و محكم روي نظر خودتان بايستيد، بدانيد كه مسير اشتباهي را انتخاب كرده ايد.

9. حمله هاي شخصيتي
گاهي اوقات برخي افراد هر عمل منفي ازطرف مقابل را جدي گرفته و آن را نقص شخصيتي او قلمداد ميكنند. مثلاً وقتي شوهري جوراب خود را اينطرف و آنطرف خانه مي اندازد، زن آن را يك اشكال شخصيتي در او قلمداد كرده و برچسب تنبل بودن و بي ملاحظه بودن را به او مي چسباند. اين روش در هر دو طرف درك و احساس نادرست ايجاد مي كند. يادتان باشد كه درهر شرايطي براي شخصيت طرف مقابلتان احترام قائل باشيد حتي اگر رفتاري از او را دوست نداشته باشيد.

10. توپ را به زمين مقابل شوت كردن
وقتي يك طرف مي خواهد درمورد مشكلي در رابطه صحبت كند، طرف مقابل حالت دفاعي به خود مي گيرد و از صحبت كردن يا حرف زدن با او طفره مي رود. اين نوعي بي احترامي به فرد مقابل است و در برخي موقعيت هاي خاص، حتي اهانت آميز است و موجب شدت گرفتن مشكل هم مي شود. اينكار نه تنها هيچ مشكلي را حل نمي كند، بلكه موجب جريحه دار كردن احساسات طرف مقابل و خراب شدن رابطه هم مي شود. پس بهتر است كه با احترام و علاقه به حرفهاي طرف مقابل خود گوش كنيد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۷:۴۸ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

براي آرامش اعصاب چه بايد خورد؟

تحقيقات نشان مي‌دهد كساني كه تحت رژيم‌هاي غذايي فاقد ويتامين‌هاي گروهB قرار گرفته‌اند، به اختلال رواني، اضطراب شديد و افسردگي مبتلا شده‌اند.

اين آزمايش‌ها به صراحت ثابت مي‌كند كه كمبود ويتامين‌هاي B مي‌تواند يكي از علل اصلي بعضي از اختلالات رواني باشد. گروهي از دانشمندان در سوئد، مغز اشخاصي را كه در حالت جنون از دنيا رفته بودند، با مغز اشخاصي كه با مرگ‌هاي ناگهاني و به‌طور عادي مرده بودند تشريح و مقايسه كردند و دريافتند كه چهار ماده در مغز اشخاص عادي وجود دارد كه در مغز كساني كه در اثر جنون جان خود را از دست داده بودند، وجود ندارد.
اين چهار ماده عبارت است از: 1- آدنين، 2- تيامين، 3- سيتوزين، 4- گوآمين .

اين چهار ماده در گوشت‌ها مانند گوشت گوساله يا گوسفند ،جگر، مغز و قلوه وجود دارد.

كمبود ويتامين هاي گروه B باعث ايجاد اختلالات عصبي مانند اضطراب شديد ، افسردگي ، عصبانيت و فشار عصبي مي شود.

اضطراب شديد و ناراحتي عصبي دائمي اغلب ناشي از كمبود ويتامين‌هاي گروه B بخصوص تيامين (ويتامين B1) است و اگر رژيم غذايي شما سرشار از مواد نشاسته‌اي (كربوهيدرات‌ها) باشد، عواقب كمبود ويتامين شديدتر خواهد بود.

چنانچه غذاي شما حاوي كلسيم كافي نباشد، ميزان كلسيم در بدن شما پايين خواهد آمد و در نتيجه اعصاب شما تحريك خواهد شد. شير و فرآورده‌هاي آن، بهترين منبع كلسيم محسوب مي‌شوند. توصيه مي‌شود مصرف آنها را جدي بگيريد.

خوب است بدانيد كه كلسيم زماني به طور موثر جذب بدن مي‌شود كه ويتامينD به ميزان كافي در روده‌ها باشد. اگر شما زندگي بدون تحرك و آرامي داريد ،مي‌توانيد مقدار زيادي كلسيم مصرف كنيد. در اين مورد توصيه مي‌شود غذاي خود را با يك قرص ويتامين‌ِِِD تقويت نماييد.

در حال حاضر بسياري از متخصصان تغذيه توصيه مي‌كنند كه از مصرف غذاهاي حاوي كلسيم و نيز انواع ويتامين‌ها غافل نشويد.

همان‌طور كه ذكر شد كمبود ويتامين B مي‌تواند منجر به فشار عصبي شود. كمبود شديد تيامين (ويتامين B1)، نياسين (ويتامين B3) و پيريدوكسين (ويتامين B6) مي‌تواند اختلالات عصبي وخيمي را به‌وجود آورد.

منابع ويتامين هاي گروه B به طور كلي شامل: مخمر (ماءالشعير)، جوانه گندم و جو، غلات و نان سبوس دار، جگر و انواع گوشت است . به طور اختصاصي نيز :

مواد غذايي غني از B1 : مخمر آب جوي موجود در ماء الشعير ، گوشت گاو، دانه آفتابگردان و بادام زميني، جوانه گندم و نان هاي سبوس دار است.

مواد غذايي غني از B3 : مخمر آبجو ، بادام زميني و گوشت است.

مواد غذايي غني از B6 : جگر گاو، موز ، دانه آفتابگردان، جوانه گندم، برگه آلو، گوشت گاو و آب پرتقال است .

براي داشتن اعصابي آرام ، هميشه به مقدار كافي از مواد غذايي حاوي ويتامين هاي گروه B مانند انواع گوشت، جگر، غلات و نان سبوس دار و جوانه گندم استفاده كنيد.

براي حفظ سلامتي و لذت بردن از شادابي زندگي ، بايد غذاهاي مصرفي حاوي انواع ويتامين‌ها باشد؛ چرا كه غذاهاي سرشار از ويتامين براي كار منظم سيستم عصبي لازم است.

زماني كه در اشخاص سالخورده عوارض عصبانيت ، به ‌صورت خستگي بروز مي‌كند، نشانه‌ي اين است كه بايد ماده‌ي غذايي مناسبي مصرف شود؛ بخصوص وقتي شخص كم خوراك باشد، ميزان قند خون پايين مي‌‌آيد كه در اين مواقع مصرف يك قاشق عسل ، يك عدد شكلات ، يك ليوان شير يا آب ميوه، كمي پنير و بيسكوييت توصيه مي‌شود.

وقتي عصباني و بي‌حوصله شديد، تا آن‌جا كه ممكن است علت واقعي آن را بررسي و كشف كنيد و اگر نتوانستيد به پزشك روانشناس مراجعه نماييد تا او به شما كمك كند.

فراموشي‌ و ضعف حافظه نيز از كمبود غذايي به‌وجود مي‌آيد. روانشناسان مي گويند كه فراموشي علامت چيزي است كه پيوندي با پيري ندارد و مي‌تواند عارضه‌ي كمبود غذايي باشد.

لازم به‌ يادآوري است كه تغذيه‌ي نامناسب نه تنها بر روي اعصاب و روان آدمي تاثير بدي مي‌گذارد ، بلكه باعث مختل شدن فعاليت ساير سيستم بدن نيز مي‌گردد. توصيه‌ي همه‌ي متخصصان اين است كه به آن‌چه مي‌خوريد دقت كنيد و سعي نماييد مواد غذايي مغذي و مفيد را بر مصرف موادي با ارزش غذايي كم، ترجيح دهيد.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۷:۴۷ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

چرا بعضي از مردم خوش شانس و عده ديگر بدشانس هستند؟

مطالعه براي بررسي چيزي كه مردم آن را شانس مي‌خوانند، ده سال قبل شروع شد. مي‌خواستم بدانم چرا بخت و اقبال هميشه در خانه بعضي‌ها را مي‌زند، اما سايرين از آن محروم مي‌مانند. به عبارت ديگر چرا بعضي از مردم خوش‌شانس و عده ديگر بدشانس هستند؟

آگهي‌هايي در روزنامه‌هاي سراسري چاپ كردم و از افرادي كه احساس مي‌كردند خوش‌شانس يا بدشانس هستند خواستم با من تماس بگيرند. صدها نفر براي شركت در مطالعه من داوطلب شدند و در طول سال‌هاي گذشته با آنها مصاحبه كردم، زندگي‌شان را زير نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمايش‌هاي من شركت كنند.

نتايج نشان داد كه هرچند اين افراد به كلي از اين موضوع غافلند، كليد خوش‌شانسي يا بدشانسي آنها در افكار و كردارشان نهفته است. براي مثال، فرصت‌هاي ظاهرا خوب در زندگي را در نظر بگيريد. افراد خوش‌شانس مرتبا با چنين فرصت‌هايي برخورد مي‌كنند، درحالي كه افراد بدشانس نه.

با ترتيب دادن يك آزمايش ساده سعي كردم بفهم آيا اين مساله ناشي از توانايي آنها در شناسايي چنين فرصت‌هايي است يا نه. به هر دو گروه افراد خوش شانس و بدشانس روزنامه‌اي دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگويند چند عكس در آن هست.
به طور مخفيانه يك آگهي بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم كه مي‌گفت: اگر به سرپرست اين مطالعه بگوييد كه اين آگهي را ديده‌ايد، 250 پوند پاداش خواهيد گرفت. اين آگهي نيمي از صفحه را پر كرده بود و با حروف بسيار درشت چاپ شده بود. با اين كه اين آگهي كاملا خيره كننده بود، افرادي كه احساس بدشانسي مي‌كردند عمدتا آن را نديدند، درحالي كه اغلب افراد خوش‌شانس متوجه آن شدند.

مطالعه من نشان داد كه افراد بدشانس عموما عصبي‌تر از افراد خوش‌شانس هستند و اين فشار عصبي توانايي آنها در توجه به فرصت‌هاي غيرمنتظره را مختل مي‌كند. در نتيجه، آنها فرصت‌هاي غيرمنتظره را به خاطر تمركز بيش از حد بر ساير امور از دست مي‌دهند.براي مثال وقتي به مهماني مي‌روند چنان غرق يافتن جفت بي‌نقصي هستند كه فرصت‌هاي عالي براي يافتن دوستان خوب را از دست مي‌دهند. آنها به قصد يافتن مشاغل خاصي روزنامه را ورق مي‌زنند و از ديدن ساير فرصت‌هاي شغلي باز مي‌مانند. افراد خوش‌شانس آدم‌هاي راحت‌تر و بازتري هستند، در نتيجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در جستجوي آنها هستند مي‌بينند.

تحقيقات من در مجموع نشان داد كه آدم‌هاي خوش‌اقبال براساس چهار اصل، براي خود فرصت ايجاد مي‌كنند:

- اول آنها در ايجاد و يافتن فرصت‌هاي مناسب مهارت دارند،

- دوم به قوه شهود گوش مي‌سپارند و براساس آن تصميم‌هاي مثبت مي‌گيرند.

- سوم به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقي نيكي براي آنها رضايت بخش است.

- چهارم نگرش انعطاف‌پذير آنها، بدبياري را به خوش‌اقبالي بدل مي‌كند.

در مراحل نهايي مطالعه، از خود پرسيدم آيا مي‌توان از اين اصول براي خوش‌شانس كردن مردم استفاده كرد. از گروهي از داوطلبان خواستم يك ماه وقت خود را صرف انجام تمرين‌هايي كنند كه براي ايجاد روحيه و رفتار يك آدم خوش‌شانس در آنها طراحي شده بود. اين تمرين‌ها به آنها كمك كرد فرصت‌هاي مناسب را دريابند، به قوه شهود تكيه كنند، انتظار داشته باشند بخت به آنها رو كند و در مقابل بدبياري انعطاف نشان دهند.

يك ماه بعد، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشريح كردند. نتايج حيرت انگيز بود: 80 درصد آنها گفتند آدم‌هاي شادتري شده‌اند، از زندگي رضايت بيشتري دارند و شايد مهم‌تر از هر چيز خوش‌شانس‌تر هستند. و بالاخره اين كه من عامل شانس را كشف كردم.

چند نكته براي كساني كه مي‌خواهند خوش‌اقبال شوند:

- به غريزه باطني خود گوش كنيد، چنين كاري اغلب نتيجه مثبت دارد.

- با گشادگي خاطر با تجارب تازه روبرو شويد و عادات روزمره را بشكنيد.

- هر روز چند دقيقه‌اي را صرف مرور حوادث مثبت زندگي كنيد.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۷:۴۷ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

چرا بايد ديگران را ببخشيم؟!

البته بايد دقت كنيم كه ما نبايد سعي در عوض كردن رفتار فرد مقابل داشته باشيم چراكه كنترل رفتار افراد دست ما نيست اما كنترل خشم و عصبانيت خودمان در دست خودمان است. در اينجا دلايلي براي بخشيدن افراد ذكر مي‏گردد :

۱ - نبخشيدن افراد مانند حمل كردن توده‏اي از بار منفي است كه همين امر موجب اختلالاتي در ذهن و متعاقب آن در جسم انسان مي‏شود. چراكه هر تصوري در درون، انعكاسي به بيرون دارد.

۲ - گذشته‏اي خوب و عاري از تقصير و گناه ديگران باعث شادابي و سرحالي مي‏شود و باعث مي‏شود كه با هر نگاه به گذشته، فقط خاطرات خوش و خوب جلوه كند و با بخشيدن خاطرات بد و منفي خودبخود پاك مي‏شوند.

۳ - بينش افراد نسبت به ما و شخصيت ما بهتر شده و ما را به عنوان فردي با گذشت و مورد اعتماد قبول مي‏كنند همچنين با بخشيدن، فرد مورد نظر را براي هميشه مديون خود كرده‏ايم. (البته اگر خطاي وي به عمد بوده باشد)

۴ - شايد اين شرايط براي خود ما هم پيش آيد و ما نيز روزي نيازمند بخشيده شدن از جانب ديگران شويم. پس قانون كارما را به ياد آوريم و بومرنگ خود را به سمت بخشش افراد پرتاب كنيم تا با بخشيده شدن از جانب ديگران به سمتمان بازگردد.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۷:۴۶ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

تست هاي ضريب هوشي

تست هاي ضريب هوشي

اگر دلتون ميخواد كه ضريب هوشي خودتونو بسنجيد , به سوالاتي كه در ادامه ي اين مطلب وجود دارد را پاسخ دهيد و خودتونو بسنجيد , توجه داشته باشيد كه بايد بدون مكث جواب بديد !…



۱) يك فروند هواپيما در مرز آمريكا و كانادا سقوط مي‌كند. بازماندگان از سقوط را در كجا دفن مي‌كنند؟
.كانادا – آمريكا – هيچ‌كدام

۲) يك خروس در بام خانه‌اي كه شيب دوطرفه دارد، تخم مي‌گذارد. اين تخم از كدام طرف مي‌افتد؟
شمال – جنوب – هيچ‌كدام

۳) خانمي‌عاشق رنگ قرمز است و تمام وسايل‌ او به رنگ قرمز است. او در آپارتماني يك طبقه كه قرمزرنگ است، زندگي مي‌كند. صندلي و ميز او قرمزرنگ است.تمام ديوارها و سقف آپارتمان قرمزرنگ هستند. كفپوش آپارتمان و فرش‌ها نيز قرمزرنگ هستند.تلويزيون هم قرمز رنگ است. سريع پاسخ دهيد كه پله‌هاي آپارتمان چه رنگي هستند؟
قرمز – آبي – هيچ‌كدام

۴) پدر و پسري را كه در حادثه رانندگي مجروح شده بودند، به بيمارستان مي‌برند.پدر در راه بيمارستان فوت مي‌كند ولي پسر را به اتاق عمل مي‌برند. پس از مدتي دكتر مي‌گويد من نمي‌توانم اين شخص را عمل كنم، به علت اينكه او پسر من است.آيا به نظر شما اين داستان مي‌تواند صحت داشته باشد؟
آري – خير – هيچ‌كدام

۵ ) اگر چهار تخم‌مرغ، آرد، وانيل، شكر، نمك و بيكينگ پودر را با همديگر مخلوط كنيد، آيا كيك خواهيد داشت؟
آري – خير – هيچ‌كدام

۶) آيا مي‌توانيد از منزلتان بالاتر پرش كنيد؟
آري – خير – هيچ‌كدام

۷) يك كيلوگرم آهن چند گرم سنگين‌تر از يك كيلو گرم پنبه است؟
۱گرم – ۱۰۰گرم – هيچ‌كدام

۸ ) مردي به طرف يك پليس كه در حال جريمه كردن اتومبيل بود، مي‌رود و التماس مي‌كند كه پليس جريمه نكند ولي آقاي پليس قبول نمي‌كند. به پليس نه يك بار بلكه هشت بار بد دهني مي‌كند.جواب دهيد كه اين مرد چند بار جريمه خواهد شد؟
۸ بار – ۹بار – هيچ‌كدام

۹ ) اگر تمام رنگ‌ها را با هم مخلوط كنيد، آيا رنگين كمان خواهيم داشت؟
آري – خير – هيچ‌كدام

۱۰) گرگي به بالاي كوه مي‌رود تا غرش شبانه‌اش را آغاز كند.چه مدت طول مي‌كشد تا به بالاي كوه برسد؟
دو‌شب – پنج‌شب – هيچ‌كدام

۱۱) اگر به‌طور اتفاقي وارد كودكستان دوران كودكي‌تان شويد، آيا قادر به خواندن نوشتن و انجام جدول ضرب خواهيد بود؟
آري – خير – هيچ‌كدام

۱۲) آيا امكان دارد يك نفر سريع‌تر از رودخانه مي‌سي‌سي‌پي شنا كند؟
آري – خير – هيچ‌كدام

۱۳) آقاي بيل اسميت و خانم ژانت اسميت از هم طلاق مي‌گيرند. پس از مدتي خانم ژانت اسم اوليه خود را پس مي‌گيرد.با اين حال، پس از پنج سال با اينكه هنوز از آقاي بيل اسميت طلاق گرفته است، دوباره خانم ژانت اسميت مي‌شود. آيا اين قضيه امكان‌پذير است؟
آري – خير – هيچ‌كدام

۱۴) آقاي جيم كوك مشكوك به قتل است ولي وقتي كه پليس از او سوال مي‌كند كه در موقع قتل كجا بوده است، آقاي جيم مي‌گويد در خانه مشغول تماشاي سريال مورد علاقه‌ام بوده‌ام. حتي جزئيات سريال را براي پليس شرح مي‌دهد.آيا اين موضوع ثابت مي‌كندكه آقاي جيم بي‌گناه است؟
آري – خير – هيچ‌كدام

۱۵) يك شترمرغ تصميم مي‌گيرد كه به وطنش بازگردد.چه موقع براي پرواز او به جنوب مناسب است؟
بهار – پاييز – هيچ‌كدام

۱۶) جمله بعدي صحت دارد.جمله قبلي غلط است.آيا اين قضيه منطقي است؟
آري – خير – هيچ‌كدام

۱۷) آيا امكان دارد كه يك اختراع قديمي‌قادر باشد كه پشت ديوار را به ما نشان دهد؟
آري – خير – هيچ‌كدام

۱۸) اگر بخواهيد يك نامه به دوست‌تان بنويسيد، ترجيح مي‌دهيد با شكم پر يا با شكم خالي بنويسيد؟
پر – خالي – هيچ‌كدام

● پاسخنامه

۱) هيچ كدام. بازماندگان كه زنده هستند نيازي به دفن كردن ندارند.
۲) هيچ كدام.خروس كه تخم نمي‌گذارد!
۳)هيچ كدام.آپارتمان يك طبقه كه راه پله ندارد!
۴) آري. اگر اين سوال را نتوانستيد جواب دهيد، واي بر شما.دكتر يك خانم جراح است يعني اين شخص مادر پسر است!
۵) خير، شما پيش از اينكه كيك داشته باشيد بايد آن را بپزيد !
۶) آري،.بپريد و ببينيد كه خانه شما چقدر مي‌پرد!
۷) هيچ كدام. يك كيلوگرم آهن با يك كيلوگرم پنبه به طور دقيق برابر هستند.
۸) هيچ كدام. خودرو به آن مرد تعلق ندارد.
۹) خير.رنگ خاكستري خواهيد داشت.
۱۰) هيچ‌كدام. گرگ پيشتر بالاي كوه است.
۱۱) آري، شما فقط از كودكستان ديدن مي‌كنيد و با همين شرايطي كه الان داريد فقط وارد كودكستان شده‌ايد.
۱۲) آري، چون كه رودخانه‌ها كه قادر به شنا كردن نيستند!
۱۳) آري ژانت با يك آقاي ديگر كه فاميل‌اش اسميت بوده، ازدواج كرده است.
۱۴) خير.چون كه ممكن است اين سريال تكراري باشد و او پيشتر اين سريال را ديده باشد.
۱۵) هيچ كدام.شتر مرغ كه قادر به پرواز نيست.
۱۶) هيچ كدام. چون كه جملات متضاد هم هستند.
۱۷) آري.پنجره يك اختراع قديمي‌است كه به وسيله آن مي‌توان پشت ديوار را مشاهده كرد!
۱۸) هيچ كدام.بهتر است كه يك نامه عاشقانه را با قلم و كاغذ بنويسيد و با شكم نمي‌توان نامه نوشت!


● تفسير آزمون

▪ اگر تعداد جواب‌هاي صحيح شما بين صفر تا ۵ بود، معنايش اين است كه شما به طرز وحشتناكي به جزئيات بي‌توجهيد. حواستان كجاست؟

▪ اگر تعداد جواب‌هاي درست بين ۶ تا ۱۰ بود، نسبتاً بد نيست، اگرچه اين نشان مي‌دهد كه چندان به جزييات توجه نمي‌كنيد. شايد داريد به مسايلي توجه مي‌كنيد كه بقيه به آنها توجه نمي‌كنند. خدا كند اين‌طور باشد!

▪ اگر تعداد جواب‌هاي درست شما بين ۱۱ تا ۱۵ بود، بسيار خوب است.شما خوب به جزييات توجه مي‌كنيد. خدا خيرتان بدهد!

▪ اگر تعداد جواب‌هاي صحيح شما بين ۱۶ تا ۱۸ بود، يعني شما يك پا شرلوك هولمز هستيد. احسنت!


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۷:۴۵ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

رازهايي درمورد چهره و خصوصيات اخلاقي‌

براي فهميدن برخي از حالات چهره نيازي به آموزش نيست، چون شناسايي آن‌ها ساده است و حتي آن‌طور كه روان‌شناسان مي‌گويند ما از يك توانايي ذاتي براي انجام اين كار برخورداريم. داروين گفته است روزي مادري هنگام مراقبت از كودك خودش شروع به گريه كرد. كودك با اين‌كه هيچ‌وقت با چنين صحنه‌اي مواجه نشده بود اما جلو رفت و به عنوان همدردي روي شانه مادرش زد. بعد داروين نتيجه مي‌گيرد كه اين كودك تا آن موقع نديده بوده كسي گريه بكند، پس نمي‌توانسته اين احساسات را ياد گرفته باشد. بنابراين تشخيص يك صورت گريان امري ذاتي و غريزي است. با اين حال نكات ظريفي هم هست كه توجه بيشتر به آن مي‌تواند به ما در درك بهتر از چهره خودمان و ديگران كمك كند.

قبل از شروع بحث بايد دو نكته را مد نظر داشت. اول اين‌كه همان‌طور كه گفتيم چهره‌خواني يك علم دقيق و ثابت‌شده نيست و حتي با گذراندن دروه‌هاي آموزشي دقيق و پيشرفته نيز نمي‌توان به‌طور قطع در مورد شخصيت و درون افراد صحبت كرد. نتايج شما در سنجش شخصيت، بستگي به تجربه، مهارت و تعداد دفعات تحليل قبلي دارد. نكته دوم كه اهميت بسيار زيادي هم دارد اين‌كه چهره را بايد به طور كامل و دقيق مورد تجزيه و تحليل قرار دهيد و تا رسيدن به همه حقايق، از قضاوت‌هاي شتابزده اجتناب كنيد. با به ياد داشتن اين نكات مي‌‌توانيد قبل از صحبت كردن با افراد تا حدي متوجه شخصيت آن‌ها شويد.

شكل صورت، اولين نكته‌اي است كه در هنگام تعبير چهره بايد به آن دقت كرد. فرم كلي صورت و شكل هندسي آن اين نكات را به ما مي‌گويد:

- صورت دراز و كشيده: صبور
افرادي كه داراي چنين صورتي هستند عموماً صبر و تحمل زيادي دارند و توانايي حل مشكلات در آن‌ها بيشتر است. جذابيت و خوش‌تركيب بودن افراد با چنين صورتي نشانگر اين است كه آن‌ها معمولاً كارهاي خود را نيمه‌تمام رها نمي‌كنند و عادت به انجام امور به شكل تمام و كمال دارند.

- صورت مربعي: سخت‌كوش
طرفدار استقلال فردي و فردگرايي، سخت‌كوشي براي دستيابي به آرزوها، زيركي و فعال بودن از ويژگي‌هاي اين افراد محسوب مي‌‌شود.

- صورت پهن: دانا و مهربان
اين‌گونه اشخاص بردبار و مهربان هستند. معمولًا افراد درس خوانده و روشنفكر به حساب مي‌آيند.

- صورت گرد: پرانرژي
اين شكل دلالت بر اميدواري، زنده‌دلي و انرژي دارد. اين افراد مي‌‌توانند اتاقي دلگير و ساكت را به بمبي از خنده و شادي تبديل كنند.

پيشاني شما تابلويي است براي يادآوري طرز فكر شما و نشانه‌اي از چگونگي تصميمات و تاثيرات آن بر رفتارتان .

- پيشاني محدب و بيرون زده: مبتكر
اين پيشاني نشان‌دهنده علاقه فرد به استفاده از تخيل و راه‌حل‌هاي مبتكرانه است، چه در كار و چه در زندگي.

- بالاي ابروها روي پيشاني، يك برآمدگي استخواني باشد: قاطع، منظم
مجري درجه يك قانون از هر نوع كه باشد؛ چه قوانين علمي چه اجتماعي. اين فرد براي اطمينان به راه‌حل‌ها نيازمند يك بار امتحان كردن آن‌ها است. در زندگي نيز راحت اطمينان نمي‌كند، اما راحت هم شك نمي‌كند.

- يك برجستگي گوشتي ميان ابروها: سختكوش
اين برجستگي روي ناحيه اراده روييده است، پس اين خصوصيت نشانه سخت كوشي و همت اعلاي فرد است، از كودكي تا كهن‌سالي. او را در زندگي و كار جدي بگيريد.

- پيشاني صاف و بدون گره: افكار منظم
اين اشخاص عموماً داراي افكاري منظم و قدرت تصميم‌گيري در زمان حال هستند. ايشان پذيراي عقايد روشن و تازه نيز مي‌باشند و نگرش و برخوردي معقول و متعادل دارند.

- پيشاني چروكيده: پريشان
وجود خطوط در سطح پيشاني نشان مي‌‌دهد كه اين افراد به سرعت هيجان‌زده و احساساتي مي‌شوند و سريع آشفته و پريشان‌حال مي‌‌گردند.

ابرو
هنگامي كه پيشاني بيانگر افكار است، پس عجيب نيست ابروها كه مرز پيشاني و چشم هستند را سمبل و بيانگر احساسات بدانيم. فاصله زياد ابروها تا چشم نشانه صبوري و مشكل‌پسندي است و فاصله كم آن نيز نشانه عجول بودن و قدرت تصميم‌گيري سريع است. اين را هم به ياد داشته باشيد كه معمولاً ابروها قرينه نيستند، حتي در صورت خودتان.

- ابروي بسيار كم‌پشت و كم‌رنگ: اجتماعي
تشخيص انديشه اين فرد مانند ابروانش مشكل است. اما مردم با او خيلي راحت ارتباط برقرار مي‌كنند. او بيشتر سعي در شنيدن دارد تا گفتن، پس همصحبت خوبي است.

- ابروهاي پيوسته: متفكر و خلاق
پيوستگي ابروها نشانگر اين است كه فرد دايماً در حال تفكر و انديشه است و در مواقع رويارويي با مشكل ايده‌هاي جالبي در سر دارد.

- ابروي دم باريك (در وسط پهن و در انتها نازك): خلاق
كارهاي بزرگتان را به اين شخص بسپاريد زيرا براي آن‌ها راه حل‌هاي خوبي ارايه مي‌دهد. اما هرگز سعي نكنيد در اجرا نيز كار را به او بسپاريد زيرا او يك طراح و خلاق بزرگ است و ذهن خود را براي كارهاي عملي آماده نكرده است.

- ابروي نازك و نخي: دهن‌بين
اين افراد معمولًا داراي اعتماد به نفس كمي هستند. خود را بيش از مقداري كه واقعاً تحت نظرند مورد توجه مي‌دانند. آن‌قدر نسبت به حرف ديگران حساس هستند كه كه دچار وسواس مي‌شوند .

- ابروي پرپشت و پهن: دورانديش
از نظر ذهني فعال و منبعي براي افكار و عقايد است. اين فرد در بيان تفكرات نيز مانند زمان پردازش آنها قدرتمند است.

- ابروي صاف: متفكر
صافي و مستقيمي ابروها نشانگر انديشه، تفكر و ايده‌گرايي فرد هستند.

- ابروي كماني: واقع‌گرا
افرادي كه داراي ابروهاي خميده و كماني هستند از حكايت‌ها و داستان‌هاي واقعي لذت مي‌‌برند.

با پلك‌هاي باز
وقتي مي‌خواهيد با مردم رابطه برقرار كنيد اولين كاري كه لازم است انجام دهيد بازكردن پلك‌ها است. پلك بالا كه خيلي هم تحرك دارد نشانه سطح روابط اجتماعي است.

- هنگام باز بودن چشم قسمت زيادي از پلك قابل رويت است: نيازمند صميميت
صاحب اين پلك‌ها نيازمند واقعي صميميت است و اغلب دلشوره دارد، تعهد او در كارها هم از همين خصلت ناشي مي‌شود و گاهي به خاطر توجه زياد، اطرافيان را تحت فشار قرار مي‌دهد.

- هنگام بازبودن چشم، قست باريكي از پلك بالا قابل مشاهده است: مستقل
اين فرد به علت اين كه داراي حد معقولي از صميميت است روابطي عادي و خوب دارد. يعني نه تك‌روي را دوست دارد و نه وابستگي را. براي خودش وقت صرف مي‌كند و مراقب آزادي شخصي خويش است.

- هنگام باز بودن چشم، پلك بالا مخفي است: متمركز
اين افراد براي پست‌هايي مناسب هستند كه كه نيازمند تمركز بالا و كم‌اشتباهي است. اين افراد معمولاً محدوديت‌هاي عاطفي ندارند و حتي به مسائل عاطفي هم اجازه نمي‌دهند تمركزشان را به هم بزنند.

بيني
ركورد جراحي بيني در دنيا متعلق به ايران است. اين عضو مورد توجه، نقش مهمي در صورت دارد و حرف‌هاي زيادي براي گفتن. از نظر چهره‌شناسي، بيني نشانگر توانايي ما در حفظ مقام، قدرت و نفوذ بين مردم و همچنين بيانگر توانايي و عكس‌العمل ما در برابر پول است.

- بيني بسيار بزرگ: عزم راسخ
در محيط كارش رئيس است، حتي اگر صندلي رياست نداشته باشد. اگر كارش در خور استعدادش باشد شكوفايي چشمگيري خواهد داشت ولي از انجام كارهاي كوچك كراهت دارد.

- بيني خيلي كوچك: ساعي
گفته مي‌‌شود اشخاصي كه بيني كوچكي دارند، ذاتاً افرادي ضعيف و اغلب غيرقابل‌اتكا هستند و در تصميم‌هايشان استوار و ثابت‌قدم نيستند.

- بيني بلند و كشيده: مسلط بر كار و محيط
كارها را جدي و منطقي براي بلند مدت برنامه‌ريزي مي‌كند و نظريات جديد را در حل مشكلات كشف مي كند .

- انحنائي مقعر روي بيني در نيمرخ: احساساتي و نيازمند توجه
از محيط تاثير زيادي مي‌گيرد و اگر شغل يا محل تحصيل مطابق ميل او نباشد در انجام وظايفش درمي‌ماند. ضمناً براي كارهايي كه انجام مي‌دهد انتظار تشكر و قدرداني دارد.

- برآمدگي روي بيني در نيمرخ: مبتكر
زيبايي‌شناس و از آن بهتر استاد حل مشكلات است. خلاقيت بالايي هم دارد.

- بيني داراي پهناي بسيار زياد: حامي دوستان و علاقه‌مند دوستي
هم حمايت مي‌كند و هم دوست دارد حمايت شود. اگر چيزي داشته باشد با ديگران به اشتراك مي‌گذارد.

- يك افتادگي پايين بيني درنيمرخ: تحليل‌گر
اگر مشكلي بزرگ داريد كه از پس تحليل آن برنمي‌آييد اين شخص را خبر كنيد. او استاد تجزيه و تحليل مسائل پيچيده است، آن هم بدون درگير شدن با جزئيات.
نوك بيني و حفره‌هاي آن، درست مانند شماره حساب بانكي افراد، نشانه سرمايه‌دوستي ويا برعكس، ولخرجي آن‌هاست:

- نوك بيني پهن و گوشتالو: تضمين سرمايه‌گذاري
حداكثر امنيت مالي را مي‌خواهد و با پول جدي برخورد مي‌كند. در كل به دنبال يك حامي مي‌گردد كه علاقه‌اش به پول‌هم به همين دليل است.

- يك برجستگي گرد در نوك بيني: هنردوست
اگر يك اثر هنري خلق كرديد اول به او نشان دهيد چون قدر آن را مي‌داند.

- بيني لاغر و باريك و پره هاي كناري آن نازكند: ولخرج
به پول وابستگي ندارد و براي روز مبادا پس‌انداز نمي‌كند.

- يك شيار واضح روي نوك بيني: نگرش عاطفي به دنيا
مدام از خود اين سوال را مي‌كند كه آيا شغل مورد نظر من پيدا خواهد شد وآيا اين شغل مناسب من است؟ در كل دنبال كار است نه پول.

- حفره هاي بيني گشاد: خلاق و بخشنده
اگر طرحي در سر داريد كه نيازمند اجرايي خلاق است به او بدهيد، چراكه با جسارت و خلاقيت آن را انجام مي‌دهد. اگر هم چيزي داشته باشد با شما قسمت مي‌كند.

- حفره هاي بيني تنگ و روبه داخل: حسابدار
چنين شخصي اول پول جيبش را مي‌شمارد بعد خرج مي‌كند يا به بيان بهتر دخل وخرج را با هم تنظيم مي‌كند.
زاويه بيني نشانه‌اي براي ميزان سنجيدگي رفتار فرد است. اين زاويه را مي‌توان با خطي كه از پايه بيني يعني از محل اتصال به صورت شروع شده و در نيمرخ ديده مي‌شود تعيين كرد.

- بيني سربالا با نوك گرد: اعمال نسنجيده و سرعت پايين تجزيه وتحليل اطلاعات
شخصي. خوش‌گذران با اعمالي نسنجيده و مبتني بر افكار سطحي است. رازدار نيست و به گذشته نگاه نمي‌كند و فقط حال را درنظر دارد.

- بيني سر بالا و نوك‌تيز: كنجكاو و ولخرج
درباره ديگران بيش از حد كنجكاو است و به جزئيات هم زياد اهميت مي‌دهد. پول براي او حكم چيزي را داردكه بايد خرج شود. خود را مقيد به رعايت آداب و رسوم ندانسته و با اطرافيان به راحتي برخورد مي‌كند. خودش را باور دارد.

- بيني كاملا بدون زاويه: عاقل و مطمئن
بدون اين‌كه اقوا يا شيفته شود، اعتماد مي‌كند و قابل اعتماد نيز هست.

- بيني با زاويه رو به پايين: حسابگر و شكاك
او به كار ديگران به گونه‌اي مي‌نگرد كه گويي خطايي در آن رخ داده. زيادتر از چيزي كه لازم است شك مي‌كند.

رد پاي خنده‌ها
حتماً توي روزنامه‌ها و مجله‌ها چشمتان‌ به آگهي‌هايي كه داروهاي ضدچروك صورت را تبليغ مي‌كنند، افتاده است. اين داروها قرار است معجزه بكنند و براي شما پوستي بسازند بهتر وتازه‌تر از پوست روز سوم تولدتان. اما واقعاً اين چروك‌ها اين‌قدر بد هستند؟ يعني هيچ چيزي براي ما ندارند؟ مارك تواين مي‌گفت: «چروك‌هاي صورت، رد پاي خنده‌هاست.»

- يك چاله روي چانه: شوخ و بخشاينده
مشكلات زندگي او را از پا در نمي‌آورد چون آن‌ها را جدي نمي‌گيرد. برعكس، دوستانش را جدي مي‌گيرد و همواره آن‌ها را شاد نگه مي‌دارد.

- تورفتگي گونه‌ها: سازگار
تورفتگي گونه به خصوص در موقع خنديدن، علاوه بر جذابيت و زيبايي، دليلي بر خوش‌مشربي و سازگاري فرد مي‌‌باشد.

- خط‌هاي عمودي كوچك ميان ابروها: وجدان كاري
در زندگي شخصي و كاري تمركز را حاكم كرده و نسبت به خود سخت‌گير است. حتي در سخت‌ترين شرايط، دقت خود را براي انجام كار حفظ مي‌كند.

- خطوط گوشه دهان كه به طرف چانه پايين آمده‌اند: دلسوز
اين فرد به علت شكست‌ها و سختي‌هاي زندگي، به يك همدرد عالي و دلسوز واقعي تبديل شده است. از دست دادن عزيزان و مشكلات كاري مي‌تواند اين خطوط را به يك‌باره ايجاد كند.

- خطوط عمودي در اطراف لب: غلبه غالب برمشكلات
اين خطوط گواهي مبارزات طولاني وسخت در برابر مصائب زندگي است. او در تمام زندگي از نيروي دروني خود كمك مي‌گيرد كه شايد خودش نيز از آن خبر نداشته باشد اما اكنون مانند سدي در برابر مشكلات محكم شده.

- چانه فشرده و لايه لايه: روحيه آهنين در زندگي
از زندگي انتظار رويايي ندارد و براي بدترين روزها آماده است. سرسخت و يك‌دنده است و از مشكلات فرار نمي‌كند.

- چانه برآمده: از خود راضي
اين‌گونه افراد، اشخاصي خودستا هستند و تصور مي‌كنند هيچ چيزي جز خود آنها اهميت ندارد و جز خودشان حرف كس ديگري را قبول ندارند و خود را عقل كل مي‌‌دانند.

- قب‌قب زير چانه: پرحرف و خوش برخورد
حرف كم نمي آورد و اگر سكوت كنند احتمالا دارند به يك گفتگوي جديد فكر مي‌كنند. به راحتي ارتباط برقرار مي‌كنند و برخورد خوبي دارند.

- لب قلوه‌اي: بخشنده و خودنما
لب‌هاي قلوه‌اي، نشانه بخشش و گشاده‌دستي هستند. معمولا اين‌گونه افراد تمايل دارند در مورد خودشان صحبت و گفتگو كنند.

- لب بالايي نازك، لب پايين قلوه‌اي: قدرت توجيه
نشانه اين است كه فردي متقاعدكننده و مجاب‌كننده مي‌‌باشد.

- لب نازك: توي خود
نازك بودن لب بيانگر خويشتن‌گرايي ذاتي در اشخاص است.

- گوش كوچك: احساس خطر
كوچكي گوش نشانه تزلزل و احساس ناامني در افراد است، هرچند اين‌گونه افراد مي‌‌دانند كه چه مي‌‌خواهند و معمولاً سخت‌ كوش و كاري هستند.

- گوش بزرگ و دراز: جوشي
اين قبيل افراد معمولا انعطاف‌پذير نيستند و به سختي آرام و بي‌خيال مي‌شوند.

- گوش پرمو: وسواسي
افرادي كه داراي گوش‌هايي پرمو هستند معمولًا وسواسي و نكته‌بين بوده و وقت زيادي را براي چيزهاي بي اهميت تلف مي‌كنند.

اشتباه اتللو
جايي در پايان داستان اتللو، اثر معروف شكسپير، اتللو همسر خود دزدمونا را به عشق به مرد ديگري متهم مي‌كند و او را مي‌كشد. اما دزدمونا واقعاً خيانتكار نبوده است. پس چرا اتللو اشتباه مي‌كند؟
به اين آخرين گفتگوي اتللو و دزدمونا دقت كنيد. اتللو به همسرش مي‌گويد اعتراف كند، چون مي‌خواهد او را به خاطر خيانتش بكشد. دزدمونا جواب مي‌دهد كه كاسيو، همان مردي كه متهم به داشتن رابطه با او است، بر بي‌گناهي او شهادت خواهد داد. اتللو ميگويد كاسيو را كشته. دزدمونا مي‌فهمد كه ديگر نخواهد توانست بي‌گناهي خود را ثابت كند و اتللو او را خواهد كشت. پس مي‌گويد: « دريغ، به او خيانت شد، و من تباه شدم!» اتللو: «دور شو، بدكار! در مقابل چهره من به خاطر او اشك مي‌ريزي؟» دزدمونا: «آه، سرورم! مرا از خويش بران، اما مكُش!» اتللو: «خاموش شو، بدكار!»
از اين صحنه چه مي‌فهميم؟ اشتباه اتللو چه بود؟ اتللو ناراحتي و ترس را در چهره دزدمونا به درستي تشخيص داده بود. اشتباه او آن بود كه فكر مي‌كرد ناراحتي دزدمونا به خاطر مرگ كاسيو و ترس او، ترس همسر بدكاري است كه خيانتش آشكار شده است. او دزدمونا را كشت بدون اين‌كه فكر كند حالات چهره او مربوط به حس ترس و ناراحتي زن بي‌گناهي است كه مي‌داند همسر بسيار حسودش مي‌خواهد او را بكشد واو نمي‌تواند بي‌گناهي خود را ثابت كند.

در عقايد عامه، پيش‌بيني‌هايي هم در مورد اجزاي صورت وجود دارد:
پيشاني بلند علامت اقبال و دولت است.
قوز روي دماغ خوش‌شانسي مي‌آورد.
بيني كه بخارد، به مهماني خواهي رفت.
چشم كه تير بكشد، مهمان خواهد آمد.
سق (سقف دهان) اگر سياه باشد، نفرين گيرا است.
كسي زبانش را گاز بگيرد، معلوم است جايي دارند غيبتش را مي‌كنند.
پلك چشم چپ بپرد، نشانه خبر خوش است وپريدن پلك راست، نشانه غم و غصه.
مژه افتاده را اگر درست حدس بزني كه مال كدام چشم است، آرزويت برآورده مي‌شود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۷:۴۵ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

بخنديد تا دنيا به رويتان بخندد

وقتي اصول شادمان زيستن را بياموزيد، آن وقت به آساني مي‌توانيد با كمك آن بهتر زندگي كنيد. خنديدن و شاداب بودن كاملا طبيعي است. خنده چيز كوچكي است كه مي‌تواند نتايج بزرگ بر جاي گذارد. هيچ غذايي مغذي‌تر از شادماني نيست. پس اگر قرار است روزي تصميم بگيريد شاد و خوشحال باشيد، چرا آن روز همين امروز نباشد؟ بنابراين با خنده و شادي و نشاط به استقبال روز جديد برويد.

خنده را فراموش نكنيد.

شوخ‌طبع باشيد.

به زندگي خود شادي ببخشيد.

خود را شاداب و خندان نگه داريد.

تبسم كردن را تمرين كنيد‌ تا براي شما عادت شود.

هر روز خنديدن از ته دل را بياموزيد.

چنانچه خواهان شادي هستيد، بايد آن را در خود بوجود آوريد.

كلمات خوب و شادي بخش بر زبان آوريد.

از ديگران با تبسم و بيان جمله‌اي دلنشين استقبال كنيد.

با خنده پيش از اخم كردن، از شر نگراني خلاص شويد.

روزهاي بد خود را از طريق خنديدن، به روزهاي خوب و شاد تغيير دهيد.

در مورد چيزهايي كه باعث خوشي و شادي شما مي‌شوند، فكر كنيد،
سپس تا آنجا‌ كه ممكن است به سوي اين شادي‌ها برويد.

به زندگي با ديدي مثبت و همراه با شوخ طبعي و نشاط نگاه كنيد.

كوشش كنيد‌ كارهايي انجام دهيد كه به زندگي شما شادي ببخشد.

براي تندرست زيستن، خنده، بهترين اكسير است.

نااميدي را از خود دور كنيد.

مثبت‌انديش باشيد.

به موسيقي آرام گوش دهيد.

خانه خود را به يك مكان شاد تبديل كنيد.

بردبار و شكيبا باشيد.

اضطراب را كنار بگذاريد.

فشارهاي روحي را از خود دور كنيد.

از پيله خود بيرون بياييد.

با ورزش شاداب و با نشاط شويد.

اعتماد به نفس خود را تقويت كنيد. به آنچه مي‌دانيد، اعتماد داشته باشيد.

كار خود را بخوبي انجام دهيد و يقين داشته باشيد كه
احساس نشاط، موفقيت و افتخار خواهيد كرد.

با دست كشيدن از يك عادت بد، عزت نفس خود را بالا ببريد.

خود را با انديشه‌هاي شاد و آرام بخش سرشار كنيد.

زود از كوره در نرويد.

نگذاريد چيزهاي كوچك، شما را خشمگين كند.

كوشش كنيد در برخوردها آرام باشيد.

به خود ايمان داشته باشيد.

قدر زندگي‌تان را بدانيد.

زندگي را چنانچه هست، با تمام مشكلاتش قبول كنيد.

هرگز ياس و نااميدي را به حريم ذهن خود راه ندهيد.

و بيش از پيش بخنديد تا دنيا به رويتان بخندد.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۷:۴۴ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

چگونه آرامش را به زندگي پر اضطراب امروزي بازگردانيم ؟

محققان و روانشناسان در سالهاي اخير تلاش كرده‌اند به شيوه‌هاي مختلف كه متداول‌ ترين آنها انتشار اخبار، مقالات و توصيه‌هاي بهداشتي است به مردم در حفظ آرامش در ميان اين همهمه و آشفتگي ياري برسانند. به اعتقاد آنها دسترسي و مطالعه اين منابع هرازگاهي مي‌تواند ما را به ياد نياز اصلي مان به آرامش بياندازد و حتي دقايقي از اين زندگي پرمشغله جدا سازد. در اين رابطه "استيو موريل" كارشناس و نويسنده مقاله اي در روزنامه "ديلي مديتيشن و ديلي لايف" روش‌هايي را براي كسب آرامش در زندگي عنوان كرده كه به شرح زير آنها را ذكر مي كنيم :

حداقل روزي 15 دقيقه را در سكوت بگذرانيد و به نيازهاي واقعي خود و چيزهايي كه داريد فكر كنيد. سكوت عصاره آرامش است. البته با اجبار نمي‌توان سكوت كرد. بلكه بايد زماني كه فرا رسيد آن را بپذيريد. روزي يك ساعت در اتاقي تنها بمانيد و حتي اگر لازم شد در را روي خود ببنديد.

• هيچگاه جلوي گريه خود را نگيريد و گهگاهي گريه كنيد اين كار باعث تخليه تنش‌هايتان شده و به شما آرامش مي‌دهد.

• وقتي احساس مي‌كنيد كه سرتان پر از فكرهاي جورواجور منفي است با قدم زدن آنها را پاك كنيد.

• افراد آرام به خود مي‌گويند كه براي تغيير گذشته كاري نمي‌توان كرد، آنگاه از تفكر به آينده و ادامه زندگي لذت مي‌برند.

• آرامش را از كودكان بياموزيد. آنها در همان لحظه‌اي هستند كه زندگي مي‌كنند و لذت مي‌برند.

• اگر نمي‌توانيد ديگران را ببخشيد بدانيد كه افكار خشمگين همواره شما را با اين افراد مرتبط خواهد كرد. اما شاد كردن ديگران باعث آرامش مي‌شود.

• هر چه اكسيژن بيشتري به شما برسد آرام‌تر خواهيد شد. بنابراين خوب است كه در محل كار يا خانه خود گياهاني را نگهداري كنيد.

• سعي كنيد از چيزي كه هستيد راضي باشيد در اين صورت احساس آرامش بيشتري مي‌كنيد.

• با حركات آرام و صحبت كردن شمرده احساس آرامش را به جمع منتقل كنيد.

• با شوخ طبعي به آرامش خود كمك كنيد.

• مهم نيست كه با شما مودبانه برخورد شود يا نه بلكه برخورد محترمانه شما باعث ايجاد آرامش و احساس خوبي در شما خواهد شد.

• سرعت حركت شما با احساستان رابطه مستقيمي دارد. آرام راه برويد و حركات بدن خود را آرام كنيد. طولي نمي‌كشد كه آرام خواهيد شد.

• گاهي مي‌توانيد براي رسيدن به آرامش دراز بكشيد، عضلات خود را شل كنيد و به هيچ چيز فكر نكنيد.

• لحظه هاي زيباي زندگيتان را بنويسيد و از آنها عكس و فيلم بگيريد. سپس بيشتر وقت آنها را به ياد آوريد و درباره ‌شان فكر كنيد و لذت ببريد.

• آهسته غذا خوردن و جويدن باعث تجديد توان فكري و احساس آرامش خواهد شد.

• هرچند وقت يكبار ساعت خود را باز كنيد تا خود را از فشار زمان نجات دهيد. همچنين درآوردن كفش‌ها به كاهش فشار عصبي كمك مي‌كند.

• براي تاثير بيشتر و رسيدن به آرامش در خود متمركز شويد و آرام نفس بكشيد.

• تمرين كنيد كه آرامتر از حد معمول صحبت كنيد. اينكار به خودي خود ضربان قلب و تنفس را آرام مي‌كند.

• احساسات و مشكلات خود را به ديگران بگوييد و آرامش بيشتري احساس كنيد.

• يكي از مهم ترين مهارت‌ها در آرام بودن، فكر نكردن به مسايل كوچك است. دومين مهارت، كوچك شمردن تمام مسايل است.

• شاد كردن ديگران، ‌موجب آرامش مي‌شود. نمي‌دانيد چه لذتي دارد پول رستوران امشب را با توافق سايرين به يك كارتن خواب هديه بدهيد. قدرداني كنيد. ديگران را براي لطف كردن به خود تحت فشار قرار ندهيد، لطف كه وظيفه نيست.

• اگر مي‌دانستيد كه: "سيگار كشيدن + ورزش نكردن‌ = استرس، اضطراب و حذف آرامش"، هرگز سيگار نمي‌كشيديد و ورزش كردن را به تعويق نمي‌انداختيد.

• راحتي يكي از عناصر مهم آرامش است. دماي مناسب، صندلي، لباس و كفش راحت اين امكان را براي شما فراهم مي‌كند. پوشيدن لباس هاي گشاد و راحت باعث ايجاد راحتي و احساس آرامش مي‌شود.

• اگر به عقايد مذهبي و معنوي پايبند باشيد، به يكي از با افتخارترين روش‌هاي رسيدن به آرامش خاطر رسيده‌ايد. اگر از خدا دور افتاده‌ايد، اكنون وقت آشتي است. داشتن يك تكيه گاه معنوي در حد تعادل موجب آرامش مي‌شود.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۷:۴۴ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

افسردگي: همراه با دردهاي جسمي!

افسردگي علائم رواني شناخته شده اي دارد: ناراحتي هميشگي،خودكم بيني، از دست دادن علاقه و عدم تمايل به تفريح و .... . اما بايد دانست كه اين بيماري با بسياري از علائم جسمي نيز همراه خواهد بود، مانند دردهاي كمر و پشت، درد شكم يا خستگي مداوم. در نظر گرفتن اين شكايات جسمي مي تواند عاملي در تشخيص سريع تر افسردگي و درمان مؤثرترش باشد.

طبق مطالعات سازمان جهاني سلامت، در ميان بيماري ها ناتوان كننده،121 ميليون نفر در جهان مبتلا به افسردگي هستند.

علائم روحي افسردگي به خوبي شناخته شده اند و همه شان مي توانند قابل جبران و درمان پذير باشند: ناراحتي و اندوه هميشگي، خلق و خوي افسرده، از دست دادن تمايل به تفريح و علاقه مندي، اضطراب، از دست دادن اعتماد به نفس، مشكلات تمركز، احساس گناه، خودكم بيني و فكر كردن به خودكشي.

گله و شكايات جسمي از افسردگي كمتر شناخته شده اند. در حالي كه حدود 70% افراد مبتلا به افسردگي حاد در اولين مراحل، علائم جسمي را بروز مي دهند. خستگي، بي انرژي بودن، مشكلات خواب، تغيير در اشتها، و البته دردهاي جسمي (پشت و كمر، شكم، مفاصل، ...)، سردردها و همچنين مشكلات گوارشي از جمله اين علائم اند.

وجود اين علائم جسمي باعث دشوار شدن تشخيص افسردگي مي شود. اما اگر اين نشانه ها هر چه سريع تر به عنوان نشانۀ افسردگي تشخيص داده شوند، درمان بيماري سريع تر خواهد بود.

درمان افسردگي ضروري است. مي دانيم كه افسردگي يكي از آسيب هاي شديد و سنگين است كه اغلب آثار ناگواري بر روي افراد، خانواده و جامعه دارد. يك افسردگي درمان نشده مشكلاتي جدي بر روي كار افراد، مانند كارگريزي، مشكلات رابطه اي و خانوادگي و... با خود به همراه دارد. بايد توجه داشته باشيد كه، احتمال اقدام به خودكشي در افراد افسرده زياد است.

در كل، احتمال مرگ در افراد افسرده بيشتر است (به دلايل مشكلات قلب و عروق، سرطان، ...)
بنابر توصيه ها، بايد درمان ضدافسردگي و روان درماني به طور همزمان دنبال شود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۷:۴۳ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

تشخيص برونگرايي و درونگرايي در روانشناسي

«درون‌گرايي» رفتاري است كه با ديدگاه دروني، ذهني همراه است. فرد «درون‌گرا» آمادگي بيشتري براي خودداري و تسلط بر نفس از خود نشان مي دهد. اين افراد كمتر تمايل به حضور درجمع دارند و بيشتر دقت خود را به مطالعه و فعاليت‌هاي ذهني انفرادي مي‌گذرانند.

«برون‌گرايي» رفتاري است كه با ديدگاه عيني و خارجي مشخص شده و با فعاليت عملي بالاتري همراه است، افراد «برون‌گرا» از آمادگي كمتري براي تسلط بر نفس خويش برخوردارند. معمولا نسبت به افراد درونگرا اعتماد به نفس بالاتري دارند بودن در جمع و فعاليت هاي گروهي را بر فعاليت هاي انفرادي ترجيح مي دهند.

در گذشته تصور مي شد كه يكي از دو بعد «درون‌گرايي» بر ديگري از ارجحيت دارد. اما مطالعات اخير نشان داده اند كه چنين فرضي صحت نداشته و هر از اين ويژگي ها داراي نقاط ضعف و قوتي است. در جدول زير مهمترين تفاوت هاي افراد «برون‌گرا» و «درون‌گرا» در حيطه هاي مختلف كه سبب تفاوت خواسته ها، نيازها، علايق و در نتيجه احساسات و رفتارهاي آنها مي شود، مطرح شده است.

«برون‌گرايي»


حل مساله: تمايل به با صداي بلند فكر كردن، خطور كردن بهترين راه حل ها به ذهن در هنگام حرف زدن، ناديده گرفتن نظرات ديگران، علاقه به شركت در بحث هاي گروهي به منظور حل مشكل

ارتباطات: ترجيح ارتباط رو در رو در صورت امكان، تمايل به ديدن واكنش ها و رفتارهاي غيركلامي، نياز به بازخورد فوري، عدم علاقه به نوشتن خاطرات روزانه يا ايميل هاي طولاني، جستجو براي يافتن فرصت هايي جهت گفتگو و فعاليت هاي اجتماعي

تصميم گيري: دريافت اطلاعات از ديگران قبل از تصميم گيري تمايل به سريع عمل كردن در موقع بحراني
تعاملات بين فردي: انرژي گرفتن از تعامل با ديگران و احساس تخليه انرژي به واسطه تحمل تنهايي به مدت طولاني، داشتن دوستان و آشنايان زياد

توجه و تمركز: تمركز زياد روي افراد و اشيا دور و بر، ناتواني در تمركز به هنگام سكوت، خسته شدن از اجبار به نشستن و توجه طولاني مدت به يك شي يا موضوع، اهميت ندادن به عوامل مزاحم

نقاط قوت طبيعي: انرژي دادن به افراد و گروه ها، توانايي سريع عكس العمل نشان دادن، به وجود آمدن احساس شور و هيجان، آشنا كردن افراد به يكديگر

نقاط ضعف طبيعي: ندادن فضا به ديگران براي صحبت كردن، توجه نكردن به اطلاعات ديگران، ننوشتن درباره مشكلات، واكنش نشان دادن قبل از فكر كردن

چگونه باعث آزار ديگران مي شوند: با صحبت كردن و جلب توجه زياد و اجازه ندادن به ديگران براي مطرح كردن خود در جمع

سوء تعبير ديگران در مورد آنها: شايد ديگران انها را افرادي خودخواه كه براي ديگران ارزشي قائل نيستند تصور كنند.

«درون‌گرايي»


حل مسئله: تمايل به پردازش دروني اطلاعات، خطور كردن بهترين راه حل ها به هنگام سكوت و تنهايي، نياز به افزايش دانش و آگاهي قبل از بحث درباره مشكل مورد نظر

ارتباطات: ترجيح دادن ايميل و پيام هاي صوتي، اجتناب از تعاملات غيرضروري، عدم علاقه به هدر دادن وقت با بحث و گفت و گو، تمايل به فكر كردن قبل از عمل، عدم علاقه به جلسات و ملاقات هاي طولاني مدت، جستجو براي يافتن فرصت هايي جهت تنهايي و سكوت

تصميم گيري: تصميم گيري مستقل دو بدون دخالت ديگران برايشان خوشايندتر است، نياز داشتن به زمان قبل از شروع فعاليت

تعاملات بين فردي: احساس تخليه انرژي به واسطه تعاملات زيادي، اجتماعي و نياز به تنهايي براي نيرو گرفتن دوباره، بودجه بندي دقيق" زمان مخصوص به ديگران"

توجه و تمركز: تمركز زياد روي افكار و نظرات دروني، اغلب مشغول گفتگوي دروني بودن، لذت بردن از تمركز در سكوت بر يك موضوع، ناراحت شدن از عوامل مزاحم

نقاط قوت طبيعي: آرام كردن افراد و گروه ها، ارزيابي موقعيت قبل از عمل كردن، گوش دادن به نظرات ديگران، مستقل عمل كردن

نقاط ضعف طبيعي: ناتواني از در ميان گذاشتن افكارشان با ديگران، مشورت نگرفتن از ديگران، تاكيد بيش از حد بر نوشتن، فكر كردن خيلي زياد قبل از اقدام به عمل

چگونه باعث آزار ديگران مي شوند: با ناتواني در ابراز عقايد، شركت نكردن در بحث ها يا واكنش نشان ندادن نسبت به حرف هاي ديگران

سوء تعبير ديگران در مورد آنها: ممكن است ديگران به اشتباه آنها را افرادي كناره گير، خجالتي و غيرصميمي تلقي كنند.

آشنايي ما با ويژگي هاي شخصيتي خود و اطرافيان مان باعث مي شود كه با پذيرش اين تفاوت ها و احترام گذاشتن به آنها در برخورد با ديگران رفتار معقولانه تري داشته باشيم.

آزمون «برون‌گرايي»


آزمون زير به شما كمك مي‌كند تا حدس و گمان‌هايي را كه در مورد اين جنبه از شخصيت‌تان داريد به يقين تبديل كرده و با توجه به شناخت و آگاهي كه در مورد خودتان به دست آورده‌ايد، در انتخاب شريك زندگي معقولانه تر عمل كنيد.

عبارات زير را با دقت خوانده و با انتخاب يكي از گزينه هاي بلي يا خير به آنها پاسخ دهيد.

عبارت
1.آيا شمار سرگرمي هاي متنوعي داريد؟
2.آيا فرد پرحرفي هستيد؟
3.آيا نسبتا با نشاط و سرزنده هستيد؟
4.آيا مي توانيد در يك مهماني شاد شركت كرده و لذت ببريد؟
5.آيا از ملاقات با افراد جديد لذت مي بريد؟
6.آيا معمولا در موقعيت هاي اجتماعي، حضور غيرفعال داريد؟
7.آيا علاقه زيادي به گردن كردن داريد؟
8.آيا مطالعه را به ملاقات با مردم ترجيح مي دهيد؟
9.آيا دوستان زيادي داريد؟

10.آيا خود را فرد بي قيدي مي دانيد؟
11.آيا معمولا در پيدا كردن دوستان تازه پيشقدم مي شويد؟
12. آيا وقتي با ديگران هستيد، اغلب ساكت مي مانيد؟
13. آيا مي توانيد به آساني به يك مهماني نسبتا كسل كننده، جان ببخشيد؟
14. آيا دوست داريد براي دوستان خود لطيفه و داستان هاي خنده دار تعريف كنيد؟
15.آيا معاشرت با مردم را دوست داريد؟
16. آيا در گفتگو با مردم، معمولا حاضرجواب هستيد؟
17.آيا دوست داريد كارهايي را كه سرعت عمل لازم دارند، انجام دهيد؟
18. آيا اغلب فعاليت هايي بيشتر ازآنچه وقت در اختيار داريد، به عهده مي گيريد؟
19.آيا مي توانيد يك مهماني راه بيندازيد؟
20.آيا هيجان و شلوغي زياد در اطرافتان را دوست داريد؟
21.آيا ديگران فكر مي كنند شما فرد با نشاط و دل زنده اي هستيد؟

نمره گذاري: براي به دست آوردن نمره نهايي به هر گونه بلي يك امتياز و هر گزينه خير، امتياز بدهيد. البته در سوالات 6، 8 و 12 نمره گذاري به صورت معكوس انجام مي شود، يعني به گزينه بلي، امتياز و به گزينه خير يك امتياز تعلق مي گيرد. در پايان، امتياز همه 21 عبارت را با هم جمع كنيد.

تفسير نتايج
نمره بالاتر از 14: احتمالاً شما فرد برونگرايي هستيد و از اين رو شما براي اداره امور زندگي خويش به انگيزه ها ومحرك هاي قوي نياز داريد. احتمالاً شما بيشتر داراي ديدگاه عيني و خارجي بوده و داراي فعاليت عملي عالي هستيد.ولي ميزان تسلط بر نفستان نسبت به افراد درون گرا كمتر است. شما مايليد كه بر محيط اطراف خود تاثير گذارده و به رقابت با ديگران پرداخته و در مجامع عمومي بيشتر ظاهر مي شويد.

نمره پايين تر از 14: امتياز شما گوياي اين است كه احتمالاً فرد درونگرايي هستيد. شما براي شروع يا ادامه دادن كارها و فعاليت هايتان به انگيزه ها و محرك هاي خيلي قوي نياز نداريد. افراد درون گرا داراي ديدگاه دروني و ذهني هستند و آمادگي بيشتري را باري خودداري و تسلط بر نفس خويش از خود نشان مي دهند. احتمالاً شما ترجيح مي دهيد اوقات خود را به مطالعه گذرانده و بيشتر تنها باشيد و چون از تنهايي لذت مي بريد، كمتر مايل به معاشرت با ديگران هستيد.

گاهي وقت ها، بعضي از ما به دليل زندگي با افرادي كه از نظر اين ويژگي شخصي با ما تفاوت دارند، دچار تعارض هايي مي شويم. از آنجايي كه هميشه تغييردادن خودمان، راحت تر از تغيير دادن ديگران است، راهكارهاي زير مي توانند به ما كمك كنند تا از ميزان برونگرايي يا درونگرايي خود بكاهيم و بدين ترتيب با دوست يا اعضاي خانواده مان صميمت و سازگاري بيشتري داشته باشيم.

راهكارهايي براي «درون‌گرا»


1-شركت در فعاليت هاي جمعي مورد علاقه
ممكن است از اينكه به مهماني يا گردش برويم خوشمان نيايد. اما به هر حال هر يك از مابه موضوعاتي مانند يك فعاليت هنري (مانند نقاشي) يا ورزشي (مثل واليبال) و ... علاقه منديم و از انجام دادن آنها لذت مي بريم بهتر است كه اين كارها را به صورت گروهي انجام دهيم. در نظر داشته باشيم كه منظور از ارتباط اجتماعي فقط شركت در مهماني نيست.

2-بالا بردن اطلاعات
گاهي اوقات اتفاق مي افتد كه ما در جمعي حضور داريم، همه در حال حرف زدن هستند و ما احساس مي كنيم كه هيچ حرفي براي گفتن نداريم. بهتر است قبل از حضور در جمع موضوعات احتمالي مورد بحث را پيش بيني كرده و در مورد آنها اطلاعاتي به دست آوريم.

3-ابراز احساسات در خانواده
براي اينكه بتوانيم احساسات مثبت و منفي خود را به ديگران ابراز كنيم، بايد اين كار را از صميمي ترين عضو خانواده يا دوستمان شروع كنيم. اگر ما خود را موظف كنيم كه هر روز حداقل يك بار در مورد احساساتمان با شخصي صحبت كنيم، كم كم به اين كار عادت خواهيم كرد.

راهكارهايي براي «برون‌گراها»
1-شمردن اعداد
اگر ما افراد برونگرا هستيم با خود تمرين كنيم كه قبل از زدن حرفي يا انجام عملي تا 10 بشماريم، واكنش هاي معقول تر و سنجيده تري خواهيم داشت، چه بسا در بعضي موارد تصميم بگيريم كه صحبت نكنيم و به ديگران نيز اجازه دهيم تا نظراتشان را مطرح كنند.

2-فرصت دادن به ديگران
مي توانيم از يكي از اعضاي خانواده يا دوست صميمي مان تقاضا كنيم كه هر گاه در جمعي زياد صحبت مي كنيم و به ديگران اجازه حرف زدن نمي دهيم، با يك كلمه رمزي ما را متوجه اين موضوع كند.

3-شناختن علاقه فردي
يك انسان هرقدر هم برونگرا باشد، باز هم فعاليت انفرادي هست كه از انجام آن لذت ببرد. شناسايي اين علاقه و پرداختن به آن كمك مي كند تا افراد برونگرا لذت بردن از تنهايي را نيز تجربه كنند و از تنهايي بي تاب نشوند.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۷:۴۱ توسط:123 موضوع: نظرات (0)