خريدار روغن سوخته و خريد روغن سوخته بصورت ليتري و بشكه اي خريدار روغن سوخته و خريد روغن سوخته بصورت ليتري و بشكه اي .

خريدار روغن سوخته و خريد روغن سوخته بصورت ليتري و بشكه اي

تبريك و دعوت

يادمان نرود ،كودكاني را كه چشم به دستان پدرانشان هستند تا از پدران خود عيدي بگيريند.....

يادمان نرود ، مادراني را كه خود را به آب و آتش مي زنند تا جهيزيه اي براي دختران نوعروس خود تهيه كنند تا فرزندشان با سربلندي به خانه بخت بروند......

يادمان نرود ، پدراني را كه از ترس شرمندگي در پيش فرزندانشان،ديرتر به خانه مي روند تا كودكانشان به خواب رفته باشند......

يادمان نرود ، بيماراني را كه به دليل نداشتن هزينه هاي درماني ، خود را به دست باد زمان سپرده اند ودر انتطارند تا يكي از ما جوياي احوالش باشيم و به عيادتش بشتابيم.

آري يادمان نرود ........، در زيرسقف آسمان آبي ، در شهر ما، در محله و در همسايگي ما عده اي زندگي مي كنند كه به هر دليل (معلوليت ، بيماري لاعلاج،فوت همسر...) قادر به تامين هزينه هاي معيشتي ودرماني خود نيستند و ما انسانها بنا به هزاران دليل – از وظيفه ديني و انساني گرفته تا نوعدوستي و خير خواهي – وظيفه داريم تا به ياري آنها بشتابيم و تا آنجا كه در توانمان هست ، در كاهش آلام بشري قدم برداريم.

ما فرزندان كوچك شما در اداره بهزيستي شهرستان هشترود ، با تبريك فرارسيدن عيد باستاني نوروز كه يادگار كهن پدران ماست تا با نگاه به تولد دوباره زمين، رستاخير و خالق هستي را از ياد نبريم ،لذا بدينوسيله از شما خيّرنوعدوست محترم تقدير و تشكر مي كنيم كه ما را در تمامي مراحل خدمت رساني اعم از تامين هزينه هاي درماني ،تهيه جهزيه ،احداث مسكن،اشتغال ،تهيه سبد غذايي و... به معلولين و مددجويان تحت پوشش بهزيستي هشترود،تنها نگذاشتيد و حال در آستانه سال نو، از شما دعوت مي كنيم تا دستان سبز خود را، مثل هميشه به سوي ياري به اين عزيزان دراز كنيد تا همه ما با هم ، بدون دغدغه نان فردا، اين عيد باستاني را جشن بگيريم .

شماره تماس: 5-6222274 -09144163710

شماره حساب مشاركتهاي مردمي بهزيستي هشترود:0108992309001 نزد بانك ملي

                                                                                       با تقديم احترام و سپاس

                                                                                  روابط عمومي بهزيستي هشترود



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۵۹ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

قاتلان عشق

چنين شوهراني قاتلان عشق در زندگي مشترك هستند

1 – شوهرهايي كه تعصب بي جا را با غيرت اشتباه گرفته اند

خانمش را چون يكي شيء مي پندارد. به نام دوستي و عشق، او را با توهمات خود زنداني كرده و قوانين ممنوعيت را براي همسر خود وضع مي كند. مثلا: جواب دادن به تلفن ممنوع؛ رفتن به خانه پدر و مادر ممنوع؛ سرزدن به دوستان ممنوع؛ درس خواندن و دانشگاه رفتن ممنوع؛ داشتن شغل ممنوع؛ اردو و مسافرت ممنوع؛ استفاده از رايانه و اينترنت ممنوع؛ خنديدن با صداي بلند در محيط خانواده و محارم ممنوع؛ تعريف و توضيح در مورد آقايان ممنوع؛ رفتن كنار پنجره ممنوع؛ نامه نوشتن ممنوع؛ بيرون رفتن از منزل ممنوع . 2 – شوهرهاي سلطه جو، زورگو و كنترل كننده

چنين شوهراني حق انتخاب را به كلي از همسرشان مي گيرند و اين حق انتخاب را فقط براي خود به رسميت مي شناسند. از تصميم هاي مهم و كلي تا جزئي ترين مسائل بايد زير نظر آنها و به فرمان آنها باشد.

به عنوان مثال بعضي از اعمال و مستبدانه اين آقايان عبارتست از: تصميم در انتخاب محل زندگي به تنهايي؛ تصميم گيري در مورد فرزند داشتن؛ تصميم در مورد رفت و آمد و ميهماني رفتن، تصميم در ارتباط يا قطع رابطه با بعضي از فاميل يا دوستان از روي دل خودشون؛ تصميم گيري در مورد شغل خانم، تصميم گيري در مورد رشته تحصيلي و محل تحصيل همسرشان بدون توجه به نظر او؛ انتخاب رنگ پرده ؛ انتخاب نوع مبل؛ انتخاب رنگ و نوع فرش؛ انتخاب ظروف و لوازم منزل، در اختيار گرفتن و به نام زدن سند شش دانگ ريموت تلويزيون و ويدئو، انتخاب و تماشاي برنامه هاي دلپسند خود از تلويزيون بدون توجه به خانواده و همسرشان؛ انتخاب نوع و رنگ لباس داخل منزل خانمشان؛ دستور به خانمشان در مورد چگونه فكر كردن، چگونه حرف زدن، چگونه احساس كردن و چگونه رفتار كردن.
3 – شوهران بي مسئوليت

اين شوهران فراموش كرده اند كه مراحل نوزادي، نوباوگي، كودكي و نوجواني را پشت سر گذاشته و فرد بالغي شده اند و ازدواج كرده اند. خانواده تشكيل داده اند و صاحب فرزند شده اند. لذا در تصميم گيري ، اجرا، و پاسخگويي نسبت به وظايف و مسئوليت هاي منزل خود را عقب كشيده اند و چون حبابي خود را رها كرده اند.

هنوز در پي لذت طلبي انفرادي خود هستند. اينها برنامه ها و دل مشغولي هاي خود را بدون توجه به خانواده و همسرشان دنبال مي كنند. بدون توجه به به مسئوليت هايي كه بايد بپذيرند و نيازهايي كه خانواده به آنها دارد، به دنبال پارتي ها، تفريحات، مسافرتها، كوهنوردي، فوتبال، استراحت، خواب، تلويزيون و فيلم و سينما، موسيقي و دوستان و كارهاي انفرادي مربوط به خود هستند.

آنها هميشه چون ميهماني بر سر سفره آمده منزلشان اگر وقت كنند حضور مي يابند و رنجهايشان را به خانواده مي ريزند و لذتهايشان را بيرون از خانواده تقسيم مي كنند. اين افراد گاهي تصور مي كنند با دادن پول زياد به خانواده مي توانند، آنها را رها كنند. با يك پلي استشن ، با يك رايانه و اينترنت و ...، سعي مي كنند همسر و فرزندان خود را به خودشان وابگذارند. و نسبت به مسئوليت در قبال همسر و تربيت فرزندان شانه خالي مي كنند.
4 – شوهران بي احساس و سخت كوش

براي اين شوهران زندگي يعني كار، كار يعني زندگي و اينها همه يعني پول. اين شوهران خلاء وجودي خود را فقط با پول و كار پر مي كنند. به بهانه هاي مختلف مثل داشتن اقساط، تعويض منزل يا خودرو، فراهم آوردن رفاه ، تامين آينده زندگي، مسئوليت كاري ، و ...، اكثر اوقات خود را از صبح تا آخر شب و حتي تعطيلات، به دنبال كار و اضافه كاري و تجارت و مديريت و ... هستند.

گاهي بهانه هاي انسان دوستانه و خدمت به خلق را پيش مي كشند و گاهي تعهدات كاري را دستاويز قرار مي دهند. اينها از منزل ، همسر و فرزندان خود، ابتدا به صورت فيزيكي دور مي شوند و كم كم از نظر احساسي و عاطفي و ذهني فاصله مي گيرند. اين آقايان به همه مردم خدمت مي رسانند و با آنها هستند به غير از همسر و خانواده.
مردان ديگري را نيز مي توان در اين طبقه قرار داد. آنهايي كه شايد اين همه مشغله نداشته يا از محيط خانواده دور نيستند، ولي از نظر عاطفي ، احساسي و ذهني فاصله زيادي از جو خانواده پيدا كرده اند. آنها هم احساسي ، همدلي ، همدردي با همسر را نياموخته اند. حرف زدن براي آنها سخت تر از بلند كردن خودرو توسط قويترين مردان است.
براي پاسخ يك كلمه اي به يك سئوال ، خانمشان بايد كلي به به آنها التماس كند، وقتي آنها يك جمله 3 كلمه اي به زبان مي آورند، همسر آنها، به شدت ذوق زده شده و آن روز را همه سال جشن مي گيرند و سالگرد زبان گشايي آقا را غنيمت مي شمارند.
اگر خانمشان با آنها صحت كند، در حال ديدن تلويزيون هستند، يا در حال تعمير وسايل منزل مي باشند، و حتي زحمت تغيير جهت نگاهشان را به طرف خانمشان ، نمي كشند. گوش شنيدن ندارند، و اين كار هم براي آنها مثل شكافتن اتم و آزاد سازي انرژي هسته اي هست. ولي متاسفانه اين انرژي آزاد كردن را حق خود نمي دانند تا اين اتم را بشكافند و گوش شنوا براي حرفها و احساسات خانمشان داشته باشند. اين مردان مهارت هاي گوش دادن، مهارتهاي ارتباطي، مهارتهاي هم حسي ياد نگرفته اند يا تمرين نكرده اند و يا انگيزه اي براي انجامش ندارند. براي اين آقايان، سخن محبت آميز و عاشقانه، نوازش محبوبانه و نگاه دلبرانه به خانمشان، افسانه اي خيالي و بي فايده است. همسر اين آقايان با حسرت به زوجهايي كه در پاركي نشسته اند و در گوش هم نجوا مي كنند مي نگرند. يك تلفن از محل كار به خانم، يك دسته گل، يك نامه عاشقانه ، يك نوازش ، و يك همدلي و هم حسي به گاه نگراني و بيماري؛ از آرزوهاي هرگز برآورده نشده ، خانم اين دسته از آقايان است. 5 – شوهران وابسته و غير مستقل

اين آقايان به علت اينكه از بچگي تحت چتر حمايتي شديد پدر و مادر خود قرار داشته اند و هميشه والدينشان براي آنها تصميم گرفته اند، وابسته ، ترسو و دمدمي مزاج و بچه صفت تربيت شده اند.
آنها همين طور كه بزرگ شده اند به جاي اينكه روز به روز مستقل تر شوند، روز به روز وابسته تر شده اند. هنگام ازدواج نيز نمي خواهند در اين وضعيت تغييري ايجاد كنند. هنوز هم دستورات و تصميم گيري هاي مهم زندگي زناشويي را از والدين خود اخذ مي كنند.
معمولا پدر و مادر اين آقايان سخت گير و مقرراتي هستند و شايد كمك مالي زيادي هم به زندگي اينها كرده باشند. مرزهاي خانواده توسط اين شوهران گسسته شده و مسائل محرمانه و خصوصي خانواده به راحتي به بيرون از خانواده منتقل مي شود و افراد ديگر هم به خود اجازه مي دهند در مسائل خانوادگي اينگونه شوهران دخالت كنند. 6 – شوهران كمالگرا و خسيس

اين آقايان شخصيت وسواسي دارند. معيارهاي نانوشته اي در ذهن خود ترسيم مي كنند و آن را وحي منزل و تخلف ناپذير تصور مي كنند. به جزئيات زندگي زياد كار دارند و گير مي دهند. براي هر چيز كوچكي در خانواده نظر مي دهند. هميشه ترس از آينده دارند، اعتماد به نفس پائين ، و ايده آلي خواهي از مشخصات ديگر اينهاست. با خسيس بودن و پس انداز افراطي سعي در آرامش خاطر خود دارند. همواره امروز را فداي فردا مي كنند. و فرداي آنها كه باعث نگرانيشان بود، هرگز نمي آيد. حسرت تفريح ، مسافرت ، لباس نو، ميهماني را به سادگي و با بهانه هاي مختلف، بر دل زن و بچه خود مي گذارند. توقع زيادي از همسرشان دارند ، انتظار بي عيب و نقص بودن خانم خود را داشته و نقاط مثبت همسرشان را نمي بينند.

منبع: زنان بلاگ


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۵۸ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

دروغ؟؟؟؟؟؟؟

مردم درباره چه چيزي دروغ مي‌گويند؟
دروغگويي در افراد بالغ به منظورهايي فراتر از اجتناب از تنبيه شدن صورت مي‌گيرد، هر چند اغلب افراد بالغ براي دريافت نكردن برگه جريمه رانندگي يا تخلفات جدّي‌تر به دروغگويي روي آورده‌اند. به عقيده رابرت فلدمن، روان‌شناس دانشگاه ماساچوست، افراد بالغ مي‌خواهند چگونگي نگريستن ديگران به خود و نيز چگونگي نگريستن خودشان به خودشان را كنترل كنند.
به گفته فلدمن، مردم دروغ مي‌گويند تا مطلوب‌تر و خوشايندتر جلوه كنند و در يك موقعيت اجتماعي، ديگران را تحت تاثير قرار دهند. در واقع، آن‌ها مي‌خواهند عزّت‌نفس خود را بالا ببرند. به عقيده فلدمن، مردم به محض آن كه عزّت نفسشان را در خطر ببينند، دروغ خواهند گفت.آن‌ها درباره نوع ماشيني كه دارند، محل زندگيشان و مقدار درآمدشان به دروغگويي خواهند پرداخت.
براساس نتيجه مطالعه‌اي كه در مجلّه «روان‌شناسي پايه و كاربردي» منتشر شده است، 60 درصد افراد مورد مطالعه در خلال يك مكالمه 10 دقيقه‌اي حداقل يكبار دروغ گفته‌اند و ميانگين تعداد دروغگويي‌ها براي هر نفر 92/2 بوده است.
مردم به طور مرتب به خودشان نيز دروغ مي‌گويند. آن‌ها درباره مقدار كاري كه بايد براي خاتمه دادن يك پروژه انجام دهند، ميزان غذايي كه در روز مي‌خورند، و بسياري موارد ديگر به خودشان دروغ مي‌گويند. اين نوع دروغ‌ها صرفاً در خدمت فرار از واقعيت‌ها و نوعي گول‌زدن خود است.
برخي از افراد بيشتر از ديگران دروغ مي‌گويند. در واقع، بعضي‌ها آنقدر دروغ مي‌گويند كه اعتمادديگران را از دست مي‌دهند و حرف‌هاي راست آن‌ها نيز دروغ پنداشته مي‌شود. مطالعه‌اي كه در دانشگاه كاليفرنياي جنوبي بر روي دروغگويان آسيب‌شناختي (پاتولوژيك) صورت گرفته نشان مي‌دهد كه اين افراد از نظر مغزي تفاوت‌هايي با ديگران دارند.

دروغگويان آسيب‌شناختي
پژوهگشران 108 نفر را مورد مطالعه قرار دادند. پس از انجام آزمون‌هاي روان‌شناختي، 12 نفر از آن‌ها در رده دروغگويان آسيب‌شناختي قرار گرفتند. پژوهشگران 21 نفر كه نتيجه آزمايششان طبيعي بود را نيز براي مقايسه و كنترل برگزيدند. سپس از همه اين افراد آزمايش MRI به عمل آمد.
نتيجه MRI نشان داد كه دروغگويان آسيب‌شناختي نسبت به آن 21 نفر كه آزمايششان طبيعي بود داراي اتصالات بسيار بيشتري در مغزشان هستند. پژوهشگران در حال حاضر چنين نتيجه‌گيري كرده‌اند كه اين تفاوت باعث مي‌شود كه دروغگويان آسيب‌شناختي مهارت بيشتري در «هنر» دروغگويي داشته باشند. البته براي نتجه‌گيري قطعي به پژوهش‌هاي بيشتري نياز است. واقعيت اين است كه برخي از مردم دروغگويان بهتري نسبت به بقيه هستند امّا همه بالاخره اينجا و آنجا دروغ مي‌گويند. به گفته فلدمن، افراد برون‌گرا بيشتر از افراد درون‌گرا دروغ مي‌گويند، مردان بيشتر از زنان دروغ نمي‌گويند، و تقريباً همه در محيط كار دروغ مي‌گويند.
مردم به كساني كه به آن‌ها عشق مي‌ورزند بيشتر از كساني كه فقط با آن‌ها آشنايي دارند دروغ مي‌گويند زيرا آسان‌تر است. ومردم به معشوق يا همسرشان بيشتر از بقيه دورغ مي‌گويند زيرا راستگويي ممكن است بيشتر از دروغگويي دردسر ساز باشد.

نشانه‌هاي دروغگويي
سالتز عقيده دارد كه روش صد در صدي براي اين كه بفهميم فردي دارد دروغ مي‌گويد وجود ندارد امّا برخي رفتارها را مي‌توان مورد توجه قرار داد:

  • اجتناب ازتماس چشمي. آيا فرد به پائين يا اطراف نگاه مي‌كند؟
  • تغيير آهنگ صدا. آيا فرد بلندتر يا آهسته‌تر و يا تندتر از معمول صحبت مي‌كند؟
  • زبان بدن. آيا فرد آرام ندارد، وول مي‌خورد، با دست جلوي دهان يا صورتش را مي‌پوشاند؟
  • تناقض با حرف‌هاي قبلي. آيا گفته‌هاي شخص با حرف‌هاي قبليش تناقض دارد؟

همه مردم به دلايل مختلف دروغ مي‌گويند. بعضي ممكن است بيشتر از ديگران دروغ بگويند و برخي ممكن است به كمك روان درمانگر نياز داشته باشند. امّا در يك نظر كلّي، دروغگويي هم يكي از خصلت‌هاي بشر است.

منبع:

http://shakhsyat.blogfa.com/post-178.aspx



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۵۸ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

انسانها خودساخته

ويژگي انسان هاي خودساخته

بر اساس مطالعات صورت گرفته و دستاورد هاي جديد حوزه روانشناسي، ريشه بسياري از ناكامي ها و شكست ها در وجود خود انسان ها نهفته است . به عبارتي هر فردي به ميزان زيادي در ايجاد شرايط شكست يا پيروزي خود حق انتخاب و دخالت را دارد. ولي يك تفاوت مهم در اينجا وجود دارد و آن اين است كه انسان هاي خود ساخته مانند ساير افراد ديگر با شكست و ناكامي زيادي رو به رو مي شوند ، ولي ميزان تلاش و سخت كوشي آنها بيش از هر مانعي است . به عبارتي آن ها سرسخت تر از هر سختي و ناكامي هستند .

فراموش نكنيد كه به همان ميزان موفق هستيد كه

خودتان را باور داريد و توانمند مي بينيد .

انسان هاي خود ساخته كاميابي و در خشش خود را از كسي يا چيزي به ارث نمي برند ، بلكه آن ها آفريننده شرايط خود هستند.

افرادي كه به واسطه موقعيت هاي مناسب و يا امكانات ايده آل به جاه و مقامي مي رسند اين قبيل افراد در عرصه هاي مختلف به هيچ مقام و موقعيت بزرگي نايل نمي شوند چون دستاورد آن ها موروثي است ولي بلعكس ، افراد خود ساخته بدون هيچ ارثي از كسي يا چيزي به درجات عالي اجتماعي ، فرهنگي ، اقتصادي ، علمي و غيره دست مس يابند . مي توانيد در ميان افراد بزرگ جهان نام آوراني را ببينيد كه همگي به واسطه خودساختگي به چنين مقام و جايگاه عظيمي دست مي يابند.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۵۷ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

كارگاه آموزشي مهارتهاي زندگي

قابل توجه دانشجويان و دانش آموختگان عزيز:

روز يكشنبه مورخه ۲۶/۹/۹۱ از ساعت ۱۱ الي ۱۳ كارگاه آموزشي مهارتهاي

زندگي با موضوع آموزش پيش از ازادواج در دانشگاه پيام نور هشترود برگزار

خواهد شد. لذا از تمامي علاقمندان دعوت مي گردد در اين كارگاه آموزشي

كه با همكاري رياست محترم دانشگاه پيام نور و انجمن روانشناسي اين

دانشگاه برگزار خواهد شد و به صورت هفتگي ادامه خواهد داشت ، شركت

نمايند.

جهت كسب اطلاعات بيشتر با واحد پيشگيري بهزيستي هشترود تماس حاصل نمائيد:۶۲۲۱۰۷۴-۶۲۲۲۲۷۶



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۵۶ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

روانشاسي انسانگرا

مازلو- پدر روانشانسي انسان گرا

بهتر است بدانيد كه در پشت باورها . افكار و رفتار انسان ، يك كار گردان ماهر وجود دارد كه ما را مجبور به شكل دادن و يا ساختن باور، برانگيختگي و انگيزش هاي مختلف مي كند وآن عامل مهم ، چيزي جز نياز نيست .

پاسخ اين است !هر انساني با نياز هاي غريزي به دنيا مي آيد كه به رشد ، پيشرفت و شكوفايي او مي انجامد ( مازلو).

به عبارتي انسان بر حسب نياز هاي مختلف، براي ايجاد يا ساخت يك نوع نگرش و يا ايجاد يك فعاليت و حركت، باور هايي انگيزشي براي خود، مي سازد.

انسان به واسطه ي يك احساس نياز برانگيخته و تحريك مي شود تا كاري انجام دهد يا در فكر چاره باشد . خواندن و مطالعه ي همين مقاله، همان احساس نيازي است كه به شما نيرو و انگيزه خواندن آن را داده است .زيرا به اعتقاد مازلو ،رفتار انسان توسط سلسله مراتب نيازها برانگيخته مي‌شود.

اما اين نياز ها انگيزشي چه چيزهايي هستند كه به ما اينقدر نيرو و انگيزه مي دهند كه گاهي حتي براي دست يابي به آن جان خود را فدا مي كنيم .

نياز 1

نياز 2

نياز 3

نياز 4

نياز 5

نياز هاي فيزيولوژيكي ، غذا ، آب و سايل جنسي

(نياز به آب و غذا)

نياز هاي ايمني : امنيت ، نظم و پايداري

(نياز ب پس انداز ، شغل كم مخاطره تر )

نياز هاي تعلق پذيري و عشق

(همسر گزيني، روابط اجتماعي،نياز به عشق )

نياز هاي احترام از خود و ديگران

(عزنفس ، مقام و شهرت ) ؛{نياز به شناخت و كنجكاوي }

نيازهاي خود شكوفايي

(فراانگيزش)

{غنا بخشيدن به معناي انساني و زندگي ، رسيدن به "اوج" استعدادها}

اولين كسي كه در اين خصوص تحقيقات برجسته اي انجام داد ، محقق و بنيانگذار و رهبر معنوي جنبش روان شناسي انسان گرا آبراهام مازلو بود. مازلو سلسله مراتبي از پنچ نياز فطري را معرفي كرد كه رفتار انسان را برانگيخته و هدايت مي كنند. او علل انگيزش و برانگيختگي انسان ها را مربوط به ارضاء يا تعمين سلسله نياز هاي انساني دانست كه به "نردبان انگيزشي " معروف هستند . مازلو اين نيازها را غريزي دانست. مازلو اعتقاد داشت كه اين نيازها ، به راحتي توسط يادگيري ، انتظارات فرهنگي ، ترس و مخالفت به تعويق مي افتند. (ص 342 -نظريه هاي شخصيت )

مازلو اعتقاد داشت كه روانشناسي نبايد تنها افراد نابهنجار و مشكل دار را مورد بررسي قرار دهد . روانشناسي بايد به ويژگي هاي مثبت انسان توجه داشته باشد . عبارت معروفي كه از او نقل شده است كه مي گويد :" بررسي نمونه هاي معلول ، رشد نايافته،ناپخته و ناسالم ، تنها مي تواند يك روانشناسي معلول را به بار آورد .(نظريه هاي شخصيت ص 338)

مازلو اعتقاد داشت ، هنگامي كه در بررسي بهترين نمونه هاي انساني ، خلاق ترين ، سالم ترين و پخته ترين افراد كوتاهي مي كنيم ، ماهيت انسان را دست كم مي گيريم.

او اظهار مي كند زماني كه مي خواهيد تعيين كنيد كه انسانها با چه سرعتي مي تواند بدوند، دوندهي متوسط را در نظر نگيريد ، بلكه سريع ترين دونده اي را كه مي توانيد بيابيد و بررسي كنيد تنها از اين طريق مي توانيم توان كامل انساني را تعييين كنيم. (نظريه هاي شخصيت ص 338)

نظريه شخصيت مازلو از پژوهش در باره ي سالم ترين شخصيت هايي كه توانست آن ها را بيابد به دست آمده است و نه از مصاحبه هاي باليني و شرح حال بيماران . او نتيجه گرفت كه هر كدام از ما با نياز هايي غريزي به دنيا مي آييم كه ما را قادر مي سازند تا رشد كنيم ، پرورش يابيم و استعداد هايمان را تحقق بخشيم . (نظريه هاي شخصيت ص338)

مازلو يك سلسله مراتب نيازها يا " نردبان انگيزش " ها را معرفي كرد . آن نيازهايي كه در پله ي اول قرار دارند بايد بيش از نياز هاي پله هاي بعدي برآورده شوند. زماني كه نياز هاي سطح دوم برآورده شده باشند ، نياز هاي سطح سوم با اهميت مي شوند و الي آخر . نظريه مازلو طرفداران بسياري به دست آورد و در حال حاضر در نياي تجارت به كار برده مي شود ، در جايي كه بسيار از مديران ، عقيده ي مازلو را كه عاليترين انگيزش انسان ، نياز به خود شكوفايي ، منبع بلقوه ي رضايت شغلي است ، پذيرفته اند. (نظريه ها شخصيت ص 338)

بر اساس نظريه ي مازلو سطوح انگيزه در انسان مختلف قراردارد. " مازلو انگيزه هاي مختلف انسان را به شكل هرم زير نشان مي دهد كه به هرم نياز هاي مازلو مشهور است.

نيازشكوفايي

نياز عزت نفس واحترام

نيازهاي تعلق و عشق

نيازهاي ايمني

نيازهاي زيستي

در سلسله مراتب نياز هاي مالزلو نياز ها از قوي ترين تا ضعيف ترين آن ها مرتب شده اند ، قبل از اينكه نيازهاي بالاتر اهميت پيدا كنند ، نياز هاي پايين تر بايد حداقل تا اندازه اي ارضا شده باشند. در پايين ترين سطوح انگيزه ها زيستي يا فزيولوژيك و در سطوح بالاتر انگيزه هاي رواني قرار دارد . نيازهاي زيستي يا فيزيولوژيك شامل گرسنگي ، تشنگي ، حفظ تعادل حياتي بدن ، دوري از درد و ...مي شود. در هرم نيازهاي مازلو نياز خود شكوفايي آخرين مرحله ي نيازهاي انسان است و شامل كمال يافتن مي شود . يعني بر اساس اين نيازها انسان واقعاً چيزي مي شود كه توانايي آن را دارد و براي آن كار ساخته شده است و فرد از آن حالت احساس رضايت خاطر مي كند ."6

براي مثال ، افراد گرسنه اششتياقي به ارضا كردن نياز سطح بالاتر احترام را احساس نمي كنند . ذهن ان ها مشغول يافتن غذاست.، و نه مشغول اينكه ديگران ممكن است چه فكري در باره ي ان ها بكنند. فقط زماني كه افراد غذاي كافي دارند ، و زماني كه باقي نيازهاي سطح پايين ترآان ها ارضا شده است ، توسط نيازهاي بالاتر سلسله مراتب برانگيخته مي شوند.( 343)

آبراهام مازلو ، به نقش مهمي كه نيازها ي شخصي در تعيين شرايط الگوهاي رفتاري ما بازي مي كنند پي برد.

نياز هاي غريزي يك نيروي از پيش تعيين شده در ارگانيسم ما براي كمك به ادامه حيات و نيازهاي اوليه زندگي است . " اين غريزه نيازمند هيچ گونه آموزش نيست . واكنش غريزي ثابت بوده و براي سازگار شدن با يك وضعيت قابل تغيير نيست . بعلاوه در صورت عدم تناسب واكنش ، اين واكنش قابل حذف نمي باشد . تعداد واكنش هاي ثابت از پيش تعبيه شده محدود است ، بنابر اين براي مقابله با وضعيت هاي جديدي كه براي آن ها واكنش هاي حاضر و آماده وجود ندارد ، هيچ كاري نمي توان كرد. " 5

واكنش هاي غريزي ،وظيفه اش حمايت و جانبداري از حيات جانوري و حفظ شرايط زيستي است و هدفش در قبال زندگي تعمين نيازهاي اوليه زندگي مي باشد .

1- هر چه از در سلسله مراتب ، پايين تر باشد، نيرومندي ، تاثير و تقدم آن بيشتر است. به عبارتي نياز هاي بالاتر ، ضعيف تر هستند .نياز هاي بالاتر، ضعيف تر هستند .

2- نياز هاي بالاتر بعدها در زندگي پيدا مي شوند .نياز هاي فيزيو لوژوكي و ايمني در نوباوگي پيدا مي شوند ؛ نياز هاي تعلق پذيري و احترام در نوجواني ظاهر مي شوند. نياز خود شكوفايي تا ميان سالي بوجود نمي آيد .

3- از آنجايي كه نياز ها بالاتر براي زنده ماندن كمتر ضروري هستند ، ارضاي آن ها مي تواند به تعويق افتد . ناكامي در ارضا نمودن يك نياز بالاتر، توليد بحران نمي كند ، در حالي كه ناتواني در برآورده ساختن يك نياز پايين تر ، موجب بحران مي شود . به همين دليل ، مازلو نياز هاي پايين تر را كمبود يا نيازهاي كمبود ناميد ، ناكامي در ارضا كردن آن ها توليد كمبود در فرد مي كند.

4- با وجود آنكه نياز هاي بالاتر ، ضرورت كمتري براي زنده ماندن دارند ، به بقا و رشد كمك مي كنند . ارضاي نياز هاي بالاتر مي تواند به سلامتي بهتر ، زندگي طولاني تر ، و كارايي زيستي بهتر منجر شود .به همين دليل ، مازلو نياز هاي بالاتر را نياز هاي رشد ، يا نياز هاي هستي ناميد.

5- ارضاي نياز هاي بالاتر ، هم از نظر زيستي و هم رواني ، سازنده و سودمند است . ارضاي نياز سطح بالاتر مي تواند به خشنودي ، سعادت ، و احساس رضايت بيانجامد .

6- براورده ساختن نياز هاي بالاتر از ارضا نمودن نياز هاي پايين تر ، به شرايط بيروني ( اجتماعي ، اقتصادي ، و سياسي ) بهتري نياز دارد . براي مثال ، دنبال كردن خود شكوفايي به آزادي بيان و فرصت بيشتري از نياز هاي ايمني و امنيت بستگي دارد.

7- لازم نيست يك نياز قبل از اينكه نياز بعدي موجود در سلسله مراتب اهميت پيدا كند ، به طور كامل ارضا شده باشد. مازلو در صد رو به كاهش ارضاي هر نياز را هنگامي كه در سلسله مراتب به سمت بالا پيش مي رويم ارائه داد.

مازلو و روان‌شناسي انسانگرا يا نيروي سوم -

با گذشت بيش از يك قرن از عمر روان‌شناسي نوين و ظهور مكاتب مختلف طي اين سال‌ها، ? مكتب فكري عمده يعني رفتارگرايي و روانكاوي همچنان در كانون توجه روان‌شناسان قرار دارند. در اين ميان با ظهور روان‌شناسي انسانگرا «humanistic psychology» در دهه كه از آن به روان‌شناسي بشردوستانه نيز تعبير مي‌شود «نيروي سوم» در روان‌شناسي نوين شكل گرفت. اين جنبش كه در آمريكا پديد آمده بود، مدعي شد كه مي‌تواند جايگزين مناسبي براي ? مكتب قبلي باشد. آبراهام مزلو در مقام پدر معنوي روان‌شناسي انسانگرا به پيشرفت و گسترش آن بسيار كمك كرد.

جنبش روان‌شناسي انسانگرا بر تجربه هشيار، انگيزه‌هاي عالي انسان، آزادي اراده، خلاقيت فردي بيش‌ازپيش تأكيد كرد. نگاهي به پيشينه روان‌شناسي انسانگرا حاكي از اين مطلب است كه زمينه‌هاي اصلي اين جنبش سال‌ها پيش از آغاز رسمي آن مطرح شده است.

مناديان روان‌شناسي انسانگرا در گام نخست، به نقد آموزه‌هاي ? مكتب مطرح زمان خويش يعني رفتارگرايي و روانكاوي پرداختند و آموزه‌هاي اين دو مكتب را مغاير با ارزش و جايگاه واقعي انسان دانستند. آنان رفتارگرايي را رويكردي سطحي و تصنعي مي‌دانستند كه ماهيت انسان را در حد يك موش آزمايشگاهي كاهش داده است كه هيچ اراده و اختياري براي آن متصور نيست. از سوي ديگر رويكرد جبرگرايانه روانكاوي فرويد در كنار بي‌تفاوتي به جايگاه مهم هشياري موجب شد كه روانكاوي فرويد نيز از سوي روان‌شناسان انسانگرا طرد شود.

در واقع هدف اصلي روان‌شناسي انسانگرا احياي جنبه‌هاي مغفول ماهيت انسان بود كه تاكنون درصدرتوجه نبود. چنين هدفي در انديشه‌هاي ? روان‌شناس مشهور آبراهام مزلو و كارل‌راجرز نمايان شد.

بدون ترديد روان‌شناسي انسانگرا بيش‌از هر كس ديگري مديون انديشه‌هاي پدر معنوي خويش، آبراهام مزلو است. مزلو كه زاده بروكلين نيويورك بود دوران كودكي ناخوشايندي را سپري كرده بود. از يك‌سو پدر و مادر وي چندان در وضعيت رواني مناسبي به سر نمي‌بردند و به همين دليل كمترين توجهي به مزلو كوچك نمي‌كردند و از سوي ديگر مزلو به دليل اندام لاغر و بيني بزرگ همواره احساس حقارت مي‌كرد.در واقع آنچه كه به عنوان زير بناي نظام روان‌شناسي آدلر به حساب مي‌آيد يعني عقده حقارت، مصداق عيني‌اش را مي‌توان در خود مزلو يافت. او براي جبران احساس حقارت خويش به ادامه تحصيل پرداخت و رشته روان‌شناسي را برگزيد.

ابتدا وي يك رفتارگراي افراطي بود و به رويكرد مكانيستي و علوم طبيعي علاقه وافر داشت. اما اين دلبستگي چندان دوام نيافت و حوادثي همچون جنگ جهاني دوم وي را متقاعد كرد كه رفتارگرايي قادر به پاسخگويي مسائل بنيادين انسان نيست. در اين ميان وي تحت تأثير انديشه‌هاي آدلر، هورناي، كافكا، ورتايمر و روت بندكيت مردم‌شناس آمريكايي قرار گرفت و همين موجب رشد بذر انديشه‌هاي روان‌شناسي انسانگرا در ذهن وي شد.

خود شكوفايي



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۵۶ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

تنفر از شغل، دشمن سلامتي است

پژوهش‌هاي صورت گرفته توسط پژوهشگران استراليايي نشان مي‌دهد، نارضايتي و تنفر شغلي، محيط كاري نامناسب و رئيس بداخلاق مي‌توانند به اندازه بيكار بودن، سلامت روان افراد را تهديد كنند.

به گزارش ايسنا، تحقيقات صورت گرفته توسط پژوهشگران دانشگاه ملي استراليا حاكيست: نارضايتي شغلي و شرايط كاري نامناسب مانند بيكاري فرد را تحت تأثير قرار مي‌دهد.

مشكلات محيط كار تنها به عوامل محيطي مانند شرايط ناسالم خلاصه نمي‌شود و عوامل رواني مانند نبود امنيت و رضايت شغلي يا داشتن رئيس بد خلق نيز مي‌توانند سلامت روان فرد شاغل را مورد تهديد قرار دهد.

در اين پژوهش وضعيت سلامت روان گروهي از افراد بيكار انگليسي با افراد شاغل در محيط‌هاي مختلف «از لحاظ كيفيت رواني» مورد مقايسه قرار گرفت.

به گفته پروفسور «پيتر باتر ورث» نويسنده اين پژوهش، وضعيت سلامت روان افراد شاغل كه از كار خود رضايت ندارند، كاملا مشابه افراد بيكار است.

«باتر ورث» خاطرنشان مي‌كند: تحقيقات ما نشان مي‌دهد كه تفاوت عمده‌اي بين اختلالات معمول رواني از جمله اضطراب و افسردگي در بين اين دو گروه وجود ندارد و ميزان بروز اختلالات در هر دو گروه از شيوع بسيار بالاتري به نسبت افراد با رضايت‌مندي شغلي برخوردار است.

پژوهش‌هاي قبلي نيز نشان داده است كه نارضايتي شغلي حتي در ساعات غير اداري باعث افزايش فشار خون فرد مي‌شود.

پژوهش ديگري نيز كه از سوي محققان كالج دانشگاهي لندن صورت گرفته است نشان مي‌دهد، تلاش براي ارتقاء شغلي با احتمال بروز حمله قلبي همراه است.

منبع: سايت عصر ايران



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۵۵ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

زندگي كنيم مثل...............

اگر قبلا هم اين متن را خوانده ايد، پيشنهاد ميكنم دوباره بخوانيد و براي دوستانتان هم بفرستيد، سپس آن را جايي در ميل باكس تان نگهداري كنيد كه بتوانيد هر چند روز يكبار دوباره و دوباره بخوانيد، انرژي مثبت فوق العاده اي وارد ذهنتان ميشود
سلامتي:

۱- مثل يك عاشق ،مشتاقانه بر زندگي بوسه بزنيد.

۲- مثل يك معشوق به راحتي بر زندگي لبخند بزنيد.

۳- مثل يك مومن واقعي بر خدا تكيه كنيد.

1- آب فراوان فراوان بنوشيد.

2- مثل يك پادشاه صبحانه بخوريد، مثل يك شاهزاده ناهار و مثل يك گدا شام بخوريد..

3- بيشتر از سبزيجات استفاده كنيد تا غذاهاي فراوري شده.

4- بااين 3 تا E زندگي كنيد:

Energy

Enthusiasm (شورواشتياق)

Empathy (دلسوزي و همدلي).

5- از ورزش كمك بگيريد.

6- بيشتر بازي كنيد.

7- بيشتر از سال گذشته كتاب بخوانيد.

8- روزانه 10 دقيقه سكوت كنيد و به تفكر بپردازيد.

9- 7 ساعت بخوابيد.

10- هر روز 10 تا 30 دقيقه پياده‌روي كنيد و در حين پياده‌روي، لبخند بزنيد.
شخصيت:

11- زندگي خود را با هيچ كسي مقايسه نكنيد: شما نمي‌دانيد كه بين آنها چه مي‌گذرد.

12- افكار منفي نداشته باشيد، در عوض انرژي خود را صرف امور مثبت كنيد.

13- بيش از حد توان خود كاري انجام ندهيد.

14- خيلي خود را جدي نگيريد.

15- وقتي بيدار هستيد بيشتر خيال‌پردازي كنيد.

16- حسادت يعني اتلاف وقت، شما هر چه را كه بايد داشته باشيد، داريد.

17- گذشته را فراموش كنيد.. اشتباهات گذشته شريك زندگي خود را به يادش نياوريد. اين كار آرامش زمان حال شما را از بين مي‌برد.

18- زندگي كوتاه‌تر از اين است كه از ديگران متنفر باشيد. نسبت به ديگران تنفر نداشته باشيد.

19- با گذشته خود رفيق باشيد تا زمان حال خود را خراب نكنيد...

20- هيچ كس مسئول خوشحال كردن شما نيست، مگر خود شما.

- بدانيد كه زندگي مدرسه‌اي مي‌ماند كه بايد در آن چيزهايي بياموزيد. مشكلات قسمتي از برنامه درسي هستند و به مانند كلاس جبر مي‌باشند.

22- بيشتر بخنديد و لبخند بزنيد..

23- مجبور نيستيد كه در هر بحثي برنده شويد. زماني هم مخالفت وجود دارد.

جامعه:

24- گهگاهي به خانواده و اقوام خود زنگ بزنيد.

25- هر روز يك چيز خوب به ديگران ببخشيد.

26- خطاي هر كسي را به خاطر هر چيزي ببخشيد.

27- زماني را با افراد بالاي 70 سال و زير 6 سال بگذرانيد.

28- سعي كنيد حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنيد.

29- اينكه ديگران راجع به شما چه فكري مي‌كنند، به شما مربوط نيست.

30- زمان بيماري ،شغل شما به كمك شما نمي‌آيد، بلكه دوستان شما به شما مدد مي‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشيد.

زندگي:

31- كارهاي مثبت انجام دهيد.

32- از هر چيز غير مفيد، زشت يا ناخوشي دوري بجوييد.

33- عشق درمان‌گر هر چيزي است.

34- هر موقعيتي چه خوب يا بد، گذرا است.

35- مهم نيست كه چه احساسي داريد، بايد به پا خيزيد، لباس خود را به تن كرده و در جامعه حضور پيدا كنيد.

36- مطمئن باشيد كه بهترين هم مي‌آيد.

37- همين كه صبح از خواب بيدار مي‌شويد، بايد از هستي تان شاكر باشيد.

38- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراين خوشحال باشيد.

آخرين اما نه كم‌اهميت‌ترين:

39- لطفا اين موارد را به هر كسي كه مي شناسيد، بفرستيد.

كمك كنيم تا پيام هاي مثبت هميشه در جهان جاري بماند و بازتاب آن را در زندگيتان ببينيد



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۵۴ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

انگيزه پيشرفت- مك كللند

ويژگيهاي افراد داراي انگيزه پيشرفت

حداكثر عملكرد در تكاليف نسبتا چالش انگيز در افرادي با انگيزش پيشرفت بالا

افرادي كه نياز پيشرفت زيادي دارند در تكليفي كه به آنها گفته شده از نظر دشواري متوسط بهتر از افرادي كه نياز پيشرفت كمي دارند عمل مي‌كنند. وي افراد با نياز پيشرفت زياد بهتر از افراد با نياز پيشرفت كم در تكاليف آسان يا دشوار عمل نمي‌كنند و عملكرد در تكاليف نسبتا دشوار براي فرد با نياز پيشرفت زياد مشوق مثبتي را فراهم مي‌سازد كه فرد با نياز پيشرفت كم آن را تجربه نمي‌كند. فرد با نياز پيشرفت زياد به دنبال چالش متوسط است زيرا اين نوع چالش مهارت و تونايي وي را بهتر مي‌آزمايد. موفقيت از طريق مهارت خود شخص به فرد با نياز پيشرفت زياد اين احساس را مي‌دهد كه كار وي خوب انجام شده است، احساس كه اهميت خاصي براي اين افراد دارد.

پايداري در افراد با انگيزش پيشرفت بالا

افراد با نياز پيشرفت زياد نه تنها تكاليف نسبتا دشوار را ترجيح مي‌دهند بلكه پايداري بيشتري نيز در اين تكاليف دارند و پايداري كم در تكاليف آسان و دشوار افراد شديدا پيشرفت‌گرا هنگام روبه رو شدن با شكست در تكاليف دشوار در مقايسه با افراد پيشرفت‌گراي كم پايداري زيادي نشان مي‌دهند. افراد با نياز پيشرفت زياد عموما استقامت بيشتري دارند و تا مدت زمان بيشتري به كار خود ادامه مي‌دهند.

رفتارهاي بازرگاني در افرادي با انگيزش پيشرفت بالا

مك كللند كه تحقيقات مفصلي روي انگيزش پيشرفت داشته است ارتباط نيرومندي را بين رفتارهاي بازرگاني و انگيزه پيشرفت مشاهده كرده است. او دانشجويان را از نظر نياز پيشرفت مورد بررسي قرار داد و انتخابهاي شغلي آنها را 14 سال بعد پي گيري نمود. هر يك از شغلهاي دانشجويان با عنوان بازرگاني دسته بندي شد. اكثر افرادي كه كه مشاغل بازرگاني داشتند در آزمون 14 سال قبل خود انگيزه پيشرفت بالايي نشان داده بودند.

زمينه اجتماعي انگيزه پيشرفتزمينه اجتماعي

هنگام توصيف انگيزه پيشرفت ضروري است كه زمينه‌هاي اجتماعي آن توجه شود. هر فرد تلاش مي‌كند به نحوي به وظائف مورد نظر خويش عمل كند ولي از آنجا كه اين امر در يك محيط اجتماعي اتفاق مي‌افتد. مفاهيمي از قبيل تشريك مساعي ، رقابت ، تشكيل گروه ، اهداف گروه و پيشرفت گروهي نيز مطرح مي‌شود. در ميان آثار اجتماعي انگيزه پيشرفت مي‌توان به آثار مثبت اجتماعي آن اشاره كرد كه مورد توجه بيشتري قرار مي‌گيرند. با توجه به اينكه بيشتر افراد جامعه موفقيت در انجام وظائف را يك هدف مثبت در نظر مي‌گيرند و در اين زمينه تلاش مي‌كنند در نتيجه به آثار مثبتي از قبيل فزوني انتظار موفقيتهاي بعدي غرور و صلاحيت بيشتر دست مي‌يابند. بنابراين موفقيت داراي آثار مثبت اجتماعي است.

دستيابي به هدف مورد انتشار موجب تجلي موفقيت مي‌گردد و در اين صورت افراد نسبت به يكديگر برخورد صميمانه و خير انديشانه از خود نشان مي‌دهند. در يكي از آزمايشاتي كه در اين زمينه انجام شد، محققان نتيجه گرفتند كه افراد موفق نسبت به افراد ناموفق در زمينه كارهاي اجتاعي و عام المنفعه و مددياري آمادگي بيشتري از خود نشان مي دهند. آنها معتقد بودند كه بين موفقيت و گرايش به كارهاي مردم پسند رابطه وجود دارد. نتيجه تحقيق ديگري نشان داد كه وجود احساس موفقيت در افراد باعث مي‌شود كه آنها به شكلات ديگران بيشتر رسيدگي كنند.

تاثير عدم موفقيت بر رفتار به درستي معلوم نيست ولي وقتي موفقيت سبب افزايش رفتار اجتماعي مي‌شود، مي‌توان تصور كرد كه عدم موفقيت در بروز رفتارهاي ضد اجتماعي موثر باشد. گاهي افرادي كه موفق نمي‌شوند، سعي مي‌كنند عزت نفس خويش را به صورت سطحي با رفتارهاي بلند پروازنه بهبود بخشند. تاثير عدم موفقيت به عواملي از قبيل زمينه‌هاي اجتماعي و موقعيت اجتماعي كه فرد در آن موقعيت موفق نشده است، بستگي دارد.

روشهاي اندازه گيري انگيزه پيشرفت

رايج‌ترين شيوه اندازه گيري انگيزه‌هاي پيشرفت آزمون TAT است كه توسط "هنري موراي" ارائه شده است. TAT مجموعه‌اي ار تصاوير را به آزمودني نشان مي‌دهد و از او مي‌خواهد تا داستانهاي كوتاهي درباره وقايع نقاشي شده در هر تصوير بسازد. محتوا و موضوعي كه فرد براي تصوير ارائه شده در قاب داستان ارائه مي‌كند، مي‌توانند بيانگر نيازها و انگيزه‌هاي پيشرفت باشند: مثلا ممكن است فردي براي يكي از تصاوير آزمودن TAT موضوع تلاش شخصي را براي راه يابي به دانشكده پزشكي ، دكتر شدن و كشف درمان براي يك بيماري لاعلاج را مطرح كند چنين محتوايي يك موضوع مربوط به انگيزه پيشرفت است.

علاوه بر آزمون TAT مقياسهاي ديگري نيز براي بررسي انگيزه پيشرفت مورد استفاده قرار گرفته‌اند كه مقياسهاي خود سنجي رواج بيشتري پيدا كرده‌اند چون راحت‌تر قابل اجرا و نمره گذاري و تفسير هستند. در اين ميان مي‌توان به مقياس pmt هرمنزو پرسشنامه انگيزش پيشرفت هلم ديچ و اسپنس اشاره كرد.

منبع : سايت رشد - شبكه ملي مدارس - http://daneshnameh.roshd.ir



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۵۳ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

سردمزاجي زنان و راههاي درمان آن ...............

در پي درخواست تعدادي از خوانندگان محترم ، در اين پست مطالبي را در خصوص سردمراجي خانمها و راههاي درمان آن برا افزايش اطلاعات اين عزيزان جمع آوري نموده ام كه اميدوارم براي ارتقاء كيفيت زندگي تمامي خانواده ها مفيد واقع شود، چرا كه نبود آگاهي از مسائل جنسي و نگاه تابووار به اين مسئله اسيبهاي زيادي به خانواده ها زده و درصد قابل توجهي از طلاقها در اثر عدم آگاهي از مسائل جنسي است و لازم به ذكر است مسئله اجتماعي طلاق در استان آدربايجان شرقي يكي از اساسي ترين مسائل و مشكلات اجتماعي است و استان ما مقام چهارم كشور رادر طلاق دارد و لازم است همه دست اندركاران استين بالازده و براي كاهش طلاق و عوارض آن اقدام نمايند.

سرد مزاجي در خانمها (Orgasm Dysfunction) چيست و درمان آن چگونه است؟

ناتواني خانمها در رسيدن به ارگاسمORGASM (اوج لذت جنسي) ORGASMIC DYSFUNCTION ناميده مي شود كه ممكن است به صورت تأخير يا فقدان مستمر ارگاسم باشد.البته ارگاسم هميشه در زن و مرد يكسان نيست.

سردي مزاج به زناني اطلاق ميشود كه تمايل و هوس جنسي كم داشته و يا اصلا نداشته و از آن بهرمند نمي گردند . حدود ۱۰% از اين زنان دچار مشكل در سيستم هورموني و يا پاتولوژي اعضاء جنسي مي باشند. و مشكل در ۹۰% ديگر اين زنان به مسائل عاطفي مربوط مي شود.

بايد توجه داشت مدت زمـانـي كافي كه زن براي عكس العمل جنسي لازم دارد خيلي طولاني تر است تا مرد، زيرا هم زمان بيشتري لازم است تا تحريك شود و هم زمان بيشتري طول خواهد كشيد تا به اوج لذت جنسي برسد.
اگر مرد روابط جـنـسـي را فقط وسيله اي براي ارضاي اميال بيولوژيكي خود تصور كرده ، قبل از نزديكي براي تحريك هـمـسـر خـود كوشش نكند يا نتواند براي مدتي نعوظ خود را نگاه دارد و زود به اوج لذت جنسي برسد، زن ممكن است كاملا تحريك نشده و قبل از اتمام عمل نزديكي به اوج لذت جنسي نرسيده باشد . در چنين صورتي عمل مقاربت مي تواند براي زن دردناك باشد و تجربه بد از رابطه جنسي در ذهن او باقي بماند.

كامروا نشدن از همبستري :

اكثر مردان متاهل ، باور ندارند كه از آيين همبستري اطلاعات ناقصي دارند.
بر اساس اظهارات بانوان معلوم شده كه سبب سرد مزاجي نيمي از آنان همين عامل كامروا نشدن از همبستري است .
آنها به موجب نا آشنايي همسرانشان با اصول زن داري و برقراري روابط جنسي ، چـه بسا هيچ مفهومي از اين روابط در ذهن نداشته باشند، بلكه آن را عملي حيواني ، غير بهداشتي و مشمئز كننده بدانند كه جز اتلاف وقت ثمري ندارد.
خيلي از مواقع اشـكال اصلي به طرف مقابل آنها يعني به مرد مربوط مي شود كه بايد وظايف خود را درست اجرا كند

گاهي اوقات مرد با آنكه با شيوه هاي روابط جنسي آشناست بر اثر فشار شهوت يا خودخواهي ، همسر خـود را در كـامـروا شـدن يـاري نـمـي كـند و پيش از ارضاي او دست از عمل زناشويي مي كشد.
سردي جنسي خصيصه اي نيست كه با انسان زاييده شود و تا دم مرگ باقي و برقرار بماند.
فردي كـه احساسات جنسي ندارد ممكن است فقط به اين علت باشد كه تاكنون با نوع تحريكي كه در او عكس العمل به وجود مي آورد، مواجه نشده است .

اگـر قدرت جنسي مرد ناكافي يا ميل جنسي او كم باشد، اگر انزال زود يا بسرعت واقع شود و مـرد خـود را عـقب بكشد، آن وقت است كه در زن تنفر و اكراهي در مقابل روابط جنسي به وجود مي آيد. يعني يا تحريك نشده و يا محروميتهاي متوالي بتدريج سبب از بين رفتن احساس لذت و از بـيـن رفـتـن ميل جنسي او مي شود. در هرحال اگر به طور متوالي او را محروم نگاه دارند پس از مدتي به هيچ وجه لذت نخواهد برد .
شايد همسر مردي بسيار مهربان و زن و فرزند دوست و صميمي و صـبـور باشد. ولي از نظر عمل زناشويي هيچ توجهي به رضايت زن نداشته باشد و لذت جنسي همسر را ناديده بگيرد.

علل‌ رواني‌ و عاطفي‌ كه مي توانند در سردمزاجي نقش داشته باشند:

ترس‌ از حاملگي‌
ترس‌ از آسيب‌ رسيدن‌ به‌ جنين‌ در صورت حامله بودن
دردناك بودن رابطه جنسي به دليل فقدان‌ برانگيختگي‌ جنسي‌ و لغزندگي‌ مجراي‌ تناسلي‌ در اثر كمي‌ ترشحات‌. اين‌ حالت‌ در اثر عوامل‌ مختلف‌ مثل‌ تحريك‌ جنسي‌ ناكافي‌، بيزاري‌ از مرد، خستگي‌، يا اضطراب‌ ايجاد مي‌شود.
نداشتن‌ تجربه‌ يا اطلاعات‌ جنسي‌
سابقه‌ آسيب‌ جسمي‌ يا ضربه‌ روحي‌ ناشي‌ از روابط‌ جنسي‌
نداشتن‌ موقتي‌ اشتياق‌ به‌ رابطه‌ جنسي‌

تظاهرات كلينيكي:
اختلال اوليه:كه در آن هيچ گاه ارگاسم انجام نشده است(ANORGASM)
اختلال ثانويه:در شرايط خاصي ارگاسم انجام مي شود.(وضعيتي)
نوع اكتسابي:تجربه اوليه حداقل براي يكبار وجود دارد.
عوامل ايجاد آن:
عوامل شخصيتي، عوامل وابسته به فيزيولوژي، عوامل فرهنگي، جامعه شناسي و روانشناسي در ارگاسم خانمها تأثير دارند.
عوامل رواني مثل ترس از حاملگي، افسردگي پس از زايمان، طرد شدن از جانب شريك جنسي، ضربه روحي تازه، ترس از آسيب هاي واژن، احساس خصومت نسبت به مردها، احساس گناه، از دست دادن كنترل يا رفتار پرخاشگرانه، انتظارات فرهنگي و محدوديت هاي مربوط به جامعه در اختلالات ارگاسم زنان مؤثرند.
مشخص شده است كه مصرف داروهاي ضدافسردگيTCA(مثل ايمي پرامين)،MAOI و ANTIPSYCHOTICS (مثل بعضي از فنوتيازين ها)، ضد اضطرابها(مثل بعضي از بنزوديازپين ها) و داروهاي ضد فشارخون(مثل متيل دوپا) باعث عدم انجام ارگاسم در زنان مي شوند.
آسيب ديسك بين مهره هاي كمري و ستون فقرات نيز روي ارگاسم زنان تأثير دارند.

تفكر اشتباه:

بعضي از زنان فكر مي كنند كه زن بايد هميشه خود دار باشد ، و هـيـچ گـاه خود در مسائل زناشويي اقدام به كاري نكند.و هرگاه كه همسرش به طرف او آمد رابطه را جنسي را انجام دهد و در هنگام رابطه نيز منفعل باشد و نظاره گر .

بـرخـي از زنان از ترس آنكه از طرف شوهر به شهوتراني متهم شوند از اظهار علاقه به روابط جنسي امتناع مي ورزند و ترجيح مي دهند براي هميشه هم خود و هم طرف خويش را از اين لذت محروم سـازنـد.

زنان بايد باور كنند كه آنها نيز حق لذت بردن از يك رابطه جنسي سالم با همسر خود را دارند.و بايد در اين فرآيند مشاركت داشته باشند. و حتي در هنگامي كه احساس نياز مي كنند خود شروع كننده باشند .

در روابـط جـنـسي ، زن نبايد به هيچ وجه نقش مفعول [عنصر خونسرد و بي ميل ] رابازي كند.
هـمـان طـوري كه فعاليت مرد در تحريك زن سبب مي شود كه عكس العمل تحريكي خودش هم افـزوده گـردد بـه هـمـان طريق علاقه و فعاليت زن هم سبب مي شود كه علاقه و ميل شهواني خودش زيادتر شده ، براي انجام روابط زناشويي آماده گردد.

البته نبايد از زن انتظار داشت كه پيوسته در ابراز علاقه جنسي آغازگر باشد.
اين كه زن بايد به آميزش با شوهر علاقه مند باشد بدين معني است كه او پـس از رويكرد مرد به وي از تحريك شدن خويش نهراسد و خود را به رغبت در اختيار وي قرار دهد.

كمرويي و حيا

كـمـرويـي و حـيـا عـامـل ديگر بي توجهي بانوان به مسائل جنسي است .
اين عامل در آغاز ممكن اسـت پـديـده اي طـبيعي و زودگذر باشد ولي هرگاه همراه با عواملي ديگر، در اخلاق زن باقي بماند، براي وي نوعي منش ثانوي ايجاد مي كند كه او را از همبستري با وجود ميل باطني گريزان مي سازد.
در اين حال ، ممكن است او از اخلاق خود رنج ببرد ولي نه به علت آن آگاه است و نـه شـيوه درمانش را مي داند.
تا آنجا كه رفته رفته زندگي سرد و نا شاد را بر دلبري و دلگرمي تـرجيح مي دهد و در اين راه چندان پيش مي رود كه گاهي مي پندارد نمي تواند رفتاري غيراز اين داشته باشد.
اگـر دخـتـري بـا ايـن فكر و عقيده پرورش يابد كه ارتباط جنسي ، عملي حيواني و باعث پستي مـنـزلـت انـسان و رفتاري غير اخلاقي است و يا به طور دايم به خاطر بيان احساسات و عواطفش مـلامت ونكوهش شود اين خيال باطل در ذهن او نقش مي بندد كه مسائل جنسي اصولا مبتذل و پوچ است .
مسلما اين تخيلات پس از ازدواج نيز بسهولت از بين نخواهد رفت .

تجربه بد در گذشته:

گروهي از زنان در گذشته تجربه بسيار بدي از ايجاد رابطه داشته اند كه مي تواند اين مسئله به دست درازي لاس زدن خشونت تجاوز و يا رفتاري از طرف يك فرد باشد كه با رضايت ايشان نبوده است اين مسئله نيز مي تواند در زندگي زناشويي فرد در آينده با عث سرد مزاجي زن شود.

نامناسب بودن شرايط و تاثير عوامل محيطي :

معمولا در برقراري روابط زناشويي ، مردان در پيگيري خواسته خود بيشتر پافشاري دارند تا زنان .
بعلاوه وجود حيا در بانوان هميشه مانع از آن است كه آغازگر اين تمنا باشند.
آنها بمراتب بيشتر از مـردان بـه فراهم بودن موقعيت و زمينه ها مي انديشند و ترس از اموري دارند كه مردان بندرت بدانها فكرمي كنند.
اگـر زماني در زن تمايلي به برقراري رابطه زناشويي وجود داشته باشد، و زمينه ها فراهم نباشد، اين ميل دوام نمي يابد.
گـاهـي هـم ايـن بـي ميلي به سبب فراهم نبودن زمينه ها نيست بلكه به خاطر در نظر گرفتن عـواقب بعدي است .
براي مثال هرگاه دسترسي به آب براي انجام نظافت و طهارت ممكن نباشد پيش ازمرد، زن است كه از انجام آميزش خودداري مي كند و بدان اشتياقي نشان نمي دهد.
گـاهـي وجـود صـاحـبخانه يا ميهمان و افراد ديگر مشكلاتي فراهم مي آورد كه براي مرد ناديده انـگـاشـتـن آنـهـا امـري طـبـيـعـي است در حالي كه تصور وجود آنان ، براي بانوان ملال انگيز و دلسردكننده است .
مـوقـعـيـتهايي چون سفر، ايام بيماري ، ضعف جسمي ، خستگي و عواملي از اين قبيل براي بانوان جدا حايز اهميت است ، در حالي كه براي مردان چنين نيست .

تاثير دلهره و اضطراب بر ميل جنسي :
وجـود دلـهـره (به هر دليل كه باشد) ميل جنسي را در زنان بشدت كاهش مي دهد و چه بسا اين عـامـل درمـردان مانعي براي كاهش ميل جنسي نباشد.
در نظر آوريد كه در خانه اي حمام يا آب گـرم وجـودنداشته و انجام نظافت و طهارت به خبر كردن صاحبخانه نيازمند باشد. در اين حال تـمـايـل بـه برقراري آميزش چندان وجود ندارد.
بعكس هرگاه در اتاق استراحت ، حمام كوچكي وجـود داشـته باشد كه بتوان نظافت كرد، طبيعتا اشتياق به آميزش (حتي اگر ميل قبلي نباشد) ممكن است به وجود آيد.

همچنين ترس از بارداري و محيط نامناسب و .. براي زن نا امني و دلهره به همراه مي آورد .

نقش تغذيه در رابطه جنسي :
تغذيه ناكافي از عواملي است كه در تحليل بردن قواي جنسي نقشي بسيار مؤثردارد.
گاهي انسان به چيزي بي ميل نيست ولي براي رو كردن بدان و بهره مند شدن از آن در خود تواني نمي بيند.
اين در حالي است كه اشتياق به همبستري بدون تغذيه صحيح ( كافي ) ميسر نـيست .
اگر تغذيه زن مناسب نباشد انتظار كشش جنسي بيهوده است .

آيا تا كنون با همسر خود در رابطه با ارضاء نشدن خود صحبت كرده ايد؟

ازدواج ارتـبـاط بسيار پيچيده اي است كه براي نيل به نتيجه مطلوب آن بايدهماهنگي و تطابق در تـمـام شـؤون آن حكمفرما باشد، بخصوص در هم آغوشي .
زنان مي توانند با توجه به توانايي درك همسرش او را در رابطه با كاملا ارضاء نشدن خود آگاه سازند .

افزايش زمان معاشقه ابراز احساسات بصورت كلامي در حين رابطه آگاه ساختن همسر در حين نزديكي از مرحله لذت خود و تعيين زمان دخول مي تواند بسيار كمك كننده باشد .

نشانه هاي ارضاء شدن در زنان:

كـيـفـيـت ارضـاي غـريـزه جنسي در زنان تقريبا متفاوت است ، ولي به طور كلي دو امر گوياي ارضاي جنسي آنان است :

۱٫ به طور طبيعي همان كيفيتي كه در حال انزال ، به مرد دست مي دهد بايد براي زن نيز پيش آيد و عـلامـت آن ((احـسـاس مـوجهاي پياپي در سراسر بدن و ضربان و تپش بي اختيار يا انقباض در ناحيه تناسلي )) است . اما نبايد فراموش كرد كه اوج گيري و تحريك و نيز طغيان و ارضا در زن بـه كـندي صورت مي گيرد و خيلي براحتي فرومي نشيند و پس از عمل نيز به سكوت و سكون بيشتري نيازمنداست .
۲٫ تمايل به روابط مجدد همين كه زني به ارتباط زناشويي رغبت نشان دهد گواه آن است كه مفهوم لذت زناشويي را لااقل تا حدودي دريافته است ، چنانكه بي ميلي چه بسا به سبب آن است كه لذت آن را درك نكرده است .

چگونه رابطه جنسي را آغاز كنيم و چگونه ادامه دهيم؟

لذت نبردن از همبستري از عواملي است كه زنان را نسبت به برقراري روابـط جنسي دلسرد و چه بسا بيزار مي سازد و بر مرد است كه پس از آشنايي خود به وظيفه ، او را همراه خويش سازد و نمونه طعمي را كه خود مي چشد به وي بچشاند.
پـيـوسـتـه بـايـد به ياد داشت كه فراهم نبودن زمينه و موقعيت ، از مهمترين عـواملي است كه روابط زناشويي را به سردي مي كشاند و آن قدر كه بر طرف كردن اين عوامل در بـهـبود روابط زن و مرد تاءثير دارد عوامل ديگر مؤثر نيست و تهديد يا نصيحت نيز كارساز نخواهد بـود.
مـطـمئن باشيدكه با فراهم بودن زمينه و نبود عوامل بازدارنده ، هيچ مشكلي فرا روي شما خودنمايي نخواهد كرد.

چگونه بايد زن را براي برقراري معاشرت آماده ساخت ؟

بيشتر زنان به سبب سرشت خود دير تحريك مي شوند و نيز دير به اوج لذت جنسي مي رسند.بنابراين آميزشهاي منقطع (با انزال سريع از سوي مرد) براي اغلب آنان رنج آور ودلسرد كننده است .
مرد بايد انجام مقدمات آميزش را تا آنجا ادامه دهد كه زن به اوج تحريك جنسي برسد و به همبستري تمايل يابد.
بعلاوه طولاني كردن معاشقه پس از مقاربت ، در صـورتـي كـه بـراي سيراب كردن زن و رضايت جنسي اوباشد، نه تنها اشكال ندارد بلكه ضروري اسـت .
مـقـاربت عجولانه و با انزال سريع امري نكوهيده است .

تمايل روحي در زن وجود دارد اما تا تحريك بدني صورت نپذيرد در عمل رغبتي از خود نشان نمي دهد و وظيفه شوهر است كه وي را در اين حال كمك كند و ميل جنسي را در نهادش بيدار سازد.
در حـقـيـقت نشان ندادن تمايل نه بدان سبب است كه زن اشتياقي به روابط همسري ندارد بلكه به اقتضاي طبيعت خويش (عفت ) كه وديعه الهي است ، علاقه خود را بدين عمل اظهار نمي دارد.
مرحله آميزش مانند كوهي است كه مرد چون داراي قدرت بيشتري است زود به قـلـه كـوه مـي رسد.(يعني مرد زودتر آماده آميزش مي شود.) در حالي كه زن هنوز به اواسط كوه نـرسيده است (زيرا زن ديرتر آماده مي شود).
همچنين در پايين آمدن ، مرد يكدفعه پايين مي آيد و زن پله پله ، و اين وظيفه مرد است كه دست همسر خود را بگيرد تا با هم بالا و پايين روند و از غريزه جنسي يكديگربرخوردار شوند .
يك كارشناس امور جنسي مي نويسد: بـر خـلاف مـردها كه نقاط قابل تحريك جنسي آنها در قسمتهاي بخصوص ، محدود مي باشد، در زنهااين نقاط منتشر و وسيع است .
در تحت شرايط روحي مخصوص ، لمس هر ناحيه از بدن ممكن اسـت بـه وجـد آورنـده تـحريك جنسي شود …
تحريك اين نواحي سبب ظهور و بروز ميل جنسي شـديـدي خـواهـد شـد.
در اوايل ازدواج زنها معمولا نسبت به تحريك عمومي بدن بيشتر حساس هـسـتـنـد تـا به تحريك مستقيم دستگاه تناسلي ، ولي پس از اينكه خجلت و كمرويي طبيعي زن بـتدريج زايل گرديدآن وقت است كه تحريك مستقيم براي او لذتبخش تر خواهد بود…
ولي بايد دقـت كـرد كه اين گونه تماسها خيلي به آرامي و با مهارت انجام گيرد.
اينكه بسياري از مردان در انـجـام اعـمـال زنـاشويي ازهمسر خود اظهار نارضايتي مي كنند گاهي بدين علت است كه آنها مـعمولا برقراري روابط زناشويي رابه تندي آغاز مي نمايند.
در حالي كه به طور معمول تحريكهاي يكباره سبب مقاومت و نارضايتي دربانوان مي شود و آنهارااز همراهي و لذت خواهي دور مي سازد.
بـهـتـريـن روش آن اسـت كه انجام روابط بسيار آرام و تدريجي آغاز گردد.
آنگاه كه مرد تصميم قـطـعي خود به برقراري روابط زناشويي را از همان آغاز با همسرش در ميان گذارد، كمترين بي ميلي در زن به مقاومت عجيبي تبديل مي شود كه بساني به انعطاف نمي انجامد. در حالي كه اگر ايـن تـصـمـيـم اظـهـار نـشـود و بـا مـهارت و دلجويي ، كار دنبال گرددنتيجه مطلوب تر عايد مي شود .


درمان:
در نوع اوليه:

آشنايي بيمار در مورد ساختمان و وظايف بدن خود و نيز كاهش هيجانات، صبر و شكيبايي ضروري مي باشد و همچنين چندين جلسه مشاوره و دادن آگاهيهاي لازم به بيمار لازم است.
در نوع ثانويه:

آموزشهاي لازم به يمار و همسر وي داده مي شود.
در نوع اكتسابي:

اگر علت بيماري آسيب به عضوي باشد، آن عضو درمان شده و اگر علت دارويي دارد با مشورت پزشك معالج تغيير دارو داده شود.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۵۲ توسط:123 موضوع: نظرات (0)