خريدار روغن سوخته و خريد روغن سوخته بصورت ليتري و بشكه اي خريدار روغن سوخته و خريد روغن سوخته بصورت ليتري و بشكه اي .

خريدار روغن سوخته و خريد روغن سوخته بصورت ليتري و بشكه اي

پول يا سلامتي كدام يك اولويت دارد؟

مردم براي پول، بيشتر از سلامتي خود نگران مي‌شوند

در يك بررسي آماري معلوم شد، تقريبا يك سوم از مردم براي رفاه مالي خود خيلي بيشتر از سلامت جسمي‌شان نگران مي‌شوند و به پول، بيشتر از سلامتي خود اهميت مي‌دهند.

اين نگراني‌هاي مالي شامل دغدغه‌ و نگراني نسبت به جلسات و ملاقات‌هاي مالي، غرق شدن در بدهي‌هاي بيشتر و وام‌هاي زياد و يا حتي مشكلات مالي مربوط به يك دوست يا عضو خانواده هستند كه احساس افسردگي عميق را در انسان دو برابر مي‌كنند.

به نوشته روزنامه ميرور، در يك مطالعه جديد در انگليس تحت عنوان «اميدها و ترس‌ها» معلوم شد كه مساله سلامت جسمي براي مردم در درجه دوم اهميت قرار دارد و فقط 23 درصد از شركت كنندگان نسبت به سلامت جسمي خود يا اعضاي خانواده‌شان، نگران هستند و به اين موضوع اهميت بيشتري مي‌دهند. در اين بررسي 2023 فرد بالغ انگليسي شركت داشته‌اند.

در عين حال مطالعه ديگري كه در همين رابطه انجام گرفته معلوم كرده است كه حدود شش ماه پيش، اين آمار كاملا برعكس بوده به طوري موضوع سلامت، بزرگترين نگراني و دغدغه مردم اين كشور بوده و نگراني‌هاي مالي در رديف دوم قرار داشتند.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۷:۴۱ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

از نظر روانشناسي ، با چه كساني نبايد معاشرت كرد

1- آنهايي كه از زندگي بيزارند و با همه دنيا سر جنگ دارند
به ياد داشته باشيد كه جامعه مارا اسير خود نكرده است . مردم و محيطي كه در آن زندگي مي كنيم روي زندگي ما تاثيري انكار ناپذير دارند. با افرادي معاشرت كنيد كه از زندگي شان راضي اند و با دنيا قهر نيستند ؛ انرژي منفي آنها روي شما تاثير مستقيم خواهد گذاشت.
اخلاق بد مسري است .اين گونه افراد هميشه و نسبت به همه چيز بدبين اند و اغلب اوقات عصباني اند.مطمئن باشيد در اثر معاشرت با آنها عصبانيت آنها به شما هم سرايت خواهد كرد.

2- آنهايي كه مدام پشت سر ديگران حرف مي زنند
گروه ديگري از مردمي كه نبايد با آنها معاشرت كنيد آنهايي اند كه همواره در حال غيبت كردن از ديگران اند. "چيزي كه من در مورد اين افراد فهميدم اينست كه آنهايي كه در مورد ديگران با من صحبت مي كنند اغلب در مورد من هم با ديگران حرف مي زنند." زمانيكه در مورد ديگران داريد صحبت مي كنيد در واقع داريد شخصيت خودتان را به نمايش مي گذاريد.

3- كساني كه شكست ها و سرخوردگي هاي گذشته شما را به شما يادآوري مي كنند
دسته ديگري از افراد ناسالم افرادي هستند كه تلاش مي كنند گذشته شما را به ياد شما بياورند. زمانيكه اين افراد شكست هاي شما را به يادتان مي آورند ، در واقع دارند تلاش مي كنند كه برتري خود را به شما نشان بدهند.
اين شما هستيد كه نبايد به زمزمه هاي اين افراد گوش دهيد و به گذشته فكر كنيد. از گذشته تان قدر داني كنيد ، فردا هنوز نيامده است ! خدا در حال برنامه ريزي براي گذشته شما نيست ، او در حال خلق آينده شماست . او براي فرداي شما هدفي در نظر گرفته است. با افرادي معاشرت كنيد كه هدف خدا را به شما يادآوري كنند.

4- آنهايي كه مي خواهند شما را كنترل كنند.
اين گونه افراد سعي مي كنند به صورت زيركانه و غير عادلانه برتري خود را به شما نشان دهند و بر شما مديريت كنند.اگر تحت نفوذ آنها باشيد ، در واقع داريد كاري را انجام مي دهيد كه آنها مي خواهند به جاي اينكه دنبال علايق و اهداف خودتان باشيد.
تحت نفوذ و كنترل بودن احساس وحشتناكي است ،. انسان در اين شرايط احساس بي ارزشي و پوچي مي كنند. شما انسان خاص و با ارزشي هستيد و مطمئن باشيد خودتان به تنهايي مي توانيد در پي علايق تان باشيد. نيازي به مدير و رهبري ديگري در زندگي شخصي تان نداريد.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۷:۴۰ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

موسيقي مغز را فعال مي كند.......

تيم تحقيقاتي پروفسور دانيل جي. لويتين از دانشگاه "مك گيل" مونترال در تحقيقي به بررسي پاسخ هاي بيولوژيكي مغز به تحريكات موسيقايي پرداخته اند.
اين محققان با كنترل واكنش هاي بيوشيميايي تحريكات موسيقايي كشف كردند كه موسيقي به تمام تاثيرات شيميايي پاسخ مي دهد و به خاطر همين پاسخ ، اعصاب مهم به متعادل كردن سطوح هورمون "سلامتي و سرخوشي" مغز كمك مي كنند. اين هورمون كه دوپامين نام دارد، هنگامي كه فرد مواد شادي آور يا مخدر مصرف مي كند، ترشح مي شود.

به گفته اين محققان، برخلاف مواد مخدر كه اثرات مخرب جانبي زيادي دارد، موسيقي هيچ عارضه اي براي انسان ندارد.
در اين مكانيزم، وقتي كه فرد به آهنگي كه دوست دارد ، گوش مي دهد، اين هورمون در مغز ترشح شده و باعث حالت شادي آور در وي مي شود.

براساس گزارش "راديو وورد" اين تحقيق نشان مي دهد كه موسيقي تاثيرات عميقي در فيزيولوژي بدن از جمله عروق قلبي، تنفس و فعاليت هاي ذهني برجاي مي گذارد و همچنين سطوح هورمون دوپامين را براي فعاليت هاي شيميايي طبيعي مغز متعادل مي كند. منبع: خبرگزاري مهر

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۷:۴۰ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

گوش دادن به موسيقي تحمل درد را آسان مي كند.......

به گزارش "بي بي‌سي نيوز" در پژوهشي كه توسط روانشناسان انگليسي صورت گرفت، محققان از شركت‌كنندگان خواستند كه دست خود را در آب سرد قرار دهند و همزمان براي تحمل سردي آب ، افراد مورد آزمايش مي‌توانستند بين گوش دادن به موسيقي مورد علاقه ، انجام محاسبه ذهني يا تماشاي يك برنامه تلويزيوني مورد علاقه يكي را انتخاب كنند.
در هر مورد، فردي كه به موسيقي گوش مي‌داد، بيشترين حد تحمل آب سرد را داشت و گاهي اوقات پنج برابر بيشتر از ديگران توانست دست خود را در آب نگه دارد.
محققان معتقدند اين امر به آن علت است كه موسيقي علاوه بر ايجاد حواس پرتي، برخلاف ساير محركها، فرد را ازنظر احساسي درگير مي‌كند.
نتيجه اين تحقيق در كنفرانس انجمن روانشناسان انگليس ارايه شد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۷:۳۹ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

رانشناسي ولخرجي

گير افتادن در دام «حراج»

حراج به معني پول خرج كردن براي ذخيره كردن پول است؟ در يك حراج شما به هر حال مبلغي را مي پردازيد. حتي زرنگ ترين و ماهرترين خريداران هم توسط پوسترها، عكس ها، علامت ها و جملات مختلف و هوشمندانه اي كه كارشناسان ترغيب افراد به خريد محصولات شان است، جذب مي شوند. طي آماري كه در سال 2009 در مجله «شاپ اسمارت» اعلام شد، مشخص شد زن ها در آخرين خريد ناگهاني و بدون هدف شان به طور ميانگين 108 دلار، بدون هيچ برنامه قبلي خرج كرده اند.

راهتان را به داخل هر مغازه اي كه تبليغات جذاب براي فروش يا حراج محصولاتش دارد كج نكنيد. مثلا به اين موارد دقت كنيد:

*«با خريد محصول بزرگ تر سود كنيد»:
اين تنها يك حربه براي فروش است. جنس بزرگ تر يا بيشتر هميشه به معناي سود در معامله نيست. واقعيت در قيمت، واحد جنس ايست كه روي هر جنس قيمت آن نوشته شده است. به قيمت اجناس با ساير معمولي و هم براي سايز بزرگ توجه كنيد و آن موقع واقعيت دستگيرتان مي شود.

*«يكي بخر، يكي ديگر را با تخفيف ببر!»:
متخصصان فروش، اين روش را «قيمت گذاري غيرخطي» نامگذاري كرده اند. اين تنها تاكتيكي است كه به وسيله آن اين طور نمايش داده مي شود كه با خريد هرچه بيشتر يك كالا، در كل پول كمتري براي هركدام از آنها مي پردازيد. توجه داشته باشيد كه سود پيش بيني شده از هر محصول از قبل محاسبه شده و در اين تفاضل قيمت ها پنهان است. از روش بالا هم مي توانيد استفاده كنيد. پس شما سودي نمي بريد، تنها تعداد زيادي از يك كالا را (كه حتي ممكن است به آنها نيازي نداشته باشيد) خريده ايد.


*«فقط براي زماني محدود»:

اين تكنيك براي فروش محصولاتي به كار مي رود كه چيزي به تاريخ انقضاي آنها باقي نمانده. پس براي اينكه پولتان به شكل يك كالاي بي مصرف و خراب به سطل آشغال ريخته نشود، قبل از گذاشتن اين كالاها در سبد خريدتان، به برچسب تاريخ انقضاي آن دقت كنيد.

*«اين را بخر، آن يكي را مجاني ببر!»:
هر چيزي كه رايگان است، الزما خوب و باكيفيت نيست. توجه كنيد كه مجاني بودن يك كالا و گرفتن آن هميشه به معناي سودكردن شما نيست. پس هر وقت دو كالا كه يكي از آنها مجاني است به شما ارائه شد، خوب دقت و فكر كنيد كه آيا آن جنس را لازم داريد يا نه و از ياد نبريد: هيچ چيز بي دليل مجاني نيست!

*«مامان من اينو مي خوام!»:
شايد خريدن يك بسته شكلات يا يك خودكار شب نما يا چيزهاي ارزان مثل آن براي فرزندتان كه به طرز ماهرانه اي براي فروش در كنار صندوق گذاشته شده اند برايتان مهم نباشد و شايد بهترين راه براي رام كردن فرزندتان كه مدام بهانه مي گيرد كه «مامان اينو برام بخر» همين باشد! ولي بهتر است كمي با خودتان حساب كنيد كه با هر بار خريد، شما هزار، دو يا سه هزار تومان يا بيشتر مي پردزايد، آن هم براي كالايي كم ارزش و غيراساسي كه درنهايت قرار است بعدا تكه اي از آن را به طور اتفاقي زير صندلي ماشين تان پيدا كنيد! كافي است يك بار تمام اين دو، سه هزار تومان هاي ناقابل را در طول يك سال جمع بزنيد و حساب كنيد تا ببينيد قطره قطره جمع گردد.

*
اين سه كلمه نگه دارنده پول را بگوييد:
«عزيزم، امروز نه». چندبار اين جمله را خيلي جدي تكرار و تمرين كنيد. اگر مي خواهيد كه تصوير يك آدم خشك و خسيس در ذدهن فرزندتان شكل نگيرد، هفته اي يك بار پول كمي را برايش درنظر بگيريد، از او بخواهيد از قبل، ليست چيزهايي كه لازم دارد يا مورد علاقه اش هستند را آماده كند. بگوييد تنها در محدوده همان مقدار پول و آن ليست حق دارد خريد كند. اين كار را انجام دهيد و ببينيد كه او چطور براي خريدش برنامه ريزي مي كند.

*«استفاده از كارت هاي بانكي / اعتباري»:
سهولت خريد، خريد مطمئن، پيگيري ساده و ... همه از مزاياي غيرقابل انكار استفاده از اين كارت ها هستند ولي يك عيب بزرگ هم دارند و آن، اينكه با پرداخت پول از طريق اين كارت ها، بيشتر خرج مي كنيم. در تحقيقي كه در دانشگاه ام آي تي صورت گرفت، نشان داده شد، افراد وقتي از طريق كارت هاي اعتباري خريد مي كنند تا دوبرابر بيشتر از موقعي كه با وجه نقد مي پردازند، خريد مي كنند. اين به اين دليل است كه وقتي با كارت مبالغ را مي پردازيم، احساس خرج شدن عيني پول را نداريم. پس فراموش نكنيد كارت شما هم جيب شماست!

*«راه حل»:

فقط به مقدار موردنياز خريدتان و تنها كمي بيشتر از آن پول نقد همراه داشته باشيد. (استفاده از عابربانك در آن روز ممنوع!) – هزينه هايي كه در طول روز كرده ايد را تا ريال آخر يادداشت كنشيد (اينكار به شما ديدي متفاوت در خريد كردن تان مي دهد) – از خريد كردن به صورت تفريحي پرهيز كنيد – به هنگام خريد در سوپرماركت يك نكته را در بالاي ليست خريدتان اضافه كنيد «خريد نكردن از روي احساسات مقطعي و هيجان.»



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۷:۳۸ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

توانايي برقراري ارتباط مؤثر (effective communication)

تعريف ارتباط:

ارتباط عبارت است از فرآيند ارسال و دريافت پيام. با توجه به اين تعريف:

* هر ارتباطي مستلزم حضور دو يا چند واحد اجتماعي است. يعني ارتباط مي‌تواند بين بين دو يا چند نفر، يك نفر و يك رسانه، و غيره صورت مي‌گيرد.

* هدف اصلي از برقراري ارتباط، انتقال پيام است. اين پيام مي‌تواند به‌صورت كلامي يا غيركلامي منتقل شود. در واقع، يك پيام را مي‌توان به‌صورت آشكار يا ضمني منتقل كرد.

* هرگونه اشكالي در انتقال پيام مي‌تواند باعث اختلال در ارتباط گردد. براي مثال، ممكن است پيام به‌صورت كامل منتقل نگردد يا اين‌كه يك نفر پيامي را ارسال كند، ولي فرد مقابل مفهوم ديگري را دريافت نمايد. يا حتّي كسي پيامي را بفرستد، ولي ديگري هيچ پيامي را دريافت نكند. از اين موارد معمولاً به‌عنوان "سوءتفاهم" ياد مي‌شود. يك ارتباط مؤثر، ارتباطي است كه راه را بر سوءتفاهم‌هاي احتمالي ببندد.

اهميت ارتباط:

برقراري ارتباط اولين ضرورت يك زندگي اجتماعي است. عدّه‌اي انسان را حيواني اجتماعي مي‌دانند. بنابراين، شايد يكي از مهم‌ترين برتري‌هاي انسان بر ساير جانداران، تنوّع و گسترة وسيع ارتباطاتي است كه مي‌تواند ايجاد كند.

ارتباط مؤثر:

تنها وسيلة انتقال اطلاعات بين افراد است.
تنها راه نشان دادن احساسات به ديگران است.
بهترين راه تصحيح سوءتفاهم‌ها است.
پيش‌شرط هر نوع آموزش مؤثر، و در نتيجه
لازمة رشد يك اجتماع است.

ارتباط نامؤثر:

باعث ايجاد سوءتفاهم مي‌شود.
منجر به نارضايتي، احساس تنهايي و تعارض در افراد خانواده و جامعه مي‌گردد.
در طول زمان مي‌تواند اعتمادبه‌نفس فرد را مختل كند و احساس درماندگي و درنتيجه آسيب‌هاي رواني و اجتماعي ايجاد نمايد.
توانايي فرد براي مقابله با مشكلات زندگي را كاهش بدهد.
عناصر اصلي ارتباط (كلامي و غيركلامي):

تاكنون معلوم گرديد كه ارتباط وجوه مختلفي دارد. همچنين، به‌طور ضمني اشاره شد كه ارتباط متضمن دو عنصر اصلي است. اين دو عنصر عبارت‌اند از: عنصر كلامي و عنصر غيركلامي.

عنصر كلامي ارتباط شامل آن وجهي از ارتباط هستندكه اختصاصاً به محتواي كلامي و فرآيند بيان كلامي مربوط مي‌گردند.

منظور از محتواي كلام آن چيزي است كه بر زبان مي‌آوريم. براي مثال، جذاب بودن محتواي كلام، تهديدآميز نبودن آن، شوربرانگيز بودن موضوع صحبت، غم‌افزا نبودن آن و نظاير آن باعث تسهيل ارتباط مي‌گردد. توجه به ابعاد فرهنگي و حتّي خرده‌فرهنگي در محتواي كلام، يكي از مهم‌ترين عوامل در افزايش كارآمدي ارتباط مي‌باشد.

فرآيند برقراري ارتباط كلامي، شامل چگونگي شروع صحبت، نحوة جمله‌بندي، زمان‌بندي ارتباط كلامي، ملاحظات موقعيتي، و بالاخره چگونگي جمع‌بندي و ختم ارتباط مي‌باشد.

عنصر غيركلامي ارتباط شامل آن وجهي از ارتباط هستند كه اختصاصاً به جنبه‌هايي غير از محتواي كلامي و فرآيند بيان كلامي مربوط مي‌گردند. در اين مقوله مي‌توان تن صدا، آهنگ صدا، تماس چشمي، حالات چهره‌اي، ژست‌ها، حالات بدني، و گوش دادن را نام برد.

اجزاي ارتباط:

عناصر كلامي و غيركلامي ارتباط، هركدام اجزاي خود را دارند. اين اجزا را مي‌توان به اين صورت تعريف نمود:

محتواي كلام: اين كه موضوع گفت‌وگو چيست، خود مي‌تواند به ادامة ارتباط يا قطع آن منجر گردد.
توجه به ابعاد فرهنگي و خرده‌فرهنگي: هنگامي كه گوينده و شنونده به ويژگي‌هاي فرهنگي و حتّي خرده‌فرهنگي فرد مقابل توجه نمي‌كنند، ارتباط قطع مي‌شود.
چگونگي شروع صحبت: نوع آغاز محاوره، يعني اولين جملات و اولين نشانه‌هاي غيركلامي برقراري ارتباط، تعيين‌كنندة تداوم ارتباط هستند.
نحوة جمله‌بندي: آيا تاكنون به اين موضوع توجه كرده‌ايد كه خيلي از مواقع تحت تأثير كلام ديگران قرار مي‌گيريد، فقط به اين دليل كه مي‌دانند "چگونه بگويند".
زمان‌بندي ارتباط كلامي: هر ارتباط زمان خاصي دارد. برخي از اين زمان‌بندي‌ها عمومي و كلّي هستند و تقريباً همگان آن را رعايت مي‌كنند. مثلاً كسي نيمه‌شب به ديگري تلفن نمي‌زند. ولي برخي زمان‌بندي‌ها ظرافت بيشتري دارند و كساني كه ارتباط بين‌فردي مؤفق‌تري دارند، اين زمان‌بندي‌ها را به خوبي رعايت مي‌كنند. منظور از زمان‌بندي، هم زمان برقراري ارتباط، هم مدّت آن و هم طول كلام در هر يك از زمان‌هايي است كه فرد نقش گوينده را در ارتباط به‌عهده مي‌گيرد.
ملاحظات موقعيتي: جايگاه اجتماعي افراد، مكان، و فضاي اجتماعي از ديگر عواملي هستند كه مي‌توانند به ارتباط مؤثر يا نامؤثر منجر گردند.
چگونگي جمع‌بندي و ختم ارتباط: علاوه بر آغاز كلام، چگونگي ختم ارتباط و گفت‌وگو نيز عاملي مهم در برقراري ارتباط مؤثر است. مثلاً جمع‌بندي نهايي و خلاصه كردن گفت‌وگو، راهي مؤثر براي ختم ارتباط است.
تن صدا: افرادي كه در برقراري ارتباط ماهر و كارآمد هستند، به كشش‌هاي آوايي كلام خود در طول محاوره توجه دارند.
آهنگ صدا: علاوه بر كشش‌هاي آوايي، ريتم و آهنگ كلام نيز به مؤثر واقع شدن ارتباط كمك مي‌كند. به سبك كلام افرادي كه از موفقيت اجتماعي برخوردارند توجه كنيد. اين افراد عوامل فوق‌الذكر را در كلام خود رعايت مي‌كنند.
تماس چشمي: به خاطر داشته باشيد كه ارتباط تنها گفتن و شنيدن نيست. تماس چشمي ابزاري خوب براي انتقال پيام‌هاي ظريف اجتماعي، حفظ توجه مخاطب، و انتقال عاطفه است.
حالات چهره‌اي: چهره و نوع حركات ابرو و دهان نيز پيام‌هايي به سمت مخاطب مي‌فرستند كه ارتباط را تسهيل كرده و يا با مانع مواجه مي‌سازند. حالات چهره به شدّت به فرهنگ وابسته‌اند.
ژست‌ها: افرادي كه در برقراري ارتباط ماهر هستند، به كلام، چشم، و حالات چهره اكتفا نكرده و از دست‌ها، انگشت‌ها، پاها، و باقي اندام‌هاي بدن براي انتقال پيام استفاده مي‌كنند.
حالات بدني: سبك نشستن، ايستادن، و راه رفتن يك فرد نيز به‌طور خودكار پيام‌هايي به مخاطب منتقل مي‌سازد.


گوش دادن فعال:

گوش دادن فعال يكي از مهم‌ترين عوامل مؤثر در ارتباط است.

شنيدن و گوش دادن دو مقولة متفاوت هستند. شنيدن عمل ادراك اصوات مي‌باشد. اين عمل غيرارادي بوده و فقط به دريافت محرك‌هاي شنيداري اطلاق مي‌گردد. گوش دادن فعاليتي انتخابي است كه شامل دريافت و تفسير محرك‌هاي شنيداري مي‌باشد. اين عمل «رمزگرداني» اصوات به معاني را نيز دربردارد.

گوش دادن به دو طبقة اصلي تقسيم مي‌شود. اين دو طبقه عبارت‌اند از گوش دادن نافعال و گوش دادن فعال. گوش دادن نافعال از نظر كيفيت بالاتر از شنيدن است و زماني رخ مي‌دهد كه گيرندة پيام، انگيزة زيادي براي گوش دادن دقيق ندارد. گوش دادن به موسيقي، تلويزيون، گوش دادن از روي ادب، نمونه‌هايي از گوش دادن نافعال هستند. از آن‌جا كه در گوش دادن نافعال تنها بخشي از ذهن ما درگير توجه كردن مي‌باشد، لذا هنگام گوش دادن به ديگران، احتمال پرت شدن حواس (يعني تفكر در مورد چيزهاي ديگري غير از موضوع اصلي) وجود دارد. بهترين راه براي حلّ اين مشكل، گوش دادن فعال يعني گوش دادن هدف‌مند مي‌باشد. بنابراين، گوش دادن فعال را مي‌توان گوش دادن هدف‌مند معرفي كرد. اهداف گوش دادن فعال عبارت‌اند از:

كسب اطلاعات
گرفتن راهنمايي
درك راهنمايي
درك ديگران
حلّ مشكلات
فهميدن احساسات ديگران
حمايت عاطفي ديگران
گوش دادن فعال به اندازة حرف زدن يا حتّي بيش از آن انرژي مصرف مي‌كند.

روش‌هاي مؤثر براي گوش كردن فعال:

۱. به فرد مقابل توجه كنيد.

به فرد مقابل نگاه كنيد.
نشان دهيد كه به حرف‌هاي او علاقه‌مند هستيد.
كمي به طرف او متمايل شويد.
نشانه‌هاي غيركلامي او را به شيوه‌اي ظريف تكرار كنيد. با گفتن كلماتي او را به صحبت بيشتر در مورد موضوع تشويق كنيد.
سعي كنيد آن‌چه را كه گفته نمي‌شود، بشنويد.
ببينيد هر چيزي را چگونه مي‌گويد.
كمتر صحبت كنيد.


۲. سؤال كنيد. به اين ترتيب:

به فرد مقابل نشان مي‌دهيد كه گوش مي‌كنيد.
اطلاعات را جمع كرده و سازماندهي مي‌كنيد.
سؤال‌هاي بسته، فرد را تشويق به دادن پاسخي كوتاه و سكوت كردن مي‌كند.
سؤال‌هاي باز، فرد را به توضيح بيشتر دربارة موضوع دعوت مي‌كند
.


۳. بازخورد داده، بازگو كرده و خلاصه نماييد. توجه نماييد كه:

بازخورد دادن راهي براي بررسي اين است كه آيا برداشت شما درست است يا خير.
براي بازخورد دادن، آن‌چه را كه گوينده گفته است، تكرار نموده يا بازگو كنيد.
گاهي تكرار چند كلمة آخر گوينده، او را به ادامة گفتار تشويق مي‌كند.
خصوصيات گوش دادن فعال:

براي گوش دادن فعال، شنونده بايد پيام‌هاي مختلف را شنيده، معاني را درك كرده و سپس با ارائه بازخورد، مطمئن گردد كه برداشت وي صحيح بوده است. چند نمونه از خصوصيات گوش دادن فعال در زير آمده است:

اختصاص زمان بيشتر به گوش دادن به‌جاي صحبت كردن
عدم‌تكميل جملات ديگران
عدم‌پاسخ به سؤال با يك سؤال ديگر
آگاه بودن از سوگيري‌ها
نپرداختن به تخيّل يا عدم‌اشتغال ذهني با مسائل ديگر
عدم‌سلطه‌جويي در مكالمه
تعيين پاسخ‌ها پس از اتمام صحبت‌هاي فرد مقابل
دادن بازخورد
پرسيدن سؤال‌هاي باز

توصيه‌هايي براي كارآمدتر كردن ارتباط كلامي:

- هنگام صحبت كردن:

مطمئن شويد كه شنونده فرصت سؤال كردن يا اظهارنظر كردن را دارد.
سعي كنيد خود را جاي شنونده قرار دهيد و احساسات او را در نظر بگيريد.
آن‌چه را مي‌خواهيد بگوييد، واضح بيان كنيد.
به شنونده نگاه كنيد.
مطمئن شويد كه آن‌چه مي‌گوييد با تن صدا و زبان بدني شما هماهنگي دارد.
تن و آهنگ صداي خود را تغيير دهيد.
مبهم صحبت نكرده و با بيان جزئيات زياد موضوع را پيچيده نكنيد.
از ديدن علايم آشفتگي در شنونده غفلت نكنيد
.

- هنگام گوش دادن:

سؤال بپرسيد تا كاملاً متوجه شويد كه موضوع چيست.
موضوعات را آن طوري كه فهميده‌ايد، خلاصه كنيد.
گوش كنيد و از قضاوت دربارة آن‌چه كه گوينده مي‌گويد، پرهيز كنيد.

موانع ارتباط مؤثر:

تاكنون دربارة چيزهايي صحبت كرديم كه مي‌توانند به برقراري ارتباط مؤثر كمك كنند. در اين قسمت توجه شما را به موانعي جلب مي‌كنيم كه راه‌هاي ارتباط را بسته و مانع از برقراري ارتباط مؤثر مي‌شوند. برخي انواع پيام‌ها مانع از برقراري ارتباط مؤثر مي‌شوند. مثلاً انتقاد كردن، مسخره كردن و تحقير كردن.

برگرفته از كتاب: مهارت برقراري ارتباط مؤثر: كتاب كار دانشجو/ فرشته موتابي، لادن فتي.- تهران: دانژه، ۱۳۸۵.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۷:۳۸ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

راهكارهاي عملي براي فرار از خجالت:



۱. وقتي به يك محفل رودربايستي‌دار، مثلا به يك مهماني رسمي، دعوت مي‌شويد؛‌ وقتتان را طوري تنظيم كنيد كه زود برسيد. اين نكته در عين سادگي، بسيار مهم است. حداقل فايده‌اش اين است كه با سنگيني فضاي جلسه، زودتر آشنا مي‌شويد و كم‌كم ترستان از آن جمع مي‌ريزد. امتحان كنيد! وقتي يك جمع خلوت در حضور شما آرام آرام شلوغ مي‌شود، حس خجالت‌تان خيلي كم‌تر است نسبت به وقتي كه ناگهان به يك مجلس شلوغ وارد مي‌شويد. معمولا آنهايي كه زودتر به چنين محافلي مي‌رسند، راحت‌تر با تازه‌واردها ارتباط برقرار مي‌كنند.

۲. دلتان مي‌خواهد وقتي به يك جمع وارد مي‌شويد، چگونه رفتار كنيد؟ خوش‌برخورد؟مطمئن؟ با لبخند باز؟ صميمانه؟ و...؟ خب، همه اين‌ها را مي‌توانيد در خلوت خودتان و در مقابل آينه تمرين كنيد. همه ما آدم‌ها كمي تا قسمتي بازيگريم. نقش‌آفريني جلوي دوربين شايد كار آساني نباشد ولي نقش‌آفريني در خلوت و در مقابل آينه مطمئنا كار آساني است. تمرين‌هاي مكرر اين چنيني، ناخودآگاهتان را به همان سمتي مي‌برد كه بيشتر تمرينش را مي‌كنيد و كم‌كم شما هم هماني خواهيد شد كه دلتان مي‌خواهد.

۳. ماشين يك نفر وسط خيابان خراب شده و روشن نمي‌شود و حالا راننده منتظر است كسي بيايد كمكش كند و ماشين را هُل بدهد... همسايه‌تان دارد از بازار برمي‌گردد و دستش حسابي پُر است، زنبيل دارد از دستش مي‌افتد... پيرمرد مغازه‌دار، زورش نمي‌رسد به تنهايي، كركره مغازه را بدهد بالا... خب، چرا معطليد؟ مگر نمي‌خواستيد تمرين‌هاي ضد خجالت را شروع كنيد؟ چه بهتر از اين؟ با اين تير، خيلي بيشتر از يكي دو نشان را خواهيد زد.
مطمئن باشيد. خرجش فقط دو كلمه است: كمك نمي‌خواهيد؟ (البته لبخند و ارتباط چشمي را هم هنگام اداي اين دو كلمه فراموش نكنيد.) نمي‌دانيد چقدر موثر است!

۴. از هم‌صحبت خودتان تعريف كنيد. اينكه ديگر كاري ندارد. هم آسان است، هم موثر. اغلب آدم‌ها وقتي ازشان تعريف مي‌كنيد،‌ ذوق مي‌كنند و بيشترشان آن‌قدر ذوق مي‌كنند كه به هيچ قيمتي حاضر نمي‌شوند هم‌صحبتي با شما را از دست بدهند. البته هنگام اجراي اين تكنيك بايد مواظب مغزتان هم باشيد چرا كه ممكن است جاي دندان‌هاي كسي كه ازش تعريف كرده‌ايد، رويش باقي بماند. ضمنا،‌ هنگام تعريف و تمجيد از اين و آن، به هيچ وجه لازم نيست دروغ بگوييد. اگر كمي دقت كنيد، مطمئنا در هر آدمي بالاخره يك چيزي پيدا مي‌كنيد كه قابل تعريف باشد. البته تعريف‌‌هايتان هم نبايد خيلي بي‌ربط باشد. مثلا وقتي كسي دارد درباره يك موضوع فلسفي با شما صحبت مي‌كند، خيلي بي‌ربط است اگر بگوييد:‌ ! مثلا بهتر است خودتان را به موضوع مورد بحث، علاقه‌مند نشان بدهيد و از جالب بودن آن موضوع صحبت كنيد.

۵. ارتباط چشمي در برقراري يك ارتباط موثر، خيلي مهم است. حتما به چشم طرف مقابلتان نگاه كنيد، چه وقتي كه داريد صحبت مي‌كنيد، چه وقتي كه دارند با شما صحبت مي‌كنند. اين ارتباط چشمي را ترجيحا با يك لبخند ملايم و حالت دوستانه همراه كنيد. اگر به هر دليلي از برقراري يك ارتباط چشمي مناسب ناتوانيد، سعي كنيد به پيشاني طرف مقابل‌تان نگاه كنيد. از معجزه نفس‌هاي عميق هم غافل نشويد كه به هنگام حملات استرس واقعا سودمند است. عادت كنيد كه با نفس‌هاي عميق، آرامش را به وجودتان برگردانيد. اين تمرين را مي‌توانيد خيلي راحت در حضور جمع، بارها و بارها انجام بدهيد. مطمئن باشيد كه هيچ‌كس نمي‌فهمد اين كار شما چه معنايي دارد. باور كنيد كه اصلا كسي حواسش به شما نيست. راحت باشيد.

۶. خيلي هم ايده‌آل‌گرا نباشيد! قرار نيست با هر جوكي كه شما تعريف مي‌كنيد، همه غش و ريسه بروند. قرار نيست با هر حرفي كه مي‌زنيد، همه به‌به و چه‌چه كنند. براي هيچ‌كس ديگري هم قرار نيست چنين اتفاقي بيفتد. مطمئن باشيد كه ديگران هم استانداردهاي خود‌شان را اين‌قدر دستِ‌ ‌بالا تعريف نمي‌كنند. وقتي در يك جمع حضور داريد، كسي از شما انتظار ندارد كه فوق‌العاده باشيد. براي جمع، اين مهم است كه شما با آنها ‌همراه باشيد، فقط همين. اين را هم يادتان باشد كه خيلي از خانم‌ها و آقايان اصلا با آدم‌هاي پرحرف و شوخ و مجلس‌آرا ميانه خوبي ندارند. و يك خبر خوب ديگر براي خجالتي‌هاي عزيز: سكوت و كم‌حرفي شما را معمولا به پاي فروتني، حجب و حيا و بزرگ‌منشي‌تان مي‌گذارند و چه صفتي بهتر از فروتني؟ راستي يادتان باشد كه، در ملاقات اول‌تان با هيچ‌كس زياد حرف نزنيد و اطلاعات شخصيتان را رو نكنيد. چه لزومي دارد؟ اين كار را متاسفانه بعضي‌ها براي پنهان كردن آن حس خجالت دروني‌ انجام مي‌دهند. غافل از اينكه ديگران، اين كار را غالبا اين‌طور تفسير و تعبير مي‌كنند كه فاعلان اين فعل، آدم‌هاي كم‌ظرفيت و سرخورده يا آدم‌هاي گوشه‌گير و تنهايي هستند.

۷. هيچ‌وقت هيچ‌كس را تحقير نكنيد و خصوصا در حضور جمع از چنين كارهايي پرهيز كنيد. همه ما آدم‌ها به آرامش و كمك ديگران احتياج داريم، نه به دشمني و آزار و اذيتشان. مطمئنا وقتي شما كسي را تحقير يا مسخره كنيد، او هم به دنبال بهانه‌اي خواهد گشت تا اين لطف شما را جبران كند! انرژي منفي براي اين و آن نفرستيد تا انرژي منفي برايتان نفرستند. موقع انتقاد كردن از اين و آن هم، يادتان باشد كه نبايد از هيچ‌كس در حضور جمع با تندي و خشونت انتقاد كنيد. وقتي ارتباطتان با دور و بري‌ها دوستانه و صميميانه باشد، آنها هم براي رفع مشكلات‌تان و از جمله براي رفع اين حس خجالت دروني به شما كمك خواهند كرد.

۸. قرار نيست كه يك‌شبه متحول شويد و ناگهان تبديل بشويد به آدم بذله‌گو و پرحرفي كه مجلس آرايي مي‌كند و... اين حتي با تلاش‌ شما هم به سرعت به دست نمي‌آيد. آدم‌ها ذات شان با همديگر فرق دارد. اما معاشرتي شدن يك مهارت است كه با تمرين به دست مي‌آيد. به تكنيك‌‌هاي ضد خجالت هم بايد يكي يكي تسلط پيدا كنيد. وقتي انرژيتان را در هر مقطع زماني روي يك يا دو مهارت بخصوص مي‌گذاريد خيلي زودتر به نتيجه مي‌رسيد. مثلا پيش‌دستي در سلام گفتن را بايد تمرين كرد. وقتي به آن تسلط پيدا كرديد، شروع صحبت با لبخند را تمرين كنيد. ارتباط چشمي، دويدن به دنبال كمك به ديگران، كمك به ساير خجالتي‌هاي جمع، تعريف‌هاي بجا و . . . . هم همين طور. به دست آوردن يك مهارت ممكن است يك سال طول بكشد، در حالي كه به دست آوردن يك مهارت ديگر، ممكن است فقط دو روز وقتتان را بگيرد. هرچه سخت‌تر به دست بياوريد، سخت‌تر از دست مي‌دهيد. اين يادتان باشد!

۹. هميشه آماده و به‌روز باشيد. مطلع و گوش به زنگ. كتاب بخوانيد، روزنامه، مجله، اينترنت و . . . اخبار روز دنيا را پيگيري كنيد. اخبار هنري،‌فرهنگي، علمي، سياسي و . . . داشتن اين اطلاعات به شما كمك مي‌كند كه هميشه حرف‌هاي شنيدني در آستين داشته باشيد. سوال‌هاي حاضر و آماده هم غنيمتند. از اين قبيل سوال‌ها هميشه همراه داشته باشيد. طرح يك سوال صميمانه و مودبانه معمولا نقطه شروع مناسبي براي ورود به بحث ديگران است و هر قدمي هم در چنين هم‌كلامي‌هايي برداريد، مطمئنا قدم بعدي آسان‌تر و آسان‌تر مي‌شود. از سليقه‌ها و علاقه‌هاي دوروبري‌هايتان هم بايد باخبر باشيد. اين‌طوري راحت‌تر مي‌توانيد هم‌صحبت‌شان شويد. وقتي مي‌خواهيد سر صحبت را با يك جماعتي باز كنيد يا وقتي كه مي‌خواهيد در يك بحث گروهي شركت كنيد، بايد اين را ارزيابي كنيد كه آيا آنها هم مايلند حرف‌هاي شما را بشنوند و اصلا آيا شما خوب به حرف‌هاي آنها گوش داده‌ايد يا نه. بي‌محابا حرفشان را قطع نكنيد. بهتر است مودبانه و آرام‌آرام به هر بحثي وارد شويد.

۱۰. اگر خجالتي باشيد، احتمالا تنهايي را به فعاليت‌هاي جمعي ترجيح مي‌دهيد. خب، مي‌توانيد از اين فرصت مغتنم استفاده كنيد و چيزي ياد بگيريد. آدم‌هايي كه تنهايي را دوست دارند، معمولا روحيه‌شان با هنرآموزي جور است. روي يك هنر متمركز شويد و آن را خوب ياد بگيريد. موسيقي، ‌نقاشي، ‌خطاطي و هنرهاي ديگر، اعتماد به نفستان را به وضوح افزايش خواهد داد. تا مي‌توانيد كتاب بخوانيد و اطلاعات كسب كنيد. روزنامه، مجله، برنامه‌هاي آموزشي، اينترنت و... به زودي، روزي مي‌آيد كه بايد حرفي براي گفتن داشته باشيد. خودتان را براي آن روز آماده كنيد.

منبع:سايت ايرانيان



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۷:۳۷ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

روانشناسي تنبلي

در اين تحقيق ، به شيوه علمي درباره ي ((تنبلي و اهمالكاري)) يا ((به تعويق انداختن كار)) بحث شده علل و انگيزه هاي رفتاري آن مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته ، سپس راههاي عملي مبارزه با آن ارائه شده است.

واژه ((اهمالكاري)) ، ((تنبلي)) ، ((سهل انگاري)) ((مسامحه كاري)) و ((به تعويق انداختن كار)) معادل كلمه ي انگليسي Procrastination به كار رفته است. البته هيچ كدام مفهوم كامل را در بر نمي گيرد.

((اهمالكاري)) رفتاري است فراگير كه بين افراد جامعه در سطوح مختلف از افراد عامي گرفته تا دانشمندان فرهيخته ، مصاديق مختلف آن ديده مي شود .مطالب اين تحقيق در عين استفاده ي كاربردي ، براي عموم افراد جامعه ، دانشجويان روان شناسي عمومي و باليني، علوم تربيتي ، مشاوره و راهنمايي و علوم اجتماعي مفيد و سازنده خواهد بود.

چه تعداد از تحصيل كرده ها به اهمالكاري و تنبلي عادت دارند و كارهاي خود را از امروز به فردا مي سپارند؟ اين سوال جدي است . چه كسي مي تواند به آن پاسخ بدهد؟ قطعا هيچ كس ! حدس بر اين است كه 95% مردم به اين بيماري مبتلا هستند.

اگر ضرب المثل هاي عاميانه فارسي را مرور كنيم به موارد جالب توجهي بر مي خوريم، كه در آن، «نشانه» هايي از ويژگي هاي فرهنگ ايراني نمود پيدا كرده است; "چو فردا شود، فكر فردا كنيم"، "جور مرا بكش"، "نان گدايي را گاو خورد ديگر به كار نرفت"، "اين طفل يكشبه ره صد ساله مي رود"، "هر چه پيش آيد خوش آيد"، "جيم شدن" و... همه اين ضرب المثل ها بيان كننده خصوصيتي از فرهنگ ايراني است و آن چيزي نيست جز " تنبلي"، آيا ايراني ها تنبل هستند؟آيا ايرانيان تنبل تر از مردمان ديگر نقاط جهان هستند؟ اينپرسشي است كه بارها مطرح شده است و بسياري از پژوهشگران ايراني معتقدند يكي ازخصوصيات اصلي ايرانيان تنبلي است.نتايج تحقيق تطبيقي نشان مي‌دهد كه ميزان تنبلي ايرانيان از متوسط جهاني بيشتر است و تنها كشورهاي عربي و آفريقايي هستند كه بيش از ايرانيان دچار تنبلي هستند.

در بن بيشتر مشكلات ايرانيان و مشخصه‌هايي كه كم و بيش، از آنها با عنوان آسيب‌هاي فرهنگي و يا اجتماعي ياد مي‌كنند، خصوصيتي اخلاقي را مشاهده مي‌كنيم كه به اعتقاد برخي از  صاحب‌نظران، بسياري از ويژگي‌هاي نامطلوب ما بر روي آن سوار شده است و در فرهنگ و خصلت جمعي ما بسيار ريشه دارد. اين خصوصيت اخلاقي، تنبلي اجتماعي است كه بسياري از عادات فرهنگي و صفات اجتماعي ما از آن مايه مي‌گيرند و تغذيه مي‌كنند.

آنچه روشن است «تنبلي اجتماعي» يكي از مهمترين ويژگي‌هاي رفتاري ناپسند ايرانيان است. اين مساله بويژه در عدم تمايل به درس خواندن در مدارس و دانشگاه‌ها، و در كار اداري كارمندان، و در ميزان بالاي تماشاي تلويزيون در ايران به جاي كتابخواني، و در تمايل زياد به استخدام در دستگاه دولتي و عدم تمايل براي كسب تخصص و مهارت و كارآفريني، در وجود تعطيلي فراوان سالانه، در پديده‌اي به نام بين التعطيلين، و در موارد فراوان ديگر موجود است.

تنبلي چيست؟


از نظر روانشناسي، اهمالكاري يا تنبلي يعني به آينده محول كردن كاري كه تصميم به اجراي آن گرفته ايم. به طور كلي، به تعويق انداختن كار،رفتاري ناپسند و ناراحت كننده است كه پيامدهاي ناخوشايندي در بر دارد و هرگز نميتواناز تاخير در انجام كارها، به تصور و گمان بهتر ارائه كردن آنها دفاع كرد. اهمالكاريبه هر شكلي كه باشد، رفتاري نامطلوب و نكوهيده است كه بتدريج در وجود انسان به صورتعادت درمي آيد. پس با آن مبارزه كنيد، زيرا پيامدهاي تاخير در كار، براي خود شخص نيزرنج آور است و احساسي كه از اين تاخير در او ايجاد مي شود، علاوه بر زيانهاي پيش بينيشده و نشده، شرمساري و بيزاري از خويشتن را نيز در بر دارد.

از نظر آماري، اين عادت نزد بيشتر مردم رايج است و بسيار نادرندكساني كه دچار اين بيماري نباشند. عادت به تعويق انداختن كار در انسان، نظير بسيارياز عادتهاي ديگر همچون پرخوري و سيگار كشيدن، جنبه فراگير دارد و مردم با اين كه اززيان آنها آگاه هستند، با وجود اين از كنارش بي توجه مي گذرند.

ما عادت داريم براي خطاهاي خود ازجمله تاخير در كارها، به عذر وبهانه و منطقي جلوه دادن آن رو آوريم، در نتيجه با اين كار خود، به تجديد و تقويتآنها كمك مي كنيم. وقتي براي به تعويق انداختن كارهاي خود عذر و بهانه مي آوريد، درحقيقت آن را موجه جلوه مي دهيد و عواقبش را از ياد مي بريد.

وجود نشانه هاي افسردگي ، خستگي ، سردردهاي شديد، بي خوابي ، فشارخون و زخم معده در وجود فرد اهمالكار ، گواه بر آن است كه او مي خواهد خود را از رنج اهمالكاري نجات دهد. اما تنها ميل به ترك عادت و سرزنش كردن خود براي رهايي از چنگال آن كافي نيست .
سه وجه مختلف از اهمالكاري

-1 خودشكوفايي: به خصوصيات فرد و هرفهايي كه در زندگي به دنبال آن است ارتباط پيدا مي كند.

-2 حفظ موقعيت شخصي: به تمام فعاليتهايي اطلاق مي شود كه فرد براي زندگي خود به كار مي برد. همه وظايف شغلي و شخصي او به منظور آنكه از زندگي خود هرچه بيشتر لذت ببرد ، در اين تعريف قرار مي گيرد.

-3احساس عدم مسووليت در باره ي ديگران: در كارتان احساس مسووليت نمي كنيد و درزندگي بتدريج دوستانتان را از دست مي دهيد.اهمالكاري و به تعويق انداختن كارها به طور قابل ملاحظه اي با ماهيت كارهاي مختلف ارتباط دارد.

به طور كلي، به تاخير انداختن كارها از ۳ ناراحتي منشا مي گيرد:

الف ) احساس خود كم بيني
به طور نسبي هر كس در مواقعي احساس خود كم بيني مي كند. يعني شخصيت خود را در جايگاهي پايينتر از آنچه هست مي بيند و از اين نظر دچار ناراحتي مي شود يااعتماد به نفس خود را از دست مي دهد و احساس بي ارزشي مي كند.اين احساس از آن جهت در شخص ايجاد مي شود كه:

-1هركسي دوست دارد كارش را هرچه بهتر و كاملتر انجام دهد.

-2اعتماد و محبت ديگران را نسبت به خود جلب كند.

-3با رفتاري مجدانه بر تصورات باطل خود كه از ضعف شخصيت سرچشمه مي گيرد، غلبه ورزد.

خصوصيات ياد شده در رفتار هر كس به طور نسبي ديده مي شود.

گاهي به دلايل مختلف موفق نمي شويد كه كارتان را به موقع انجام دهيد و در نتيجه احساس شرمندگي مي كنيد. احيانا به خودتان مي گوييد :(( من آدم بدي هستم ، چون كارم را به موقع انجام نداده ام )). خوب كسي كه در ارزش وجود خود شك مي كند طبيعي است كه آمادگي انجام كار خوب را ندارد.

از كار كردن نهراسيد و تنها به خوب ارائه كردن آن توجه نداشته باشيد، چون هميشه قضاوت درباره كار انجام نشده، پوچ و بي حاصل است. اگر شما به ايده آل مي انديشيد، يعني مي خواهيد هر كاري را به بهترين شكل انجام دهيد ولي نمي توانيد ، طبعا ناراضي مي شويد.

نارضايتي عاملي است كه شما را از فعاليت بعدي بازمي دارد و ديگرحاضر نخواهيد بود آن كار را ادامه دهيد و اين وضع در شما ابتدا به صورت بهانه جويي وسرانجام عادت ظهور خواهد كرد. شما بايد بدانيد مقصود از كار، انجام آن به نحو احسننيست. هر كار خوب و ظاهرا بي ايراد، خالي از نقص نخواهد بود.

پس سختگير نباشيد و به خود اعتماد داشته باشيد. يكي از دلايلبي علاقگي، عدم اعتماد به نفس است، پس خود را باور كنيد.

ب ) پايين بودن سطح تحمل (سرخوردگي)
يكي از علل سرخوردگي يا پايين بودن سطح تحمل ، به ((خود رسيدن)) وافراط است؛ مثلا افراط در خوردن، افراط در خوشي، زياده روي در مصرف مواد مخدر وغيره. عوامل ياد شده موجب ((سرخوردگي)) نمي شوند، ولي بتدريج زمينه را براي آن مهيامي كنند.

پرتوقعي در حقيقت عامل مستقيم سرخوردگي است. دوست داريد درآزمون ادبيات انگليسي حتما نمره ۲۰ بگيريد يا لااقل نمره ۱۸ و ۱۹، در غير اين صورتترجيح مي دهيد به تحصيلتان ادامه ندهيد. اين همان پرتوقعي است كه از آن ياد كرديم وطرز فكري است كه شما را به تنبلي سوق مي دهد، زيرا ترس داريد كه توقع شما در حدانتظارتان نباشد و به اين دليل كوشش و سعي لازم را به كار نمي بريد، در نتيجه نسبتبه كار بي علاقه مي شويد.

در حقيقت ، توقع بيش از حد براي كسب موفقيت هرچه بيشتر ، شما را دچار ترس و فرار از كار كرده است..

هرگاه در كاري به نتيجه بالاتر از ميزان استعداد و توانايي خودفكر كنيد، بايد بدانيد به جاي اين كه به ادامه آن تشويق شويد، به بيزاري و انزجاراز آن سوق داده خواهيد شد؛ چراكه توانايي شما نمي تواند بيش از حد كارآيي تان در آنباشد. بدون واهمه درباره نتيجه كار به فعاليتهاي خود بپردازيد.

وقتي ميزان توقع شما بيش از حد تواناي تان است ، كار براي شما كسل كننده خواهد بود.
تنها اشتغال به كار، شما را از انديشه هاي مزاحم نجات خواهد دادو بتدريج درمي يابيد كه به سوي موفقيت گام برمي داريد و در كارتان احساس بهروزيمي كنيد. شما در هر كاري كه شروع مي كنيد، بايد از پيش خودرا براي مواجهه با برخيمشكلات آماده كنيد. اين احتمال كاملا طبيعي و منطقي است. نبايد با خود بگوييد: «بهعلت مشكلاتي كه وجود دارد آن كار را دوست ندارم.» پس در مواجهه با مشكلات شكيباباشيد. به خود تلقين كنيد كه مي توانيد آن را به شكلي دلخواه انجام دهيد. خود اينفكر به شما نيرو مي دهد كه در جهت مقصود پيش برويد.

ج ) خشم
بسياري از تنبلي ها نتيجه خشم و پرتوقعي است؛ مثلا شاگردي از ترسمردود شدن، انجام تكاليف درسي خود را عقب مي اندازد و از آن نظر كه نمي تواند آن رابه طور كامل انجام دهد، بهانه تراشي مي كند. مثلا تقصير را به گردن هم اتاقي خودمياندازد، استادش را مقصر مي داند كه تكليف مشكل براي او تعيين كرده است. والدينش رامقصر مي داند كه او را به مدرسه برده اند و نسبت به معلمان و والدين خود احساس دشمنيمي كند.

به جاي اين كه از دست خود عصباني باشد و خود را مقصر بداند، همهتقصيرها را به گردن ديگران مي اندازد!

در بررسي آماري كه در اين مورد به عمل آمده، معلوم شده علت عمدهتنبلي در افراد، پرتوقعي و پايين بودن سطح تحمل آنهاست كه به خصومت و تنفر آنها ازاشخاص مي انجامد.

چاره تنبلي چيست؟


در پاسخ بايد بگوييم كار و كوشش. اگر منطقي فكر كنيد ، تنبلي را كنار خواهيد گذاشت.

رفتار افراد در مورد شخص تنبل و قضاوت جامعه در مورد او از جمله نگرانيها و ناراحتيهايي است كه معمولا افراد تنبل با آن مواجه هستند. انجام كار به موقع هم آسانتر است و هم مزايايي در بر دارد. در صورتي كه گذشت زمان، هم كار را مشكلتر مي سازد و هم مزاياي انجام به موقع آن را از بين مي برد. رفتار مسامحه كارانه ناشي از انديشه شماست. تفكر منطقي مي تواند در رفتار شما نقش فعالي داشته باشد. مسامحه كاري از عدم تحرك ناشي مي شود. يعني فرد مسامحه كار كسي است كه در كارهايش به سعي و كوشش توجه ندارد.پس منطق و استدلال حكم مي كند كه هر كس رنج حال را به خاطر راحتي آينده تحمل كند.

درتجزيه و تحليل روش ((روان درماني منطقي))، خصوصيات رفتاري در شش مرحله ي زير مورد بررسي قرار مي گيرد:

1. بررسي ميزان آمادگي براي كار و فعاليت و استفاده از تجارب در درجه اول قرار دارد و با عنوان ((الف)) مشخص مي شود.

2. باورهاي منطقي و غيرمنطقي درباره ي فعاليتها و تجارب ياد شده با عنوان ((ب))

3. نتايج احساس باورها، مرحله ي ((ج))

4. بازتابهاي رفتاري در ارتباط با انگيزش و هيجان ناشي از سهل انگاري، مرحله ((د))

5. مبارزه با باورهاي غير منطقي، مرحله ي ((ه))

6. مرحله ي شناخت رفتاري-هيجاني در تنبلي

با روش منطقي به باورهاي غيرواقعي خود فكر كنيد و آنها را در كارتان تاثير دهيد. بدين ترتيب شما به رفتاري منطقي و دور از احساس و هيجان دست خواهيد يافت و ديري نخواهد گذشت كه برايمبارزه با تنبلي در خود احساس آمادگي خواهيد كرد.

منبع : سايت ايرانيان



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۷:۳۶ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

مهارت تفكر نقاد(critical thinking)

اهميت نقد از ديد انديشمندان:

  " ماركس " انتقاد را ابزار مبارزه طبقه كارگر بر عليه بورژوازي مي داند.

"فوكوياما" انديشمند پُست مدرنيست در بارهء نقد مي نويسد:"نقد، روش بررسي، در فرايند گيرنده گي و دهنده گي ذهن است كه در ارتباط دو سويه با نگرش نقادانه و ماهيت اثر شكل مي گيرد." اما چيزي كه در متن اين بحث (نقد چيست)، پيش از همه به آن بايد پرداخته شود، توجه به فرهنگ نقد و رويكردهاي سازندهء آن است.

"رابرت گيدمن" نويسندهء اروپايي مي نگارد:"پيش از اين كه در بحث ظرفيت شناسي، نقد، ظرفيت ارزشي دانسته شود، فرهنگ نقد پذيري ظرفيت ارزشي پنداشته مي شود". در اين تعبير "گيدمن" اشارهء جالبي براي وقع گذاشتن به "فرهنگ نقذ پذيري" وجود دارد. بي ترديد، داشتن روحيهء فرهنگ نقد پذيري، يكي از ظرفيت هاي ويژه، براي داده هاي مورد نقد انگاشته مي شود.

تعريف لغوي نقد :

نقد در لغت به معني ((بهين جيزي بر گزيدن )) ( تاج المصادر زوزني: ص 5 ) و نظر كردن در دراهم تا در آن به قول اهل لغت سره را از ناسره باز شناسد . معني عيب جويي نيز كه از لوازم (( به گزيني )) است ظاهرا هم از قديم در اصل كلمه نقد مستتر بوده است و لذا از دير باز اين كلمه در مورد شناخت محاسن و معايب كلام به كار رفته است ، چنانكه آن لفظي هم كه امروز در فرهنگ اروپايي جهت اين معني به كار ميرود در اصل به معني راي زدن و داوري كردن است و شك نيست كه راي زدن و داوري كردن درباره ي نيك و بد امور و سره و ناسره ي آنها مستلزم معرفت درست و دقيق آن امور است . (زرين كوب ، 22:1374)

تعريف مهارت تفكر انتقادي در روانشناسي:

 منظور از تفكر نقاد آن است كه فرد اطلاعات، گفته‌ها و نظرات و پيشنهادها را بررسي كند و هيچ انديشه، پيشنهاد يا نظري را بدون ارزيابي نه رد كند و نه بپذيرد. در اين شيوه تفكر براي دفاع و حمايت از هر عقيده‌اي شواهد و مدارك واقعي ارايه مي‌شود و براي پذيرش عقيده ديگران نيز مدارك و شواهد درخواست مي‌شود.

در تعريف ديگري از تفكر نقاد گفته شده است كه اين نوع تفكر فرايندي است كه درستي و اعتبار اطلاعات و عقايد را ارزيابي مي‌كند. در جهاني كه بمباران اطلاعات وجود دارد و ديدگاه‌ها، عقايد و سليقه‌هاي متفاوت و متعددي به چشم مي‌خوردكه بعضي از آنها ناسالم هستند‌، ضروري است انسان‌ها مجهز به توانايي‌هايي باشند كه به آنها كمك كند راه درست را از نادرست تشخيص دهند و دريابند كدام رفتار ناسالم يا پرخطر و كدام مسير سالم و بي‌خطر است.

چند تعريف اساسي از تفكر نقاد

• تفكر نقاد، تفكري منطقي است كه بر نحوه تصميم‌گيري تمركز دارد و بر عملكرد فرد اثر مي‌گذارد و تعيين مي‌كند كه فرد چه تصميمي بگيرد يا چه عملي را انجام دهد.

• تفكر نقاد، تفكري است كه براي قضاوت و نتيجه‌گيري به جستجوي شواهد، دلايل، و مدارك مي‌پردازد و يا براي دستيابي به چنين قضاوت و نتيجه‌گيري‌ها خواستار دلايل، شواهد و مدارك است.

 • فرايندي كه به بررسي صحت، دقت و ارزش اطلاعات و دانسته‌ها مي‌پردازد. 

• اين فرايند با جستجوي دلايل، راهكار‌ها و ارزيابي موقعيت‌ها و وضعيت‌ها آغاز مي‌شود و فرد بر اساس شواهد و مدارك عيني و واقعي ديدگاه خود را تغيير مي‌دهد و در نهايت تصميم‌گيري مي‌كند.

در واقع اين مهارت از فرد مي‌خواهد كه در مورد ابعاد زندگي خود و ديگران به صورت نقادانه فكر كند، و حتي در مورد تفكر خود بر اساس آنچه در تفكر نقاد به آن رسيده، عمل كند. آنچه در مورد مهارت تفكر نقاد مي‌توان گفت آن است كه نقاد بودن به اندازه تفكر ارزشمند است.

لازمه تفكر نقادانه آن است كه فرد به جستجو، تجزيه و تحليل و ارزيابي اطلاعات بپردازد و در پي شواهد، دلايل و مدارك عيني و واقعي باشد و ديدگاه خود را بر اساس شواهد و مدارك عيني تغيير دهد. موقعيت و شرايط را به صورت مجموعه‌اي كلي در نظر بگيرد و بتواند واقعيت‌ها را از افكار، حدسيات، مفروضات و عقايد جدا كند. برخلاف آنچه كه ممكن است به نظر آيد، توجه و يادگيري مهارت تفكر نقادانه فقط يك بحث نظري نيست و كاملاً با زندگي روزمره ارتباط دارد. نكته مهمتر آنكه ضعف در اين مهارت مي‌تواند افراد را به بيماري‌هاي مختلف جسماني، رواني و آسيب‌هاي رواني اجتماعي دچار كند.

امروزه نوجوانان و جوانان در معرض اخبار و اطلاعات نامحدودي قرار دارند كه از طريق راديو، تلويزيون، سينما، ماهواره و… به آنان ارايه مي‌شود. بخشي از اين اطلاعات سالم و قسمتي ديگر از آن ناسالم و اشتباه است. بعضي از خانواده‌ها سعي مي‌كنند با كنترل كردن نوجوانان و جوانان دستيابي آنها را به منابع اطلاعاتي محدود كنند. اگرچه نظارت بر رفتار فرزندان يكي از اصول مهم تربيتي است، اما در كنار آن لازم است نوجوانان و جوانان را به گونه‌اي تقويت كرد كه خودشان قدرت و توانايي تشخيص اطلاعات سالم را از ناسالم داشته باشند و بدون بررسي و تحليل چيزي را قبول يا رد نكنند. اين توانايي، مهارت تفكر نقاد ناميده مي‌شود.

دليل آنكه امروز به جاي كنترل محض جوانان، پرورش قدرت تفكر نقاد توصيه مي‌شود آن است كه:

- هيچ كنترلي صد در صد نيست، بنابراين در مواردي كه علي‌رغم ايجاد محدوديت زياد، اخبار يا اطلاعات ناسالم در اختيار فرد گذاشته مي‌شود، وي قدرت و توانايي ارزيابي آن را ندارد و زماني كه محدوديت‌ها بنا به دلايلي از ميان برود، فرد در مقابل خطرات خلع سلاح مي‌شود. براي مثال دانشجويي كه خانواده‌اي سخت‌گير دارد زماني كه در خوابگاه دور از خانواده، در معرض اطلاعات و سليقه‌هاي مختلفي قرار مي‌گيرد، به سبب نداشتن اين مهارت توان تجزيه و تحليل آن‌ها را نخواهد داشت.

- در همه محيط‌ها احتمال آن وجود دارد كه جوانان در معرض پيشنهادهاي ناسالم قرار بگيرند: از طرف همكلاسي‌ها، افراد فاميل و اخبار و اطلاعاتي كه از طريق رسانه‌هايي همانند اينترنت داده مي‌شود. پس بهتر است كه جوانان قدرت تشخيص مطالب سالم از ناسالم را به دست آورند نه آنكه توسط ديگران كنترل شوند.

- تفكر نقاد فرد را از درون توانمند مي‌سازد، به همين دليل هميشه در مقابل وسوسه‌ها، پيشنهادهاي ناسالم و خطرات ايمن مي‌شود.

- تفكر نقاد يكي از اساسي‌ترين عواملي است كه به پرورش هويت سالم كمك فراواني مي‌كند. روحيه مطالعه، بررسي، سنجش و ارزيابي به افراد به ويژه نوجوانان كمك مي‌كند كه مسير زندگي خود را بر اساس آنچه كه خود مي‌خواهند تعيين كنند و در اين راستا روش‌هاي متفاوت و مختلفي را بررسي و ارزيابي كرده و مسير خود را تعيين كنند

 اصول تفكر نقادانه:

1-به آن چه گفته مي شود يا آن چه كه از شما درخواست مي شود خوب توجه كنيد

2-در مورد آن چه كه براي شما مشخص نيست ، بپرسيد

 3-افكار – عقايد – احتمالات – اهداف – مفروضات – حقايق – تفاسير وفر ضيه هاي ديگران را نيز در نظر بگيريد-

4-در جستجوي دلايل – مدارك و شواهدي باشيد كه تأييد كنند يا تكذيب كنند ي افكار – عقايد – احتمالات و..... باشد-

5-ارزيابي كنيد

6- سعي كنيد انعطاف پذير باشيد   

  7- از تفكر اگر ....... آن گاه ....... استفاده كنيد

8- براساس نتيجه ي تفكر ، جستجو ، بررسي وشواهد ومداركي كه در واقعيت يافته ايد تصميم بگيريد واقدام مناسب را انجام دهيد

 تفكر نقاد چه چيزي نيست؟

1-تفكر نقادانه ،بي احترامي وبي توجهي به بزرگسالان نيست. در اين مورد بهترين كاري كه مي توان انجام داد

*از عصبانيت وپر خاش بپرهيزيد

*با لحن مناسب ومحترمانه با طرف مقابل تان صحبت كنيد

*نجنگيد شما در ميدان مبارزه نيستيد

*نظر خود را بيان كنيد مي توانيد نتيجه  ي تفكر نقادانه ي خود را با آن ها در ميان بگذاريد

*به طرف مقابلتان هم اجازه صحبت بدهيد وديدگاه اورا هم در نظر بگيريد

*در صورتي كه ديدگاه تان هم چنان متفاوت بود سعي كنيد راه حل سومي را جستجو كنيد . در اين زمينه مهارت تفكر خلاق به شما كمك زيادي ميكند .

*در صورتي كه مشكل هم چنان باقي بود از مهارت حل مسأله استفاده كنيد

2-تفكرنقادانه،بد بيني وبي اعتمادي به ديگران نيست.

ويژگي هاي افرادي كه داراي تفكر نقادانه هستند
1 – روحيه ي پرسشگري دارند.
2 – خود نقد پذيرند.
3 – داوري و قضاوت آن ها به دور از تعصب و لجبازي است.
4 – هر چيزي را به سادگي و بدون تفكر ، نه مي پذيرند و نه رد مي كنند.
5 – از منابع مختلف اطلاعات مناسب و دقيقي درباره موضوع مورد نقدف به دست مي آورند.
6 – نسبت به مسايل ديد وسيع و دقيقي دارند.
7 – به جنبه هاي مثبت و منفي مسئله توجه داشته و يكسونگر نيستند.
8 – قدرت تجزيه و تحليل و استنتاج موضوعات مختلف را دارند.
9 – با ذهن باز و متفكرانه نسبت به مسايل اظهار نظر مي كنند.
10 – معمولاً قدرت تشخيص درست از نادرست را دارند.
11 – گوينده اي متفكر و منطقي و شنونده اي فعال هستند.
12 – در حين اين كه كل موضوع را در نظر مي گيرند، به جزئيات نيز توجه مي كنند.
13 – به اين مسئله واقعند كه ممكن است حرف يا راه حل ديگران يا خودشان هميشه درست نباشد.
14 – چون به عاقبت كار مي انديشند، معمولاً فريب وعده هاي ديگران را نمي خورند.
15 – معمولاً به راحتي جذب گروه ها و افراد نمي شوند.

برگه راهنماي تفكر نقاد

به منظور تقويت مهارت تفكر نقاد در كودكان و نوجوانان  توصيه مي شود :

پيش ازتصميم گيري يا انجام هر اقدامي به خود فرصت تفكر دهيد.به هنگام صميم گيري و يا انجام عملي تأمل كنيد. بدين منظوربهتر است با عجله تصميم نگيريد ، و فورا اقدام نكنيد.بلكه به خود فرصت دهيد تا بتوانيد فكر كنيد . بهترين كار تأمل و تفكر است ، يعني براي مدتي تصميم گيري را به عقب بيندازيد تا در اين مدت بهتر بتوانيد فكر كنيد.

جوانب مختلف موضوع را روشن كنيد.

در مورد ابعاد مختلف موضوع تأمل كنيد.

نكات مبهم يا متناقض را بيرون بكشيد.

در مورد هر يك از ابعاد موضوع پرسش كنيد. در باره موضوع سؤالاتي مطرح كنيد.

افكار ، عقايد ، فرضيه ها و احتمالات ديگر را نيز مورد توجه قرار دهيد.در اين مرحله فرد احتمالات و فرضيه هاي ديگري را مطرحمي كند. اين فرضيه ها با «شايد» ، «ممكن است» و ...... مطرح مي شوند و فرد آنها را مورد آزمايش و بررسي قرار مي دهد تا درستي يا نادرستي آنها روشن شود .

اطلاعات جمع آوري كنيد. در اين زمينه مي توانيد با ديگران نيز مشورت كنيد و از آنان راهنمايي بخواهيد ، يا از آنان بخواهيد كه شما را به افرادي معرفي كنند كه درباره موضوع مورد نظر شمااطلاعات بيشتري دارند يا بهتر مي توانند شما را راهنمايي كنند.

ارزيابي كنيد. آن چه را كه به دست آورده ايد بررسي كنيد و ابعاد مختلف موضوع را بسنجيد. پيامدهاي مختلف هر يك ا زابعاد موضوع را ارزيابي كنيد . براي اين كار روش تفكر «اگر....آن گاه.......» بسيار كمك كننده است. ارزيابي كنيد كه :

اگر اين كار را انجام دهم ، آن گاه آيا :

خودم آسيب نمي بينم؟

ديگري آسيب نمي بيند؟

جامعه آسيب نمي بيند؟

اگر ، حتي ، جواب يكي از سه سؤال اول آري و جواب سؤال آخر نه است ، آن رفتار يا تصميم ، ناسالم و نادرست است.بنابراين ، بهتر است آن اقدام را انجام ندهيد.

براساس نتيجه تفكر و بررسي خود تصميم بگيريد و اقدام مناسب را انجام دهيد.

منابع:

http://talagor.parsiblog.com/

http://lifeskills.blogfa

http://www.aftabir.com



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۷:۳۶ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

مهارت تفكر خلاق:

 

با نگاهي به مراحل رشد انسان متوجه مي شويم كه انسان در مراحل كودكي بسيار خلاق تر از بزرگسالي است و انسان با كسب تجربه و آگاهي خلاقيت خود را از دست مي دهد.

 تفكر خلاق به حل مسئله و تصميم گيري هاي مناسب كمك مي كند . اين مهارت فرد را قادر مي سازد تا مسايل را از وراي تجربه هاي مستقيم خود در يابد و حتي زماني كه مشكلي وجود ندارد و  تصميم گيري خاصي مطرح نيست ، يا سازگاري و انعطاف بيشتري به زندگي روزمره بپردازد:

تلفيق قدرت تصميم گيري و مهارت حل مسئله به تفكر خلاق منجر مي شود .

قدرت تفكر آفريننده و خلاق ، فرد را قادر مي سازد تا انتخاب هاي گوناگون را خود كشف كند و در نتيجه از بن بست هاي زندگي خارج شود.

ياس و افسردگي در برخي بيماران رواني، ناشي از نقص نظام شناختي و در پي آن روبرو شدن بابن بست ها و پيدا كردن را ه خروج از آنهاست. زيرا بيماران رواني تفكر خلاق خويش را از دست مي دهند.  

برخي از روان شناسان از جمله گيلفورد در مورد افراد هوشمند مطالعه كرده و به اين نتيجه رسيده اند ، افرادي كه داراي هوش بيشتري هستند ، داراي تفكر واگرا هستند . تفكر و اگرا انديشيدن از راههاي مختلف به موضوع و ارايه پاسخ هاي متعدد و متفاوت به يك سوال است ، كه حاصل شكستن قالب هاي فكري و نگريستن به پديده ها از منظري ديگر است .

محيط اجتماعي ، عنصر مهمي است كه كنش وري هوش و تفكر خلاقه را امكان پذير مي سازد .

بنابراين تفكر خلاق آموختني است و مي تواند عامل مهمي دريافتن راهها و حفظ بهداشت رواني باشد .

  تعريف مهارت تفكر خلاق:
مهارتي است كه شخص از تلفيق مهارت هاي حل مسئله و تصميم گيري از افكار يا روابط نو برخوردار شده و قدرت كشف و انتخاب راه حل هاي جديد را پيدا مي كند.
انواع تفكر :
1 – تفكر واگرا
2- تفكر همگرا

تفكر خلاق با تفكر واگرا سعي مي كنند پديده ها و امور و افكار را آن چنان كه هستند به راحتي نپذيرند، بلكه نگاه متفاوت تري داشته باشند و از قالب هاي فكري همسان دور شوند، به عبارتي پديده ها را با خشم و منظر ديگري نگاه كنند به نقل سهراب سپهري :
چشم ها را بايد شست ، جور ديگر بايد ديد
چترها را بايد بست ، زير باران بايد رفت
اما در تفكر همگرا، فكرهاي جديد و نو كمتر در آن راه پيدا مي كند، امور و پديده ها را آن چنان كه هستند مي بينند و مي پذيرند.

تفكر خلاق و آفريننده با ارزش هاي فكري زير همراه است :

1-شكستن عادت : كنار گذاشتن شيوه هاي قبلي فكري و عملي و استفاده از روشهاي جديد.

2-تعويق قضاوت يا تاخير ارزيابي درمورد ايده ها ، براي جلوگيري از ضايع شدن ايده اي كه در ابتدا ممكن است جالب به نظرنيايد.

3-درك پيچيدگي با توجه به مسايل پيچيده و درگير نشدن    .

4-درك توام با خلاقيت با ديدن چيزها به طور متفاوت ، مشاهده امور به شيوه تازه اي كه قبلاً به آن گونه توجه نشده است .

5-تفكر وسيع : ارتباط برقراركردن ميان ايده هاي متفاوت (گنجي و ذبيحي 86 http://lifeskill.blogfa.com)

مراحل تفكر خلاق:
1 – آمادگي :‌در اين مرحله شخي به نوع روابط بين پديده ها كه ذهن او را به خود مشغول كرده اند پي برده و با طرح سؤال هاي مختلف در ذهن به نقد و بررسي آن مي پردازد.
4 – پختگي : در اين مرحله شخص با گذار از مراحل قبلي به درك و شناخت عميق تري از روابط بين پديده ها مي رسد و گويي پديده ها ، جرئي از وجودش شده است.
5 – اشراق : در اين مرحله شخص به پاسخ هاي ناگهاني دست پيدا مي كند، معمولاً با كلماتي نظير آهان ، يافتم .... متجلي مي شود.
6 – وارسي : در اين مرحله فرد به بررسي بهترين ايده اي كه در مراحل قبلي به آن رسيده است مي پردازد تا صحت و سقم و درستي آن را مشخص نمايد.
7 – اجرا : در اين مرحله فرد افكار يا ايده هايي كه مورد تأييد واقع شده اند را به مرحله اجرا در مي آورد.
ويژگي هاي افراد داراي تفكر خلاق :
1 – راه هايي را جست و جو مي كنند كه از طريق آن بتوانند فكر خود را به سوي ايده هاي نو و تازه هدايت نمايند.
2 – به همه ي جوانب يك موضوع و مسئله توجه دارند.
3 – در حل يك مسئله تمركز حواس بيشتري را از خود نشان مي دهند.
4 – فكرهايي بكر (دست نخورده و نو) را بيشتر از ديگران از خود نشان مي دهند.
5 – به راه حل هايي مي انديشند كه ممكن است از ديد ديگران اهميت چنداني نداشته باشد.
6 – از ربط ايده ها و تجربيات مختلف، نتايج جديدي را مي گيرند.
7 – افكار و عقايد خود را به راحتي مطرح مي كنند و از مواجه با عقايد مختلف استقبال مي كنند.
8 – براي حل مسايل و مشكلات راه هاي مختلف را بررسي و تا رسيدن به نتيجه دلخواه تلاش مي كنند.
9 – خود را محدود به نظرات ديگران نمي نمايند، حصار هر آن چه بود و هست را مي شكنند.
10 – همواره كنجكاو بوده و در جست و جوي اطلاعات جديد و نو هستند.
11 – از قدرت تصوير سازي ذهني بالايي برخودارند، تا حدي كه به تفكرات خود ، عينيت مي بخشند.
12 – مثبت نگر و پرانرژي هستند.
13 – معمولاً براي هر سؤالي آمادگي ارائه پاسخ هاي مختلف را دارند.
14 – سؤال وجواب هاي غير عادي و عجيب و غريب در آن ها بيشتر ديده مي شود.
چگونه تفكر خلاق را در خود و ديگران پرورش دهيم ؟
(راهكارها) :
1 – اطلاعات و تجارب خود را در موقعيت هاي مختلف گسترش دهيم.
2 – از ديگران و كودكان سؤال هايي را بپرسيم كه پاسخ هاي متعدد داشته باشد.
3 – اگر سؤال هاي غيرمعمولي از سوي ديگران مطرح مي شود، سعي كنيم تا با همكاري خودشان پاسخ هاي جديد و نو را كشف كنيم.
4 – رفتارها و الگوهاي افراد خلاق مثل ابوعلي سينا، دكتر حسابي و ... را سرمشق زندگي قرار دهيم.
5 – از فنون ويژه تفكر خلاق مانند «بارش فكري» به خوبي استفاده نماييم.
(حمله ذهني به يك موضوع را بارش فكري مي گويند)
6 – تصورات ذهني خود و ديگران را تقويت كنيم، زيرا تصوير سازي كمك مي كند تا اطلاعات در حافظه بلند مدت بيشتر ذخيره شوند، براي مثال اگر فرزندمان داستاني از دايناسورها را مي خواند، از او بخواهيم تصور كند كه ميان جنگل قرار دارد، به صداي آنان گوش دهد، بزرگي جثه اش را در نظر بگيرد، صداي پاي آنان را بشنود و ...
7 – در نوشتن داستان يا كشيدن نقاشي و ... به جاي استفاده از نمونه (مدل) از طرح هاي خلاق ذهن خود استفاده كنيم.
8 – آن چه را كه مي خوانيم، مي بينيم و مي شنويم مهمترين نكات آن را يادداشت نماييم.
9 – هر فكر جديدي كه به ذهن ما مي رسد، بنويسيم (افكار خود را روي كاغذ بياوريم) اجازه دهيم هر سؤالي را از ما بپرسند و سؤالات آنان را جدي بگيريم.
11 – بازي هاي فكري، ساخت اشياء يا گل، مجسمه سازي ، نقاشي و داستان نويسي موجب شكوفايي ذهن و خلاقيت مي گردد.
12 – طرح سؤال هاي باز و تكميل جملات و داستان هاي ناتمام در رشد تفكر خلاق موثر است.
13 – به عقايد ديگران ( به ويژه كودكان و نوجوانان) احترام بگذاريم و اجازه دهيم كه تا حد ممكن كارهايشان را با ذوق و سليقه خود انجام دهند.
14 – ابتكار و تخيل را باور داشته باشيم تا زمينه ي بروز فعاليت هاي خلاق در جامعه فراهم شود.
15 – سعي كنيم پاسخ هاي ما در مقابل سؤالات ديگران به گونه اي باشد كه او را به سؤال هاي جديدتري هدايت كنيم.
16 – فرصت ابتكار و نوآوري را در خانواده و مدرسه و محل كار به ديگران بدهيم.
17 – از موقعيت هاي مانند مسافرت، بازديد از موزه ها، رفتن به مكانهاي تفريحي و فرهنگي جهت آموزش تفكر خلاق استفاده كنيم.
18 – احساس امنيت، شادي و آرامش از عوامل شكوفايي تفكر خلاق است، آن عوامل را از خود و ديگران دريغ نكنيم.
19 – هوش ، استعداد ، مهارت و تلاش جدي، بخشي از عوامل رشد خلاقيت است اما ضروري است به ايجاد انگيزه نيز توجه ويژه اي داشته باشيم.
20 – توانايي ديگران حتي كودكان را بپذيريم باور داشته باشيم كه هر فرد موجودي منحصر به فرد است و مثل و مانند ندارد.
21 – وقتي كار و فكر جديد و خلاقانه اي را از ديگران مشاهده كرديم ، با تشويق، خوشحالي و شادي خود را ابراز كنيم.
تمرين هايي براي رشد تفكر خلاق :
تمرين 1
افراد را به دو گروه تقسيم مي كنيم
از گروه اول مي خواهيم هر كدام يك كلمه به دلخواه بنويسند و در يك ظرف بريزند. از گروه دوم مي خواهيم هر كدام يك مسئله بنويسند و در يك ظرف بريزند.
بر حسب تصادف از ظرف گروه اول يك كلمه و از ظرف گروه دوم يك مسئله برمي داريم و مي خواهيم كه هر كس با آن كلمه انتخاب شده پاسخي را براي آن مسئله انتخاب شده آماده و بخواند.
تمرين 2
سه شي را ذهني انتخاب مي كنيم و از گروه مي خواهيم كه بيان كنند با اين اشياء چه چيزهايي را مي توانند بسازند. مثلاً با دو درب بطري و يك خودكار و يك صفحه كاغذ باطله چه چيزهايي مي توان ساخت؟
تمرين 3
از گروه مي خواهيم با حروف خلاقيت كلمه هايي بسازند كه به موضوع خلاقيت مرتبط باشد. و يا با حروف كلمات ....
تمرين 4
به افراد مي گوييم اگر در گرماي تابستان در مزرعه كلاه نداشته باشند از چه چيزهايي به عنوان جايگزين مي توانند استفاده كنند؟
اگر در بيابان با شكستگي پا مواجه شوند چه كارهايي مي توانند انجام دهند؟(http://talagor.parsiblog.co)



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۷:۳۲ توسط:123 موضوع: نظرات (0)