خريدار روغن سوخته و خريد روغن سوخته بصورت ليتري و بشكه اي خريدار روغن سوخته و خريد روغن سوخته بصورت ليتري و بشكه اي .

خريدار روغن سوخته و خريد روغن سوخته بصورت ليتري و بشكه اي

مكالمه معنوي

در ميزگردى كه درباره «دين و آزادى» برپا شده بود و دالايى‌لاما هم در آن حضور داشت، من با كنجكاوى، و البته كمى بدجنسى، از او پرسيدم: عالى جناب، بهترين دين كدام است؟
خودم فكر كردم كه او لابد خواهد گفت: «بودايى» يا «اديان شرقى كه خيلى قديمى‌تر از مسيحيت هستند.»
دالايى‌لاما كمى درنگ كرد، لبخندى زد و به چشمان من خيره شد ... و آنگاه گفت: «بهترين دين، آن است  كه از شما آدم بهترى بسازد.» من كه از چنين پاسخ خردمندانه‌اى شرمنده شده بودم، پرسيدم: آنچه مرا انسان بهترى مى‌سازد چيست؟ او پاسخ داد: «هر چيز كه شما را دل‌رحم‌تر، فهميده‌تر، مستقل‌تر، بى‌طرف‌تر، بامحبت‌تر، انسان دوست‌تر، با مسئوليت‌تر و اخلاقى‌تر سازد. دينى كه اين كار را براى شما بكند، بهترين دين است» من لحظه‌اى ساكت ماندم و به حرف‌هاى خردمندانة او انديشيدم. به نظر من پيامى كه در پشت حرف‌هاى او قرار دارد چنين است:
دوست من! اين كه تو به چه دينى اعتقاد دارى و يا اين كه اصلاً به هيچ دينى اعتقاد ندارى، براى من اهميت ندارد. آنچه براى من اهميت دارد، رفتار تو در خانه، در خانواده، در محل كار، در جامعه و در كلّ جهان است. به ياد داشته باش، عالم هستى بازتاب اعمال و افكار ماست. قانون عمل و عكس‌العمل فقط منحصر به فيزيك نيست. در روابط انسانى هم صادق است.
اگر خوبى كنى، خوبى مى‌بينى و اگر بدى كنى، بدى. هميشه چيزهايى را به دست خواهى آورد كه براى ديگران نيز همان‌ها را آرزو كنى. شاد بودن، هدف نيست. يك انتخاب است.
«هيچ دينى بالاتر از حقيقت وجود ندارد.»   منبع: مجله الكترونيكي روانشناسي


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۲۳ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

قرصهاي اعصاب آري يا نه؟؟؟؟؟؟؟

اولين انتقادي كه خيلي‌ ها به داروهاي روان ‌پزشكي دارند، خواب‌ آور بودن اين داروهاست. واقعا اين ادعا درست است؟

ببينيد؛ درمان مثل يك ترازواست كه بايد بين منافع داروها و عوارض آن ها حالت توازن ايجاد شود. بايد منافع و مضرات را بسنجيم. داروهاي روان‌ پزشكي فوايد بسياري دارند و در كنارش عوارضي هم دارند. هر چه يك بيماري ناشناخته‌ تر باشد شايعات درباره‌ اش بيشتر مي ‌شود؛ مثلا آن ‌قدر كه آنفلوآنزا شناخته شده، افسردگي شناخته نشده. ما انواع و اقسام داروهاي روان ‌پزشكي داريم؛ داروهاي ضداضطراب، ضدترس، ضدجنون، اشتهاآور، خواب ‌آور و... نمي ‌توان گفت همه اين ها خواب ‌آورند. برخي داروها توهم بيمار را كنترل مي‌ كنند يا بدبيني‌ هاي خطرناك او را كاهش مي ‌‌دهند اما ممكن است در كنارش عوارضي مثل خشكي دهان، افزايش اشتها يا خواب ‌آلودگي داشته باشند. گاهي اوقات نيز عوارض دارو نشان‌ دهنده بهبودي بيمار است. داروهايي مانند ديازپام، آلپرازولام و كلرديازپوكسايد خواب ‌آورند اما نمي ‌توان همه داروهاي اعصاب را خواب ‌آور ناميد. ضمن اين كه اصلا خاصيت برخي از داروها همان خواب ‌آور بودن آن ها است و البته هيچ دارويي نبايد بدون تجويز پزشك و خودسرانه مصرف شود.

تصور ديگري كه درباره داروهاي روان ‌پزشكي وجود دارد، اعتيادآور بودن آن هاست و دليلي كه باعث مي ‌شود بعضي ‌ها از خوردن اين داروها امتناع ‌كنند، وابستگي به دارو است. اين تصورها درست‌ هستند؟

برخي از داروهاي روان ‌پزشكي اگر به صورت مداوم مصرف شوند، مي ‌توانند ايجاد وابستگي و تحمل كنند و قطع مصرف آن ها اگر به سرعت انجام شود، بي ‌قراري ايجاد مي‌ كند. ما به اين حالت، وابستگي دارويي مي‌ گوييم كه بيشتر در مواقعي رخ مي ‌دهد كه دارو خودسرانه مصرف مي ‌شود. به عنوان نمونه، در مورد بيماري اسكيزوفرنيا درمان آن زمان‌ بر است و دليل بر اين نيست كه فرد به اين دارو اعتياد پيدا كرده است؛ مثل بيماري فشارخون است كه بيمار بايد براي كنترل بيماري‌ اش تا مدت‌ هاي طولاني دارو مصرف كند. برخي از افسردگي‌‌ ها با افكار خودكشي همراه است. لازم است مبتلايان حدود 2 سال دارو مصرف كنند و نبايد داروي شان را قطع كنند و نمي ‌توان گفت به دارو وابسته شده‌ اند چون در برخي از بيماري ‌ها روند بيماري طولاني است. اما بايد توجه داشته باشيد داروها را زير نظر پزشك مصرف كنيد و با توصيه اطرافيان ‌تان هر دارويي را استفاده نكنيد. اگر داروهاي ضداضطراب و مسكن ‌هايي مثل ترامادول بدون تجويز پزشك و خودسرانه مصرف شوند، مي‌ توانند ايجاد وابستگي كنند.

تصور ديگر اين است كه داروهاي اعصاب روي هوشياري تاثير مي ‌گذارند. اين باور تا چه ميزاني صحت دارد؟

بيشتر داروهاي روان ‌پزشكي اين عارضه را ندارند، اما ممكن است برخي از داروها روي تمركز افراد تاثير بگذارند كه به مرور زمان برطرف مي ‌شود. داروهاي ضدافسردگي و ضداضطراب اوايل درمان روي هوشياري تاثير مي‌ گذارد ولي اين تاثير در ادامه درمان از بين مي ‌رود. تاكيد مي ‌كنم كه نبايد هيچ دارويي را خودسرانه مصرف كنيد چون ممكن است از عوارض آن آگاهي نداشته باشيد و چنين كاري خطرناك است. ممكن است دچار تاري ديد شويد يا روي تمركزتان تاثير بگذارد و نبايد در آن زمان رانندگي كنيد، اما اگر پيش پزشك برويد پزشك به شما اطلاعات لازم را مي ‌دهد يا مي‌ تواند داروهايي را در كنار آن براي تان تجويز كند.

برخي از بيماراني كه داروهاي اعصاب مصرف مي ‌كنند از چاقي و اضافه ‌وزن شكايت دارند و مي ‌گويند مصرف داروها سبب چاقي آن ها مي ‌شود.

خب، بله. برخي از داروهاي روان ‌پزشكي افزايش اشتها و وزن مي ‌دهند. اما اين موضوع هم به دليل تاثير دارو و هم به علت آرامشي است كه به فرد دست مي ‌دهد. گاهي اوقات برخي از بيماران تحرك كمتري دارند و با خوردن قرص‌ ها آرامش پيدا مي‌ كنند و ممكن است چاق شوند. بنابراين توصيه مي‌ شود تحرك بدني داشته باشند و فعاليت ‌هاي گروهي و كاردرماني ‌هايي را كه پزشك تجويز مي ‌كند، انجام دهند. در برخي از بيماري ‌ها، تمايل فرد به خوردن مواد قندي و شيريني ‌جات است و اين ها به او آرامش مي‌ دهد يا ممكن است به چيپس و پفك و... روي بياورد كه چاق‌ كننده هستند. بنابراين فرد بايد براي كنترل وزن اقداماتي را انجام دهد. يك گروه داروها اين‌ گونه هستند و برخي از داروها براي كنترل اشتها است. پس نمي ‌توان قانون كلي صادر كرد.

بعضي ‌ها مي ‌گويند اين داروها تا زماني كه مصرف مي‌ شوند، احساس بهبودي به بيمار مي ‌دهند اما زماني كه خوردن آن ها متوقف مي ‌شود، علايم بهبودي افول مي‌ كند. آيا اين همان اعتياد به دارو نيست؟

البته داروهايي مثل آلپرازولام مي ‌توانند اعتيادآور باشند. براي نمونه، اگر يك نفر مشغله ذهني دارد يا كم‌ خواب است، شايد به داروخانه برود و يك دارو مثل آلپرازولام بگيرد و مصرف كند و بعد از يك مدت مصرف آن را قطع كند. او در اين حالت ممكن است احساس بي ‌قراري كند و عصبي شود. بنابراين چنين داروهايي نبايد خودسرانه مصرف شوند؛ چون اولين نكته اين است كه بايد نوع بيماري فرد تشخيص داده شود و بر مبناي آن دارو تجويز شود. اگر آلپرازولام بدون تجويز پزشك و خودسرانه براي مدت طولاني مصرف شود، ممكن است فرد به اين دارو وابستگي پيدا كند و بعد از آن كه اين دارو را ترك كرد، احساس خوبي نداشته باشد.

حرف آخر؟

به ‌نظر من، مهم‌ ترين مساله در مورد داروهاي روان ‌پزشكي، پرهيز از مصرف خودسرانه آن ها است؛ چون اگر فردي بدون تشخيص بيماري، دارويي را مصرف كند؛ از عوارض و فوايد آن بي‌ اطلاع است و ممكن است سلامت او به خطر بيفتد. بنابراين توصيه مي ‌كنم حتما تحت نظر روان ‌پزشك و به تجويز او داروهاي روان ‌پزشكي را مصرف كنيد.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۲۲ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

وسواس ؟؟؟؟

هر چيز جديدي كه وارد خانه‌مان مي‌شد بايد مي‌شستم و ضدعفوني مي‌كردم. اگر هم قابل شست‌وشو نبود، دور مي‌ريختم، من حتي نان را هم آب مي‌كشيدم و مي‌خوردم!
در بين مردم تنها بخش كوچكي از اعمال اجباري مثل شستشو و نظم به عنوان وسواس تلقي مي‌شود و ريشه‌هاي اصلي آن، يعني رفتارهاي اجتنابي و انزجاري به‌كلي ناديده گرفته مي‌شود.
خيلي از افراد فكر مي‌كنند اختلال وسواس اجباري در خانم‌ها بيشتر است، اما برخلاف تصور عموم احتمال ابتلاي مرد و زن به OCD (اختلال وسواس اجباري) يكسان است، اما در گروه سني نوجواني، ميزان ابتلاي پسران از دختران بيشتر است و منشاء ژنتيك دارد؛ از سوي ديگر ميزان ابتلاي افراد مجرد به اين اختلال، بيشتر از متاهل‌هاست و به طور كلي ميزان شيوع اختلال وسواس اجباري، 2 تا 3 درصد است.

اما وسواس چيست؟

پرويز مراديان زند روانشناس، در اين باره به شبكه ايران مي‌گويد: اختلال وسواس يا به صورت ذهني است يا به صورت شخصيتي.
او ادامه مي‌دهد: از منظري ديگر اختلال وسواس به دو دسته ديگر نيز قابل تقسيم بندي است؛ دسته اول افرادي هستند كه موجب آزار و اذيت ديگران مي‌شوند به اين معني كه از ديگران مي‌خواهند تا يك عمل را تكرار كنند، يا مرتب و منظم باشند.
مراديان ادامه مي‌دهد: فرض كنيد خانم خانه داري كه دايم از افراد خانواده مي‌خواهد تا دست و پاي خود را بشويند، اين اختلال در دسته اختلال شخصيتي وسواسي نيز قرار مي‌گيرد.
اين روانشناس باليني با بيان اين مطلب كه بخش عمده اختلال‌هاي وسواسي در دسته اختلال اضطراب وسواسي قرار مي‌گيرد، افزود: وسواس تكرار يك عمل آگاهانه است به نحوي كه فرد به بيهوده بودن عمل خود اشراف دارد اما او صرفا جهت كاهش اضطراب خود اقدام به عمل وسواسي مي‌كند.
نشانه‌هاي وسواس چيست؟ مراديان در اين باره مي‌گويد: اولين نشانه اين است كه فرد به بيهوده بودن عمل خود اشراف دارد. دو اينكه فرد با تكرار عمل وسواسي ميزان اضطرابش كاهش پيدا مي‌كند، ديگر اين كه فرد به سختي كثيف نبودن يك شي يا مكان را مي‌پذيرد.

آيا هر نوع توجه به پاكيزگي نشانه وسواس است؟
نشان دادن درجاتي از پاكيزگي و توجه به جزئيات متناسب به نظر مي‌رسد و حتي به هنگام رشد و بالغ شدن به عنوان نشانه‌هايي از بلوغ در كودكان در نظر گرفته مي‌شود.
همين طور، هر كسي يك شيوه و اسلوب براي انجام كارهاي خود دارد. فقط زماني كه افكار و رفتارها به طور افراطي انجام شود و يا به جاي كمك، در فعاليت‌هاي روزمره زندگي تداخل كند، بايد به اختلال وسواس مظنون بود. بنابراين افراد داراي اختلال وسواس زمان زيادي را صرف انجام تشريفات يا اجتناب از رفتارهاي (خاص) مي‌كنند، طوري كه مسائل مهم زندگي‌شان مورد غفلت قرار مي‌گيرد.
آنها آن‌قدر زمان صرف بهداشت شخصي خود مي‌كنند كه از كلاس جا مي‌مانند. آنها ممكن است آنقدر نگران ميكروب و آلودگي باشند كه از صرف غذا در سالن غذاخوري و به همراه دوستان‌شان خودداري نمايند. آنها همچنين ممكن است به خاطر ترس و شرمندگي از فاش شدن نشانه‌هاي وسواسي‌شان در پيش ديگران از فعاليتهاي اجتماعي خودداري كنند.

توصيه به خانواده‌ها:
۱ –
استرس و موارد بحران وضعيت بيمار را بدتر كرده و احتمال عود را افزايش مي‌دهد لذا علي رغم ايجاد مشكلات و آشفتگي در خانواده به واسطه اين بيماري در منزل سعي نمايند فضاي با آرامشي برقرار باشد.
۲ –
بيمار رواني نياز به درك خود از طرف ديگران دارد لذا پائين آوردن انتظارات به طور موقت، مهربان و شكيبا بودن كمك كننده خواهد بود.
۳
-بدانيد بيمار براي رفع اضطراب خود دست به اعمال و مناسك وسواس گونه مي‌زند و هيچ كس به اندازه خود او از رفتارهايش متنفر نمي‌باشد، لذا از قضاوت و يا مسخره نمودن اعمال او حذر نمايند.
۴ –
شما درگير رفتارهاي وسواسگونه بيمار نشويد اما حد و حدود اين اعمال بايد به روشني مشخص شده و فرد وسواسي طبق همان محدوديتها و قواعد عمل نمايد.
۵ –
به بيمار جهت ترك اعمال خود فشار وارد نياوريد ولي به طور دائم به تكاليفي كه درمانگر براي انجام تكاليف خاص تعيين نموده گوشزد نمايند.
۶ –
حركات رفتاري كه براي بيمار بسيار سخت است و قادر به انجام آن نمي باشد به صورت آهسته و در دراز مدت تغيير دهيد و هميشه تغييرات را به بيمار گوشزد نمائيد.
۷-
خشونت، تهديد به خودكشي و يا ديگر كشي را جدي بگيريد.
۸-
بايد مواظب اعتماد به نفس بيمار باشيد بجاي او تصميم نگيريد ولي در تصميم گيري او را كمك نمائيد .
۹ – فعاليتهاي روزانه دويدن، شنا، ورزشهاي گوناگون كه باعث صرف انرژي مي شود را زياد نمائيد.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۲۲ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

نه گفتن آري يا نه ؟/؟

چرا “نه” گفتن برايمان سخت است؟

براي اينكه “نه” گفتن را بياموزيم بايستي در ابتدا متوجه شويم كه چه چيزي ما را در برابر آن مقاوم مي كند. در زير دلايل معمولي كه باعث سخت شدن “نه” گفتن براي ما مي شود را خواهيد ديد.

۱- مي خواهيد كمك كنيد. شما يك جورهايي قلب مهرباني داريد. نمي خواهيد كه طرف را اصطلاحا “دك كنيد” بلكه مي خواهيد تا آنجايي كه امكان دارد كمك كنيد حتي اگر آن كار باعث هدر رفتن وقت تان شود.

۲- از گستاخ شدن هراسانيد. خيلي ها اينطور فكر مي كنند كه “نه” گفتن به نوعي گستاخي است. اين نوع تفكر مخصوصا در فرهنگ آسيا مرسوم است، جايي كه “حفظ منزلت و شان” اهميت دارد.

۳- مي خواهيد كه سازگار باشيد. نمي خواهيد كه خودتان را از گروه بيگانه كنيد بنابراين درخواست هاي ديگران را تاييد مي كنيد.

۴- ترس از نزاع. شما احتمالا از اين مي ترسيد كه در صورت رد درخواست فردي، باعث عصباني شدن وي شويد. اين مي تواند منتج به يك برخورد زشت شود. اگر هم چنين اتفاقي رخ ندهد امكان دارد كه اختلاف عقيده اي رخ داده و در نتيجه در آينده باعث نتايج منفي شود.

۵- ترسِ از دست دادن موقعيت ها. شايد با گفتن “نه” مضطرب شويد چرا كه باعث بسته شدن درها بر روي تان مي شود.

۶- خراب نكردن پل ها. برخي از مردم “نه” گفتن را نوعي روگرداني مي دانند. اينطور فكر مي كنيد كه، “نه” گفتن مي تواند باعث خراب شدن پل ها و قطع رابطه ها شود.

“نه” گفتن به معناي گستاخ شدن شما نيست؛ همانطوري كه ناسازگاري شما را نخواهد رساند. “نه” گفتن به معناي ايجاد نزاع نيست؛ همانطور كه باعث از دست دادن موقعيت هاي تان در آينده نخواهد شد. و همچنين “نه” گفتن قطعا باعث خراب كردن پل ها نخواهد شد. اين ها همه تفكرات اشتباهي هستند كه در ذهن تان وجود دارند.

“نه” گفتن راجع به احترام به موقعيت ها، زمان و فرصت تان است. “نه” گفتن حق مسلم شماست.

۷ راه ساده براي “نه” گفتن

اگر شما اطمينان نداريد كه چگونه بايستي “نه” بگوييد، در زير ۷ راه ساده براي انجام آن وجود دارد. آنها را در موقعيت هاي خوب به كار ببنديد.

۱- “الان خودم اولويت هاي ديگري دارم، نمي توانم اين كار را انجام دهم.”
اگر سرتان خيلي شلوغ است كه درگير درخواست يا پيشنهاد او شويد، جمله ي بالا به كارتان مي آيد. اين جمله به ديگران مي فهماند كه وقت شما هم اكنون پر است، بنابراين او بايستي دست نگه دارد. اگر كه مي خواهيد كارتان آسان تر شود، مي توانيد به جمله تان اين را هم اضافه كنيد كه بر روي چه چيزي مشغول به كار هستيد تا او بهتر متوجه شود.

۲- “الان زمان خوبي نيست چرا كه من در ميان انجام كاري هستم. چطور است كه ما در زمان X دوباره ارتباط برقرار كنيم.”
خيلي پيش مي آيد كه شما در ميان انجام كاري هستيد كه ناگهان درخواست كمكي از شما مي شود. اول، به او اين اجازه را بدهيد كه دريابد “الان زمان خوبي نيست” چرا كه شما در حال انجام چيزي هستيد. دوم، با پيشنهاد زماني ديگر به او بفهمانيد كه شما مشتاق به كمك هستيد. از اين طريق، او احساس بدي نخواهد كرد.

۳- “مشتاق به انجام آن هستم، ولي…”
اين جمله باعث دلگرمي مي شود، چرا كه به او اين را مي فهماند كه شما ايده ي او را دوست داريد و هيچ چيز اشتباهي درباره ي آن وجود ندارد.

۴- “اجازه بده ابتدا درباره ي آن فكر كنم، بعدا به تو خبر خواهم داد.”
اين جمله بيشتر شبيه “شايد” گفتن است تا گفتن يك “نه” صاف و پوست كنده. اگر علاقه مند هستيد اما نمي خواهيد همين الان “بله” را بگوييد، از اين جمله استفاده كنيد.

۵- “اين ملاقات آن چيزي نبود كه من نياز داشتم اما يقينا درخواست شما را در نظر خواهم داشت.”
اگر كسي در حال ايجاد يك معامله يا فرصتي است كه از قضا آن چيزي نيست كه شما به دنبال آن هستيد، اجازه دهيد كه او بداند اين ملاقات آن چيزي نبود كه به آن نياز داشتيد. در غير اين صورت، مذاكره مي تواند خيلي طولاني شود. از طرف ديگر، اين جمله به طرف مي فهماند كه هيچ ايرادي درباره ي پيشنهادش وجود ندارد.

۶- “من بهترين فرد براي كمك در اين مورد نيستم. چرا آقا/خانم X را از درخواستت مطلع نمي كني؟”
اگر از شما درخواست كمك در چيزي مي شود كه نمي توانيد در آن شركت كنيد، به او اين اجازه را بدهيد كه متوجه اين موضوع شود كه به دنبال فرد اشتباهي مي گردد.

۷- “نه، نمي توانم.”
راحت ترين و ساده ترين راه براي “نه” گفتن استفاده از جمله ي بالا است.

ما موانع زيادي براي “نه” گفتن در ذهن مان ايجاد مي كنيم. همانطور كه در ابتداي اين مطلب نيز ديديد، اين موانع خود ساخته هستند و به هيچ وجه درست نيستند. خيلي درباره ي “نه” گفتن فكر نكنيد و فقط آن را بي درنگ بگوييد.

“نه” گفتن به ملاقات هايي كه نياز نداريد را ياد بگيريد، و هنگامي كه اين كار را انجام داديد در واقع متوجه خواهيد شد كه اين كار چقدر آسان است. در نتيجه، شما وقت بيشتري براي خودتان، كارتان و چيزهايي كه بيشتر برايتان مهم هستند، خواهيد يافت.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۲۱ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

مهارتهاي لازم براي زندگي

هدف از آموزش مهارت‏هاي زندگي،‌ افزايش توانايي‏هاي رواني- اجتماعي و در نهايت پيشگيري از ايجاد رفتارهاي آسيب زننده به بهداشت و سلامت و ارتقاي سطح سلامت رواني افراد است. به طور كلي هدف از آموزش مهارت‏هاي زندگي،‌ايجاد روابط بين فردي مناسب و موثر،‌ انجام

مسئوليت‏هاي اجتماعي به بهترين شكل، گرفتن تصميم‏هاي صحيح، حل تعارض‏ها و كشمكش‏ها بدون توسل به اعمالي كه به خود و يا ديگران صدمه مي زنند، مي باشد.

مهارت هاي اصلي و اساسي


ماهيت و تعريف مهارت‏هاي زندگي، در كشورها و فرهنگ‏هاي مختلف، ‌متفاوت مي‏باشد،‌ با اين حال، تحقيق در زمينه‏ برنامه‏هاي اجرا شده در مورد سلامت رواني افراد نشان مي‏دهد در آموزش مهارت‏ها، بر چند مهارت اصلي و اساسي تاكيد بيشتري شده است از جمله :

توانايي تصميم گيري

اين توانايي،‌ به فرد كمك مي كند تا به نحو مؤثري در مورد مسائل زندگي، تصميم گيري نمايد. اگر كودكان و نوجوانان بتوانند فعالانه در مورد كارهايشان تصميم گيري نمايند، جوانب مختلف انتخاب ها را بررسي و پيامد هر انتخاب را ارزيابي كنند، به طور مسلم در سطوح بالاتر بهداشت رواني قرار خواهند گرفت.

توانايي حل مساله

اين توانايي،‌ فرد را قادر مي سازد تا به طور موثرتري مسائل زندگي را حل نمايد. چنانچه مسائل مهم زندگي حل نشده باقي بمانند، استرس رواني ايجاد مي كنند كه به آسيب جسماني منجر مي شود.

خلاقيت


اين نوع تفكر، هم به حل مساله و هم به تصميم گيري هاي مناسب كمك مي كند با استفاده از اين نوع تفكر، ‌راه حل هاي مختلف مسائل و پيامدهاي هر يك از آن ها بررسي مي شوند. اين مهارت، فرد را قادر مي سازد تا مسائل را از وراي تجارب مستقيم،‌ دريابد و حتي زماني كه مشكلي وجود ندارد و تصميم گيري خاصي مطرح نيست،‌با سازگاري وانعطاف بيشتري به زندگي روزمره بپردازند.

توانايي تفكر نقادانه

تفكر نقادانه،‌ توانايي كسب اطلاعات و تجارب مي باشد. آموزش اين مهارت به افراد، آنان را قادر مي سازد تا در برخورد با ارزش ها و فشار گروه،‌ مقاومت كنند و از آسيب‏هاي ناشي از آن، در امان بمانند.

توانايي برقراري ارتباط موثر

اين توانايي به فرد كمك مي كند تا بتواند از طريق ارتباط كلامي و غيركلامي مناسب با فرهنگ جامعه، خود را نشان دهد. بدين معني كه فرد بتواند نظرها،‌ عقايد، خواسته‏ها، نيازها وهيجان هاي خود را ابراز و به هنگام نياز، از ديگران درخواست كمك و راهنمايي نمايد. مهارت تقاضاي كمك و راهنمايي از ديگران در مواقع ضروري، ‌از عوامل مهم براي تداوم يك رابطه سالم است.

اگر با حالت هاي هيجاني مانند غم، خشم و اضطراب، درست برخورد نشود اين هيجان ها، تاثير منفي بر سلامت جسمي و رواني فرد خواهد گذاشت و پيامدهاي منفي به دنبال خواهد داشت.


توانايي برقراري روابط بين فردي سازگارانه

اين توانايي به ايجاد روابط بين فردي مناسب و موثر با انسان‏هاي ديگر كمك مي كند. روابط گرم خانوادگي، به عنوان يك منبع مهم حمايت اجتماعي و قطع روابط اجتماعي ناسالم، نقش بسيار مهمي در زندگي افراد دارد.

توانايي خودآگاهي

خود آگاهي، توانايي شناخت خود و آگاهي از خصوصيات،‌ نقاط ضعف و قدرت،‌ خواسته ها، ترس ها و انزجارها مي باشد. رشد خودآگاهي،‌ به فرد كمك مي كند تا دريابد تحت استرس قرار دارد يا نه و اين به طور معمول پيش شرط روابط بين فردي موثر و همدلانه است.

توانايي همدلي با ديگران

همدلي به اين معني است كه فرد بتواند شرايط ديگران را، حتي تا زماني كه در آن شرايط قرار ندارد، درك كند. همدلي به فرد كمك مي كند تا بتواند انسان هاي ديگر را حتي وقتي با آنان بسيار متفاوت است،‌ بپذيرد و به آنان احترام بگذارد. همدلي، روابط اجتماعي را بهبود مي بخشد و منجر به ايجاد رفتارهاي حمايت كننده و پذيرنده نسبت به ديگران مي شود.

مهارتهاي زندگي


توانايي مقابله با هيجان ها

اين توانايي، فرد را قادر مي سازد تا هيجان ها را در خود و ديگران تشخيص دهد، نحوه تاثير هيجان ها بر رفتار را بداند و بتواند واكنش مناسبي در برابر هيجان هاي مختلف نشان دهد. اگر با حالت هاي هيجاني مانند غم، خشم و اضطراب، درست برخورد نشود اين هيجان ها، تاثير منفي بر سلامت جسمي و رواني فرد خواهد گذاشت و پيامدهاي منفي به دنبال خواهد داشت.

توانايي مقابله با استرس

اين توانايي، شامل شناخت استرس هاي مختلف زندگي و تاثير آنها بر فرد است. شناسايي منابع استرس و نحوه تاثير آن بر انسان ، فرد را قادر مي سازد تا با اعمال و موضع گيري‏هاي خود، فشار و استرس را كاهش دهد.

آموختن و به كارگيري مهارت هاي زندگي، بر احساس فرد از خود و ديگران به اندازه ادراك ديگران از او اثر مي گذارد. مهارت هاي زندگي، بر ادراك افراد از كفايت خود، اعتماد به نفس و عزت نفس، اثر دارد و بنابراين نقش مهمي در سلامت روان دارد. همراه با ارتقاي سطح بهداشت روان، انگيزه فرد در مراقبت از خود و ديگران، پيشگيري از بيماري هاي رواني، پيشگيري از مشكلات بهداشتي و مشكلات رفتاري، افزايش مي يابد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۲۰ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

تاثير جالب رنگ قرمز

اين محققان در اين خصوص توضيح دادند: "قرمز واكنشهاي فيزيكي ما را افزايش مي دهد چراكه همانطور كه مي دانيم قرمز علامت خطر است. انسانها زماني كه خشمگين و يا آماده حمله هستند قرمز مي شوند. همچنين مردم مي فهمند كه قرمز شدن صورت ديگران به چه معني است.

" اين دانشمندان افزودند: "هرچند رنگ قرمز، نگراني و دل مشغولي هاي افراد را هم متجلي مي كند." در اين بررسي، واكنشهاي گروهي از دانشجويان در آزمايشات مختلف اندازه گيري شد. براي مثال، در يكي از اين آزمايشات، دانشجويان زماني كه روي صفحه نمايشگر واژه "فشار" كه به يكي از رنگهاي قرمز، آبي و يا خاكستري نوشته مي شد را مي خوانند بايد با تمام قوا يك دستگيره را فشار مي دادند.

براساس گزارش يونايتدپرس اينترنشنال، در تمام موارد، زماني كه اين واژه به رنگ قرمز نوشته شده بود تا حد قابل توجهي نيروي وارده به دستگيره بيشتر مي شد و زمان واكنش شتاب مي گرفت.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۱۹ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

افراد منفي چه كساني هستند؟؟؟

كنار آمدن با افراد منفي
چه كسي است كه حداقل يك فرد منفي را در زندگي خود نديده باشد. كسي كه فقط نيمه خالي ليوان را مي بيند، به اينكه خورشيد يك روزي از پس ابر طلوع مي كند اعتقادي ندارد و اينكه تصور مي كند همه دنيا آمده اند كه در مقابل او بايستند. اينكه در برابر چنين فردي كاملا مثبت بمانيد رقابتي دشوار است. كساني كه مدام به مشكلاتشان در زندگي توجه مي كنند، مشكلات در خانواده، محيط كار و در دنيا! براي مقابله با چنين انرژي منفي نياز به محدوده هاي سالم و قدرت رويارويي با چنين افرادي داريد.

چرا افراد منفي هستند؟
افراد منفي سعي بر اين دارند كه زندگي را از دريچه بدبيني نگاه كنند. نقطه تاريك هر موقعيت را بسنجند و اگر فرصتي پيدا كردند كليه اين بديها را به نمايش بگذارند.
اگر اين شانس پيدا شود و آنها گوش مربوطه را بيابند مي توانند يك شكايت نامه طولاني در مورد كارشان، خانواده شان، اجتماع، دولت، آب و هوا و هر چيز ديگري در زندگيشان تنظيم كنند. رفتارهاي منفي داشتن اصلا احساس خوبي را به فرد نمي دهد پس چرا باز هم اين افراد منفي هستند. بعضي از اين افراد در خانواده منفي منفي گرايي بزرگ شده اند، خانواده اي كه تمام تمركزش بر روي مشكلات بوده است. پس اين افراد انتخاب ديگري نداشته اند. بعضي از اين افراد در زندگي فقط با شرايط و موانع منفي رو به رو شده اند و زجر كشيده اند پس فقط قسمت منفي داستان را مي بينند. بعضي ديگر بطور كاملا محرمانه از اين قضيه آگاهند اما يك اعتياد ناسالم دارند كه نمي توانند آن را ترك كنند.
احساس دلسوزي كردن براي تربيت يك فرد منفي گرا و تجارب زندگي وي مي تواند به راحت شدن زيستن در كنار وي كمك كند. اما براي بهبود كامل، بايد محدوده هاي سالم ايجاد كنيد و تمرين كنيد كه مثبت باشيد حتي با اينكه در اطراف يك فرد منفي هستيد.


چگونه مي توان در اطراف يك فرد منفي، مثبت ماند؟
خيلي از افراد در زندگي با اشخاص منفي گرا دست و پنجه نرم كرده اند. در محيط كار در خانواده در گردهمايي هاي دوستانه و در دايره دوستان و حتي در اتوبوس در صندلي كناري همه و همه تجربه اين فرد را داشته ايم.

پيشنهادات زير را امتحان كنيد.
مثبت بمانيد و بر چيزهاي مثبت تمركز كنيد.
• تجربيات مثبت خود را با ديگران به اشتراك بگذاريد.
تشويق كنيد.
• در شرايط سخت آنها را به سمت ايده هاي مثبت سوق دهيد.
محدوده سالم ايجاد كنيد.
كبوتر با كبوتر، باز با باز پس وقتي كه شما سعي مي كنيد كه مثبت باشيد و محدوده سالمي را داشته باشيد فرد منفي بايد رفتارش را تغيير دهد تا به سمت شما متمايل شود. چون مي داند كه شما به او جذب نمي شويد. در اين صورت شما توسط افراد مثبت احاطه مي شويد و فرد منفي به دنبال كار خود مي رود.

منبع : مجله اينترنتي فريا



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۱۹ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

لزوم داشتن دوست؟؟؟!!!

چرا بايد ما گروهي از دوستان را در اطراف خود داشته باشيم
مطالعات در زمينه حمايت اجتماعي نشان مي‌دهد داشتن يك يا دو دوست كه در مواقع لزوم نقش حمايتي دارند حداقل باعث آرامش عاطفي فرد مي‌شود. يك نفر به جاي اينكه مجموعه‌اي از افراد را كه با آنها دوستي عميقي ندارد دور و بر خود جمع كند ، بهتر است دوستان كم اما نزديك و قابل تكيه براي خود پيدا كند. به هر حال داشتن حمايت اجتماعي از جانب چند دوست حمايت كننده بسيار خوب و مفيد است. حتما تصديق مي‌كنيد كه اگر كسي يك دوست صميمي دارد، همواره دلايل خوبي وجود دارد كه بخواهد دوستان تازه‌اي داشته باشد تا بتواند با آنها دوران تازه‌اي را تجربه كند.

- اگر كسي فقط يك دوست داشته باشد كه در مواقع لزوم بتواند به او تكيه كند و روي حمايت او حساب كند ممكن است روزي اين فرد خسته شود يا به هر دليلي در دسترس نباشد، پس بهتر است كه هر كس چند دوست نزديك و قابل اعتماد داشته باشد.

- طبيعي است كه انسان‌هاي مختلف، كارها و خدمات متفاوتي مي‌توانند ارايه كنند، مثلا داشتن يك دوست كه از درايت و منطق خوبي برخوردار است و در موقع لزوم مشاوره فكري مناسبي مي‌تواند ارايه كند، در كنار داشتن دوستي مهربان و دلسوز كه مي‌تواند در شرايط سخت شنونده خوبي باشد و ... مي‌تواند تركيبي از حمايت‌هاي اجتماعي را فراهم آورد كه ممكن است ارايه تمام آنها ازعهده يك نفر بر نيايد.

- دوستان شما هم مي‌توانند براي يكديگر مفيد باشند. به عنوان مثال ممكن است يكي از دوستان شما بتواند دوست ديگرشما را كه خجالتي است از پوسته خود خارج كند و شايد سه نفر شما كه در يك مهماني شركت كنيد مكمل همديگر باشيد.

مطالعات نشان مي‌دهد كه احساس تعلق براي سلامت عاطفي بسيار مهم است؛ كسانيكه حمايت اجتماعي دارند اما فاقد حس تعلق هستند از اين حس عدم تعلق، بيشتر از افسردگي رنج مي‌برند.

چطور مي‌توان دوستان جديد پيدا كرد؟

اگر كسي براي يك شركت بزرگ با يك ساختار اجتماعي وسيع و فرصت‌هاي بسيار براي ملاقات با افراد جديد كار كند، ايجاد دوستي‌هاي تازه بسيار آسان است. با اين حال در ادامه چند راه ملاقات با افراد جديد را با هم بررسي مي‌كنيم:

به يك گروه ورزشي بپيونديد

اگر شما از آن دسته افرادي هستيد كه آغاز گفت و گو با افراد براي‌تان آسان نيست كلاس‌هاي مختلف ورزشي مانند بدن‌سازي، يوگا، ايروبيك يا حتي ورزش‌هاي رزمي كه فضايي صميمي دارند مي‌تواند فرصت مناسبي براي ملاقات افراد تازه ايجاد كند كه شايد از بين آنان بشود يك دوست واقعي پيدا كرد.

يك سرگرمي گروهي براي خود انتخاب كنيد

اگر شما فردي علاقمند به كارهاي دستي و هنري هستيد، مي‌توانيد در يك كلاس هنري ثبت نام كنيد. اگر علاقمند نويسندگي هستيد، شركت در يك كارگاه نويسندگي، فرصت بزرگي را براي شما ايجاد مي‌كند تا هم مهارت خود را در نوشتن ارتقا دهيد، هم فرصت آشنايي با نويسنده‌هاي ديگر براي شما مهيا شود. شركت در يك كلاس كه در راستاي علايق شما باشد هم مي‌تواند باعث رشد و ارتقاي مهارت شما شود هم امكان آشنايي با افرادي را برايتان فراهم مي‌كند كه اشتراكاتي با شما دارند.

داوطلب شويد

همكاري با موسسات خيريه‌اي كه به آنها اعتماد داريد، علاوه بر اينكه به شما احساس مثبت بودن مي‌دهد، خود اين فعاليت راه موثري براي كاهش استرس است ضمن اينكه مي‌توانيد با افرادي ملاقات كنيد كه با قلب‌هاي بزرگ، اشتياق و علاقه شديد به كمك كردن دارند.

مهماني بگيريد يا در مهماني شركت كنيد

اگر شما دوستان خود را به يك مهماني دعوت كنيد و از آنها بخواهيد كه هر كدام يكي از دوستان خود را همراه بياورد، شما با گروه بزرگي از افراد تازه ملاقات خواهيد كرد. يا شايد شما در مهماني دوستان خود بتوانيد با گروه انبوهي از افراد تازه ملاقات كرده و آشنا شويد.

لبخند بزنيد

اين راه ممكن است خيلي ساده و پيش پا افتاده به نظر برسد، اما اگر شما از خودتان حركتي ساده ،كه همان لبخند زدن است، نشان دهيد كه نشانگر تمايل شما به نزديك شدن به ديگر افراد باشد، مي‌تواند باب يك گفت و گو با افراد جديد را باز كند و الزاما تمام اين گفت و گوها نبايد به دوستي تازه‌اي ختم شود بلكه ممكن است فقط يكي از آنها تبديل به يك دوستي نزديك و صميمي شود و همين يك دوستي زندگي شما را دچار تحول كند.

ارتباط مثبت

مثبت بودن يك مهارت است كه به ازدواج و ارتباط با افرادي كه با ازدواج به مجموعه ارتباطي ما اضافه مي‌شوند،‌كمك مي‌كنددر عين حال مي‌تواند موجب كاهش استرس بشود ضمنا در ايجاد بالانس رفتاري بيشتر ما در محيط خانه، محل كار و زندگي موثر است.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۱۸ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

تكنولوژي و تنهايي؟؟؟؟؟؟؟؟

درنتيجه اين پيشرفت‌ها، انسان‌ها هر روز با افراد بي‌شماري روبه‌رو مي‌شوند اما برخلاف گذشته كه اين ارتباطات به صورت رودررو بود، در اجتماع امروز، اكثر اين ارتباطات از طريق صفحه تلويزيون، مانيتور كامپيوتر يا تلفن‌هاي همراه صورت مي‌گيرد.

در اين مقاله، مي‌خواهيم ببينيم چرا اين شكل كور از ارتباطات يكي از دلايل اصلي احساس تنهايي آدم‌ها باوجود بودن انسانهاي بيشمار در اطرافشان شده است.


اهميت ارتباطات رودررو
انسان‌ها از نظر ژنتيكي اينطور طراحي شده‌اند كه از طريق ارتباطات معنادار با افراد واقعي به رضايت رسيده و درنتيجه از طريق آن فايده ببرند. بعنوان مثال، نوزاداني كه در زمان نوزادي و كودكي زياد بغل گرفته شوند، نسبت به آنهايي كه ارتباط فيزيكي كمي با آنها برقرار مي‌شود، وقتي بزرگتر مي‌شوند درشت‌تر و سالم‌تر شده و رشد عضلاني بهتري خواهند داشت.

نمونه ديگر آن مي‌تواند افرادي باشد كه دوستان زيادي در زندگي خود دارند. اين افراد معمولاً شادتر‌، خوشبخت‌تر و سالم‌تر هستند و معمولاً بسيار بيشتر از افراد تنها عمر مي‌كنند. علت اين فوايد ذهني و جسمي هر چه كه باشد، اين واقعيت وجود دارد كه روابط واقعي انساني موجب كامل‌تر كردن ما مي‌شوند و بدون آن بدن و زندگي ما شروع به شكسته شدن مي‌كند.


حباب تكنولوژي
بااينكه تكنولوژي ارتباط جهاني را ممكن كرده است، اما برعكس موجب ارتباط انساني كمتر شده است. نمونه خوب آن را مي‌توان در خانواده‌ها مشاهده كرد. برخلاف گذشته كه خانواده دور هم جمع مي‌شدند و شام را در كنار هم صرف كرده و با هم گفتگو مي‌كردند، اين روزها، افراد معمولاً به تنهايي در جلوي تلويزيون نشسته و غذا مي‌خورند.

وقتي با هم حرف مي‌زنند هم معمولاً درمورد مسئله مهمي نيست، زيرا ديگران نمي‌خواهند مزاحم تماشاي برنامه شما شوند. در برخي خانواده‌ها، اعضاي خانواده حتي كنار همديگر هم نمي‌نشينند و غذاهاي فوري و آماده به آنها كمك مي‌كند كه هر زمان و در هر مكاني كه دوست دارند غذاي خود را صرف كنند.

متاسفانه اين تنهايي خودتحميل فقط مخصوص زمان شام و غذا خوردن نيست، زيرا بعد از صرف غذا نيز هر عضو خانواده به راه خود مي‌رود. بعضي دوباره جلوي تلويزيون رفته، بعضي مشغول اينترنت يا بازي‌هاي كامپيوتري شده و بعضي هم يا موزيك گوش مي‌دهند و يا از طريق تلفن‌همراه خود با دوستان خود چَت مي‌كنند.
نتيجه اين حباب تكنولوژي اين است كه افراد ارتباطات رودررويي كمتري با يكديگر داشته و ارتباطات آنها معمولاً غيرمستقيم و از طريق رسانه‌هايي مثل كامپيوتر و تلفن برقرار مي‌شود.


سَرخوردگي ناشي از زندگي مجازي
باوجود اين واقعيت كه تكنولوژي به افراد اين امكان را مي‌دهد كه با افراد زيادي در سراسر جهان ارتباط برقرار كند اما در واقعيت، باوجود تعداد زياد دوستاني كه در شبكه‌هاي اجتماعي مثل فيسبوك داريد، باز هم نتيجه كار يكي است؛ حبابي تكنولوژيكي كه موجب تنها شدن و جدايي شما از ارتباطات انساني واقعي مي‌شود.

تازمانيكه از افراد ديگر جدا شده باشيد، احساس تنهايي خواهيد كرد زيرا اين دوستان مجازي نمي‌توانند به خوبي نيازها و خواسته‌هاي شما را در درازمدت برآورده كنند.

علت اين كمبود رضايت اين است كه اكثر افراد از تكنولوژي بعنوان راهي براي پرت كردن حواس خود از احساساتشان استفاده مي‌كنند. اين باعث مي‌شود به طور موقت احساس خوبي پيدا كنند اما در آخر اين وسيله انحراف حواس موجب سرخوردگي آنها مي‌شود زيرا نيازهاي واقعي آن فرد را به خوبي ارضا نمي‌كند.

بعوان مثال، تصور كنيد كه فردي احساس تنهايي مي‌كند اما به جاي اينكه به اين احساس خود گوش دهد، با چَت كردن آنلاين با ديگران حواس خود را از تنهايي خود منحرف مي‌كند. براي آن لحظه ممكن است آن فرد تصور كند كه نيازش برآورده شده است زيرا چت كردن با دوستان اينترنتي آن احساس تنهايي را به طور موقت از او دور مي‌كند.

اما با گذشت زمان، اين فرد سرخورده‌تر مي‌شود زيرا هرچقدر هم كه آنلاين با دوستان خود گفتگو كند، يكي از نيازهاي پايه‌اي و اساسي او برآورده نمي‌شود: يك ارتباط واقعي با يك انسان واقعي.

هرچه آن فرد اين احساس تنهايي خود را طولاني‌تر ناديده بگيرد، دردناك‌تر شده و ميل آنها براي استفاده از آن وسيله انحراف حواس (چت كردن آنلاين) براي ناديده گرفتن احساسات خود بيشتر مي شود. اگر اين ادامه پيدا كند، فرد دچار افسردگي خواهد شد.

اگر تابحال با كسي اينترنتي چت كرده باشيد و خواسته باشيد كه در دنياي واقعي با او قرار بگذاريد، آنچه تجربه كرده‌ايد همين احساس سرخوردگي است كه برايتان توصيف كرديم. اين نشان مي‌دهد كه نمي‌توانيد با همان روش‌هاي قبل نيازهاي خود را برطرف كنيد.

نمونه ديگري كه نشان مي‌دهد چطور روابط مجازي قادر به برطرف كردن نيازهاي ما نيستند را مي‌توان در دوستيابي آنلاين مشاهده كرد. اكثر افراد آشنا شدن و ايجاد روابط عاشقانه اينترنتي را مفرح مي‌دانند اما در آخر اين عشق‌بازي مجازي چندان ارضاكننده نخواهد بود. به همين دليل است كه معمولاً دوستي‌هاي آنلاين به بيرون و دنياي واقعي كشيده مي‌شود زيرا ارتباط رودررو تنها راه برآورده شدن كامل نيازها ماست.


تاثيرات تكنولوژي بر روابط اجتماعي
يكي از تعيين‌كننده‌ترين عواقب تنهايي اجتماعي ناشي از تكنولوژي تاثير آن بر روابط ميان‌فردي در دنياي واقعي است.

وقتي به طور مجازي يا تلفني صحبت مي‌كنيد، ارتباط شما محدودتر از زماني خواهد بود كه آن فرد را به صورت رودررو مي‌بينيد. بعنوان مثال، آنلاين حرف زدن با يك نفر استفاده از زبان بدن، تن صدا و ارتباط چشمي را در خود نخواهد داشت.

درنتيجه، هرچه ارتباط رودرروي كمتري با ديگران داشته باشيد، مهارت‌هاي اجتماعي شما بدتر خواهد شد. تاثير ضعيف بودن مهارت‌هاي اجتماعي بعدها ايجاد روابط بادوام و بامعنا در خارج از دنياي مجازي را براي شما دشوار خواهد كرد.

بعنوان مثال نخواهيد توانست به راحتي حرف خود را به زبان بياوريد و نمي‌توانيد حرف‌هاي ديگران را هم درك كنيد.
به نظرتان دور از ذهن مي‌رسد؟ نه اينطور نيست، چون خيلي‌ها هستند كه در دنياي واقعي هم از اصطلاحات گفتگوي اينترنتي استفاده مي‌كنند. اين وقتي با كسي كه با اين اصطلاحات آشنايي دارد حرف مي‌زنيد اشكالي ندارد اما اگر اينطور نباشد ممكن است براي طرف مقابل به نظر برسد به زباني بيگانه صحبت مي‌كنيد.

بااينكه اين نمونه‌اي ناچيز و غيرمتداول است اما نشان مي‌دهد كه چطور ارتباط مجازي مي‌تواند بر ارتباطات واقعي و رودرروي شما نيز اثر بگذارد.


آينده‌اي تنها؟
اگر تصور كنيم اين نوع ارتباطات مجازي ادامه يابد، به نظر در 30-20 سال آينده چه اجتماعي پيش رو خواهيم داشت؟ نسل بچه‌هاي امروز كه بيشتر زمان روز خود را صرف تماشاي تلويزيون و بازي‌هاي كامپيوتري مي‌كنند، چطور مي‌توانند وقتي بزرگ شدند درست با ديگران ارتباط برقرار كنند؟

و اگر نتوانند ارتباط خوبي با ديگران برقرار كنند، چطور مي‌توانند روابطي معنادار و بادوام با ديگران داشته باشند؟ آيا خواهند توانست افرادي از جنس مخالف را به سمت خود جذب كنند؟ و اگر اينطور است، چنين روابطي اگر ارتباط كلامي كافي در آن نباشد، چه مدت طول خواهد كشيد؟

بااينكه همه اينها كمي هشداردهنده به نظر مي‌رسد اما همين حالا هم علائم هشدار در اطراف ما وجود دارد و درنتيجه آن تعداد زيادتري از انسان‌ها هر روز تنهاتر و تنهاتر مي‌شوند.

تنها راه براي غلبه بر اين تنهايي و جلوگيري از آمدن آينده‌اي تنها اين است كه دست از ناديده گرفتن احساسات خود برداشته، به آنها گوش داده و به درستي واكنش دهيد.


تكنولوژي خنثي است
قبل از اينكه به سراغ اين برويم كه چطور مي‌توانيد بر اين تنهايي غلبه كنيد، بايد خاطرنشان كنيم كه تكنولوژي اصلاً چيز بدي نيست. تكنولوژي مسئله‌اي خنثي است. نحوه استفاده از آن است كه آن را خوب يا بد مي‌سازد.

همچنين استفاده از تلفن يا چت آنلاين براي ارتباط با ديگران بد نيست. در اين مقاله هدف محكوم كردن اين فعاليت‌ها نبوده است، هدف اين بوده كه خطرات احتمالي آنها را چه براي شما و چه براي جامعه به طور كل گوشزد كنيم.

استفاده از اين راه‌هاي ارتباطي مجازي به تعادل خوب و بي‌اشكال است. اما اگر از تكنولوژي بعنوان وسيله‌اي براي ناديده گرفتن احساسات استفاده شود و اين نوع ارتباطات شكل اصلي ارتباطات شما را شكل دهد، سلامت ذهني و جسمي و همچنين زندگي اجتماعي شما تحت‌تاثير قرار خواهد گرفت.

پس تازماينكه بيشتر ساعات روز را صرف ارتباط با مردم در زندگي واقعي كنيد، خطر اينكه نتوانيد ارتباطات معنادار و بادوام داشته باشيد ناچيز خواهد شد. اما اگر همه وقتتان صرف ارتباطات مجازي شود، بايد مراقب آينده‌اي كه در انتظارتان است باشيد.

چرا؟ چون مهارت‌هاي لازم براي موفقيت در ارتباط با ديگران را نخواهيد داشت. يك نمونه كليشه‌اي براي نشان دادن اين را مي‌توان در معتادان به اينترنت مشاهده كرد كه هيچوقت نمي‌توانند براي خود دوست‌ دختر يا چند دوست كنار خود داشته باشند.

آنچه واقعاً نگران‌كننده است بالا رفتن تعداد كساني است كه ترجيح مي‌دهند وقت خود را در اينترنت سپري كنند و درواقع اينترنتي زندگي كنند تا اينكه در دنياي واقعي ارتباط برقرار كنند. اگر اين وضعيت ادامه پيدا كند، به نقطه‌اي در اجتماع مي‌رسيم كه ارتباطات رودررو چيزي مربوط به گذشته به شمار خواهد رفت.

اگر افراد با هم ارتباط برقرار نكنند، تعداد افراد كمتري با هم ملاقات كرده، عاشق شده، ازدواج كرده و بچه‌دار مي‌شوند. در آخر اين مي‌تواند به كاهش رشد جمعيت كره زمين منجر شود. بااينكه در زمان حال اين مسئله منحصر به كشورهاي پيشرفته و توسعه‌يافته است كه مي‌توانند به ميزان كافي از تكنولوژي در اختيار مردمان خود قرار دهند، هرچه اين تكنولوژِي‌ها پيشرفته‌تر شوند، جذب آن بيشتر خواهد شد.


برخورد با تنهايي
از راهكارهاي زير براي كمك به درك و واكنش درست به تنهايي خود استفاده كنيد.

1. احساستان را تشخيص دهيد.
تنهايي در نتيجه نداشتن رابطه معنادار در زندگي ايجاد مي‌شود. شما ممكن است بخاطر نداشتن دوستان زياد و يا بخاطر نداشتن رابطه عاشقانه احساس تنهايي كنيد.

2. معناي تنهايي را به خاطر آوريد.
تنهايي به شما مي‌گويد بايد كسي را پيدا كنيد كه برايتان مهم باشد و برايش مهم باشيد.

3. تصميم بگيريد چرا احساس تنهايي مي‌كنيد.
چرا دوست يا شريك زندگي نداريد؟ آيا نمي‌توانيد بخاطر اينكه بيشتر زمان خود را صرف اينترنت يا تلويزيون مي‌كنيد، با كسي ارتباط برقرار كنيد؟ آيا اين فعاليت‌ها باعث مي‌شود نتوانيد با افراد جديد آشنا شويد و دوستيابي كنيد؟

4. چيزي براي تغيير احساستان پيدا كنيد.
اگر مي‌خواهيد دوستان جديد پيدا كنيد، بايد براي آن تلاش كنيد. اين يعني تا جاييكه مي‌توانيد با افراد جديد آشنا شويد و از طريق فعاليت‌هايي كه به اتفاق هم انجام مي‌دهيد، روابط نزديك با آنها برقرار كنيد. به طور كلي، هر چه زمان كمتري با مردم رابطه داشته باشيد، تنهاتر خواهيد بود.


خلاصه
تنهايي محصول متداولي از تكيه بيش از حد بر تكنولوژي است كه خود بعنوان مسكني براي درمان مشكلي كه ايجاد كرده است استفاده مي‌شود.

هرچه زمان بيشتري را صرف ايجاد روابط مجازي كنيد، يا سعي كنيد از طريق اين سرگرمي‌ها به تنهايي خود كمتر فكر كنيد، ايجاد روابط معنادار و بادوام براي شما در دنياي واقعي سخت‌تر خواهد شد.

اين ناتواني در ايجاد رابطه بعدها موجب احساس تنهايي، سرخوردگي، اعتياد به آن راه‌هاي منحرف كردن حواس، و در آخر افسردگي مي‌شود.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۱۷ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

سروتونين؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سروتونين، يك انتقال دهنده عصبي مي باشد. به طور كلي، سروتونين يك ماده شيميايي است كه كمك مي كند پيام هاي عصبي از يك منطقه مغز به منطقه ديگر بروند.

حدود 90 درصد ذخيره سروتونين در دستگاه گوارش و پلاكت هاي خوني است.

اسيدآمينه تريپتوفان در ساخت سروتونين نقش اساسي دارد.


نقش سروتونين در سلامت بدن

سروتونين يك انتقال دهنده عصبي است، بنابراين كمك به فرستادن پيام از يك ناحيه مغز به ناحيه ديگر مي كند.

حدود 40 ميليون از سلول هاي مغز، به صورت مستقيم يا غير مستقيم تحت تاثير سروتونين مي باشند. اين سلول ها با خلق و خو، ميل جنسي، اشتها، خواب، حافظه و يادگيري، تنظيم دماي بدن و برخي رفتارهاي اجتماعي ارتباط دارند.

سروتونين داراي اثراتي بر عملكرد سيستم قلبي عروقي، عضلات و سيستم غدد درون ريز مي باشد.

سروتونين همچنين در تنظيم توليد شير در پستان نقش دارد.

نقص سروتونين باعث سندرم مرگ ناگهاني نوزاد خواهد شد.



ارتباط بين سروتونين و افسردگي چيست؟

بسياري از تحقيقات نشان داده كه كمبود سروتونين ممكن است بر خلق و خو تاثير داشته و منجر به بروز افسردگي، وسواس، اضطراب، هراس و خشم بيش از حد مي گردد.

آيا رژيم غذايي بر سروتونين اثر دارد؟

بله. موادغذايي وجود دارند كه مي تواند سطح تريپتوفان را افزايش دهند. تريپتوفان، اسيد آمينه اي است كه در ساخت سروتونين نقش دارد.

غذاهاي غني از پروتئين مانند: گوشت قرمز، مرغ و ماكيان، لبنيات و آجيل داراي مقدار زيادي تريپتوفان مي باشند.

مصرف زياد غذاهاي پروتئيني، سروتونين را افزايش نمي دهند. هنگاميكه غذاي با پروتئين بالا مصرف مي كنيد، هم تريپتوفان و هم اسيد آمينه هاي زيادي را وارد خون مي كنيد. همه اين اسيدهاي آمينه براي ورودشان به مغز با هم مي جنگند. در آخر مقدار كمي تريپتوفان وارد مغز مي شود و ميزان سروتونين را افزايش نمي دهد.

اما مصرف مواد غذايي غني از كربوهيدرات، باعث آزادسازي انسولين مي شود و تمام اسيدهاي آمينه موجود در خون به جز تريپتوفان، جذب بدن مي شوند. در نتيجه مقدار زياد تريپتوفان در جريان خون باقي مي ماند و به مغز وارد مي شود و مقدار سروتونين را افزايش مي دهد.

مصرف مقدار كافي ويتامين B6 مي تواند سرعت تبديل تريپتوفان به سروتونين را افزايش دهد.


آيا ورزش بر ميزان سروتونين اثر دارد؟

ورزش موجب بهبودي خلق و خو مي شود و افسردگي را درمان مي كند.

در گذشته پزشكان مي گفتند كه چند بار ورزش كردن در هفته، موجب كاهش اثرات افسردگي مي شود.

اما امروزه آنان بر اين باورند كه 40 دقيقه ورزش كردن باعث تاثيرات خوبي بر خلق و خو مي شود.

برخي بر اين باورند كه ورزش كردن موجب افزايش مقدار سروتونين مي شود، اما هنوز به اثبات نرسيده است.


مردان و زنان به مقدار مساوي سروتونين دارند؟

مردان سروتونين بيشتري از زنان دارند، اما اين اختلاف ناچيز است. به همين دليل زنان بيشتر دچار افسردگي مي شوند.

زنان داراي كمبود سروتونين دچار اضطراب و اختلالات خلقي مي شوند.

مردان داراي كمبود سروتونين دچار اعتياد به الكل، اختلال بيش‌فعالي و اختلال كنترل انگيزه مي شوند.

هورمون هاي زنانه نيز بر مقدار سروتونين موثرند و ممكن است برخي عوارض را آشكار و يا بدتر كند. زماني كه هورمون هاي جنسي دائما در حال تغيير هستند، اين عوارض آشكار مي شوند. اين زمان ها عبارتند از: دوران پيش از قاعدگي و يا بعد از زايمان و يا دوران يائسگي.

هورمون جنسي مردان تا ميانسالگي ثابت است و بعد به تدريج كاهش مي يابد.

آيا زوال عقل و آلزايمر بستگي به ميزان سروتونين دارد؟

برخي تحقيقات نشان داده كه با افزايش سن، فعاليت انتقال دهنده هاي عصبي كم مي شود.

در سال 2006 پزشكان دريافتند كه مقدار سروتونين در مغز بيماران دچار آلزايمر كم مي باشد. اين كاهش مقدار سروتونين به علت كاهش گيرنده هاي سروتونين مي باشد و باعث كمبود حافظه در اين بيماران مي گردد.

هنوز هيچ شاهدي مبني بر افزايش مقدار سروتونين و جلوگيري و يا تاخير بيماري آلزايمر يافت نشده است.

سندرم سروتونين چيست؟

عموما داروهاي ضدافسردگي بي خطر مي باشند. ولي برخي از عوارض اين داروها به نام سندرم سروتونين خوانده مي شود.

هنگاميكه ميزان سروتونين در مغز بسيار زياد باشد، سندرم سروتونين رخ مي دهد.

اغلب هنگامي كه دو يا چند دارو كه بر ميزان سروتونين اثر مي گذارند، با هم و در يك زمان مصرف شوند، اين سندرم اتفاق مي افتد. براي مثال اگر داروي ميگرن به نام Triptans را همراه با داروي ضدافسردگي مصرف كنيد، مقدار سروتونين افزايش مي يابد.

علائم مي تواند طي دقيقه و يا چند ساعت شروع شود و شامل: بيقراري، هذيان، تند شدن ضربان قلب، افزايش درجه حرارت بدن، عرق كردن، از دست دادن هماهنگي بدن، گرفتگي عضلات، تهوع، استفراغ، اسهال و تغييرات سريع فشار خون باشد.

اين سندرم مي تواند خطرناك باشد و بايد سريعا به پزشك مراجعه كرد.

درمان شامل: خارج كردن دارو از بدن، تزريق مايعات در رگ، شل كننده عضلاني و دارو براي جلوگيري از توليد سروتونين است



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۱۶ توسط:123 موضوع: نظرات (0)