خريدار روغن سوخته و خريد روغن سوخته بصورت ليتري و بشكه اي خريدار روغن سوخته و خريد روغن سوخته بصورت ليتري و بشكه اي .

خريدار روغن سوخته و خريد روغن سوخته بصورت ليتري و بشكه اي

معرفي توليدات گروه صنعتي حفاظ سازه


استفاده از حفاظ پنجره و يا نرده آهني پنجره، نقش زيادي در تامين امنيت ساختمان هاي اداري و مسكوني دارد. بسياري از ساختمان ها در موقعيتي قرار گرفته اند كه پنجره هاي آن ها از بيرون قابل دسترس است و ساكنان آن ها مواقعي كه در خانه حضور ندارند، نگران امنيت منزل خود مي باشند كه با به كار بستن حفاظ پنجره و ساير وسايل امنيتي مانند درب آكاردئوني، حفاظ آهني روي ديوار و ... مي توانيد با خيال راحت از منزل خود خارج شويد.

قبل از انتخاب و خريد حفاظ پنجره بايد با انواع و ويژگي هاي هر كدام از آن ها آشنايي داشته باشيد كه در اين مقاله به معرفي آن ها مي پردازيم.


انواع حفاظ پنجره

حفاظ پنجره مدرن، بهترين انتخاب براي ساختمان هاي نوساز و جديد مي باشد. اگر شما براي ساختمان جديد خود يك حفاظ پنجره معمولي انتخاب كنيد، در واقع از زيبايي و جلوه نماي ساختمان خود كاسته ايد و با وجود هزينه هاي زيادي كه صرف نماي ساختمان كرده ايد، جذابيت لازم را در آن نمي بينيد.

 

نرده شاخ گوزني

 

شما مي توانيد حفاظ پنجره مدرن را با توجه به مدل و نوع پنجره خود تهيه نماييد و انتخاب منحصر به فردي داشته باشيد.

حفاظ پنجره فرفورژه و حفاظ پنجره مدرن، شباهت هاي فراواني با يكديگر دارند و تنها تفاوت آن ها در جزئيات مي باشد كه آن هم توسط سازندگان با تجربه و متخصص قابل تشخيص است. در طرح ها و شكل هاي حفاظ پنجره فرفورژه، تنوع زيادي وجود دارد كه با كمك سازنده اي كه تجربيات كافي داشته باشد مي توانيد مدلي جذاب و زيبا را از ميان آن ها داشته باشيد.

حفاظ پنجره ثابت، حفاظي است كه ساليان سال در ساختمان ها و پنجره هاي زيادي مورد استفاده قرار گرفته و محافظ ايده آلي به شمار مي آيد.

ساخت و نصب حفاظ پنجره ثابت ساده تر از ساير انواع حفاظ پنجره مي باشد و به همين دليل قيمت مناسب تري دارد. موقع نصب اين نوع حفاظ بايد اصولي را رعايت كرد كه در صورت عدم رعايت، امنيت لازم را به پنجره شما نخواهد داد.

حفاظ پنجره متحرك يا تاشو در قسمت ورودي خانه نصب مي شود. مهم ترين مزيت حفاظ پنجره متحرك اين است كه در مواقعي كه اجازه و امكان نصب انواع ديگر حفاظ پنجره در نماي ساختمان وجود ندارد، مي توان به راحتي از اين نوع حفاظ استفاده كرد.


نكته اصلي در داشتن حفاظ پنجره متحرك اين است كه بايد يادتان باشد كه آن را موقع خروج از منزل ببنديد.

در غير اين صورت انگار حفاظي براي پنجره شما وجود ندارد.

قيمت نهايي حفاظ پنجره به عوامل متعددي مانند ميزان آهن به كار رفته در آن، مدل نرده پنجره و هزينه ساخت و نصب آن بستگي دارد.

براي كاهش هزينه حفاظ پنجره مي توان از نمونه كارهاي قبلي و يا طرح هاي آماده استفاده كرد.

رعايت فاصله مناسب و استاندارد ميان ميله هاي افقي و عمودي در حفاظ پنجره، قيمت آن را تا حد زيادي كاهش مي دهد.


معرفي درب آكاردئوني

درب آكاردئوني از ديگر وسايل ضروري براي تامين حفاظت و امنيت خانه مي باشد كه در واقع مانند يك دزدگير عمل مي كند. ويژگي اصلي درب آكاردئوني، داشتن قفلي است كه با هر كليدي باز نمي شود، فقط يك كليد دارد و حتي كليد ساز هم براي باز كردن آن بايد كليد اصلي را داشته باشد.

 

 

ميله هاي درب آكاردئوني بايد از استحكام كافي برخوردار باشد و با هر فشار و ضربه اي به راحتي نشكند.

شما بايد خانه و آپارتمان خود را مانند يك گاو صندوق بدانيد و امنيت را در آن هر چه بيشتر برقرار نماييد.

درب آكاردئوني هم ظاهر جذابي به خانه شما مي دهد و هم هيچ راهي براي ورود به ساختمان شما باقي نمي گذارد. 

قيمت نصب و ساخت درب آكاردئوني نسبت به مزيت هاي بي شمار آن بسيار مناسب است و مانند يك سرمايه گذاري بلند مدت براي تامين امنيت ساختمان شما مي باشد. 

ويژگي ديگر درب هاي آكاردئوني اين است كه فضاي كمتري را نسبت به ديگر انواع درب ها اشغال مي كند و به همين دليل علاوه بر مناطق مسكوني و تجاري براي انباري ها و مغازه ها هم مورد استفاده قرار مي گيرد.

استفاده از قفل هاي مخفي و تعداد حلقه هاي قفل بيشتر در بدنه درب آكاردئوني، امنيت آن را افزايش مي دهد.

درب آكاردئوني از دو گل تا پنج گل وجود دارد كه نوع سه گل بهترين مدل اين نوع درب مي باشد.

منظور از گل، تعداد مشبك هاي به كار رفته در درب آكاردئوني مي باشد.


معرفي حفاظ آهني روي ديوار

علاوه بر درب و پنجره، ديوارهاي خانه هم مخصوصا خانه هاي ويلايي كه داراي ديوارهاي كوتاه هستند، به حفاظ نياز دارند. 

حفاظ آهني روي ديوار با افزايش ارتفاع ديوار، امكان ورود به داخل ساختمان را به حداقل مي رساند.

حفاظ شاخ گوزني، حفاظ بوته اي، حفاظ ليليوم و حفاظ نخل مرداب از انواع مدرن و زيباي حفاظ ديوار هستند كه جايگزين حفاظ هاي نيزه اي و يا سيم خاردارهاي گذشته شده اند.

حفاظ شاخ گوزني و حفاظ بوته اي در كنار تامين امنيت كامل، قيمت مناسب تري دارند. اما حفاظ هايي مانند حفاظ ليليوم به دليل زيبايي بصري و طراحي فوق العاده اي كه دارند نسبتا گران تر هستند.

در ادامه، قيمت حفاظ شاخ گوزني را به دليل كاربرد و صرفه جويي بيشتر در هزينه ها بررسي مي كنيم.

 

قيمت حفاظ شاخ گوزني

قيمت حفاظ شاخ گوزني به عواملي مانند ضخامت ميلگرد هاي به كار رفته در آن، ارتفاع حفاظ، تراكم رديف ها و نوع جوشكاري و رنگ كاري حفاظ بستگي دارد.

با افزايش ارتفاع حفاظ شاخ گوزني قيمت آن هم افزايش مي يابد كه در ارتفاع هاي مختلفي مانند يك متر تا يك و نيم متر و 90 سانتي متر تا 120 سانتي متر ساخته مي شود. اما خريدار مي تواند با توجه به بودجه، نياز و محدوديت هاي ساختمان خود ارتفاع هاي متغيري از 40 سانتي متر تا 200 سانتي متر هم سفارش دهد.


به تعداد رديف هاي به كار رفته در طول يك متر از حفاظ شاخ گوزني، تراكم گفته مي شود. بديهي است كه هر چه تراكم بالاتر باشد فضاي خالي كمتري در حفاظ شاخ گوزني ديده مي شود و امنيت و قيمت حفاظ بيشتر مي شود.

توجه داشته باشيد كه سودجويان در بحث تراكم بيشترين كم فروشي را دارند و با كم كردن وزن حفاظ و تغييراتي در شكل ظاهري و يا استفاده از ميلگردهاي نازك و رنگ بي كيفيت، حفاظي با قيمت پايين تر و امنيت ضعيف تر به خريدار مي فروشند.

 در حفاظ شاخ گوزني، دو نوع جوشكاري با گاز دي اكسيد كربن و جوشكاري الكترود وجود دارد.

جوشكاري تحت گاز دي اكسيد كربن، مانع نفوذ هوا به نقطه جوش مي شود و اتصال محكم تري در بين قطعات  خواهيم داشت.

جوشكاري الكترود، اتصال ضعيف تر و قيمت پايين تري نسبت به جوشكاري با گاز دي اكسيد كربن دارد.

براي رنگ كاري حفاظ روي ديوار، دو نوع رنگ مايع و رنگ كوره اي الكترو استاتيك به كار مي رود.

رنگ كوره اي الكترواستاتيك به دلايلي مانند ماندگاري و مقاومت بالا در مقابل سرما و گرما، استفاده از رنگ پودري، نياز به كوره پخت رنگ و زمان رنگ آميزي بيشتر، قيمت بالاتري دارد.

 

معرفي سر درب

استفاده از سر درب، جلوه و زيبايي بيشتري به نماي ورودي ساختمان شما مي دهد و در بعضي مدل ها نقش يك حفاظ ايمن را هم ايفا مي كند.

سر درب مدرن، سر درب سنتي و كلاسيك و سر درب لاكچري از انواع سر درب ها مي باشد كه با توجه به نماي ساختمان خود مي توانيد آن ها را انتخاب كنيد.

از مزاياي استفاده از سر درب، پوشش كامل درب و ستون هاي درب و جلوگيري از كثيف شدن آن ها و

استفاده از آن به عنوان يك سقف كاذب براي محافظت از درب در مقابل عوامل جوي  مي باشد.

منبع


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۳۰ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۰:۲۸:۴۶ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

مهريه سنگين ضامن يا مانع خوشبختي؟؟؟؟

اين روزها طلاق را زلزله خاموش مي نامند، زلزله اي كه نه ديوارها و سقف خانه را بلكه اساس و بنيان زندگي مشترك را ويران مي كند. طلاق و جدايي يك زوج علل متفاوتي دارد از خيانت يكي از زوجين گرفته تا ناسازگاري رفتاري و مسائل اقتصادي و روانشناختي متعدد كه بررسي هر يك از علل طلاق مستلزم صرف زمان و نوشتن مقالات متعدد است كه از حوصله اين نوشته خارج مي باشد.

يكي از مباحث روز ازدواج ها مهريه سنگيني است كه والدين براي ازدواج دخترشان شرط مي كنند كه هدف نويسنده پرداختن به تبعات و نتايج اين شرط مالي است كه اينروز ها رقمها و اعداد گزارش شده سر به فلك كشيده و سرسام آور است.

طبق پژوهش هاي صورت گرفته ميانگين مهريه زنان ايراني بين ۲۶۰ تا ۴۵۰ سكه طلاست، كه البته در بين مهريه ها ميزان ۱۲۴ هزار سكه طلا هم به چشم مي خورد.

در قرآن كريم مي‏خوانيم: « وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَهً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَّرِيئًا » ؛ در كمال رضايت قلبى و طيب خاطر ، مهر زنان را به آنان بپردازيد و اگر چيزى از آنرا با رضايت خاطر به شما ببخشند آن را حلال و گوارا مصرف نماييد ». (نساء: ۴) در اين آيه از مهر به «صَدُقه» ياد كرده است و صدقه از ماده صدق است، و بدان جهت به مهر، صداق يا صدقه گفته مي‏شود كه نشانه حسن نيت ، صداقت و راستين بودن علاقه مرد به زن است .

اسلام به كم بودن مهريه سفارش كرده و آن را امري مستحب دانسته و لازم ميداند مقدار مهر زنان به گونه‏ اي باشد كه مرد بتواند با آسودگي خاطر و رضايت قلبي آن را بپذيرد؛ امام صادق(عليه السّلام) نيز فرموده : «همانان از بركت زن، كم بودن مهريه‏ اش و از بديُمني او، زيادي مهرش است». وسائل الشيعه، ج ۲۱، ص ۲۵۴ متاسفانه برخلاف تاكيد و سفارش دين اسلام افزايش مهريه در جامعه ما رونق زيادي پيدا كرده است و جالب اينكه اين افزايش در تمام طبقات اقتصادي از طبقات پائين گرفته تا متوسط و بالا يك روند صعودي دارد هر چند در تمام جوامع طبقه متوسط هميشه به لحاظ تفكر و انديشه پيشرو بوده و اعمال و رفتارهاي اين طبقه معرف سطح بينش و سواد آنهاست و به چنين افكار خرافي كه “مهريه سنگين ضامن خوشبختي است”بهايي داده نمي شود ولي در جامعه ما طبقه متوسط هم در دام چنين انديشه هاي خرافي و بي اساس افتاده اند كه نيازمند بررسي كارشناسانه مي باشد.

همان گونه كه كم بودن مهريه در احاديث نشانه بركت و خوش يُمني زن در خانه مرد شناخته شده و موجب بالا رفتن ارزش معنوي او مي‏شود ، سنگيني مهر نيز نكوهش گرديده و از آن با عنوان بديُمني و شومي زن نام برده شده ، پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله مي‏فرمايد: «شومي و بدقدمي زن، به سنگين بودن مهر اوست». وسائل الشيعه، ج ۲۰، ص ۲۵۵

اميرالمومنين علي(عليه السّلام) مي‏فرمايند: «مهريه زنان را گران و سنگين نكنيد كه دشمني در پي خواهد داشت». وسائل الشيعه، ج ۲۰، ص ۲۵۶. آيا واقعاً مهريه سنگين ضامن خوشبختي يك زوج و يك خانواده مي تواند باشد؟؟ غافل از اينكه مهريه يك بدهي است و آيا هر چقدر بدهي يك انسان زياد باشد خوشبخت تلقي مي شود؟ اصلا كدام بدهكار خوشبخت شده است ؟ و بايد به اين گفته علما توجه كرد ،گفته‏ اند:” اگر قصدو توان پرداخت آن را نداشته باشد، اصل عقد باطل خواهد بود”

يكي از تبعات شايع مهريه هاي كمر شكن و سنگين ، ترسيدن جوانان از ازدواج است و همين ترسيدن و فاصله گرفتن از ازدواج و حتي فكر ازدواج موجب افسردگي ، كاهش انگيزه و اميد به زندگي ، افزايش فساد در جامعه ، رواج ازواج هاي سفيد ( ازدواج سفيد ازدواجي است كه اخيراً در جامعه ما نيز شايع شده و منظور ازدواجي است كه در آن هيچ عقد و قرار دادي صورت نميگريد و جوانان باهمديگر به توافق مي رسد به دور از چشم والدين و قانون و به صورت غير شرعي باهمديگر زندگي كنند) همجنس بازي و مسائل روانشناختي و جامعه شناختي متعدد كه به تناسب كوچكي و بزرگي هر جامعه ظهور وبروز پيدا مي كند.

ضمانت اخلاقي بالاترين ضمانت براي دوام خانواده است و كسب ضمانت اخلاقي در سايه آموزش و تربيت خانوادگي بدست مي آيد و مهريه سنگين كه نوعي وثيقه مالي است بجز آشفته كردن ذهن زوجين هيچ ثمري نداشته و تداعي گر يك معامله و داد و ستد است كه متاسفانه بعضي از والدين چنين گمان مي كنند كه مهريه سنگين ، زندگي آينده فرزندان آنها را در برابر مشكلات احتمالي بيمه خواهد كرد كه تجربه نشان داده است چنين تصوري هيچ وقت درست از آب در نيامده و نتايج عكس داشته است.

پس نبايد به ازدواج نگاه معامله يا تجارت داشته باشيم و بدانيم كه مهريه سنگين گرفتن براي دختر، نشانه ارج نهادن و احترام بيشتر به دختر نيست بلكه بالعكس اين بي ‏احترامي به دختر است و گويا داريم با او معامله كالا مي كنيم حال آنكه شأن دختر و زن برتراز اين مسائل است .

مهدي كريمي



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۹:۰۹ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

مهريه سنگين ضامن يا مانع خوشبختي؟؟؟؟

اين روزها طلاق را زلزله خاموش مي نامند، زلزله اي كه نه ديوارها و سقف خانه را بلكه اساس و بنيان زندگي مشترك را ويران مي كند. طلاق و جدايي يك زوج علل متفاوتي دارد از خيانت يكي از زوجين گرفته تا ناسازگاري رفتاري و مسائل اقتصادي و روانشناختي متعدد كه بررسي هر يك از علل طلاق مستلزم صرف زمان و نوشتن مقالات متعدد است كه از حوصله اين نوشته خارج مي باشد.

يكي از مباحث روز ازدواج ها مهريه سنگيني است كه والدين براي ازدواج دخترشان شرط مي كنند كه هدف نويسنده پرداختن به تبعات و نتايج اين شرط مالي است كه اينروز ها رقمها و اعداد گزارش شده سر به فلك كشيده و سرسام آور است.

طبق پژوهش هاي صورت گرفته ميانگين مهريه زنان ايراني بين ۲۶۰ تا ۴۵۰ سكه طلاست، كه البته در بين مهريه ها ميزان ۱۲۴ هزار سكه طلا هم به چشم مي خورد.

در قرآن كريم مي‏خوانيم: « وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَهً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَّرِيئًا » ؛ در كمال رضايت قلبى و طيب خاطر ، مهر زنان را به آنان بپردازيد و اگر چيزى از آنرا با رضايت خاطر به شما ببخشند آن را حلال و گوارا مصرف نماييد ». (نساء: ۴) در اين آيه از مهر به «صَدُقه» ياد كرده است و صدقه از ماده صدق است، و بدان جهت به مهر، صداق يا صدقه گفته مي‏شود كه نشانه حسن نيت ، صداقت و راستين بودن علاقه مرد به زن است .

اسلام به كم بودن مهريه سفارش كرده و آن را امري مستحب دانسته و لازم ميداند مقدار مهر زنان به گونه‏ اي باشد كه مرد بتواند با آسودگي خاطر و رضايت قلبي آن را بپذيرد؛ امام صادق(عليه السّلام) نيز فرموده : «همانان از بركت زن، كم بودن مهريه‏ اش و از بديُمني او، زيادي مهرش است». وسائل الشيعه، ج ۲۱، ص ۲۵۴ متاسفانه برخلاف تاكيد و سفارش دين اسلام افزايش مهريه در جامعه ما رونق زيادي پيدا كرده است و جالب اينكه اين افزايش در تمام طبقات اقتصادي از طبقات پائين گرفته تا متوسط و بالا يك روند صعودي دارد هر چند در تمام جوامع طبقه متوسط هميشه به لحاظ تفكر و انديشه پيشرو بوده و اعمال و رفتارهاي اين طبقه معرف سطح بينش و سواد آنهاست و به چنين افكار خرافي كه “مهريه سنگين ضامن خوشبختي است”بهايي داده نمي شود ولي در جامعه ما طبقه متوسط هم در دام چنين انديشه هاي خرافي و بي اساس افتاده اند كه نيازمند بررسي كارشناسانه مي باشد.

همان گونه كه كم بودن مهريه در احاديث نشانه بركت و خوش يُمني زن در خانه مرد شناخته شده و موجب بالا رفتن ارزش معنوي او مي‏شود ، سنگيني مهر نيز نكوهش گرديده و از آن با عنوان بديُمني و شومي زن نام برده شده ، پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله مي‏فرمايد: «شومي و بدقدمي زن، به سنگين بودن مهر اوست». وسائل الشيعه، ج ۲۰، ص ۲۵۵

اميرالمومنين علي(عليه السّلام) مي‏فرمايند: «مهريه زنان را گران و سنگين نكنيد كه دشمني در پي خواهد داشت». وسائل الشيعه، ج ۲۰، ص ۲۵۶. آيا واقعاً مهريه سنگين ضامن خوشبختي يك زوج و يك خانواده مي تواند باشد؟؟ غافل از اينكه مهريه يك بدهي است و آيا هر چقدر بدهي يك انسان زياد باشد خوشبخت تلقي مي شود؟ اصلا كدام بدهكار خوشبخت شده است ؟ و بايد به اين گفته علما توجه كرد ،گفته‏ اند:” اگر قصدو توان پرداخت آن را نداشته باشد، اصل عقد باطل خواهد بود”

يكي از تبعات شايع مهريه هاي كمر شكن و سنگين ، ترسيدن جوانان از ازدواج است و همين ترسيدن و فاصله گرفتن از ازدواج و حتي فكر ازدواج موجب افسردگي ، كاهش انگيزه و اميد به زندگي ، افزايش فساد در جامعه ، رواج ازواج هاي سفيد ( ازدواج سفيد ازدواجي است كه اخيراً در جامعه ما نيز شايع شده و منظور ازدواجي است كه در آن هيچ عقد و قرار دادي صورت نميگريد و جوانان باهمديگر به توافق مي رسد به دور از چشم والدين و قانون و به صورت غير شرعي باهمديگر زندگي كنند) همجنس بازي و مسائل روانشناختي و جامعه شناختي متعدد كه به تناسب كوچكي و بزرگي هر جامعه ظهور وبروز پيدا مي كند.

ضمانت اخلاقي بالاترين ضمانت براي دوام خانواده است و كسب ضمانت اخلاقي در سايه آموزش و تربيت خانوادگي بدست مي آيد و مهريه سنگين كه نوعي وثيقه مالي است بجز آشفته كردن ذهن زوجين هيچ ثمري نداشته و تداعي گر يك معامله و داد و ستد است كه متاسفانه بعضي از والدين چنين گمان مي كنند كه مهريه سنگين ، زندگي آينده فرزندان آنها را در برابر مشكلات احتمالي بيمه خواهد كرد كه تجربه نشان داده است چنين تصوري هيچ وقت درست از آب در نيامده و نتايج عكس داشته است.

پس نبايد به ازدواج نگاه معامله يا تجارت داشته باشيم و بدانيم كه مهريه سنگين گرفتن براي دختر، نشانه ارج نهادن و احترام بيشتر به دختر نيست بلكه بالعكس اين بي ‏احترامي به دختر است و گويا داريم با او معامله كالا مي كنيم حال آنكه شأن دختر و زن برتراز اين مسائل است .

مهدي كريمي



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۹:۰۹ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

نگاهي به خشونت از نوع كلامي آن ...........

يكي از دلايل خشونت كلامي چه در فضاي واقعي و چه در فضاي مجازي پنداره هاي فرد است به عبارتي وقتي يك فرد افكار و پنداره هاي خود را واقعي و منطبق بر حقيقت دانسته و مطلقا آنرا درست مي پندارد آنوقت نقابي بر صورت و حصاري دور ذهن خود كشيده و اجازه ورد هيچ نوع اطلاعاتي را به انباره هاي ذهني خود نمي دهد كه در اين صورت وقتي نوري به تاريك خانه ذهنش تابانده مي شود ، حضور اين نور را برنتافته و واكنش نشان مي دهد،واكنشي از نوع خشونت كلامي  بر پايه اعتقادات كه در حال حاضر در جامعه ما به دليل نبود تمرين گفتگو و پائين بودن هوش عاطفي – هيجاني اين نوع خشونت را بيشتر مشاهده مي كنيم.بزرگي مي گويد: با كسي كه اعتقاداتش بر عقلش غلبه دارد بحث نكن ، چرا؟ براي اينكه او توانايي نقد اعتقادات خود را نداشته و از آن واهمه دارد، با وجود داشتن عقل ، اعتمادي بر تفكر عقلاني ندارد.براي مثال: اين فرد مثالي عقلا مي بنيد كه نتيجه تصميمي كه گرفته غلط بوده ولي باز آنرا تكرار مي كند براي اينكه باور دارد راهش درست است.در اين صورت اين فرد براي ادامه راه خود تفكر عقلاني را قبول نخواهد كرد و از هر ابزاري استفاده خواهد نمود. نتيجه اين نوع تفكر خود رايي است كه فرد خود راي بر حضور هر اعتقادي بجز اعتقاد خودش واكنش خشن نشان مي دهد. (البته اينجا منظور نگارنده اعتقادات مذهبي نيست ، چرا كه اعتقادات مذهبي بر پايه عقلانيت استوار است. “كل ما حكم به العقل حكم به الشرع”) و هدف باورهاي غلطي است كه در ذهن اين افراد به پيش فرض تبديل شده و در مواجهه با هر مسئله اي اين پيش فرضهاي غلط را سپر قرار داده و بدون انعطاف در مقابل هر نظر مخالفي مقاومت مي كند.

اگر خشونت را چهار نوع (يعني گفتاري يا كلامي ، جنسي ، اقتصادي و جسمي ) بدانيم مصداق خشونت كلامي بلند حرف زند،فحش دادن و توهين و تحقير كردن است كه اين نوع خشونت موجب قطع رابطه ها و ايجاد كينه هاي ماندگار شده و از ديگر خشونتها ماندگار تر است.يكي از دلايل اين نوع خشونتها "يادگيري" است فرزندان ما در جامعه خشونت كلامي را ياد ميگيرند درخانه،مدرسه و خيابان .اگر دقت كنيم بعضا در بين مسئولين رده بالا مثل مجلس نمايندگان ،خشنونت كلامي نمودي مشهود دارد كه در اين صورت خشونت كلامي قبح خود را از دست داده و تبديل به ابزاري براي رسيدن به هدف مي شود.به عبارتي وقتي مردم مي بينند كه يك مسئول رده بالا دزدي يا خشنونت مي كند آنوقت عمل قبيح اين افراد موجه در نزد مردم ، مثل خود و جايگاه آن مقامات ، موجه جلوه داده و قابليت تكرارپذيري بالايي در جامعه پيدا مي كنند.

يكي از دلايل به وجود آمد خشونت كلامي نبود شادي و نشاط در جامعه است.شادي و نشاط موجب تخليه ي هيجاني شده و مرزها و حريم هاي شخصي غيرضروري كه آدمها براي خود ايجاد كرده اند را قابل رفت و آمد كرده و انسانها وقتي از لحاظ جسمي و جغرافيايي به همديگر نزديك شوند اضطرابشان كمتر شده و به همديگر احساس مثبتي پيدا مي كنند و در نتيجه بينشان ديالوگ صورت گرفته و نيازهايشان را مطرح مي كنند كه در اين صورت استفاده از خشونت كلامي نقش ابزاري خود را از دست داده و كاهش پيدا مي كند.

از ديگر علل خشونت از هر نوعش ،ناكامي است.وقتي افراد به اميال و آرزوهايشان نمي رسند به جاي پذيرش واقعيت و علت يابي چرايي نرسيدن به هدف ، دست به خشونت مي زنند كه اين مورد نيز در شهرما نمود زيادي دارد كه اغلب علت ناكامي هاي خود را در رشد و پيشرفت ديگران مي بينيم و شروع به فرافكني كرده و برچسبهايي مثل "بله قربانگو"دستمال كش " خ... مال" و...استفاده مي كنيم كه اين خود نمونه بارز خشونت كلامي است.

حمله وسيع ايراني ها به صفحه فيس بوك مسي فوتباليست معروف را همگي شنيده ايم.اين نمونه اي از خشونت كلامي در فضاي مجازي است كه پايه ي روانشناختي آن همان ناكامي است.شايد بيشتر جواناني كه به مسي حمله كردند مي خواستند مثل او در اوج باشند ولي ناكام مانده اند.حال اگر همين ها مسي را از نزديك ببينند چه رفتاري با او خواهند داشت؟ بي شك اكثر آنها شروع به تملق و تعريف او خواهند كرد.ولي در ناخودآگاه خود از او متنفرند.اين بحث را ما در زندگي روزمره خود زياد مي بينيم دوستانمان وقتي به موفيتهايي دست پيدا مي كنند دوروبرشان از دوستان واقعي خالي مي شود.چرا؟ براي اينكه واكنش دفاعي فرافكني و دليل تراشي اجازه قبول واقعيتها و ضعفهايمان را از ما گرفته و او را دليل ناكامي خود مي دانيم و آنوقت شروع به رفتار خشن با او مي كنيم.

از طرف ديگر ما مديريت و كنترل خشم را نياموخته ايم.يعني يادنگرفته ايم كه با وقايع و حوادث دوروبرمان برخوردي منطقي داشته باشيم نه برخوردي هيجاني .اغلب ما در رفتارهايمان عادت كرده ايم در برخورد اول هيجاني رفتار كرده و خود را تخليه كنيم كه اين به عدم آموزش و كسب مهارت كنترل خود و نياموختن مهارت حل مسئله بر ميگردد.براي كاهش رفتار خشن كلامي انسانها بايد بتوانند خشم دروني خود را كنترل كنند و براي مهار آن خشم شروع به علت يابي آن بنمايند.

در پايان دو مسئله خيلي مهم است يكي ايجاد فضاي گفتگو در خانواده است كه والدين بايد فضايي ايجاد كنند تا فرزندانشان خواسته هاي خود را آزادانه مطرح كنند.وقتي افراد نتوانند در محيط خانه و بعد از آن در محيط جامعه گفتگو كنند و احساسات و عقايد خود را بيان كنند دچار ناكامي شده و در اين صورت دست به رفتارهاي خشن جسمي يا كلامي خواهند زد.ديگري رسيدن به بلوغ اجتماعي – سياسي نياز به تمرين و آموزش دارد كه اين تمرين و آموزش از درون خانواده ها شروع شده و نتيجه آن به مرور زمان مشخص خواهد شد ولي متاسفانه زندگي ماشيني موجب كاهش وقت گذاشتن والدين براي بچه هايشان شده و رفته رفته رابطه ها كاهش يافته است كه نتيجه ان از بين رفتن ارزشهاي اصيل حاكم بر جامعه و كاهش كنترل اجتماعي شده است و به طبع آن تهي شدن فرزندان و بروز رفتارهاي خشن را در بر داشته است.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۹:۰۸ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

چه بلايي بر سر زندگي خودمان آورده ايم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا؟چرا؟چرا؟چرا؟چرا؟چرا؟چرا؟چرا؟چرا؟

خيلي كم مي خنديم،

خيلي تند رانندگي مي كنيم،

خيلي زود عصباني مي شويم،

تا ديروقت بيدار مي مانيم،

خيلي خسته از خواب برمي خيزيم،

خيلي كم مطالعه مي كنيم،

اغلب اوقات تلويزيون نگاه مي كنيم

چندين برابر مايملك داريم اما ارزشهايمان كمتر شده است.

خيلي زياد صحبت مي كنيم، به اندازه كافي دوست نمي داريم و خيلي زياد

دروغ مي گوييم زندگي ساختن را ياد گرفته ايم اما نه زندگي كردن را ؛

تنها به زندگي سالهاي عمر را افزوده ايم و نه زندگي را به سالهاي عمرمان

ما ساختمانهاي بلندتر داريم اما طبع كوتاه تر، بزرگراه هاي پهن تر اما ديدگاه

هاي باريكتربيشتر خرج مي كنيم اما كمتر داريم، بيشتر مي خريم اما كمتر

لذت مي بريم

ما تا ماه رفته و برگشته ايم اما قادر نيستيم براي ملاقات همسايه جديدمان

از يك سوي خيابان به آن سو برويم

فضاي بيرون را فتح كرده ايم اما فضا درون را نه، ما اتم را شكافته ايم اما

تعصب خود را نه!

بيشتر مي نويسيم اما كمتر ياد مي گيريم، بيشتر برنامه مي ريزيم اما كمتر

به انجام مي رسانيم

عجله كردن را آموخته ايم و نه صبر كردن،

درآمدهاي بالاتري داريم اما اصول اخلاقي پايين تر،

كامپيوترهاي بيشتري مي سازيم تا اطلاعات بيشتري نگهداري كنيم، تا

رونوشت هاي بيشتريتوليد كنيم، اما ارتباطات كمتري داريم.

ما كميت بيشتر اما كيفيت كمتري داريم

اكنون زمان غذاهاي آماده اما دير هضم است، مردمي بلند قامت اما

شخصيت هاي پست،سودهاي كلان اما روابط سطحي

فرصت بيشتر اما تفريح كمتر، تنوع غذاي بيشتر اما تغذيه ناسالم تر؛ درآمد بيشتر اما طلاق بيشتر؛ منازل رويايي اما خانواده هاي از هم پاشيده

بدين دليل است كه پيشنهاد مي كنم از امروز شما هيچ چيز را براي

موقعيتهاي خاص نگذاريد،زيرا هر روز زندگي يك موقعيت خاص است

در جستجوي دانش باشيد، بيشتر بخوانيد، در ايوان بنشينيد و منظره را

تحسين كنيد بدون آنكه توجهي به نيازهايتان داشته باشيد

زمان بيشتري را با خانواده و دوستانتان بگذرانيد، غذاي مورد علاقه تان را

بخوريد و جاهايي راكه دوست داريد ببينيد

زندگي فقط حفظ بقاء نيست، بلكه زنجيره اي ازلحظه هاي لذتبخش

 است

بهترين عطرتان را براي روز مبادا نگه نداريد و هر لحظه كه دوست داريد از آن

 استفاده كنيد

عباراتي مانند "يكي از اين روزها" و "روزي" را از فرهنگ لغت خود خارج كنيد.

بياييد نامهاي را كه قصد داشتيم "يكي از اين روزها" بنويسيم همين امروز بنويسيم

بياييد به خانواده و دوستانمان بگوييم كه چقدر آنها را دوست داريم. هيچ

چيزي را كه مي تواندبه خنده و شادي شما بيفزايد به تأخير نيندازيد

هر روز، هر ساعت و هر دقيقه خاص است و شما نميدانيد كه شايد آن مي

تواند آخرين لحظه باشد

اگر شما آنقدر گرفتاريد كه وقت نداريد اين پيغام را براي كسانيكه دوست

داريد بفرستيد، و به خودتان مي گوييد كه "يكي از اين روزها" آنرا خواهم

فرستاد، اگر تا ابدهم زنده باشيد هرگز نخواهيد فرستاد

 



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۹:۰۸ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

فيلم هاي آموزشي براي تقويت هوش آيا به راستي هوش كودكان را بالا مي برند؟؟؟

عصر ايران؛ صالح سپهري فر- «سري فيلم هاي آموزشي "اينشتين كوچولو" توليد شده توسط شركت والت ديسني. فقط كافي است آن را براي كودك زير دوسال خود پخش كنيد تا تصاوير مختلف ويژه كودك، ترانه‌ها و صداهاي مختلف موجود در آن، بهره هوشي فرزندتان افزايش يابد ...»

همين چند سطر توصيف از مجموعه دي.وي.دي هاي Baby Einstein در ايران با نام «اينشتين كوچولو»، «اينشتين كوچك» يا نام هايي اين چنيني شناخته مي‌شود كافي است تا پدر و مادري كه در زندگي پرمشغله شهري، فرصت سرخاراندن را هم ندارند به سمت خريد اين بسته سوق دهد. چه چيزي بهتر از اين كه هم فرصتي براي استراحت كردن بيابيم و هم فرزندمان در آينده نابغه شود!

اين محصول در حال حاضر در بسياري از وب سايت‌هاي ويژه محصولات كودك و حتي برخي كتاب‌فروشي‌ها هم فروخته مي‌شود. اما شايد كمتر كسي در ايران بداند كه چهار سال پيش شركت والت ديسني به خريداران اين محصول بابت «بي‌فايده» بودن آن غرامت پرداخت كرد!

فيلم هاي آموزشي و هوش كودك

يك رابطه بسيار ساده در دانش عصب‌شناسي وجود دارد و آن هم اينكه هر قدر كودك با محرك‌هاي محيطي بيشتري روبرو شود، ارتباط ميان سلول‌هاي عصبي مغز او بيشتر شده و به اين ترتيب توانايي‌هاي هوشي او نيز افزايش مي‌يابد. شركت والت ديسني مجموعه «اينشتين كوچولو» را بر اساس همين پيش فرض توليد كند.

در فيلم‌هاي موجود در اين سري، تصاويري رنگارنگ و صداهاي مختلفي وجود دارد كه شايد در نگاه اول نقش محرك را براي رشد ذهني كودك داشته باشد. اما پژوهش‌ها و نيز تجربيات والدين در سراسر دنيا چيز ديگري را نشان مي‌دهد.

در سال 2007 مطالعه‌اي بر روي ميزان تأثير تماشاي فيلم‌هاي آموزشي ويژه كودكان و روي توانايي‌هاي ذهني آن‌ها به انجام رسيد. نتيجه اين پژوهش شگفت‌آور بود! كودكان 8 تا 16 ماهه اي كه اين فيلم‌ها را ديده بودند، به ازاي هر يك ساعت تماشاي اين فيلم‌ها در روز 6 تا 8 كلمه كمتر از ساير كودكان كه اين فيلم‌ها را تماشا نكرده بودند، مي‌دانستند.

اين مطالعه كه توسط دانشمندان در دانشگاه واشينگتن انجام رسيد، نخستين پژوهشي است كه ناكارآمدي اين‌گونه برنامه‌هاي به‌اصطلاح آموزشي را نشان مي‌داد. با اينكه مطالعه ديگري كه در تير ماه امسال منتشر شد و به نوعي تكرار آزمايش دانشمندان دانشگاه واشينگتن بود ادعاي قبلي را تعديل مي كرد، اما آنها به اين نتيجه رسيدند كه اين دسته از فيلم ها تاثير چنداني بر هوش كودكان ندارند.

شركت والت ديسني كه در سال 2006 در به خاطر اعتراضات صورت گرفته‌ واژه «آموزشي» را از عنوان اين مجموعه فيلم‌هاي خود حذف كرده بود، سرانجام در سال 2009 پذيرفت كه به خريداران آن غرامت بپردازد. غرامتي كه طبق برخي برآوردها حدود 100 ميليون دلار بود.

والدين و تقويت هوش فرزندان

بي‌شك هر پدر و مادر دوست دارد فرزندي با هوش و ذكاوت داشته باشد. جالب اينجا است كه براي تقويت هوش كودكان نيازي به خرج هاي آن‌چناني نيست. كارهاي ساده‌اي نظير خواندن كتاب براي بچه‌ها مي‌تواند تأثير شگفت‌آوري از توانايي‌هاي مختلف هوشي كودك و به ويژه توانايي هاي زباني آن‌ها داشته باشد.

همچنين انواع بازي‌هاي مختلف مي‌تواند هوش منطقي، ديداري و هيجاني كودك را تقويت كند. آنچه در ميان مهم است و تعامل مثبت با كودكان است كه اتفاقاً پژوهش‌هاي مختلف علمي نيز درستي اين مسئله را نشان مي‌دهد.

در نهايت فراموش نكنيد كه كودكان بيشتر از فناوري‌هاي مختلف، به حضور در كنار پدر و مادر خود نياز دارند.


منابع:
http://www.newscientist.com/article/dn12437-educational-dvds-slow-infant-learning.html
http://www.nytimes.com/2009/10/24/education/24baby.html?_r=0
http://www.telegraph.co.uk/health/children_shealth/6425271/Disney-offers-millions-of-parents-Baby-Einstein-video-refunds.html
http://www.christopherjferguson.com/Baby%20Videos.pdf


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۹:۰۷ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

خشونت كلامي


خشونت كلامي؛ پديده اي كه همه جا ديده مي شود
خشونت الزاما خشونت جسمي، كتك زدن، زخمي‌كردن يا دعواهاي لفظي نيست. اين روزها خشونت‌هاي پنهان كلامي با تكه كلام‌ و زخم زبان‌ها در جامعه ما نمود پيدا كرده و رواج چشمگيري داشته است. خشونت‌هاي جسمي و فيزيكي كه منجر به زخمي شدن يك فرد مي‌شود در اكثر مواقع التيام پيدا مي‌كند اما خشونت‌هاي كلامي عمق احساسات يك فرد را زخم مي‌كند و در هيچ شرايطي بهبود پيدا نمي‌كند، گاهي كينه‌اي بزرگ را در دل مي‌پروراند و هيچ وقت از ذهن پاك نمي‌شود. خشونت‌هاي كلامي قربانيان زيادي مي‌گيرد و هرگز صداي فرياد قربانيان به گوش نمي‌رسد مگر آنكه به بزهكاري‌هاي اجتماعي منجر شود.

خشونت، خشونت مي‌آفريند
به گزارش تهران امروز؛دكتر امان‌الله قرايي‌مقدم با اشاره به اينكه خشونت در درون جامعه فرو رفته است، به تهران امروز مي‌گويد: در جامعه از مسئولان گرفته تا افراد معمولي در بيانشان خشونت وجود دارد. خشونت در درون جامعه زاده مي‌شود. خشونت كلامي يكي از ۴ نوع خشونتي (خشونت جسمي، جنسي، اقتصادي و كلامي) است كه مي‌تواند در يك جامعه ساري و همه‌گير شود. بلند و تند صحبت كردن، توهين، گفتار بد، برچسب زدن، به روش غيراخلاقي چيزي را تحت‌تاثير قرار دادن و... خشونت كلامي است.

او با بيان اينكه اين روزها خشونت را در كجاي جامعه مان نمي‌بينيد؟ مي‌افزايد: نمايندگان مجلس را ببينيد كه وقتي در صحن علني مجلس حرف مي‌زنند انگار دعوا دارند، راننده با مسافر، كارمند با مراجعه كننده به ادارات، سريال‌هاي تلويزيوني، فيلم‌هاي سينمايي، اخبار و... همه به نوعي اشاعه دهنده خشونت است. از كلام خشونت خشونت آفريده مي‌شود.

به گفته اين جامعه‌شناس يكي از علل خشونت به‌ويژه كلامي نبود شادي و نشاط در جامعه است و باعث مي‌شود كه جامعه به درون خود فرو رفته و پرخاشگري كند. وقتي موسيقي‌هاي آرام‌كننده و خنده وجود ندارد، همه صورت‌ها اخم دارد، ناخودآگاه خشونت زاييده مي‌شود. توجه كرده‌ايد كه لباس متنوع و رنگي بين نوجوانان و جوانان وجود ندارد. اكثر لباس‌ها مشكي و يكجور است. در جامعه‌اي كه از آن اندوه، ياس و نااميدي مي‌بارد خشونت‌هاي كلامي و رفتاري به سرعت پيشرفت مي‌كند.

در حال حاضر در ماه ربيع‌الاول به سر مي‌بريم و بايد شادي، موسيقي، خنده و... در سراسر كشور پخش شود اما شما شادي در جامعه مي‌بينيد؟ البته منظور من از موسيقي، سبك‌هاي رپ، آفريقايي، پانك و... نيست زيرا اين نوع موسيقي‌ها خود خشونت‌‌آورند. متاسفانه جوانان در ماشين‌هاي خود اين موسيقي‌ها را تا آخر زياد مي‌كنند كه نه تنها آنها را آرام نمي‌كند بلكه باعث خشن شدن آنها مي‌شود. از جامعه خشن و بددهن ناخودآگاه خشونت و بدهني توليد مي‌شود.

در جامعه‌اي كه نشاط نيست هيچ چيزي خوب نيست. جامعه‌شاد همه چيز اعم از بهره‌برداري اقتصادي، سياسي، فرهنگي خوب مي‌شود و آرامش روحي و رواني به وجود مي‌آيد و كلام‌ها شيرين و گفته‌ها لطيف مي‌شود. اگر شادي در خشونت‌ها تاثير نداشت، چرا دنيا اين همه خرج مي‌كند كه كارناوال شادي راه بيندازد؟ شادي با اسلام هم مناسب است. ائمه در احاديث‌شان سفارش‌هاي بسياري درمورد شادي كرده‌اند.

دكتر قرايي‌مقدم در ادامه با اشاره به آسيب‌هاي جدي كه خشونت‌هاي كلامي در خانواده به وجود مي‌آورد مي‌گويد: برخوردهاي نادرست و خشونت‌‌آميز والدين با يكديگر و حتي با فرزندانشان باعث از هم گسيختگي خانواده مي‌گردد. خشونت‌هاي كلامي در خانواده يكي از عوامل مهم رفتار نابهنجار طلاق عاطفي، فرار دختران و پسران از خانه و... به حساب مي‌آيد.

او با اشاره به اظهارات مقام معظم رهبري درباره سبك زندگي در بجنورد مي‌گويد: سبك زندگي كه ايشان در نظر دارند، ابعاد متنوع، متعدد و گوناگوني دارد و يك وجهي نيست. از خريد لوازم و پوشش لباس و گسترش روابط معنوي درون خانه، آرايش، پوشش، پيروي از مد، جلوگيري از تجمل‌گرايي، خوردن و آشاميدن، نحوه بيان، تغيير طرز تفكر و ايراني زندگي كردن تا حاكم شدن معنويات را دربرمي‌گيرد.اصولا در جامعه سرمايه‌داري كه ماديات حاكم است و پول و همه چيز به پول ختم مي‌شود معنويات كمرنگ مي‌شود. ما به جامعه سرمايه‌داري پيش مي‌رويم و به اين جمع پيوسته‌ايم. ايران در طول تاريخ غيرسرمايه‌داري نبوده است. اصل ۴۴ هم مي‌خواهد كارخانه‌ها را به مردم بدهد. ايران چه زماني مثل كره‌شمالي و كوبا بوده‌ است. در ايران هر چه بخواهيم مي‌خريم يا مي‌فروشيم. در سبك و شيوه زندگي كه مقام معظم رهبري در نظر‌دارند، بايد از تجمل‌گرايي، غرب‌زدگي، الگوبرداري دختران از هنرپيشه‌هاي غربي و پسرها خواننده‌هاي غربي دست برداشت و به‌جاي آن محبت‌ها و معنويات را در درون خود تقويت كرد.

وقتي زن و مردي از صبح تا شب براي تجملات مي‌دوند، فرصت شنيدن و گفتن ندارند. وقتي از كسي سوالي بپرسي، با بي‌اعتنايي از كنار آن مي‌گذرد يا ناخودآگاه به كسي بخوري حتما دعوايي به پا خواهد شد يا موتورسيكلت از پياده مي‌آيد اعتراض مي‌كني فحش مي‌دهد و... صحه‌اي بر مشكلات جامعه است. خرده حرف‌هاي جامعه ما بددهني است. خشونت ارثي نيست. در حال حاضر سبك زندگي ما سبك زندگي پرخاشگرانه است.

كودكان خشونت كلامي را سريع فرا مي‌گيرند
كودكان به‌ويژه پسران پدر خود را قهرمان بي‌بديل دنيا و مادران خود را مهربان‌ترين و بهترين الگوي خود مي‌دانند. خشونت‌هاي كلامي كه در خانواده و جامعه پيش مي‌آيد، اولين كساني كه آن را فرا مي‌گيرند كودكان خودما هستند.

سپيده شبان با اشاره به اينكه خشونت‌هاي كلامي نوعي از پيام دادن به يكديگر است، به تهران امروز مي‌گويد: يكي از مهم‌ترين روش‌هايي كه بشر براي ارتباط استفاده مي‌كند كلام است و بسيار اهميت دارد كه چطور پيام‌هاي خود را به آدم‌هاي اطراف منتقل مي‌كند. مقوله‌اي كه بايد بيشتر در جامعه به‌ويژه خانواده به آن اهميت داد سبك انتقال اين پيام است. بيشترين مشكلاتي كه ما در روابط زوجين داريم يا مادر و پدر با كودك (والد - كودك) بيشتر به خاطر پيام‌هايي است كه اشتباه رد و بدل شده و خشونت و پرخاشگري حين مبادله پيام است. مي‌دانيم كه يكي از روش‌ها يادگيري، يادگيري مشاهده‌اي است پس هر سيستمي كه پياده كنيم اولين كساني كه از ما الگو مي‌گيرند كودكان‌مان هستند.

اگر در نظر بگيريم كه خشونت كلامي در جامعه ما با اين جمعيت رواج پيدا كرده مي‌توانيم به اين نتيجه برسيم كه براي اين مسئله الگوهاي زيادي در جامعه و خانواده براي بچه‌هايمان داريم. اگر به اين مسئله بي‌اهميت بمانيم باعث مي‌شود كه نسل‌هاي بعدي آن را يك روش عادي و معمولي در ارتباطات خود بدانند. چيزي كه بايد در جامعه فرهنگ‌سازي شود اين است كه خيلي از مواقع دچار عصبانيت و احساس‌هاي منفي مي‌شويم چگونه آن را مهار كنيم زيرا عصبانيت به خودي خود يك مشكل غيرمعمول نيست. جامعه هم مشكلات و مسائلي كه براي مردم به وجود مي‌آورد كه به اين پرخاشگري‌ها دامن مي‌زند. ما بايد به بچه‌هايمان آموزش بديم كه حق داريم عصبانيت شويم زيرا ممكن است براي هر كسي پيش بيايد اما بايد راه‌هاي بروز عصبانيت را به آنها ياد بدهيم. اينكه عصباني هستيم و احساس خوبي نداريم و چطور مي‌توانيم آن را از اوج به پايين كشيده و برآن غلبه كنيم. آموزش هوش هيجاني است.

به گفته اين روانشناس خانواده و كودك براي كم‌كردن اين حالت‌ها بايد از خود شروع كنيم. هر چقدر هم آموزش‌هاي آنچناني و عالي به كودكان بدهيم نمي‌توانيم تاثير الگوهاي ديداري در جامعه به‌ويژه خانواده را ناديده بگيريم. در اولين قدم بايد بررسي كنيم كه پدر و مادر در جمع خانواده چگونه با هم ارتباط كلامي برقرار مي‌كنند. خيلي از مواقع روش‌هاي ارتباط پدر و مادرها درست نيست و آن را از الگوهايي در ذهن پرورانده‌اند كه در كودكي ديده‌اند. در خيلي از موارد با اصلاح رفتار والدين اين معضلات حل خواهد شد. آنها بايد بدانند كه چطور از كلام و زبان بدن استفاده كنند. والدين نمي‌دانند پيام‌هايي غيرمستقيم به كودكان خود مي‌دهند چه زيرساخت‌هايي دارد و چه تفكراتي را در آنها ايجاد مي‌كند يا از بين مي‌برد.

بايد از اين سيستم‌ها آگاه شده تا بتوانند پيام‌هايشان را تفكيك و رفتارشان را كنترل كنند. او با بيان اينكه علل مختلفي در رواج خشونت‌ها به‌ويژه خشونت كلامي در خانواده‌ها وجود دارد كه مختص ايران هم نيست، مي‌افزايد: با سرعتي و پيشرفت كه تكنولوژي در جهان داشته بخش‌هايي از مسئوليت، سختي و فشارها بر انسان به‌ويژه والدين بيشتر مي‌شود. اگر يك نگاه سرسري هم به خانواده‌ها بيندازيد مي‌بينيد امروزه مسئوليتي كه والدين در برابر يك بچه دارند در گذشته پدر و مادرها به خاطر داشتن ۷-۶ بچه احساس نمي‌كردند. همراه با پيشرفت تكنولوژي هيچ فرهنگسازي صورت نگرفته به همين دليل بار اضافه‌تري روي دوش خانواده‌هاست كه به استرس‌هايمان منجر مي‌شود.

اكثرا براي كنترل استرس خود از روش‌هاي سنتي و گذشته استفاده مي‌كنند يا به‌دنبال انتخاب ساده‌ترين راه هستند. علت زياد شدن پرخاشگري‌ها در كلام و رفتار بيشتر به خاطر بار مسئوليت‌هاي جديد است كه همه‌جانبه روي دوش مردم است.

سپيده شبان با اشاره به اينكه امروزه در تمام مسائل فرزندان به‌ويژه آموزشي جوي به وجود آمده كه قبلا چنين فضايي وجود نداشت، مي‌گويد: رقابت‌ها بيشتر شده، باري كه والدين به دوش مي‌كشند براي تحصيل بچه‌هايشان. از طرف ديگر مسائل اجتماعي و اقتصادي را نبايد از ياد برد. گاهي اوقات والدين مي‌گويند چرا بچه‌هاي امروز اينطور هستند چرا اينقدر دردسرساز هستند بايد قبول كرد كه جامعه همه‌جانبه تغيير كرده است. نمي‌توان از بچه‌هاي امروز همان انتظار را داشته باشيم كه از بچه‌هاي گذشته داشتيم.

اين روانشناس با دادن پيشنهاداتي براي كاهش خشونت‌هاي كلامي مي‌گويد: بايد در اين فشار و مسئوليت‌هاي چندبرابر، نگران خيلي از مسائل باشيم مثل آينده فرزندمان، آينده اقتصادي خودمان، پس انداز و... نياز است كه روش‌هايي را ياد بگيرند تا جايي كه كمترين فشار به آنها بيايد اين مسائل را مديريت كنند، راه‌هاي كاهش اضطراب، مبارزه با استرس والدين و بچه‌ها افسردگي و اضطراب دارند. بيماري همه‌گير شده قرص مي‌خوريم تا خود را تقويت كنيم. در اين شرايط بايد از نظر روحي خود را تقويت كنيم. آموزش‌هاي والدين بسيار كمك مي‌كند كه بچه‌ها هم از آن بهره‌مند مي‌شوند.

منبع سايت الف



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۹:۰۷ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

فرايند اجتماعي شدن و موانع گفتگو

در اين روزها كه واژه "گفتگو " بيش از ديگر واژه ها به زبان مي آيد و انگار جامعه ما بعد از فراز و نشيبهاي فراوان و در راستاي تكامل اجتماعي به اين نتيجه رسيده است كه كليد "گفتگو" هست كه قفلهاي اساسي جامعه ما را باز خواهد كرد، نگارنده اين نوشته قصد دارد از منظر تعليم و تربيت و روانشناسي تربيتي و اجتماعي به اين "كليد واژه" بنگرد و در مقياس شهر مثل هشترود آنرا بررسي كند.ولي انگار دست يافتن به خود اين " كليد" كليد هاي ديگري را مي طلبد و كليد " گفتگو" نياز به كليد هاي ديگري مثل ، هنر و قدرت شنيدن ، قدرت تحمل عقايد و نظرات يكديگر و قدرت ابراز نظر و توانايي شركت در گفتگو را دارد. مدنيت و رشد يافتگي جوامع از مسير ارتباط و گفتگو مي گذرد و ارتباط و گفتگوست كه جوامع جهان اول را به رشد يافتگي و توسعه رسانده است.به همين خاطر كشور ما و به تبع آن شهر ما لاجرم بايد از اين توانايي برخوردار باشد،تا مسير ترقي را بپيمايد.اما قبل از اينكه ما توانايي گفتگو را كسب كنيم نياز به طي كردن مرحله اي به نام "فرايند اجتماعي شدن" داريم كه بدون طي كردن اين مرحله گفتگوها و ارتباطات ما محدود، كليشه و محكوم به شكست است براي توضيح بيشتر چيستي اين فرايند جامعه كوچك هشترود را در نظر مي گيريم و بحثمان را ادامه مي دهيم.

 اگر ما از پنجره روانشناسي اجتماعي به اتفاقات و از آن محدودتر به مسائل فضاي مجازي هشترود بنگريم به مواردي بر مي خوريم كه قابل توجه و نقد بوده وتهديدي براي توسعه اجتماعي و فرهنگي و به طبع آن سياسي-اقتصادي خواهد بود.از جمله ي اين تهديد ها:عدم تحمل همديگر چه در حوزه نظري و چه در حوزه عملي ،حتي در بين تحصيل كرده ها است،به طوريكه در هيچ يك از نشستهاو گفتگوها كه در بين ما اتفاق مي افتد،كوچكترين نشاني از تحمل عقايد و احترام به عقايد طرف مقابل ديده نمي شود و به همين خاطر انگيزه تشكيل تجمعات،گروهها،تشكلها و انجمنها در اولين گام با شكست مواجه شده و كساني كه با انرژي و قدرت براي تشكيل چنين گروههايي پيش قدم مي شوند شكست خورده و سركوب مي شوند و به انزواي دروني خود مي خزند.به نظر نگارنده يكي از دلايل اين ضعف ، در درجه نخست به اصول آموزشي و تربيتي ما از خانواده،مهدهاي كودك ومدرسه گرفته تا دانشگاه بر مي گردد.بطوريكه در هيچ يك از اين مقاطع تحصيلي، كاري عملي براي تقويت زبان گفتگو و ديالوگ و مباحثه ، گفتگوي مربي يا معلم و استاد با دانش اموز، ابراز عقيده و ابراز وجود، ايجاد فضا براي رشد خلاقيت كلامي و گسترش ديد انتقادي به قضاياي پيراموني مثل فرهنگ، مسائل اجتماعي ، هنر ،سياست، مذهب و ادبيات و....صورت نمي گيرد. در اصول آموزشي و تربيتي ما متكلم وحده بودن ، شنونده منفعل بودن دانش اموزان نمود بيشتري داشته و همين نگاه يك سويه به تعليم و تربيت موجب شده است كودكان،نوجوانان و جوانان ما هر يك در طول مدتي كه به تحصيل و كسب علم و دانش مشغول اند، براي خود اندوخته هايي جمع كنند و با همين تعليمات و روشهاي يك سويه و ناقص آموزشي، براي خود هويت ديني و هويت اجتماعي و هويت جنسي ... را تشكيل داده و وارد جامعه بزرگسالي و قبول مسئوليتهاي مختلف شوند.به عبارتي هيچ يك ازاين هويتها كه در اصل معرف فلسفه وجودي و چيستي هر يك از ماهاست، در هيچ يك از مقاطع تحصيلي و در هيچ اجتماع و گروهي ، مورد نقد و بررسي و آزموني قرار نمي گيرد.اين هويت ها شبيه به استقامت تكه هاي آهني هستند كه فقط از معدن جدا شده و در برابر آتش كوره ها و چكش آهنگران محك نخورده اند.

براي نمونه مثالي را در قالب داستانك خيالي عرض مي كنم كه مطلب گويا تر باشد.فرض كنيد كودكي داريم كه در يك خانواده متوسط هسته اي و كوچك سه نفره يعني مادر،پدر و كودك بزرگ شده و وارد مهد يا مدرسه مي شود و ما هر روز بچه خود را در كمال آرامش و اسايش و ابزار محبت و عاطفه با ماشين خودمان به دم در مدرسه مي بريم و تحويل مربي يا معلمش مي دهيم و برميگرديم و اين داستان را تا مقطع دبيرستان تكرار مي كنيم و به دليل داشتن امكانات اجازه نمي دهيم كودكمان با پاي پياده به مدرسه برود و يا با دوستانش مسير خانه تا مدرسه و بالعكس را طي نمايد و به اين كارمان افتخار مي كنيم.حال فرزندمان دوران ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان را در كنار والدينش طي نموده و به دليل اهميت دادن به علم و دانش و شركت در رقابت اخذ نمرات 20 با كودكان فاميل اجازه شركت در تيم هاي ورزشي و اجتماعات مذهبي ،علمي و سياسي و غيره را به فرزندمان نداده ايم و دلبندمان را در آغوش گرم خانواده بزرگ كرده ايم  و در نهايت تلاشهاي شبانه روزي ما به ثمر نشسته و فرزند عزيزمان با كسب رتبه عالي در كنكور قبول و در دانشگاه تهران پذيرفته شده و پس از جشنهاي مفصل ،پدر و مادرش براي ثبت نام او راهي تهران شده اند ، ثبت نام صورت گرفت و خوابگاه مشخص شد و وقت جدا شدن است.هنوز گرم اين موفقيت بزرگ زندگي خود هستيم كه در راه برگشت به شهرمان به يك باره ، دلمان مي گيرد و نگران مي شويم انگار يك جاي كار مي لنگد.سوال ها پشت سر هم در ذهنمان رژه مي روند.آنجا تهران است.شهري شلوغ ،دانشگاهي سياسي، از همه جاي ايران آنجا هستند، سني، شيعه ، مسيحي ، كليمي، مذهبي ، اصلاطلب ، اصول گرا، تند رو، معتدل و از همه مهمتر كلاسها مختلط.......... فرزند ما چه خواهد كرد ؟ او تنهاست ، ما در كنارش نيستيم ، او يك بار هم براي خود نيمرو درست نكرده ، لباسهايش را نشسته ، تنهايي براي خودش خريد نكرده و....در مورد مسايل سياسي و اجتماعي اطلاعاتش فقط و فقط منحصر به كتابهاي درسي اش هست.عضو هيچ گروه و تشكلي نشده و ما اجازه نداده ايم با دختر عمو ها و دختر خاله ها و پسر عمه ها و پسر دايي هايش حشر و نشر داشته باشد.در آنسوي نقشه ايران ،در پايتخت فرزند دلبندمان تنهاست و اولين شب جدايي از والدين خودش را تجربه مي كند و هم اتاقي هايش از چند جاي مختلف ايران هستند ، لر، گيلك ، كرج ، كرد وبلوچ شب اول است .اشپزخانه دانشگاه راه نيافتاده و شام نمي دهند.اولين شب بدون غذا ، فردا اولين كلاس مختلط دانشگاه را تجربه مي كند هنوز گيج است و قدرت سخن گفتن را ندارد ، سوال كردن برايش سخت است ، تجربه اش را ندارد،بهتر است باز هم گوش دهد.قرار است براي خريد كتاب به انقلاب برود، آري ميدان انقلاب ، ميداني كه قدم زدن در آن انقلاب دروني فرزند ما را رقم مي زند.

اينجا يك چيز غايب است و آن عدم طي كردن فرايند اجتماعي شدن است ، به عبارتي اجتماعي شدن نياز به سازوكارهاي فراواني دارد كه ازجمله آن : حضور داشتن در اجتماع و مشاركت فعال داشتن در مسائل اجتماعي و قبول و ايفاي نقش هاي اجتماعي است.شايد اگر ما كودكمان را تشويق و كمك مي كرديم تا اين فرايند را طي نمايد، ترسي از اين واقعيتهاي اجتماعي نداشتيم و فرزند خود را در مقابل خطرات و تهديدهاي اجتماع واكسينه مي نموديم.

همانطور كه متسحضر هستيد اين نمايي است از تعليم و تربيت ما. بنده دنبال مقصر نمي گردم بلكه دنبال علتها هستم كه چه مي شود كه ما و هويتي كه براي خود مي سازيم اينگونه سخت و كليشه اي و البته شكننده مي شود و در ايجاد رابطه و ديالوگ شكست مي خورد.عللي مثل گذر از سنت به مدرنيسم .علتي كه سرنوشت ما را ناخواسته رقم مي زند.پدرانمان سنتي بودند و جامعه ي در عرض چند دهه تبديل به جامعه مدرن شده و هنوز پدران و پدر بزرگهاي سنتي ما زنده اند و با همان عقايد سنتي كه البته بسيار محترم و ريشه دار، نفس مي كشند و ما با تعليمات آنها و داستانهاي  شبانه و اداب و سنن آنها بزرگ شده ايم.آنها كشاورز بودند و مي كاشتند و برداشت مي كردند و ريش سفيدي يا ملايي داشتند كه راه و چاه زندگي را برايشان نشان مي داد و نياز به بحث علمي ، ديالوگ و گفتمان نداشتند،به همين خاطر تجربه اي از اصول گفتگو و مباحثه تجربه اي هم نداشتند تا به ما منتقل كنند.پس يكي از عللي كه ما نمي توانيم عقايد يكديگر را تحمل كنيم ، به گذشته و گذشتگان ما بر مي گردد در جوامعي مثل هشترود فاقد چنين تجاربي بوده ايم.

اين بحث ادامه دارد.............



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۹:۰۶ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

داستانكهاي پند آموز براي زندگي

پادشاهي پس از اينكه بيمار شد گفت:نصف قلمرو پادشاهي ام را به كسي ميدهم

كه بتواند مرا معالجه كند.
تمام آدم هاي دانا دور هم جمع شدند تا ببيند چطور مي شود شاه را معالجه كرد،

اما هيچ يك ندانستند.
تنها يكي از مردان دانا گفت: "فكر كنم مي توانم شاه را معالجه كنم. اگر يك آدم

خوشبخت را پيدا كنيد، پيراهنش را برداريد و تن شاه كنيد، شاه معالجه مي شود".
شاه پيك هايش را براي پيدا كردن يك آدم خوشبخت فرستاد....
آنها در سرتاسر مملكت سفر كردند ولي نتوانستند آدم خوشبختي پيدا كنند. حتي

يك نفر پيدا نشد كه كاملا راضي باشد.
آن كه ثروت داشت، بيمار بود. آن كه سالم بود در فقر دست و پا ميزد، يا اگر سالم

و ثروتمند بود زن و زندگي بدي داشت. يا اگر فرزندي داشت، فرزندانش بد بودند.

خلاصه هر آدمي چيزي داشت كه از آن گله و شكايت كند.
آخرهاي يك شب، پسر شاه از كنار كلبه اي محقر و فقيرانه رد ميشد كه شنيد

يك نفر دارد چيزهايي مي گويد. "شكر خدا كه كارم را تمام كرده ام. سير و پر

غذا خورده ام و مي توانم دراز بكشم و بخوابم! چه چيز ديگري مي توانم بخواهم؟"
پسر شاه خوشحال شد و دستور داد كه پيراهن مرد را بگيرند و پيش شاه بياورند

 و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند.
پيك ها براي بيرون آوردن پيراهن مرد توي كلبه رفتند، اما مرد خوشبخت آن قدر

فقير بود كه پيراهن نداشت!!
لئو تولستوي

*******************************************************************************

روزي زني روستائي كه هرگز حرف دلنشيني از همسرش نشنيده بود،

بيمار شد شوهر او كه راننده موتور سيكلت بود و از موتورش براى‌ حمل

و نقل كالا در شهر استفاده مى‌كردبراى اولين بار همسرش را سوار

موتورسيكلت خود كرد. زن با احتياط سوار موتور شد و از دست پاچگي

 و خجالت نمي دانست دست هايش را كجا بگذارد كه ناگهان شوهرش

گفت: مرا بغل كن. زن پرسيد: چه كار كنم؟ و وقتي متوجه حرف شوهرش

شد ناگهان صورتش سرخ شد با خجالت كمر شوهرش را بغل كرد و كم كم

 اشك صورتش را خيس نمود. به نيمه راه رسيده بودند كه زن از شوهرش

 خواست به خانه برگردند، شوهرش با تعجب پرسيد: چرا؟ تقريبا به بيمارستان

 رسيده ايم. زن جواب داد: ديگر لازم نيست، بهتر شدم. سرم درد نمي كند.

شوهر همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه نخواهد شد كه گفتن

همان جمله ى ساده ى "مرا بغل كن" چقدر احساس خوشبختى را در قلب

 همسرش باعث شده كه در همين مسير كوتاه، سردردش را خوب كرده است.

 *عشق چنان عظيم است كه در تصور نمي گنجد. فاصله ابراز عشق دور

نيست. فقط از قلب تا زبان است و كافي است كه حرف هاي دلتان را بيان كنيد

                                                           ارسالي توسط يك دوست نازنين



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۹:۰۵ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

راز افزيش عمر تا 256 سالگي

پيرمردي با 256 سال سن و 23 زن و 180 نوه

لي چينگ يون يك مرد چيني است كه بعد از ۲۵۶ سال زندگي ۲۳ زن و ۱۸۰ نوه دارد! لي چينگ يون از دنيا رفته اما بر اساس آخرين امار ها او مسن ترين انسان روي زمين بوده است! خيلي ها راجع به نحوه ي زندگي كردن او و رژيم غذايي اش كنجكاو هستند.
راز و رمز يك زندگي طولاني چيست؟
مشاور لي چينگ يون راز داشتن يك زندگي طولاني را به او آموخته است : نداشتن استرس،آرام راه رفتن و خوب خوابيدن!

خود لي چينگ يون اعتراف كرده كه در سال ۱۷۳۶ متولد شده و ۱۹۷ سال زندگي كرده،شما در سال ۱۹۳۰ يك استاد دانشگاه به نام وو چونگ در پرونده اي اثبات كرده كه كه لي در سال ۱۶۷۷ متولد شده!

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۹:۰۵ توسط:123 موضوع: نظرات (0)