خريدار روغن سوخته و خريد روغن سوخته بصورت ليتري و بشكه اي خريدار روغن سوخته و خريد روغن سوخته بصورت ليتري و بشكه اي .

خريدار روغن سوخته و خريد روغن سوخته بصورت ليتري و بشكه اي

شكست عشقي چرا زجرآور است؟؟؟

دانشمندان معتقدند دليل اصلي دشوار بودن جدايي و شكست عشقي در مغز انسان نفهته است. تحقيقات نشان مي‌دهد افرادي كه دچار اين حالت مي‌شوند مشابه با اشخاصي هستند كه براي ترك اعتياد تلاش مي‌كنند.

با بررسي مغز افرادي كه به تازگي دچار شكست عاطفي شده و براي مثال طلاق را تجربه كرده‌اند دانشمندان متوجه شكل الگوهاي خاصي در مغز انسان شدند كه به اين مشكل دامن مي‌زند.

دانشمندان متوجه شدند مردان و زناني كه طلاق را تجربه كرده‌اند با نگاه كردن به عكس همسر سابقشان نواحي خاصي در مغزشان فعال مي‌شود كه مرتبط با كنترل احساسات، دريافت پاداش و نياز اعتياد گونه است و علاوه بر آن احساس وابستگي و درد و رنج حاصل از جدايي را در فرد تقويت مي‌كند.

اين مطالعات نشان مي‌دهد كه چرا براي بسياري از افراد غلبه بر حس ناشي از جدايي مشكل است و چرا برخي در هنگام بروز اين مشكلات عاطفي رفتارهاي افراطي مانند خودكشي از خود نشان مي‌دهند.

دكتر هلن فيشر از دانشگاه راتگرز كه اين تحقيقات را انجام داده است در اين باره گفت: عشق مانند اعتياد است. احساس علاقه مي‌تواند مانند يك اعتياد قدرتمند در بدن انسان شكل بگيرد كه جدايي مي‌تواند تاثيرات بسيار مخربي روي ذهن و روان انسان‌ها داشته باشد.

فيشر در اين باره گفت: ما فكر مي‌كنيم كه شكل مغز براي پذيرش عشق از ميليون‌ها سال قبل برنامه ريزي شده است كه باعث مي‌شود اجداد ما بتوانند انرژي و وجود خود را براي يك نفر متمركز كنند و فرآيند همسريابي را آغاز كرده و ادامه دهند.

زماني كه شما در فرآيند جدايي وارد مي‌شويد يكي از بهترين مواهب زندگي را از دست مي‌دهيد. مغز شما طوري فعاليت مي‌كند كه شما را وادار به بازگرداندن همسرتان كند و اين حالت مي‌تواند به شكل اعتياد گونه عمل كند.

فيشر و همكارانش مغز 15 داوطلب را كه به تازگي دچار شكست عاطفي شده بودند اسكن كردند. اين افراد با وجود پايان يافتن زندگي مشتركشان هنوز هم به همسر خود علاقه داشتند. به طور متوسط اين افراد دو سال با همسر خود زندگي كرده بودند و تقريبا 2 ماه بود كه از او جدا شده بودند.

در اين تحقيقات از سوالات خاصي استفاده شد تا شدت عشق و علاقه اين افراد بررسي شود. بررسي‌ها نشان داد كه اين افراد 85 درصد از اوقاتي را كه در بيداري هستند به همسر خود فكر مي‌كنند.

اين تحقيقات نشان داد نگاه كردن به تصوير همسر سابق باعث فعال شدن قسمت‌هايي از مغز مي‌شود كه با پاداش و انگيزه مرتبط هستند. اين ناحيه در افراد علاقه مند هم به شدت تحريك مي‌شود و رضايت فرد از زندگي گذشته‌اش يا داشتن خاطرات بد از آن دوران معمولا تاثيري در فعاليت اين ناحيه ندارد.

به عبارت ديگر جدايي براي بسياري از انسان‌ها بسيار مشكل است و حتي مي‌تواند فرد را با مشكلات عاطفي شديد مانند افسردگي و نااميدي رو به رو كند.

چاره چيست؟
البته براي اين افراد روش‌هايي هم براي غلبه بر اين احساس وجود دارد. دانشمندان متوجه شدند زمان بهترين مسكن است. هرچه زمان بيش‌تري از جدايي مي‌گذرد به همان اندازه فعاليت بخش‌هاي مرتبط كاهش پيدا كرده و ممكن است از شدت علاقه فرد كم شود.

گذشت زمان سبب مي‌شود فرد بتواند منطقي‌تر در مورد گذشته خود بيندشيد و خوبي‌ها و بدي‌هاي آن را بهتر بسنجد. اين موضوع سبب مي‌شود او بتواند بهتر در مورد گذشته خود قضاوت كند.

اين بررسي‌ها هم‌چنين نشان مي‌دهد صحبت كردن در مورد اين موضوع يكي از بهترين روش‌ها براي كاهش اثرات آن است.

با اين كار شرايطي براي مغز فراهم مي‌شود كه مي‌تواند بهتر در اين مورد تفكر كند و روش‌هاي موثري براي كنار آمدن با آن ابداع كند.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۳۳ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

دروغ كودكان چرا و دليل آن ؟؟/

كودكي كه غلو مي‌كند، دروغ مي‌گويد و يا به تحريف واقعيت مي‌پردازد، اين كار را به دلايل مختلفي انجام مي‌دهد. گاهي اوقات (به دلايل غالباً ناشناخته) حس مي‌كند كه دوستش ندارند و به اين منظور دروغ مي‌گويد كه شنونده او را بيشتر دوست بدارد. كودك ياد گرفته است كه تحريف واقعيت، توجه بيشتري را به او جلب مي‌كند. اين كار گاهي اوقات جبران‌گر احساس ناتواني اوست. گاهي دروغگويي كودك به خاطر جلوگيري از تنبيه شدن يا از پيامدهايي است كه فكر مي‌كند گفتن واقعيت به همراه خواهد داشت. برخي كودكان دروغ مي‌گويند تا ديگران را به مشكل اندازند. اين گونه كودكان غالباً خودشان مشكلي دارند. دروغگويي كودكان غالباً براي انجام ندادن وظايف و تكاليف است. كودك به دروغ مي‌گويد كه تكاليف مدرسه را انجام داده است تا به كار لذت بخش‌تري بپردازد. كودكان دوست ندارند كه هنگام ارتكاب به يك رفتار نامناسب دستگير شوند و به همين خاطر غالباً دروغ مي‌گويند يا واقعيت را جور ديگري نشان مي‌دهند.
بايد به ياد داشته باشيم كه كساني كه از روي عادت و يا به طور مزمن دروغ مي‌گويند، به ندرت احساس خوبي درباره خودشان دارند. به الگوهاي دروغگويي كودكتان توجه كنيد. آيا او تنها در زمان‌هاي خاص يا موقعيت‌هاي خاصي دروغ مي‌گويد؟ سعي كنيد دريابيد نيازهايي كه كودك را به دروغگويي وا مي‌دارد كدامند.

اقدامات

  • هميشه به كودكتان و در مقابل او راست بگوئيد. از گفتن دروغ، هر چند كوچك و كم اهميت اجتناب كنيد.
  • به فرزندتان، از طريق نقش بازي كردن، ارزش راست‌گويي را بياموزيد. اين كار زمانگير است و به صبر و حوصله نياز دارد.
  • از طريق نقش بازي كردن، پيامدهاي منفي دروغگويي را به او نشان دهيد.
  • هيچ بهانه‌اي را براي دروغگويي نپذيريد. دروغگويي به هيچ‌وجه قابل قبول نيست.
  • كودكان بايد پيامدهاي مضرّ دروغگويي را درك كنند و هرگاه امكان‌پذير بود به خاطر دروغگويي معذرت خواهي كنند.
  • پيامدهاي منطقي براي كودكاني كه دروغ مي‌گويد بايد در نظر گرفته شود.
  • كودكان بايد بدانند كه دروغگويي، هرگونه كه باشد، هرگز قابل قبول نيست و تحمل نخواهد شد.
  • كودكان غالباً دروغ مي‌گويند تا اولياء يا معلمان خود را خوشحال كنند. آن‌ها بايد بدانند كه براي شما ارزش راست‌گويي بسيار بيشتر از هر رفتار ديگري است.
  • كودكان بايد خود بخشي از راه‌حل و يا پيامدها باشند. از آن‌ها بپرسيد خودشان حاضرند در صورت دروغگويي چه جريمه‌اي بپردازند يا چه كاري انجام دهند.
  • به كودكتان يادآور شويد كه از دروغ گفتن آن‌ها بسيار ناراحت مي‌شويد. تأكيد كنيد كه نه از خود آن‌ها بلكه از كاري كه انجام داده‌اند ناراحتيد و ناراحتي خود را واقعاً به آن‌ها نشان دهيد. سعي كنيد با حرف‌هاي خود آن‌ها را از مسير دروغگويي دور سازيد. مثلاً به آن‌ها بگوئيد: «خيلي بعيد است كه تو درباره تكاليف مدرسه‌ات دروغ بگويي. تو خيلي در انجام دادن آن‌ها مهارت داري و از پس همه چيز مي‌تواني برآيي.»
  • در همه حال حقيقت را ستايش كنيد!
از نصيحت و سخنراني و تصميم‌گيري‌هاي غيرمنطقي فوري اجتناب كنيد. مثلاً:«اگر يكبار ديگر دروغ بگويي تا يكسال برايت چيزي نمي‌خرم.» هرگز فراموش نكنيد كه تمام بچه‌ها نياز دارند كه بدانند شما مواظبشان هستيد و آن‌ها مي‌توانند به شيوه مثبتي در كارهاي شما مشاركت كنند. مدت زمان زيادي طول مي‌كشد تا كودك بر تحريف واقعيت، مبالغه و دروغگويي مزمن فايق آيد. صبور و پايدار باشيد و بدانيد كه تغيير به زمان نياز دارد.

ترجمه: كلينيك الكترونيكي روان‌يار

منبع

"Chronic Lying ", Sue Watson,
http://specialed .about.com

مقالات مرتبط



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۳۲ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

دلايل دروغگويي ايرانيان

دلايل دروغگويي ايرانيانسه شنبه دوازدهم آبان 138810:50نويسنده: مدير

كورش كبيرهزاران سال پيش ازخداوندخواست كه ايران زمين راازدومصيبت بزرگ ايمن بدارد، يكي ازآن دومصيبت خشكسالي بودوديگري دروغ.

ازديربازخوديهاوآنانكه سفري كوتاه يابلندمدت به كشورماكرده اندچه جهانگردان وچه سياستمداران ونويسندگان درمراجعت به كشورخويش دست به نوشتن درموردماايرانيان زدندوتقريبا"قريب به اتفاق آنهاازدروغگويي ودورويي به عنوان يكي ازشاخصترين ويژگيهاي مانام بردند،امامتأسفانه همان گونه كه اشاره شدهيچ يك به چرايي اين ويژگيهانينديشيدند وازآن حرفي به ميان نياوردند.

دراين نوشتاركوتاه مي خواهيم بدانيم چگونه شرايط محيطي باعث دروغگويي وآن نيزبه نوبه خودبه ويژگيهاي نامناسب ديگري درتمامي مردم جوامعي كه شرايطي مشابه جامعه ايران دارند، منجرمي شود.

مي دانيم كه انسانها،هم به لحاظ قابليتهاواستعدادهاي فطري وهم به لحاظ شرايط اقتصادي وفرهنگي حاكم برخانواده ازيكديگرمتفاوتند.اين تفاوتهادرتمامي جوامع بشري حتي دربهترين و پيشرفته ترين آنان باعث مي شودكه افرادازنظرموقعيت اجتماعي در سطوح متفاوتي قرار گيرند.درجوامعي كه قانون ازحق مردم دفاع نمي كند،افراديكه درموقعيتهاي بالاترقراردارندمي توانند زندگي زيردستان خودرامنفي يامثبت تحت تأثيرقرار دهند.دراين جوامع جلب رضايت فرادستان وباج دادن به آنان هم درجهت كسب منفعت وهم براي دفع ضرررايج مي شودوازآنجاييكه افراد درهرموقعيتي كه باشنددرعين حال كه زيرنفوذشخص ويااشخاصي قدرتمندترازخودهستندبه گونه اي دررأس قدرت بوده و زيردستاني دارند،ترس وبه دنبال آن جلب رضايت،يعني باج دهي درتمامي جامعه به نوعي تسري مي يابد.بايك نگاه مي توان ديدكه تمامي روابط درچنين جوامعي ازالگوي زورگويي-زورپذيري ياهمان ارباب-رعيتي پيروي مي كند.

به عنوان مثال رابطه كارفرماوكارگر،رئيس وكارمند،معلم وشاگرد،شوهروزن،والدين وفرزندان وحتي فرزندان بزرگترنسبت به خواهروبرادركوچكترازخوددرداخل يك خانواده.

جلب رضايت ازراههاي مختلفي انجام مي شودكه ازآن جمله مي توان به سازش،سكوت، اطاعت،تعريف وتمجيدكردن،هديه ورشوه دادن اشاره كرد.شدت وضعف اين اعمال بستگي به شرايطي داردكه فرادست وفرودست درآن قرارگرفته اند.واژه هايي چون:

تملق،چاپلوسي،شيرين زباني،خوش زباني،مردم داري،خوش رقصي،خوش خدمتي،چرب زباني،بادمجان دورقاب چيني،زبان بازي و...كه درمكالمات روزمره مابه وفورمورداستفاده قرارمي گيرند،هريك به نوعي به اين اعمال(گفتارهاورفتارها)اشاره دارند.

ازراههاي ديگرجلب رضايت،استفاده ازالقاب وعناوين است.القابي چون حضرتعالي، جنابعالي،سركارعالي به جاي شماكلمه رايجي كه معمولا"براي خطاب شخص مقابل درجوامع مدرن مورداستفاده قرارمي گيردوبه موازات آن استفاده ازكلماتي چون نوكر،چاكر، مخلص،جان نثار،كوچك،ارادتمندو...به جاي من.

تنهاكلمه اي كه براي خطاب اول شخص دركشورهاي مدرن استعمال مي شودوهمچنين استفاده ازعناويني چون جناب رئيس،آقاي مديرودكترومهندس و...واعمالي چون تعظيم كردن،دست بوسي وپابوسي نيزدرجهت همين جلب رضايت وبه بيان دقيقترازسرترس صورت مي گيرد.

اماازآنجاكه ترس ازقدرتمندوفرادست يك موجودهولناك وازفرودست يك موجودضعيف و ترسودر ذهن مجسم مي كندواين چندان مطلوب نيست،تمامي اين اعمال راتحت نام احترام انجام مي دهيم.عملي كه باعث مي شوداين رفتارهاوگفتارها(احترام كاذب)ازحالت عمودي يعني فرودست-فرادست ياسلسله مراتبي،به حالت افقي نيزتسري يابدچراكه همگان به احترام احتياج دارند.اين جايگزيني همچنين باعث شدكه فرادست به يك مرادومحبوب وفرودست به يك مريدصادق تغييرچهره دهند.

حال اگرحاصل اين جابه جايي احترام به جاي ترس رابررسي كنيم،متوجه مي شويم وقتي بله قربان گويي وموافقت باعقيده افراداحترام تلقي شود،مخالفت باعقيده بي احترامي خواهدبود هنگاميكه سكوت درمقابل ناروااحترام نام گرفت،اظهارعقيده بي احترامي تلقي مي شودو وقتي تعريف وتمجيداحترام قلمدادشد،انتقادبي احترامي به حساب مي آيدوعدم تحمل آن امري بسيارطبيعي به نظرمي رسد.اين معاني قراردادي باعث مي شودمابراي ابرازاحترام به تعريف وتمجيددروغين ازيكديگربپردازيم ودرمقابل نقاط ضعف وياعيوب افراد(رئيس،مدير،كافرما، معلم،استاد،همكار،همسروياهركس ديگر)سكوت اختياركنيم،چراكه درغيراينصورت عمل ماتوهين تلقي شده وبه خشم آنهامنجرمي شود،خشم آنان انتقام برمي انگيزاندوآرامش وگاه زندگي مارابه مخاطره مي اندازد.

ازطرف ديگروقتي شهامت انتقادرودررودرجامعه ازبين رفت،اين انتقادهادرغياب افرادمطرح مي شودواين همان پديده رايج ومذموم غيبت كردن است.دورويي،تظاهر،دورنگي،رياودروغ كلماتي كه ماانتساب آنهارانسبت به خودبسيارتوهين آميزتلقي مي كنيم،چيزي نيستندجزبيان نكردن حرفهايي كه دردلمان مي گذردازترس اينكه ديگران ناراحت شوندوبيان حرفهايي كه درجهت خوشنودكردن ديگران اعتقادي به آن نداريم.

آري همه مارابه دروغگويي متهم كردنداماهيچكس به اين اشاره نكرديامتوجه اين امرنشدكه مادربيشترمواردبادروغهايمان(ودراينجاالبته نظربه همين نوع دروغگويي دارم ونه سايرانواع دروغها)به يكديگرابرازاحترام مي كنيم وازدروغ شنيدن نيزبه همين دليل خوشنودمي شويم كه تصورمي كنيم مورداحترام قرارگرفته ايم.

جابجايي هوشمندانه امامخرب دوكلمه احترام وترس باعث شده است كه ماحتي آنجاكه ترس ازمال وجان وناموس خويش نداريم فقط وفقط درراستاي ابرازاحترام به يكديگردروغ بگوييم.

وقتي دروغ فراوان گفتيم وشنيديم اعتمادازميان مارخت برمي بنددكه به قول سعدي:

دروغ گفتن به ضربت لازم ماند

كه اگرنيزجراحت درست شود،نشان بماند

اين عدم اعتمادمارامجبورمي كندكه براي باوراندن حرفهايمان به يكديگربه مبالغه روي آوريم وبه اصطلاح ازكاه كوه بسازيم ودربسياري ازاوقات قسم پشتوانه آن كنيم قسمهايي چون به جدم،به روح پدرم،به مرگ مادرم،به دوازده امام وچهارده معصوم و...!

بانگاهي به زندگي هرروزه خودمان مي توانيم دريابيم كه بيشترمكالمات روزمره مابه مبالغه آميخته است.اصطلاحاتي چون به مرگ بگيرتابه تب راضي شودياازكاه كوه ساختن ويك كلاغ وچهل كلاغ همه به نوعي به ويژگي مبالغه كردن درميان ايرانيان اشاره دارند.ويژگي اي كه تقريبا"برتمامي وجوه زندگي ماازدوستي ومهرتاخشم ونفرتمان سايه خويش راافكنده است.

مبالغه درابرازمحبت درجملاتي چون فدايت شوم،قربانت بروم،قدم برروي چشم مابگذاريد و...خودرانشان مي دهددرحاليكه مي دانيم كمتركسي به راستي حاضراست،جان خويش رافداي ديگري كند.مبالغه دراظهاركوچكي دركلماتي چون نوكرم،چاكرم وخاك پايم خودرانشان مي دهدومبالغه درنفرت رادرعباراتي چون چشم ديدنت راندارم،بروي وبرنگردي،خفه شوي،به زمين گرم بخوري وبميري مي توان مشاهده كرد،درحاليكه كمتر كسي حاضربه مرگ شخصي است كه ازاوكدورتي به دل دارد.مبالغه درتهديداتمان نسبت به فرزندانمان باعباراتي چون اگرچنين كني مي كشمت يااگرپدرت بفهمدمي كشدت خودرا نشان مي دهدومبالغه درواكنشهايمان به حوادث بسيارجزيي مانندريختن كمي آب برروي فرش ياشكستن يك گلدان سفالي درگفتن خدامرگم بدهدتجلي مي كندوبالأخره عبارت صدبارگفتم رانيززماني استفاده مي كنيم كه حرفي رابيش ازيك يادوباربه كسي زده ايم.هر چنداين ويژگيهاي اخلاقي ممكن است كم اهميت به نظربرسندامابانگاهي به تاريخ مي توان ديدكه همين ويژگيهاوعادات گاه ملتهايي رابه سوي جنگ ونابودي سوق داده است.وقتي انسان مجبورشديادرمقابل گفتارورفتارغيرعادلانه ديگران سكوت اختياركنديادرجهت تنازع بقاي خويش يادرجهت احترام گذاشتن به ديگران دروغ بگويديعني به تملق وتعريف بيهوده ازآنان مشغول شود،نارضايتي وكينه دردل اوبه وجودمي آيد.اين نارضايتيهاذره ذره جمع وبه انبار باروتي تبديل مي شودكه اگرتخليه نشود،روان فردراپريشان مي كندوتخليه آن نيزازطريق تهمت زدن،ترورشخصيت،واردآوردن لطمات مالي يادرشرايط حاد،حذف فيزيكي خودرانشان مي دهد.

منبع:http://www.east7vision.mihanblog.com/post/874



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۳۱ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

دروغگويي و علل علمي آن

همه ما طي روز با افراد دروغگو روبه رو مي شويم . دوستان و يا همكاراني كه از شجاعت هاي خود داستانها مي گويند و يا درباره ماجراهايي كه در زندگي گذشته برايشان پيش آمده روايت هاي پر از مبالغه را براي ما تعريف مي كنند . در اين ميان افرادي نيز هستند كه بدون دليل خاصي از صبح تا شب درباره تمام مسائل به دروغ پناه مي آورند تا حدي كه شنونده شخصيت شخص دروغگو را همچون يك بيمار مي پندارد . اخيراً دانشمندان علوم پزشكي و روان شناسان در تحقيقات خود سعي كرده اند پاسخي براي اين سوال بيابند كه چرا مردم در صحبت هاي روزمره از دروغ استفاده مي كنند و آيا اين مساله مي تواند دليلي بر وجود نوعي بيماري رواني در شخص گوينده باشد ؟ در تحقيقي كه به تازگي به منظور بررسي يكصد سال ادبيات داستاني كشورهاي مختلف صورت گرفت ، محققان دانشگاه "ييل" دريافتند كه نويسندگان گاهي براي افزايش جذابيت موضوع ، از مبالغه استفاده كرده اند ؛ در عين حال كه خود افرادي موفق ، توانا و منظم بوده اند . اما مساًله هميشه به همين سادگي نيست .

بسياري از روانپزشكان دروغگويي دايمي را هميشه به عنوان نشانه اي از وجود مشكل رواني در نظر مي گيرند كه مي تواند شامل بيماري هايي مثل توهم و خيالپردازي ، انواعي از بيماري هاي رواني و يا خود شيفتگي رواني باشد . دكتر "چالرزديك" ، استاد روان شناسي دانشگاه "ييل" مي گويد : در بعضي موارد نيز افراد دروغگو نشانه اي از وجود بيماري نداشته و صرفاً به دروغ عادت كرده اند . اين گونه اشخاص صبح از خواب بيدار مي شوند و انگار مجبور هستند كه تا شب دروغ بگويند . در اين حالت بايد نوع زندگي و كار آنها مورد بررسي قرار گيرد و شايد به دليل نوعي اجبار كاري يا فشار در زندگي روزمره مجبور به دروغگويي مي شوند .

دكتر "رابرفلدمن" ، روانپزشك دانشگاه "ماساچوست" گروهي از افراد داوطلب را به دوربين مخفي مجهز كرد كه حركات آنها را در طي روز ثبت مي كرد .

بررسي نتايج نشان داد كه اكثر افراد طي روز از دروغ هاي مصلحت آميز استفاده كرده اند . اين دروغهاي مصلحت آميز اكثراً دلايل مشابهي دارند ؛ مثلاً اجتناب از توهين به ديگران و يا جلوگيري از اهانت به احساسات وعقايد اطرافيان ، پوشاندن و مخفي كردن اشتباهات شخصي ، خودداري كردن از ايجاد دردسرهاي بيهوده و ... اما هنگامي كه دروغ به عنوان يك روش و استراتژي براي مقابله با مشكلات روزمره دائماً به كار گرفته شود، بسيار مضر و در واقع نوعي بيماري خواهد بود . گاهي اشخاص به دليل عدم ناتواني كافي در انجام وظايف محوله و يا عدم علاقه در كار يا تحصيل به دروغ روي مي آورند .

محققان مي گويند : مردم گاهي براي كسب موقعيت هاي مهم كاري يا اجتماعي و يا در برخورد با مسؤوليت هاي مهم خانوادگي براي اين كه بتوانند فرصت و مجالي براي خود بيابند به دروغ متوسل مي شوند .

محققاني كه در اوايل قرن بيستم به بررسي علمي پديده دروغگويي پرداخته اند ، از حالتي نام برده اند كه « بصيرت مضاعف » ناميده مي شود و طي آن شخص در يك لحظه دو موضوع را در ذهن خود مرور مي كند . يكي مربوط به آرزوهايش او در زندگي ايده آل و ديگري زندگي واقعي است و در اغلب موارد مورد اول بر دومي سايه مي افكند ذهن را تحت تأثير قرار مي دهد .

در واقع در بعضي حالات ، شخص دروغگو از داستان هاي خود به وجد مي آيد و از آنان لذت مي برد .در بسياري از اين موارد دروغگويي در واقع عمق بخشيدن به آرزوهاي شخصي براي احساس جذابيت و لذت حتي براي لحظاتي كوتاه است. مثلاً زني كه رابطه عاشقانه خود با همسرش را بزرگنمايي كرده و يا شخصي كه موفقيت هاي اجتماعي و يا ورزشي را بسيار بزرگتر جلوه مي دهد ، در واقع چهره اي از خود نشان مي دهد كه دوست دارد آن گونه باشد و در واقع نشان از نقص شخصيت دارد . در آزمايشهاي ديگر نشان داده شد كه بسياري از دروغگوها نشانه هايي ازعدم تعادل رواني و ضعف شخصيت را از خود نشان مي دهند كه گاهي در تجربيات دوران كودكي و نحوه تربيت ناصحيح خانوادگي اشخاص ريشه دارد . همه ما روياهاي خود را داريم ، همه در برخورد با حقايق تلخ زندگي مي خواهيم خود را ايمن كنيم و همه ما از ذكر ناملايمات و شكست هاي گذشته خود اكراه داريم ؛ اما بايد توجه داشت كه هيچكدام از اين مسائل نبايد ما را به ورطه دروغگويي بكشاند كه اينك به عنوان يك بيماري شناخته شده است .

منبع:http://www.tebyan.net



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۳۰ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

براي لذت بردن از زندگي بخوانيد و سخت نگيريد.......

آن روزها هيچ چيز به نظرتان پيجيده نمي رسيد. تنها چيزي كه به آن فكر مي كرديم مداد رنگي و شكلات و عيدي بود. چيزهايي كه نمي دانستيم هيچ اهميتي برايمان نداشتند چون به چيزهايي كه احتمال داشت اذيتمان كنند كاملاً بي توجه بوديم.

اما هرچه سنمان بالاتر رفت نسبت به چيزهاي اطرافمان حساسيت بيشتري پيدا كرديم. مثلاً زندگي و مرگ، دوست داشتن و جدايي، موفقيت و شكست. متوجه شديم كه تقريباً هر روز مجبوريم كه نگران آدم ها و اتفاقات مختلف باشيم.

با اينحال، هميشه اين را به ياد داشته باشيد:


هيچوقت فكر نكنيد كه اين چيزها مسئول احساس شما هستند. اتفاقات و موقعيت ها نيستند كه آزارتان مي دهند، اين نگرش شما به آنهاست كه چنين حسي ايجاد مي كند.

چيزهاي ساده را جدي بگيريد: به قدرت لبخند و خنده، بوسه و آغوش اعتماد كنيد. مهرباني، صداقت، رويا و خيال را باور كنيد.

مثبت زندگي كردن اولين قدم براي خوشبختي است.

خود را رها كنيد

به اشتباهاتتان بخنديد

احتمالاً وقتي را به خاطر مي آوريد كه ميخواستيد سخنراني كنيد و يكدفعه احساس كرديد كه ذهنتان در وسط سخنراني خالي شد. حسابي ترسيده بوديد. اما به احتمال خيلي زياد شنوندگانتان ظرف يكي دو روز به كلي آن را فراموش كرده اند. همه ما گه گاه خراب مي كنيم. اما خوشبختانه مردم اين چيزها را خيلي زود فراموش مي كنند.

• اطرافتان را با چيزهايي پر كنيد كه دوست داريد.

• از لحظاتتان فيلمبرداري كنيد و آن را بعنوان يادگاري نگه داريد.

• خودتان را از آدمهايي كه ناراحتتان مي كنند دور نگه داريد.

• اگر كارتان با وجود اينكه حقوق بالايي دارد اما برايتان خسته كننده است، قبل از اينكه از آن بيرون بياييد، كاري پيدا كنيد كه دوست داريد.

• اگر كسي ميخواهد مجبورتان كند كه حرفش را قبول كنيد با اينكه به هيچ وجه با او موافق نيستيد، از آنها دوري كنيد.

• اگر مسافرتي بهتان پيشنهاد شده، حتماً بپذيريد.

• درستان را ادامه دهيد.

• هيچوقت نمي دانيد كه چقدر مي خواهيد زندگي كنيد پس از موقعيت هاي زندگي نهايت استفاده را ببريد.

• براي خوشحال و خوشنود كردن ديگران به خودتان سختي ندهيد. از عهده تان خارج است، هرچند ارزشش را هم ندارد. اما اگر مي خواهيد كار خوبي در حق كسي كنيد، از عزيزانتان شروع كنيد.

• تناسب اندامتان را حفظ كنيد. همان آدم جذابي باشيد كه هميشه تصور مي كرديد. قدردان سلامتيتان باشيد.

• فرضيات را كنار بگذاريد. قبل از اينكه سخنرانيتان را خراب كنيد، از فكر خراب كردن آن اعصاب خودتان را خرد نكنيد. از اينكه ممكن است مصاحبه كاري را خراب كرده و كاري كه مي خواهيد را از دست بدهيد، از قبل نگران نباشيد. بد نيست كه انتظار اتفاقات بد را داشته باشيم اما نبايد هم فقط انتظار اتفاقات بد داشته باشيم.

• طرز تفكرتان را عوض كنيد. وقتي كسي مسخره تان مي كند، از سابقه خانوادگيتان انتقاد مي كند يا براي اشتباهات گذشته محكومتان ميكند، گوش هايتان را ببنديد. لازم نيست هر چيزي كه مي شنويد را باور كنيد. شما خودتان را بهتر از هر كس ديگري مي شناسيد. هيچوقت اجازه ندهيد كه براي خودتان افسوس بخوريد.

يادتان باشد: اينكه بقيه آدم ها نسبت به يك موقعيت مشابه چه واكنشي مي دهند خود را ناراحت نكنيد. وقتي ديدگاهتان منفي شده است، ناراحتيد، عصباني هستيد، حسودي مي كنيد يا امثال آن، بدون اينكه بدانيد همه انرژي و اشتياق خودتان را هم كور مي كنيد. بايد سعي كنيد اين احساسات منفي را در پايينترين حد نگه داريد چون مغلوب شدن در برابر اين احساسات باعث مي شود غيرمنطقي رفتار كنيد و تصميمات نادرستي بگيريد.

هميشه به دنبال خوشبختي باشيد

مطمئن باشيد كه مي توانيد به آن برسيد

فقط بايد بدانيد كه چه بايد بكنيد

(در كليه مراحل زندگي خداوند بزرگ را از ياد نبريد، پروردگار را مثل يك دوست واقعي بدانيد كه هميشه در كنار شماست.)



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۳۰ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

فوايد حرف زدن پشت سر ديگران...

انسان‌ها در موقعيت‌هاي مختلف براي ارتباط برقرار كردن با هم از هر فرصتي استفاده مي‌كنند و در بيشتر مواقع موضوع مكالماتشان حول محور "ديگران" مي‌چرخد. تقريبا دو سوم محتواي گفت‌وگوهايي كه بين انسان‌ها صورت مي‌گيرد در مورد افرادي است كه در جمع حضور ندارند.

كودكان در حياط مدرسه، همكاران هنگام نوشيدن قهوه و همسايگان در حين رفت و آمد روزمره، همگي به اين موضوع مي‌پردازند و با هم بحث و مشورت مي‌كنند. هم زنان و هم مردان در تمام مراحل تاريخ و در همه فرهنگ‌ها همين طور برخورد مي‌كرده‌اند.

بدگوئي و پشت سر ديگران حرف زدن در همه جوامع معمولا خصلتي ناپسند محسوب مي‌شود، اما گاهي اوقات مي‌تواند تأثيري سازنده نيز همراه داشته باشد. روانشناسان و پژوهشگران علم تكامل در سالهاي اخير در جريان بررسي‌هاي مختلف متوجه شده‌اند كه بدون وجود گفت‌وگو درباره ديگران كه ظاهرا سطحي و بيهوده به نظر مي‌رسد، جوامع نمي‌توانند به بقاي خود ادامه دهند. با وجود اينكه محتواي اين مكالمات معمولا بسيار پيش‌پاافتاده است، اما اهميت زيادي دارد.

راب ويلر (Robb Willer)، روانشناس از دانشگاه كاليفرنيا اعتقاد دارد كه حرف‌هاي به اصطلاح "خاله‌زنكي" تنها محدود به بدگوئي نمي‌شود، بلكه همچنين تعيين‌كننده معيار‌هاي اخلاقي و ارزش‌هاي فرهنگي در جامعه است.

بدگوئي و پشت سر ديگران حرف زدن معمولا در جوامع خصلتي ناپسند محسوب مي‌شود، اما گاهي اوقات مي‌تواند تأثيري سازنده نيز به همراه داشته باشد

نياز به اطلاع‌رساني درباره برخورد غيرعادلانه

راب ويلر با كمك همكارانش در جريان يك كار پژوهشي، رفتار گروهي از افراد داوطلب را هنگام مشاهده بازي بين دو نفر مورد بررسي قرار دادند. يكي از دو بازيكن همواره خلاف قوانين بازي عمل مي‌كرد. مشاهده برخورد بازيكن متخلف باعث مي‌شد كه ضربان قلب داوطلبان تند شود. هنگامي كه به داوطلبي اجازه داده مي‌شد كه به بازيكن ديگر با كمك يادداشتي در مورد تقلب بازيكن متخلف هشدار دهد، آنگاه ضربان قلب او نسبت به ديگران سريع‌تر به حالت عادي برمي‌گشت.

داوطلبان نيز خود پس از اتمام پژوهش مي‌گفتند كه حين مشاهده بازي، "غيبت كردن" آنها را آرام مي‌كرده است. بسياري از آنها گفتند كه حتي حاضر بودند مبلغي بپردازند تا اجازه داشته باشند برخورد اشتباه يك بازيكن را به اطلاع ديگري برسانند. بازيكنان نيز از اين اطلاع‌رساني بهره‌مند مي‌شدند، زيرا نسبت به برخورد غيرعادلانه بازيكن متخلف آگاه مي‌شدند.

پژوهشگران احتمال مي‌دهند كه ظاهرا يكي از انگيزه‌هاي غيبت كردن كمك به ديگران است. ويلر مي‌گويد: «ما وقتي كه قصد داريم از سودجوئي جلوگيري كنيم، نبايد احساس عذاب وجدان داشته باشيم.»

تمايل به كسب نظر مثبت ديگران در مورد خود

سالهاست كه دانشمندان تلاش مي‌كنند از طريق بررسي‌هاي مختلف دريابند كه كلا چرا اين كشش براي كمك كردن در داوطلبان به وجود مي‌آيد، حتي زماني كه خود نفعي از شرايط نمي‌برند؟

مانفرد مينيسكي Manfred Miniski، مدير بخش زيست‌شناسي تكاملي در موسسه ماكس پلانك در اين باره مي‌گويد: «اهميت خوش‌نام بودن براي افراد در جامعه از اهميت زيادي برخوردار است.» او مي‌افزايد: «به طور مثال من در ايستگاه قطار جاي خود را در صف به فردي غريبه مي‌دهم. ديگران اين صحنه را مي‌بينند و از برخورد من تعريف مي‌كنند. به اين ترتيب بعدا من خود از شهرت خوبي كه كسب كرده‌ام بهره خواهم برد.»

در وقع مي‌توان صحبت كردن درباره ديگران را به عنوان ابزاري ديد براي دست‌يابي به خوش‌نامي در جامعه.



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۲۸ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

بزرگ-متوسط- كوچك ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

>
>انسان هاي بزرگ درد ديگران را دارند
>
>انسان هاي متوسط درد خودشان را دارند
>
>انسان هاي كوچك بي دردند
>
>انسان هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند
>
>انسان هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند
>
>انسان هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند

>
>انسان هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند.

انسان هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند

انسان هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند

>انسان هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند
>
>انسان هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد
>
>انسان هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند
>
>
>انسان هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
>
>انسان هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند
>
>انسان هاي كوچك مسئله ندارند

>
>
>انسان هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند
>
>انسان هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند
>
>انسان هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند


>



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۲۷ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

جملات زندگي

۲. شعر مورد علاقه تان را از بر كنيد.

۳. هر آنچه كه ميشنويد را باور نكنيد، همه دارايي تان را خرج نكنيد و هر چقدر كه مي خواهيد نخوابيد.

۴. وقتي ميگوييد "دوستت دارم"، واقعاً داشته باشيد.

۵. وقتي ميگوييد "متاسفمa"، در چشم طرف مقابل نگاه كنيد.

۶. پيش از ازدواج حداقل شش ماه نامزد بمانيد.

۷. به عشق در نگاه اول اعتقاد داشته باشيد.

۸. هيچگاه به روياهاي ديگران نخنديد.

۹. عميق و مشتاقانه عشق بورزيد. ممكن است صدمه ببينيد ولي اين تنها راه كامل زندگي كردن است.

۱۰. در اختلافات، منصفانه مبارزه كنيد. بدون صدا زدن اسامي افراد.

۱۱. مردم را از روي خويشاوندانشان مورد قضاوت قرار ندهيد.

۱۲. آرام صحبت كنيد، سريع فكر كنيد.

۱۳. وقتي كسي از شما سوالي مي پرسد كه تمايلي به پاسخ دادن نداريد، لبخند زده، و سوال كنيد، "چرا ميخواهي بداني؟"

۱۴. بياد داشته باشيد كه عشق بزرگ و كاميابي هاي بزرگ ريسك بزرگ مي طلبند.

۱۵. با مادرتان در تماس باشيد.

۱۶.وقتي كسي عطسه ميكند به او بگوييد "عافيت باشه!"

۱۷. وقتي شكست ميخوريد، درسي كه از آن شكست مي آموزيد را فراموش نكنيد.

۱۸. سه چيز را بياد داشته باشيد: احترام به خود، احترام به ديگران و پذيرفتن مسئوليت همه كارهايتان.

۱۹. اجازه ندهيد يك مشاجره كوچك يك دوستي بزرگ را خراب كند.

۲۰. وقتي متوجه اشتباه خود شديد، قدمهاي فوري براي جبران آن برداريد.

۲۱. وقتي گوشي تلفن را برمي داريد لبخند بزنيد، فرد تماس گيرنده لبخند شما را در صدايتان خواهد شنيد.

۲۲. با زن يا مردي ازدواج كنيد كه عاشق صحبت كردن با او هستيد. وقتي سنتان بالاتر ميرود، مهارتهاي محاوره اي به اندازه مهارتهاي ديگر اهميت پيدا خواهد كرد.

۲۳. مقدار زماني را در تنهايي سپري كنيد.

۲۴. آغوشتان را براي تغيير باز كنيد ولي نه به اندازه اي كه ارزشهايتان زير سوال رود.

۲۵. بياد داشته باشيد كه گاهي سكوت بهترين پاسخ است.

۲۶. بيشتر كتاب بخوانيد و كمتر تلويزيون تماشا كنيد.

۲۷. شرافتمندانه و خوب زندگي كنيد تا در زمان پيري وقتي به گذشته فكر كرديد، فرصتي دوباره براي لذت بردن از آن پيدا كنيد.

۲۸. به خدا توكل كنيد ولي درب ماشينتان را قفل كنيد.

۲۹. وجود فضايي عاشقانه در خانه تان بسيار مهم است. هر آنچه كه ميتوانيد براي ايجاد خانه اي آرام، آسوده و امن انجام دهيد.

۳۰. در اختلافات با كسي كه دوستش داريد، با موقعيت كنوني دست و پنجه نرم كنيد. گذشته را پيش نكشيد.

۳۱. مفهوم عميق و ژرف مطالب را درك كنيد.

۳۲. دانش خود را به اشتراك بگذاريد. اين روشي است براي دستيابي به ابديت.

۳۳. با محيط زيست مهربان باشيد.

۳۴. با خدا راز و نياز كنيد. قدرت بيكراني در اين كار است.

۳۵. وقتي كسي از شما تعريف ميكند هيچگاه حرفش را قطع نكنيد.

۳۶. حواستان به كار خودتان باشد.

۳۷. به كسي كه زمان بوسيدن شما چشمانش را نمي بندد اعتماد نكنيد.

۳۸. يكبار در سال به جايي برويد كه تابحال نرفته ايد.

۳۹. اگر درآمد زيادي داريد، بخش از آنرا در زمان زنده بودنتان براي كمك به ديگران اختصاص دهيد. اين بزرگترين لذت بردن از ثروت است.

۴۰. بخاطر داشته باشيد كه دست نيافتن به چيزي كه دوست داريد گاهي خوش اقبالي است.

۴۱. قوانين را بياموزيد سپس برخي را بشكنيد.

۴۲. بياد داشته باشيد بهترين رابطه آني است كه عشق شما به يكديگر بزرگتر از نياز شما به يكديگر باشد.

۴۳. موفقيت خود را اينگونه محك بزنيد كه چه چيزي را از دست مي دهيد تا چه چيزي را بدست آوريد.

۴۴. بخاطر داشته باشيد كه شخصيت شما سرنوشت شما است.

۴۵. متهورانه به عشق خود نزديك شويد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۲۷ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

سالهاي اول ازدواج



1 قبل از هر چيز عاشق خودتان باشيد:تعجب نكنيد! تا وقتي كه هر يك از شما براي خودش ارزش قايل نشود، نمي‌تواند براي ديگري مفيد باشد. به خودتان اهميت بدهيد. سعي كنيد هميشه طوري زندگي كنيد كه كمترين فشار و استرس را متحمل شويد. شاد بودن شما فاكتوري است كه باعث احساس رضايت و شادي در همسرتان هم خواهد شد.

2 آسان‌گير و شوخ‌طبع باشيد: با شروع زندگي مشترك، بايد كم‌كم بياموزيد كه بهتر است به مشكلات خنديد. اگر براي حل مسايل خود راه‌هاي منطقي را كه بلد بوديد به كار برديد ولي باز هم مشكل حل نشد، خيلي سخت نگيريد. مطمئن باشيد خوش‌اخلاقي شما و گذر زمان 2 عاملي هستند كه دست به دست هم مي‌دهند و هر ناممكني را ممكن مي‌كنند.

3 نوبتي عصباني بشويد: تصور كنيد همسرتان پس از يك روز كاري سخت به شما مي‌رسد و شروع مي‌كند به شكايت كردن از در و ديوار و غر زدن و نق زدن. بهتر است اجازه بدهيد خودش را خالي كند، البته تا جايي كه رفتارش شما را آزار ندهد. بعد از تمام شدن حرف‌هاي همسرتان، شما هم فرصت داريد مشكلاتي را كه در طول روز برايتان پيش آمده براي او تعريف كنيد. به اين شكل هر دوي شما هم مي‌شنويد و هم شنيده مي‌شويد. مي‌توانيد بعد از برگشتن اوضاع به حالت عادي بيشتر و مفصل‌تر در مورد مسايل با هم بحث كنيد.

4 با هم حرف بزنيد: شما و همسرتان هر دو انسان‌هاي بالغي هستيد. پس نيازها و خواسته‌هايتان را خيلي روشن و منطقي با هم در ميان بگذاريد. هر دوي شما بايد بدانيد كه همسرتان كجا و چه وقت به شما نياز دارد. علاوه بر آن خط‌قرمزهاي يكديگر را هم بايد بشناسيد يعني وقتي در حل مساله‌اي نيازي به دخالت شما نيست، به زور خود را وارد ماجرا نكنيد.

5 پيش هركسي كه مي‌رسيد، درددل نكنيد: تا حد ممكن مشكلات زندگي مشترك خود را بيرون از خانه نبريد. سعي كنيد همه مسايل را خودتان دو نفري حل كنيد. نهايتا اگر به نتيجه نرسيديد، فقط از كارشناسان و مشاوران خانواده كمك بگيريد. مثلا فرض كنيد همسر شما خيلي شلخته است. اگر اين مساله را پيش دوستان و نزديكان خود بازگو كنيد، احتمالا هركس نظر خودش را براي بهبود اوضاع مي‌گويد ولي هيچ‌يك از نظراتي كه اطرافيان مي‌دهند علمي و كارشناسانه نيست. بنابراين به احتمال خيلي زياد مشكل به هيچ‌وجه حل نخواهد شد. تنها اتفاقي كه مي‌افتد اين است كه اعتبار و شخصيت همسر شما و به تبع آن آبروي شما به خطر مي‌افتد.

6 نقاط‌قوت و ضعف يكديگر را بشناسيد و سپس تقسيم كار كنيد: بيشتر آدم‌ها دوست ندارند قبول كنند كه برخي ديگر مي‌توانند كار خاصي را بهتر از آنها انجام دهند ولي پس از ازدواج بايد وجود بعضي استعدادها‌ي خاص را در همسر خود قبول كنيد. درست همان‌طور كه او هم وظيفه دارد توانايي‌هاي ويژه شما را بشناسد. مثلا ممكن است يكي از شما دو نفر استعداد بهتري در برنامه‌ريزي مالي داشته باشد. خوب بهتر است تنظيم خرج خانه به اين فرد سپرده شود. البته مواظب باشيد اين تقسيم وظايف تبديل به ديكتاتوري نشود. يعني مشورت هر دوي شما در چنين اموري لازم است اما بهتر است برنامه‌ريزي كلي را كسي كه توانايي بيشتري دارد انجام بدهد.

7 محبت و عشق خود را ابراز كنيد: اهميت ابراز عشق به همسر را شايد بارها در مقالات روان‌شناسي مختلف شنيده يا خوانده باشيد اما واقعا چند نفر را مي‌شناسيد كه هميشه و هر روز اين كار را انجام ‌دهند؟ خود را عادت بدهيد كه حتما اين توصيه را عملي كنيد چون واقعا ساده و موثر است. اگر در خانه هستيد و همسرتان از بيرون برمي‌گردد، به پيشواز او برويد. هر روز يكديگر را در آغوش بگيريد و ببوسيد. از گفتن جمله دوستت دارم هرگز خسته نشويد. اين جمله هيچ‌وقت تكراري نمي‌شود و هميشه اثرگذار است.

8 به هر بهانه‌اي از همسر خود تعريف كنيد: وقتي همسرتان لباس خود را عوض مي‌كند به او بگوييد چقدر دوست‌داشتني شده. يا مثلا بگوييد فلان رنگ چقدر به او مي‌آيد. چقدر خوب آشپزي مي‌كند، چقدر خوب صحبت مي‌كند يا چقدر زيبا مي‌خندد...

9 لازم نيست هميشه كارهاي مشتركي انجام دهيد: شما و همسرتان هر دو به زمان‌هايي براي تنها بودن نياز داريد. در اين اوقات هريك از شما مي‌تواند به سرگرمي مورد علاقه خودش برسد. مثلا وقتي شما كتاب مي‌خوانيد همسرتان تلويزيون ببيند. يا وقتي شما در اينترنت وب‌گردي مي‌كنيد او آشپزي يا باغباني يا هر كار ديگري كه دوست دارد انجام دهد.

10 تاريخ‌هاي مهم رابطه‌تان را جشن بگيريد: از هر مناسبتي براي جشن گرفتن استفاده كنيد. تاريخ اولين آشنايي، اولين قرار، خواستگاري، ازدواج يا هر چيز ديگري. اين جشن مي‌تواند خيلي ساده، رمانتيك و به اصطلاح دونفره باشد. مثلا شام مخصوصي درست كنيد و روي ميز شمع بگذاريد. همين كار به‌نظر ساده موجب تداوم عشق شما خواهد شد.


متن اصلي منبع: Holistic living


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۲۵ توسط:123 موضوع: نظرات (0)

تبريك سال نو........

اگر سفر نكني،
اگر كتابي نخواني،
اگر به اصوات زندگي گوش ندهي،
اگر از خودت قدرداني نكني.

 به آرامي آغاز به مردن مي‌كني
زماني كه خودباوري را در خودت بكشي،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.


به آرامي آغاز به مردن مي‌كني
اگر برده‏ عادات خود شوي،
اگر هميشه از يك راه تكراري بروي،
اگر روزمرّگي را تغيير ندهي،
اگر رنگ‏هاي متفاوت به تن نكني،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكني.


تو به آرامي آغاز به مردن مي‏كني
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايي كه چشمانت را به درخشش وامي‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند،
دوري كني.


تو به آرامي آغاز به مردن مي‌كني
اگر هنگامي كه با شغلت‌ يا عشقت شاد نيستي، آن را عوض نكني،
اگر براي مطمئن در نامطمئن خطر نكني،
اگر وراي روياها نروي،
اگر به خودت اجازه ندهي،
كه حداقل يك بار در تمام زندگيت
وراي مصلحت‌انديشي بروي.

امروززندگي را آغاز كن!


امروز مخاطره كن!
امروز كاري كن!
نگذار كه به آرامي بميري!
شادي را فراموش نكن
!

پابلو نرودا

ترجمه احمد شاملو



برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۶ مهر ۱۳۹۹ساعت: ۱۲:۳۸:۲۳ توسط:123 موضوع: نظرات (0)