به هر حال تحولات دوران جواني به پيري آن چنان تدريجي است كه حتي ممكن خود شخص اصلا متوجه نشود و خود را در مقايسه با افراد مسن تر نه تنها پير حس نكرده كه حتي جوان هم مي دانسته است همواره سالمند از ديدگاه اطرافيان آشكار تر از چيزي است كه به نظر خود شخص مي آيد .
▪ اما نكته مهم اين است كه :
پيري بر خلاف آنچه غالب تصور مي شود همراه با آن گونه مشكلاتي نيست كه بر سر زبان ها افتاده و پيران را مردمي خسته و بيمار و افسرده و بي حافظه و جدا مانده و دل نازك و عجيب و غريب به حساب مي آورند، البته ممكن است اقليتي از پيران چنين باشند ولي اين گونه انديشه هاي نادرست در مورد پيران باعث رنجيدن افراد سالخورده مي شود و حتي گروهي از آنان را به قبول اين باورهاي نادرست درباره خود وا مي دارند.
بايد توجه داشت كه بيشتر پيرامون تا ماههاي آخر عمر خود توانايي هاي قابل ذكري دارند كه هرگز نبايد آنان را از بسياري از عرصه هاي زندگي به كنار گذاشت . در عين حال نبايد اين توانايي ها را بيشتر از آنچه كه هست ارزيابي كرد و انتظارات بيجا از سالخوردگان داشت .
بعلاوه افراد سالخورده منبعي از تجارت ارزشمند هستند كه مي تواند براي جوانتر ها كاملا مفيد باشد و معاشرت و گفت و گو با آنان بسيار مفيد است. افراد سالخورده توان جسمي بالايي ندارند، ليكن در بسياري از فعاليت ها مانند پياده روي و كارهاي ساده مي توانند شركت كنند.
آنان همچنين مي توانند در فعاليت هاي ذهني مثل مطالعه و شركت در آموزش هاي مورد علاقه و بازي هاي فكري مشغول شوند.براي رفع مشكل فراموشي در افراد سالخورده اولا مي توان به آنان كمك كرد تا برخي از امور روز مره را كه از ياد مي برند به خاطر آورند و ثانيا در اختيار گذاشتن يك دفتر يادداشت و قلم در ياد آوري كارهاي روز مره به آنان كمك مي كند .همچنين شنوايي فرد در اين دروه كمتر مي شود و نياز به كمك بيشتري دارد .
وضع سلامت جسمي سالخوردگان بسيار متفاوت از يكديگر است. يك فرد ۷۵ ممكن است كوتاهترين صحبت در گوشي شما را بشنود، در حالي كه يك سالخورده ۶۵ ساله ممكن است حتي صداي زنگ در را هم نشوند يكي ممكن است روزانه دو ساعت پياده روي كند و ديگري ممكن است نتواند راه برود.
رسيدن به سنين بالاي زندگي نتيجه عوامل پيچيده اي است كه اهم آنها عبارتند از: وضعيت ژنتيك فرد، وضع تغذيه ،بهداشت و عوامل محيطي ديگر. اما در هر صورت رسيدن به پيري همراه با تغييرات جسمي بخصوص كاهش قدرت بينايي و شنوايي و چشايي و بويايي و كاهش قدرت بدني و هماهنگي حركتي و سرعت واكنش در مقابل محركهاست .
يكي ديگر از تغييرات جسمي دوره پيري حساسيت در مقابل سرما و گرماست و بدن فرد نمي تواند در مقابل سرما و گرما بسرعت خود را سازگار كند. مقدار خواب نيز در اين دوره كاهش مي يابد از آن جا كه تكرار ادرار بخصوص در مردان بيشتر ميشود وقتي كه براي دفع آن از خواب بيدار مي شوند مشكل است كه دوباره بخوابند همچنين خواب افراد سالخورده سبكتر است و كمتر خواب مي بينند .
چين و چروكهاي صورت و بدن به دليل كم شدن چربي و لاغر شدن عضلات زير پوست ، بيشتر مي شود . ساير تغييرات آشكار نظير كم شدن و نازك شدن و سفيد شدن موي سر و رويش مو در چانه زنان و گوش مردان را همه مشاهده كرده اند پهنا و وزن بدن كمتر ، قد كوتاهتر و استخوان ها لاغرتر و بدن خميده مي شود .
عموما تا سن ۶۵ سالگي احتياجي به كاهش شديد كارهاي روزانه نيست. گروهي از افراد سالمند بالاي ۶۵ سال نيز مي توانند چند سال ديگر به ادامه كارهاي قبلي خود بپردازند . از نظر فعاليت هاي روزانه مانند خوردن ،پوشيدن ،حمام كردن، آشپزي خريد و انجام كارهاي خانه نيز بيشتر سالخوردگان تا سن ۸۰ سالگي و گاهي پس از آن نير شخصا از عهده كارهاي خود بر مي آيند.
برخي از افراد مسن نيز دچار يك بيماري مزمن يا بيشتر هستند شايعترين اين بيماري ها عبارتند از :درد مفاصل، لرزش عضلاني، ضعف شنوايي و بيماري هاي قلبي. در هر صورت ميزان سلامتي فرد در دوره پيري وابسته به سبك زندگي ،تغذيه ،خواب ،ورزش استفاده يا عدم استفاده از سيگار است .
● افسردگي در سالمندان
افسردگي به عنوان يكي از معمول ترين مسائل احساسي و عاطفي در سنين سالمندي است. طبق تحقيقات انجام يافته مشخص گرديده است كه اين حالت در ۱۲ درصد سالمندان بستري در بيمارستان وجود داشته است و ۱۵ تا ۱۶ درصد افرادي كه در بيمارستانهاي خصوصي و خانه سالمندان بستري هستند از اين بيماري رنج مي برند . (منبع مجموعه مقالات سالمندي ص ۵۸ )اين بيماري را چنين تعريف مي كنند از بين رفتن علاقه و تمايل نسبت به انجام فعاليت هاي معمولي و تفريحات و سرگرمي ها .
▪ علايم افسردگي عبارتند از :
كاهش اشتها، بي خوابي و يا خواب زياد ،از دست دادن انرژي ،خستگي و بيزاري، اضطراب و تشويق ، كندي در انجام فعاليت ها، از دست دادن علاقه و يا فقدان احساس خشنودي رضايت و لذت نسبت به فعاليت ها معمولي و هميشگي ، ابراز شكايت و سرزنش خود و يا محكوم كردن بي مورد خويش، گله و شكايت از كاهش قابليت تفكر و تمركز گرفتن تصميماتي در مورد خود كشي .
اغلب اوقات اين موارد منجر به كاهش ميل به غذا و بي اشتهايي مي شود .
هم چنين اين مورد شامل خستگي هاي جسمي نيز هست كه موجب عدم در خواست غذا از طرف فرد خواهد شد. بنابراين بيماران افسرده به طور قابل ملاحظه اي در معرض خطر ابتلا به سوء تغذيه قرار دارند .
به طور كلي دلايل به وجود آمدن افسردگي در افراد سالمند ناشي از فقدان چند مورد ذيل است
مرگ همسر يا دوست
اختلال در انجام وظايف
از دست دادن آزادي و استقلال و اتكا به نفس
كاهش و فقدان اراده و تصميم گيري
تقريبا در همه افراد افسرده درجاتي از غمگيني شديد يا ناشادماني كه دامنه آن از يك ماليخوليا و اندوهگيني متوسط تا نااميدي شديد در نوسان است گزارش كرده اند. اين نوع غمزدگي ممكن است توسط فرد به صورت نوميدي شديد، تنهايي يا دلگيري توصيف شود .
افرادي كه افسردگي ملايم يا متوسط دارند ممكن است از طريق سردادن گريه آن را بروز دهند، اما افرادي كه دچار افسردگي شديد هستند اغلب اظهار مي دارند دوست دارند گريه كنند، اما نمي توانند .
در اغلب موارد افسردگي به كاهش انگيزه همراه است .انرژي فرد كاهش يافته و فرد بدون انجام دادن كار همواره احساس خستگي و فرسودگي مي كند. فرد افسرده احساس گناه دارد و فكر ي مي كند موجود بي ارزشي است و نسبت به توانمندي و استعداد و قابليت هاي خويش بي اعتنا است و آنها را دست كم مي گيرد .
از نگاه پيران افسرده زندگي آنان بر اساس تفكري كه به آن دچار شده اند حاصل و ثمري در بر نداشته است . كاهش انگيزه و بي تفاوتي را در اغلب افراد مبتلا به اختلال افسردگي به ويژه پيران مي توان مشاهده نمود .
افسردگي در دوران پيري در زنان حدود چهل سالگي و در مردان حدود پنجاه سالگي بروز مي كند، در ضمن اين افراد ممكن است سابقه افسردگي قبلي نداشته باشند تا اين اواخر پژوهشگران بر اين باور بودند كه تغييرات جسماني كه در موقع يائسگي در زنان بروز مي دهد علت اصلي ايجاد پسيكوز پيري است. اما مطالعات و مشاهدات كلينيكي انجام شده نشان داد كه تغييرات متابوليسم بدن تنها دليل و ياحتي مهم ترين علت بروز پيسيكوز پيري نيست .
سن چهل سالگي به بعد دوراني است كه همه افراد چار مسايل و مشكلاتي مي شوند، اما برخي از افراد به دلايل متعدد و گوناگون توان مقابله با مشكلات زندگي و سازگاري با آن را از دست ميدهند .برخي از زنان و مردان در سنين بالا ممكن است احساس كنند كه قواي آنان تحليل رفته و به فردي بي مصرف تبديل شده اند، به اصطلاح تاريخ مصرف آنان سپري شده و مورد نياز نيستند بنابراين احساس پوچي نموده و خود را عاطل و باطل مي پندارند.
اغلب افراد سالخورده توانايي انطباق با واقعيت هاي زندگي را دارند، اما برخي از آنها به دلايل متعدد قادر به تحمل واقعيت ها نبوده و خاطري افسرده پيدا مي كنند و بدين ترتيب افسردگي آنان(به مصداق افسرده دل ، افسرده كند انجمني را) موجب ايجاد مشكل در خانواده مي شود
پس :
مي توان با تشخيص زود هنگام و درمان اساسي از افسردگي در سالمندان از ايجاد هر گونه مشكل بين افراد سالخورده و نزديكان آنان جلوگيري بعمل آورد .
● مشكلات دوران سالمندي
بر اثر تحليل رفتن قواي جسماني و ذهني سالخوردگان تنوع و كثرت مسايل در سالخودرگي امري كاملا طبيعي به نظر مي رسد. از اين رو شايد هيچ دوره اي از زندگي مانند سالخوردگي پر مساله و نگران كننده نباشد . به همين دليل سالخوردگان براي سالم زيستن به سازگاري فراواني نياز دارند
حال برخي از مسايل اين دوره اشاره مي كنيم تا شايد راهنمايي باشد براي كساني كه با افراد مسن زندگي مي كنند يا سرو كار دارند
۱) مشكلات روحي به ويژه ديداري و شنيداري
۲) مشكلات حركتي معمولا درد مفاصل، موجب عدم تحرك و خانه نشينين سالخوردگان مي شود
۳) كاهش نيرو به علت تغييرات فيزيولوژيكي بدن
۴) بي خوابي
۵) فراموشي به علت تغييرات فيزيولوژيكي مغز به خصوص در حافظه كوتاه مدت
۶) كمبود در آمد به علت از كار افتادگي و نداشتن شغل تمام وقت
۷) بازنشتگي اوقات خالي و بدون برنامه اي كه ره آورد دوران بازنشتگي است احتمالا از عزت نفس و ارزش كه فرد براي خود قايل است مي كاهد .
۸) تنهايي سالخوردگان معمولا احساس تنهايي مي كند زيرا كه فرزندانشان معمولا ازدواج كرده و آنان را ترك كرده اند هم چنين مرگ همسر نيز به شدت مي تواند براحساس تنهايي آنها بيفزايد بعلاوه به علت ناتواني حركتي نمي توانند از خانه خارج شوند و با ديگران در ارتباط باشند
۹) عدم توانايي توليد مثل به ويژه در زنان به علت يائسگي
۱۰) استقلال فرزندان استقلال خواهي فرزندان موجب مي شود كه پدران و مادران سالخوده تنها بمانند در اين احساس در آنان به وجود مي آيد كه ديگر مسئوليتي ندارند و مثمر ثرم نيستند .
۱۱) كاهش سطح انگيزش برخي از افراد مسن تصور مي كند كه چون به تدريج به مرگ نزديك مي شوند ديگر علتي براي كار و فعاليت و لذت بردن از زندگي وجود ندارد.
۱۲) تغيير محل سكونت به طور اجباري پس از فوت همسر ممكن است فرزندان تصور كنند كه راحتي و آرامش والد آنها در اين است كه در مكاني كوچكتر و يا نزديك محل سكونت آنها زندگي كند به اين ترتيب پدر يا مادر خانه اي را كه يك عمر در آن زيسته اند و برايشان خاطره انگيز است به ناچار بايد ترك كنند ؟
۱۳) از دست دادن عزيزان مثل بستگان نزديك به ويژه همسر، فرزند، دوستان
۱۴) افزايش وابستگي به ديگران معمولا زماني فرا مي رسد كه پدر و مادر به فرزندان خود وابستگي شديد پيدا مي كنند. اولا ممكن است بر اثر بيكاري و فقدان درآمد هزينه هاي دارويي پيش بيني نشده و .. فرد به كساني وابستگي پيدا كند كه قبلا به او وابسته بوده اند ثانيا شخص سالخورده به دليل مشكلات جسماني،رواني و بيماري امكان دارد نتواند بسياري از كارهاي خود را انجام دهد. از اين رو به ديگران نياز دارد تا از لحاظ تغذيه، نظافت و مراقبت هاي پزشكي او را ياري دهند.
۱۵) نگرش منفي نسبت به سالخوردگان عده اي از سالخوردگان پيري را زمان فراغت و انجام كارهاي نا اتمام مي دانند، ولي برخي از آنان كه به حيات نگرش منفي دارند به اين دوره به عنوان پايان راه مي نگرند به خصوص اگر شاهد مرگ دوستان همسن و سال ، همسايگان و هسمر باشند مرگ را به خود نزديك احساس مي كنند .
● بي خوابي در سالمندان
بهداشت رواني انسان بيش از هر چيز در گرو نحوه تامين نيازهاي اساسي اوست و خواب به عنوان يكي از حياتي ترين نياز جسمي، ذهني و عاطفي انسان از ابعاد و ديدگاه هاي مختلف از اهميت ويژه اي برخوردار است. خواب راحت از نشانه هاي سلامت جسم و آسايش روان است .
امروزه تعداد كساني كه به علت هاي مختلف نمي توانند اغلب شبها خواب راحتي داشته باشند بسيار قابل ملاحظه اند بررسي ها نشان مي دهند كه مشكلات بي خوابي با افزايش سن افزايش مي يابد.( منبع مجموعه مقالات سالمندي صفحه ۸۳)
در ضمن الگوي بي خوابي با تغيير سن تغيير مي يابد . فرضا سالمندان اغلب از بيداري هاي طويل و مكرر در طول شب و يا سحرخيزي شكايت دارند. بسياري از سالمندان از تغييرات طبيعي خواب در گروه سني خود مخصوصا عدم توانايي كافي در رسيدن به يك دوره طولاني خواب مداوم آگاه نيستند. با افزايش سن خواب سبك تر و نامنظم تر مي شود اگر يك سالمند از تغييرات طول مدت و كيفيت خواب آگاه نبوده و به روال هر شب به بستر مي رود احتمالا ساعت ۴تا۵ صبح بيدار خواهد شد .بسياري از پژوهشگران خواب فكر ميكنند كه تنها عامل مهم در بهبود افراد سالمند تنظيم ريتم شبانه روزي آنهاست.
بهترين طريق رعايت برنامه خواب و بيداري بلند شدن از خواب در زمان يكسان بدون توجه به وقت يا مقدار خواب شب پيشين است .سالمندان غالبا صبح ها در بستر مي ماننند زيرا براي برخاستن از بستر ها اجباري ندارند بايد آنها را تشويق كرد تا برنامه اي جهت مصرف غذا ،ملاقات دوستان ،قرار ملاقات ها قدم زدن و هر فعاليت احتمالي ديگر داشته باشند پاي بند به اين برنامه نه تنها ريتم خواب را تنظيم مي كند بلكه يك زندگي پر تحرك و فعال را براي آنان فراهم مي آورد كه خواب را هم بهبود مي بخشد.
در ضمن در سنين سالمندي كارايي مكانيسم هاي تنظيم كننده حرارت بدن كمتر مي شود، به طوري كه احساس سرما در بستر مي تواند با خواب تداخل پيدا كند . مشكلات مربوط به برگشت غذا از معده به مري ممكن است مستلزم اجتناب از طرف غذا در شب و تنظيم تشك براي بالا نگه داشتن سر در موقع خواب باشد. نياز به دفع ادرار مكرر در سالمندان مبتلا به فشار خون بالا علت اغلب بيدار شدنهاي مكرر است. اين مشكل را مي توان با كم كردن مصرف مايعات در هنگام شب كاهش داد .
علاوه بر توصيه هاي بهداشتي كه براي پيشگيري از بي خوابي سالمندان مطرح شد ،طرح ها و انديشه ها ي درماني ديگري ارائه شده. به عنوان مثال طرفداران بر انگيختگي جسماني معتقدند كه افراد كم خواب برانگيختگي فيزيولوژيكي و تنش ماهيچه اي زيادي دارند كه با خواب در تعارض است. اين طرفداران عقيده دارند كه استحمام با آب گرم ،گوش دادن به موسيقي يا صداي امواج و قدم زدن راههاي پيشنهادي براي كاهش بي خوابي مي دانند .
▪ چرا افراد سالخورده اطمينان خود را نسبت به اطرافيان از دست مي دهند ؟
براي جواب دادن به اين سوال كه چرا افراد سالخورده معمولا اطمينان خود را نسبت به اطرافيان از دست مي دهند و يا نسبت به همه بدبين مي شوند ابتدا بايد توضيح مختصري درباره افت بينايي، شنوايي و چشايي در افراد مسن داده شود .
● اختلالا ت بينايي
مهم ترين اختلالات بينايي عبارتند از: نزديك بيني، دور بيني و پير چشمي يا تقليل قابليت تغيير پذيري عدسي چشم كه به تناسب ازدياد سن بيشتر شده در نتيجه قدرت تطابق چشم را كاهش مي دهد . اختلالاتي كه تحت عنوان آستيگماتيسم از آنها نام برده مي شود همه از بي نظمي هايي است كه در انحنا قرينه يا عدسي چشم به وجود مي آيد و اغلب با نزديك بيني همراه است. در حالت آستيگمات تصاوير اشيا كم و بيش تغيير شكل پيدا مي كند و بطور نامساعد تشخيص داده مي شود. افراد آستيگمات اگر به يك ساعت ديواري نگاه كنند بعضي از اعداد آن را پررنگ و بعضي ديگر را كمرنگ مي بينند .
خوشبختانه امروزه بسياري از اختلالات بينايي به كمك عينك برطرف مي شود. استفاده از عينك نياز به يك دوره سازگاري دارد بدين ترتيب كه فرد بايد خود را با آن سازگار كند ، در غيراين صورت آسيبهاي مهمتري را خواهد ديد. البته امروزه استفاده از عينك عموميت پيدا كرده و كسي آن را عيب نمي داند. سازگاري با استفاده از عينك مخصوصا در سنين بالا اهميت پيدا مي كند زيرا در اين سنين انسان بالا جبار بايد از دو عينك استفاده كند يكي براي نزديك و يكي براي دور .
اگر افرادي كه به اختلالات بينايي مبتلا هستند نخواهند آنها را به كمك عينك بر طرف كنند از خواندن روزنامه، كتاب و استفاده از تلويزيون محروم خواهند شد و در نتيجه روز به روز تماس خود را با دنياي خارج محدود خواهند كرد. اين محدوديت به احتمال زياد اختلالات رفتاري به دنبال خواهد داشت .
● افت شنوايي
افت شنوايي يعني كاهش توانايي در شنيدن اصوات آزمايشها نشان ميدهد كه افت شنوايي با افزايش سن رابطه دارد .خوشبختانه اين افت كامل نيست بدين معنا كه افت شنوايي براي بعضي از فركانس ها حاصل مي شود .
هر اندازه سن انسان بالاتر رود به همان اندازه اصوات بم را بهتر مي شنود و در مقابل توانايي شنيدن اصوات زير را از دست ميدهد. وقتي توانايي اخذ اصوات زير آسيب مي بيند درك كلام نيز با دشواري روبرو مي شود. زيرا حروف بي صدا مثلا ب، پ ،ت ،ث، ج، به علت فركانس بالايي كه دارند خوب شنيده نمي شوند و انسان خيال مي كند كه اطرافيان زمزمه مي كنند
عدم توانايي درك كامل كلمات موجب مي شود كه فرد اطمينان خود را نسبت به اطرافيان خود از دست بدهد. يعني گفت هاي آنها را درست نشنود و آنها را متهم كند كه از او حرف مي زنند حال اگر اين حالت زياد طول بكشد و فرد نخواهد به كمك سمعك شنوايي خود را اصلاح كند تمايلات خود بزرگ بيني پيدا مي كند يعني نسبت به همه بدبين ميشود و خيال مي كند همه در پي آزار او هستند و مي خواهند او را از بين ببرند .
پس :
در مواقع افت شنوايي حتما بايد از سمعك استفاده كرد تا از بروز اختلالات رواني احتمالي جلوگيري شود .
● دگرگوني حس بويايي و شنوايي
حس چشايي با بويايي رابطه بسيار نزديكي دارد و با افزايش سن دگرگون مي شوند. بدين ترتيب كه افراد مسن بو و مزه غذا را خوب تشخيص نمي دهند و در نتيجه شكوه و شكايت آغاز مي كنند و دايما بهانه مي گيرند .
مي دانيد كه براي معطر شدن غذا از ادويه استفاده مي كنند غافل از اين كه در سنين بالا تحمل در مقابل غذاهاي تند كم مي شود . يعني افراد مسن به خوردن غذاهاي كه ادويه دارند تمايل نشان نمي دهند و اين دگرگوني دشواريهايي را هم براي ديگران و هم براي خود آنها به همراه مي آورد. اين دشواري ها مسلما بر روابط آنها تاثير مي گذارد و احتمالا درگيري هايي را به وجود مي آورد كه نتيجه آن ناسالم شدن محيط زندگي خواهد بود. پس لازم است كه اطرافيان اين واقعيت ها را بدانند و خيال نكنند كه افراد مسن از روي عمد يا لج بازي از خوردن بعضي غذاها امتناع مي ورزند .
● سوء تفاهم و شناخت مردم درباره پيري و پيران
برخلاف عقيده عمومي مردم اغلب پيران خيلي خوب و زود تغييرات زندگي را از جواني و ميانسالي به پيري مي پذيرند و به سهولت قبول مي كنند كه دوره جواني آنها گذشته است و بايد اكنون در۶۵،۷۰ سالگي طرز زندگي نويني را بپذيرند، ولي به اقتضاي سن و زمان نبايد بكلي حركت و جنبش و ورزش و خوشي و شادكامي جواني و ميانسالگي را ترك كنند و گوشه گيري و دوري از اجتماع و فرار از معاشرت با دوستان و همسالان را اختيار كنند .
بايد بدانيم كه پيري مشكل و مسئله دشواري نيست بلكه در واقع ورود به آخرين مرحله در دوران عمر و زندگي است. پيري پس از جواني يك عالم ديگر نيست پيري هم مانند مراحل گذشته زندگي به سهم خود هم لذت و هم رنج و الم دارد ، هم حسن و محسنان زيادي را شامل است و هم سختي و ناتواني دارد. اما در بسياري از جوامع انساني مردم پيران را به چشم بيچاره،ناتوان ، تنها، بي فايده و بيكار نگاه مي كنند
ولي حقيقت امر اين نيست و اين گونه عقايد و تصورات واهي بلكي خطاست زيرا اغلب مردان و زنان بيش از ۶۰،۶۵،۷۰ سال و حتي به بالا از لحاظ بهداشت و صحت مزاج و بدن و خور و خواب و رفتار و گفتار كاملا عادي و سالمند و مي توانند فعاليت ها و كارهاي معمولي و مربوط به خودشان و حتي افراد جوان خانواده را انجام دهند و همواره تنهايي خودشان را غالبا به تاليف و ترجمه و تحقيق و تدوين آشكار علمي و ادبي و هنري مي گذارند. بنابراين بايد بدانيم كه
انديشه هاي نادرست در مورد پيران باعث رنجيدن افراد سالخورده مي شود و حتي گروهي از آنان را به قبول اين باورهاي نادرست درباره خود وا مي دارد بيشتر پيران تا ماههاي آخر عمر خودتواناييهاي قابل ذكري دارند و هرگز نبايد آنان را از بسياري از عرصه هاي زندگي كنار گذاشت. در عين حال نبايد انتظارات بيجا از سالخوردگان داشت .
● ورزش و سالمندي
سالمندي دوراني است كه فعاليت هاي جسماني، رواني فرد كاهش پيدا مي كند و ابتلا به بيماري هاي جسمي و ذهني ممكن است منجر به احساس افسردگي در فرد شود. عوامل آسيب پذيري چون ابتلا به بيماري هاي جسمي و مزمن، كاهش قدرت و توانايي بدن، بازنشستگي ، دوري از فاميل و دوستان ،مرگ اطرافيان ، بيماري و مرگ دوستان موجب مي گردد فرد بيش از پيش احساس نااميدي، افسردگي و بيهودگي كند .
در اين مورد نگرش افراد جامعه اطرافيان و فرزندان سالمند بسيار مهم است توجه افراد جامعه به سالمندان مي تواند تاثير مثبتي در پيشگيري از عوامل آسيب پذير داشته باشد. عوامل جسماني متعدي كه منجر به پير شدن ميگردند شامل تغذيه نادرست، بهداشت پايين ،كمبود ويتامين ها، كم آبي بدن، كم كاري غدد تيروئيد، بيماري هاي حاد مغزي، تصلب شرابين، آرتروز سرطان و .. مي باشند. يكي از مهم ترين و ساده ترين روشهاي جلوگيري از پير شدن توجه به جسم است.
عدم توجه و رسيدگي به جسم منجر به پيري زودرس مي شود افرادي كه تحرك كمتري دارند در معرض خطر ابتلا به بيماري هايي مانند: افسردگي، بيماري و مرگ زودرس قرار مي گيرند .
يكي از روش هاي ساده از پيري جلوگيري مي كند ،ورزش است. بدون فعاليت و كار انرژي خيلي زود تحليل مي رود.
افرادي كه تحرك كمتري نسبت به افراد پر تحرك دارند در خطر ابتلا به بيماري هاي گوناگون قرار مي گيرند ورزش كردن براي تمام افراد و هر گروه سني مفيد است .
در گذشته فيزيولوژيست ها معقتد بودند كه فقط تمرينات ورزشي در زمان جواني به استقامت دوران پيري كمك مي كند در حالي كه تحقيقات اخير نشان مي دهد كه ورزش براي هر فردي در هر سني مفيد است و يكي از خواص ورزش و فعال بودن جلوگيري از پيري است .
از فوايد مهم ورزش رابطه آن با سالم نگه داشتن عضلات است ورزش و تمرينات جسماني موجب افزايش حجم عضلات شده و اين امر به نوبه خود باعث مي شود فيزيولوژي بدن قوي تر عمل كند . با توجه به وزن سن و سلامتي جسماني سه هفته پياده روي موجب كاهش كلسترول خون مي شود تمرينات ورزشي كه در دوران جواني شروع مي شود مانع از پوكي استخوان در سنين بعدي مي گردد و استخوان ها تحمل بيشتري براي وزن بدن پيدا مي كنند، در نهايت ورزش موجب افزايش حجم عضلات و توان و قدرت فرد، افزايش در ميزان متابوليسم ،تحمل قند خون ،كاهش كلسترول، تنظيم حرارت بدن و تراكم استخوان مي گردد.
منابع:
۱) مجموعه مقالات سالمندي ناشر گروه بانوان نيكوكار
۲) مشكلات دوران پيري تاليف دكتر مجتبي عشقپور
۳) روانشناسي رشد ۲ تاليف دكتر حسين لطف آبادي
۴) روان شناسي عمومي تاليف دكتر حمزه گنجي
۵) زمينه روانشناسي تاليف اتكينسون و هيلگارد ترجمه دكتر محمد نقي براهني و سيف
۶)روان شناسي سالمندي تاليف گيل گارت ترجمه كيهان محمد خاني
سايت ارش رضايي
محمود زارعي
http://nazemfar.mihanblog.com
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید: